کد خبر: 3965605
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۲
اندیشمند لبنانی:
یک اندیشمند و تحلیلگر سیاسی برجسته در لبنان نوشت: وقوع فاجعه قانا ثابت کرد که صلح از دیدگاه اسرائیل و متحدانش جنگ بی‌وقفه علیه فلسطینیان و عرب‌هاست و کنفرانس‌های بین‌المللی جز در راستای منافع تروریسم صهیونیستی و پروژه استعماری با پوشش فلسطینی و عربی برگزار نشده است.

به گزارش ایکنا، روزنامه لبنانی البناء به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد کشتار قانا در یادداشتی به قلم معن بشور، تحلیلگر برجسته  سیاسی و رئيس مرکز عربی بین‌المللی همبستگی در لبنان با عنوان «کشتار قانا پس از یک ربع قرن: نشانه‌ها و درس‌ها ...» به تشریح ابعاد و نتایج سیاسی این فاجعه پرداخت.

متن این یادداشت در ادامه آمده است:

روستای قانا در جنوب لبنان دو بار هدف نسل‌کشی رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. اولین بار در سال 1996 و در جریان تجاوز 16 روزه نظامی صهیونیست‌ها به جنوب لبنان و در عصر هجدهم آوریل آن سال صورت گرفت.

عصر 18 آوریل سال 1996 میلادی، نظامیان رژیم صهیونیستی با جنگ‌افزار سنگین یک مرکز نیروهای سازمان ملل در روستای قانا را که تعداد زیادی از زنان، کودکان و مردم بی‌دفاع در آن پناه گرفته بودند، هدف قرار دادند. مردم قانا از ترس بمباران روستایشان به  این مقر مستقر در نزدیکی روستا پناه برده بودند، اما هدف بمباران وحشیانه جنگنده‌های رژیم اشغالگر صهیونیستی قرار گرفتند که بر اثر آن، 111 غیرنظامی لبنانی شهید و 129 نفر دیگر زخمی شدند.

در 30 ژوئیه 2006 (میلادی) نیز در جریان جنگ رژیم صهیونیستی و لبنان (2006) روستای قانا مورد حمله و بمباران ارتش رژیم صهیونیستی قرار گرفت. برخورد دو بمب به یک ساختمان مسکونی چهارطبقه در مرکز روستای قانا به کشته شدن 54 شهروند غیرنظامی از جمله بیش از 37 کودک و زخمی شدن بسیاری انجامید. بسیاری از فقیران و کودکان معلول که قادر به فرار از منطقه نبودند در این ساختمان می‌خوابیدند.

فاجعه کشتار سال 1996 میلادی در قانا صرفاً یکی از کشتارهایی نبود که رژیم صهیونیستی به ارتکاب آن در فلسطین و سپس در لبنان، سوریه، مصر، تونس، عراق و دیگر کشورها عادت کرده است، بلکه بعد سیاسی این اتفاق نیز نشانه‌های متمایزی را در تاریخ مناقشه اعراب و اسرائیل طی بیش از یک قرن اخیر برجای گذاشته است.

موضوع نخست درباره فاجعه قانا این است که  این اتفاق که در جریان عملیات گسترده نظامی رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان رخ داد(عملیات موسوم به خوشه‌های خشم که از یازدهم آوریل سال 1996 علیه لبنان آغاز شده بود)، در واقع در راستای اجرای مصوبات یک کنفرانس بین‌المللی بود که در 22 مارس همان سال در شرم الشیخ مصر با حضور 30 کشور عربی و غیرعربی از جمله خود رژیم صهیونیستی برگزار شد و کلینتون، یلتسین و شیراک رؤسای جمهور وقت آمریکا، روسیه و فرانسه هم در آن حضور داشتند علاوه بر کشورهایی که در همان زمان علناً یا مخفیانه با اسرائیل رابطه داشتند.

عنوان کنفرانس مذکور، «کنفرانس سازندگان صلح» بود و عملیات خوشه‌های خشم رژیم صهیونیستی علیه لبنان و وقوع فاجعه قانا ثابت کرد که صلح از دیدگاه اسرائیل و متحدانش جنگ بی‌وقفه علیه فلسطینیان و عرب‌هاست و کنفرانس‌های بین‌المللی جز در راستای منافع تروریسم صهیونیستی و پروژه استعماری با پوشش فلسطینی و عربی برگزار نشده است.

دوم اینکه در عین حال، کنفرانس مذکور که زمینه عملیات نظامی آوریل 1996 علیه لبنان(در اردیبهشت ماه 1375 ) را با هدف نابودی مقاومت را فراهم کرده بود، نتیجه معکوس داشت، زیرا منجر به انعقاد «تفاهم‌نامه آوریل» زیر نظر فرانسه و آمریکا شد که یک تفاهم کتبی در راستای تأکید بر تفاهم شفاهی مورد توافق در جنگ 1993 رژیم صهیونیستی علیه لبنان بود که هر گونه حمله اسرائیل علیه غیرنظامیان در لبنان را منع می‌کرد و به مقاومت و حق آن در پاسخ به هر گونه تجاوز صهیونیستی مشروعیت بخشید تا مقاومت را هم در برابر اشغالگری که ذاتاً تجاوزگری است، ضروری کند.

(تـفاهـم‌نـامه آوریل) به جـنـگ رژیم صهیونیستی موسـوم به خوشه‌های خشم پایان داد و به دنبال آن کمیته‌ای متشکل از نمایندگان لبنان، سوریه، فرانسه، آمریکا و اسراییل تشکیل شد تا بر اجـرای این تفاهم‌نامه و آتش‌بس در جنوب لبنان نظارت کند.

سوم اینکه اگر دولت و ملت لبنان یک موضع یکپارچه رسمی در مخالفت با آن تجاوز رژیم صهیونیستی نگرفته بودند و اگر حمایت‌های سیاسی و لجستیک بزرگ دمشق، تهران و گروه‌های مقاومت از لبنان و مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی نبود تفاهم آوریل هم هرگز منعقد نشده بود.

چهارم اینکه آن جنگ را که کابینه شیمون پرز صاحب پروژه خاورمیانه جدید راه انداخته بود به موازات جنگ مشابهی بود که صهیونیست‌ها علیه مجاهدان فلسطینی به تلافی حملات استشهادی زنجیره‌وار آنها به راه انداخته بودند، یعنی جنگی بود که تل‌آویو فقط برای تضمین امنیت و ثبات رژیم صهیونیستی به آن نیاز نداشت؛ بلکه پرز و حزب کار او به آن برای پیروزی در انتخابات 1996 که چند هفته پس از حمله به لبنان انجام شد؛ نیاز داشتند و این موید حرف کسینجر است که می‌گوید رژیم صهیونیستی سیاست خارجه ندارد؛ بلکه این سیاست داخلی اوست که سیاست خارجه او را تعیین می‌کند.

پنجمین قضیه درباره فاجعه قانا این است که این قضیه موجب تحکیم مقاومت لبنان و متحدانش در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی شد به گونه‌ای که مقدمه‌ای برای پیروزی مقاومت با همه نسل‌ها و ارکان آن در آزادسازی اراضی لبنان در سال 2000 و ایجاد بازدارندگی در تجاوز سال 2006 رژیم صهیونیستی به لبنان بود تا در نهایت یک معادله واقعی بازدارندگی توسط مقاومت ایجاد شود که لبنان از 16 سال پیش تاکنون از  اثرات آن لذت می‌برد.

درس ششم از فاجعه قانا این است که هر گونه صحبت از اینکه جامعه بین‌المللی می‌تواند جلوی وحشی‌گری رژیم صهیونیستی را بگیرد، کاملاً با واقعیت مغایر است. بر اساس همه اسناد و شواهد موثق سازمان ملل هم خودش اگر هم‌دست تجاوزهای رژیم صهیونیستی نبوده باشد در برابر تجاوزگری‌های آن کاری نمی‌کند.

رژیم صهیونیستی قطعنامه‌های متعدد سازمان ملل و شورای امنیت و نهادهای بین‌المللی وابسته به آن از جمله قطعنامه‌های مربوط به بازگشت آوارگان و تشکیل کشور مستقل فلسطین و رد الحاق قدس و جولان به سرزمین‌های اشغالی و عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی سال 1967 را رد می‌کند و حتی به قطعنامه مشهوری که از تل‌آویو می‌خواهد فورا از اراضی اشغالی سال 1967 لبنان عقب‌نشینی کند، عمل نکرد و این مقاومت لبنان بود که موفق شد در سال 2000 آنجا را آزاد کند.

قطعنامه‌های بین‌المللی علیه تجاوزگری و اشغالگری اسرائیل در سایه سیاست امریکا و متحدانش تنها در حالی قابل اجراست که با قدرت عربی همراه شود که به گستاخی و زیاده‌خواهی رژیم صهیونیستی پایان دهد، چیزی که ما در جنگ 1973 در سینای مصر و بخشی از جولان دیدیم، اما این قدرت هم با پیمان کمپ دیوید ترور سیاسی شد.

حمله هوایی رژیم صهیونیستی به مقر سازمان ملل متحد در قانا، جایی که بسیاری از خانواده‌های جنوب لبنان فکر می‌کردند مصونیت بین‌المللی برای این مقر وجود دارد،  پناه می‌گیرند، برای این بود که رژیم صهیونیستی نشان دهد برای سازمان ملل هم ارزشی قائل نیست، با وجود جانبداری‌های آشکاری که سازمان ملل از تل‌آویو نشان داده بود، زیرا سازمان ملل گزارش پطرس غالی، دبیر کل وقت آن را درباره اینکه رژیم صهیونیستی مسئول فاجعه قانا باشد، رد کرد.

امروز هم دشمن با به راه انداختن جنگ نان، دارو، فساد، فقر و گرسنگی، تجاوز، دلار و گرانی وحشتناک علیه لبنان تلاش می‌کند از طریق اقتصادی به اهدافی که با جنگ و سیاست دست نیافته است، برسد؛ اما همان گونه که تجاوزگری‌های نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان ارمغانی جز شکست برای آن نداشته است، سرنوشت هر تجاوز امروز علیه لبنان و حتی فلسطین، سوریه، عراق، یمن، مصر و هر جایی از جهان عرب محکوم به شکست خواهد بود.

تاریخ گواه می‌دهد که این امت حتی اگر در برخی نبردها شکست خورده است؛ اما در نهایت همواره در جنگ با استعمارگران و دشمنان آن با اذن خدا و همه نیروهای مقاوم و همه انسان‌های شریفت و آزادگان خود پیروز بوده است.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: