محمد صادق روشنی یساقی، جانباز شیمیایی دفاع مقدس بیان کرد: رزمندگان برای دفاع از وطن چشم برروی همه هستی خود بستند و با مقاومت به مقام شهادت نائل آمدند. این ازخودگذشتگیها را در قالب هیچ فیلم و یادداشتی نمیتوان به تصویر کشید و تنها میتوان به عنوان راوی این رشادتها را به جوانان روایت کرد.
دفاع مقدس یادآور خاطرات و رشادتهای مردان و شیر زنانی است که با خون خود حماسه آفریدند. در دفاع مقدس جوانان و رزمندگان اسلام با از خودگذشتیها و ایثارگری، آئین و مرام را بنیان نهادند که ایثار و شهادت بهعنوان فرهنگ با ارزش در همه جریانها و مسائل تحتالشعاع قرار گرفت. دفاع مقدس زمینهساز فرهنگ مقدسی شد که طریق اتصال به ملکوت را هموار کرد؛ دورانی که عشق و ایثار و جوانمردی حرف نخست را میزد و هر کسی که عاشقتر و جوانمردتر بود، مشتاقتر.
بهمناسبت ایام دفاع مقدس به سراغ محمد صادق روشنی یساقی، یکی از جانبازان شیمیایی از روستای یساقی و توابع شهرستان کردکوی و از جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس رفتیم تا مروری بر خاطرات آن دوران داشته باشیم.
یساقی از نحوه اعزام خود به جبهههای جنگ در گفتوگو با ایکنای گلستان گفت: در اوایل جنگ در سال 1359 و در سن 19 سالگی بهعنوان بسیجی برای دفاع از کشورم عازم جنگی شدم که ناخواسته به ما تحمیل شده بود و در عملیاتهای مختلفی شرکت کردم. نخستین اعزام بنده از طریق لشکر41 ثارالله با فرماندهی حاج قاسم سلیمانی بود و توقیق 70 ماه حضور مدام در جبهههای جنگ را داشتم.
وی ادامه داد: از آنجا که اوایل جنگ مصادف با اوایل انقلاب بود و هنوز نیروهای مسلح کشور قوای چندانی نداشتند و تجهیزات نظامی قوی در کشور وجود نداشت، بنابراین تعداد شهدا نیز در جبههها بسیار بود؛ بنابراین در همان ماههای آغازین جنگ، خرمشهر به تصرف رژیم بعثی درآمد و خدا را شاکرم که در عملیاتهای مختلفی که در خرمشهر بود در کنار رزمندگان از خاک کشور دفاع کردم.
این جانباز شیمیایی دفاع مقدس بیان کرد: دفاع مقدس راه دوستی با خدا و برای ما یک امتحان بود. امتحان ایثار و از خودگذشتی که چه کسانی میتوانند از حب دنیا جدا شوند و گرمای سوزان و سرمای جانگذار مناطق عملیاتی را تحمل کنند در جبهههای جنگ رزمندگان خود را در محضر خدا میدیدند و با خواندن دعا و قرائت قرآن کوله پشتی خود را از ایمان به خدا پر میکردند.
وی با بیان اینکه رفتار سرداران و فرماندهان زمان جنگ با سربازان رابطه دوستانه بود، افزود: فرماندهان ما بسیار خاکی و متواضع بودند در حدی که وقتی در جمع نیروها حضور داشتند و یک تازه وارد به جمع اضافه میشد، قادر به تشخیص فرمانده نبود.
یساقی در پاسخ به این سؤال که سختترین لحظاتی که در جنگ تجربه کردید چه بود، افزود: همه لحظات دوران دفاع مقدس سراسر از عشق و ایثار بود برای نمونه در یکی از عملیاتها ناگهان حمله شیمیایی شد و من فرمانده گردان خود را دیدم که ماسک نداشت و از شدت جراحت تمام بدنش سیاه شد ولی با این حال با تمام وجود به دیگران کمک میکرد و من هم در همان عملیات به جانبازی 70 درصد نائل شدم.
این جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس در پاسخ به اینکه آیا خانواده برای اعزام شما به جبهه مخالفتی نکرد، افزود: من خانواده مذهبی داشتم و حتی یکبار هم با حضور من مخالفتی نشد. در همان روزهای آغازین جنگ ازدواج کردم و 48 ساعت پس از ازدواجم به جبهه اعزام شدم البته دو برادر بزرگترم پیش از حضورم در جبهه در حال دفاع از کشور ایران بودند که یکی از آنها به شهادت رسید و دیگری نیز جانباز شد.
وی ادامه در پاسخ به این سؤال که با وجود سختیها و خطرات جنگ راز این همه شور و شوق جوانان برای حضور در چه بود، گفت: جوانان فطرت پاکی داشتند آنها در پشت جبهه هر شب قرآن میخواندند، نیمه شب خواب را بر خود حرام کرده و نماز شب اقامه میکردند و همواره رقابت برای بُرد مقام ایثارگری بر وجودشان غلبه داشت.
این رزمنده هشت سال دفاع مقدس، افزود: باید رشادتها و از خودگذشتیهای دوران دفاع مقدس برای نسل امروز تبیین شود و گفته شود که چه افرادی بودند برای دفاع از وطن از همه هستی خود گذشتند اما هیچ فیلم و یادداشتی نمیتواند آنچه بر جوانان کشور گذشته را کامل نشان دهد اما ما در حد وسع خود وظیفه داریم بخشی از این مقاومتها را به گوش نسل امروز برسانیم.
انتهای پیام