کد خبر: 3941067
تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۹ - ۱۴:۳۸

تفسیر باطنی عبادت از نظر ملکیان

هر وقت که احساس کنیم که خوبی‌ها، حقیقت‌ها، و زیبایی‌های جهان هستی منحصر در همان‌هایی که ما در اختیار داریم نیستند و بسا خوبی‌ها، حقیقت‌ها، و زیبایی‌ها هست که دست ما از آن‌ها کوتاه است و در عین حال سخت مشتاق آنهاییم، حالت دعا در ما پدید می‌آید.

تفسیر باطنی عبادت از نظر ملکیان

به گزارش ایکنا، مصطفی ملکیان در قسمتی از کتاب «راهی به رهایی؛ جستارهایی در باب عقلانیت و معنویت» که آن را در شبکه اجتماعی منتشر ساخته، به تفسیر باطنی عبادت پرداخته است. این بخش از متن کتاب را در ادامه می‌خوانید؛

«ارزش نماز‌ و نیز سایر عبادات، وقتی به خوبی معلوم می‌شود كه دریابیم كه به هنگام نماز ‌گزاردن، و انجام دادن عبادات دیگر، در واقع، چه می‌كنیم .به نظر می‌رسد كه هر آ‌نچه در حال نماز گزاردن و انجام دادن هر عبادت دیگری، می‌گوییم یا می‌كنیم تحت یكی از پنج عنوان زیر قابل اندراج است:

‌ستایش (= حَمْد): با ستایش خدا، نه فقط اوصاف و كمالات خدا را، كه جان جهان و باطن هستی است، به یاد می‌آوریم و در ذهن و ضمیر خود رسوخ بیشتر می‌دهیم، بلكه اعتراف می‌كنیم كه این اوصاف و كمالات فراتر از حد دریافت همه اذهان و عقول‌اند،‌به طوری كه برای این كه حق خدا را براستی اداء كرده باشیم چاره‌ای جز این نداریم كه او را از ورای همه تصورات و تخیلات خود بدانیم (الله‌اكبر) و از این كه از سنخ اذهان، خیالات، عواطف، اراده‌ها و ابدان ما آدمیان باشد منزه و مبرا بدانیم (سبحان‌الله). از طریق ستایش خدا، همچنین، از شیفتگی نسبت به تصورات و نظرات خودمان راجع به خدا بركنار می‌مانیم و نتیجتاً از تعصب و جزم و جمود دینی رهایی می‌یابیم.

‌سپاس(= شكر): سپاس از خدا چیزی نیست جز فهم این كه ما كل هستی خود و همه چیزهای خوب، حقیقی، و زیبایی را كه در اختیار داریم وامدار اوییم. هر وقت كه واقعاً حس و وجدان كنیم كه اگر در مقام عمل كار خوبی انجام داده‌ایم یا در مقام نظر به حقیقتی دست یافته‌ایم، یا در ساحت احساسات و عواطف به چیز زیبایی دلبستگی یافته‌ایم آن خوبی یا حقیقت یا زیبایی را از خودمان نداریم، بلكه جهان هستی نصیب ما كرده است، همان وقت حال سپاسگزاری و قدرشناسی‌ای در ما پدید می‌آید كه شكر واقعی همین است.

اعتراف به خطا و طلب بخشایش (= استغفار): هر وقت كه احساس نقص و خطا و گناه كنیم ولی این را نیز دریابیم كه نقائص و خطاها و گناهان ما هر چه قدر عظیم باشند جای نومیدی نیست، چرا كه ما در محضر موجودی هستیم كه همه این نقائص و خطاها و گناهان را جبران می‌كند، به مقام استغفار می‌رسیم. بدین قرار، اعتراف به خطا و طلب بخشایش بدیل یأس و نومیدی است.

دعا برای خود: هر وقت كه احساس كنیم كه خوبی‌ها، حقیقت‌ها، و زیبایی‌های جهان هستی منحصر در همانهایی كه ما در اختیار داریم نیستند و بسا خوبی‌ها، حقیقت‌ها، و زیبایی‌ها هست كه دست ما از آنها كوتاه است و در عین حال سخت مشتاق آنهاییم، حالت دعا در ما پدید می‌آید. دعا چیزی نیست جز آرزوی بهتر شدن در سه ساحت عمل(= خوبی)، نظر(= حقیقت)، و احساسات و عواطف (= زیبایی) .

دعا برای دیگران: وقتی كه آدمی پی می‌برد كه همان محدودیت‌ها و نقائصی كه دامنگیر اوست، كمابیش، دامنگیر جمیع همنوعان او هم هست، نسبت به همنوعان خود احساس همدلی و همدردی ای می‌كند كه ناشی از همین احساس سرنوشت مشترك است. در این حال، طبیعی‌ترین واكنش این است كه شخص برای همنوعان خود دعا كند و بهتر شدنِ آنان را در همان سه ساحت مذكور بخواهد. دعا برای دیگران، در واقع، نوعی شفاعت برای آنان، در پیشگاه هستی، است.»

انتهای پیام
captcha