
در آستانه هفتمین سال بعثت نبی مکرم اسلام(ص) تعداد مسلمانان از قبایل مختلف مکه و به ویژه قبلیه بزرگ قریش رو به فزونی میرفت. موضوعی که هیچگاه مورد خوشایند سردمداران مکه نبوده و در عین حال تمام اقدامات آنها برای متوقف کردن و یا متقاعد کردن حضرت محمد(ص) راه به جایی نبرده بود.
پس از آنکه راهبرد شکنجه نومسلمانان و آزار و ایجاد مزاحمت برای پیامبر(ص) شکست خورد، مذاکرات مستقیم و غیر مستقیم مکیان با آن حضرت آغاز شد! مذاکراتی که با واسطه یا بیواسطه، ضمن ارائه پیشنهادات مالی و مادی سعی در همراه ساختن حضرت پیامبر با هیئت حاکمه داشتند اما در عین ناباوری این اقدامات قریشیها نیز عقیم ماند و با این وجود بیش از یکصد نفر از مسلمانان برای پیدا کردن مَأمنی مناسب در دو مرحله راهی دیار حبشه شده بودند و تلاشهای مشرکین مکه برای بازگرداندن آنها نیز به توفیقی نرسید.
وقتی قریشیان نتوانستند یاران پیامبر(ص) را از حبشه باز گردانند و دیدند که اسلام به خارج از حجاز هم نفوذ کرده با هم مشورت کردند تا راهی برای تسلیم شدن پیامبر و یارانش پیدا کنند. لذا قرار شد عهدنامهای امضا کنند که حضرت محمد(ص)، یاران و خاندان ایشان را در محاصره قرار دهند.
این عهدنامه بنابر نقل سیره و تاریخ نویسانی همچون ابن هشام و حلبی و معاصرانی همچون الحداد دارای مفاد ذیل بود:
ونصَ هذا العقد على الاُمور التالية:
1- أن لا يبتاعوا من أنصار النبي - صلى الله عليه وآله وسلم - ولا يبيعوهم شيئاً.
2- ان لا ينكحوا اليهم ولا يُنكحوهم.
3- أن لا يؤاكلوهم ولا يكلّموهم.
4- ان يكونوا يداً واحدة على «محمَّد» وانصاره
۱- نه از مسلمانان چیزی بخرند و نه به مسلمانان چیزی بفروشند.
۲- با آنان وصلت نکنند و ازدواج نکنند.
۳- با آنان رفاقت نکنند و با آنان سخن نگویند
۴- همگی در مقابله با محمد(ص) و یارانش متحد باشند.
قراءة في السيرة الفاطمية نویسنده: الحداد، كفاح جلد1 صفحه 104
تقیالدین مقریزی تاریخنگار برجسته مصری در کتاب خود «إمتاع الأسماع بما للنبي من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع» مینویسد: «و انحازت بنو هاشم و بنو المطلب مؤمنهم و كافرهم ليلة هلال المحرم سنة سبع من النبوة- إلا أبا لهب و ولده. فإنّهم ظاهروا قريشا على بني هاشم- فصاروا في شعب أبي طالب محصورين مضيقا عليهم أشد التضييق نحوا من ثلاث سنين، و قد قطعوا عنهم الميرة و المادة فكانوا لا يخرجون إلا من موسم إلى موسم حتى بلغهم الجهد، و كان حكيم بن حزام بن خويلد بن أسد بن عبد العزى بن قصي تأتيه العير تحمل الحنطة من الشام فيقبلها الشّعب ثم يضرب أعجازها فتدخل عليهم فيأخذون ما عليها من الحنطة»؛ بنیهاشم و بنیمطلب شب نخست ماه محرم سال هفتم بعثت گرد آمدند و در شعب ابیطالب از سوی قریشیان به شدت و به مدت سه سال محاصره شدند و همه مواد خوراکی را از آنان منع کردند و جز در ایام حج اجازه خروج نداشتند و «حکیمبن حزام» در بعضی اوقات کاروانهای گندم وارد شده از سوی شام را در نزدیکی شعب ابیطالب میبرد تا ذرهای به دست مسلمانان بیفتد.
إمتاع الأسماع بما للنبي من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع. نویسنده المقريزی، جلد 1 صفحه 44
شرایط بسیار سختی که پیامبر(ص) و مسلمانان در سه سال سخت از شدت گرسنگی و تشنگی در آن دامنه کوه ابوقبیس تجربه کردند، شاید قابل توصیف نباشد اما میتواند بخشهایی از این رنج بزرگ را که مورخان و نویسندگان روایت کردهاند به تصویر کشید.
علامه سیدمحسن امین در «اعیان الشیعه» و آیتالله مکارم شیرازی در کتاب «نفحات الولایه» مینویسند: «والتجأ المسلمون إلى شعب أبيطالب الذي كان وادياً موحشاً ومليئاً بالأحجار وعاشوا هناك ثلاث سنوات من الحرمان الشديد تحت طائلة الحصار الاقتصادي، فكانت تلك الأيّام من أصعب الأيّام التي عاشها المسلمون مع النبيّ الأكرم صلى الله عليه و آله إلى درجة أنّ أصوات بكاء الأطفال والجائعين كانت تسمع من خارج الشعب»؛ «و مسلمانان به شعب ابی طالب پناه بردند که سرزمینی ترسناک پر از درخت و سنگ بود و در آنجا ۳ سال در محرومیت و فقر مطلق و در سایه شوم تحریم و محاصره اقتصادی زندگی کردند . و بدون شک این روز ها ، از سخت ترین روزهایی بود که مسلمانان تجربه کردند . این شرایط اینقدر سخت بود که صدای گریه کودکان و گرسنگان تا بیرون شعب و در درون مکه نیز شنیده می شد!»
أعيان الشيعة نویسنده: الأمين، السيد محسن جلد 1 صفحه 230
نفحات الولاية نویسنده: مكارم شيرازی، ناصر جلد 9 صفحه 94
سلیمان ندوی، محقق اندیشمند و مورخ بزرگ در کتاب «الرساله المحمدیه» در خصوص شدت محاصره و شرایط بد اقتصادی مسلمانان در آن زمان می نویسد:
سعد بن أبي وقاص مسّه ألم الجوع في ليلة شديدة من تلك الليالي، فخرج من شعب أبي طالب يطلب شيئا يتبلّغ به ليذهب بعض ما به من ألم السّغب، فلم يجد إلا قطعة جافة من إهاب، فغسلها، وشواها، وأكلها بالماء.وعتبة بن غزوان أيضا كان من الذين امتحنوا فيشعب أبي طالب بأيدي المشركين، وهو يقول: إني وأصحابي السبعة قد دميت أفواهنا من أكل هذه الأوراق والأشياء التي نقتات بها.
سعدبن ابیوقاص یک شب که از شدت گرسنگی درد شکم گرفته بود به خارج از ابیطالب رفت تا چیزی برای خوردن خود و خانوادهاش پیدا کند پس چیزی نیافت جز تکهای از پوست دباغی شده، آن را شست، کباب کرد و به همراه آب خورد!
عتبة بن غزوان نیز میگوید که من و دوستانم که هفت نفر بودند دهانهایمان از خوردن برگ و پوست درختان به شدت زخمی شده بود!
الرساله المحمديه نویسنده الندوي، سليمان جلد 1 صفحه 141
در این بین پیامبر اعظم صلواتالله علیه همراه و همگام همه مسلمانان سختیها را به جان خریدند، گرسنگی کشیدند و از عشیره و قبیله خود دور ماندند و تنها تحریم اقتصادی را تحمل کردند. در همان مکان نیز بسیاری از مشترکان قصد تعرض و ترور شخصیت ایشان را داشتند که به سرانجام نرسید.
سال آخر این بحران شدید اقتصادی برای مسلمانان با درگذشت دو حامی بزرگ اسلام در حالی به پایان یافت که حزن و اندوه فراوان برای نبی مکرم اسلام به همراه داشت! وفات حضرت خدیجه کبری(س) و حضرت ابوطالب(ع) آنقدر برای پیامبر سخت و سنگین بود که آن سال را عامالحزن نامگذاری کردند.
این شرایط سخت، بدون شک نقطه آغازی برای استقامت و پولادینشدن اراده مسلمانان در جهت تحقق وعدههای الهی و به ثمر رساندن تلاشها برای گسترش عدل در جهان بود که پس از هجرت به مدینه منوره و با تأسیس حکومت اسلامی در مدینه به سرانجام رسید.
محمدرضا سلمانی عبیات، پژوهشگر تاریخ اسلام
انتهای پیام