کد خبر: 4034806
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۶

ننه زرین‌طلا لرستانی؛ بانوی جبهه و جنگ

زرین‌تاج میردریکوند معروف به «ننه طلا» از بانوان فعال فرهنگی عرصه جهاد است که در دوران جوانی عضو جامعه بسیج زنان شد و با گذراندن دوره کمک‌های اولیه پشتیبان رزمندگان در جبهه‌ها بود.

ننه زرین‌طلا لرستانی؛ بانوی جبهه و جنگبه گزارش ایکنا از لرستان، زرین‌تاج میردریکوند معروف به ننه زرین‌طلا از بانوان جهادی دوران جنگ و انقلاب است که برای رزمندگان دفاع مقدس مادری کرده است.

زرین‌تاج میردریکوند که رزمندگان دوران دفاع مقدس او را ننه زرین‌طلا صدا می‌کردند همسر شهید کسایی است که خودش هم جانباز ۲۵ درصد است و شش فرزندش همگی در جنگ جانباز شدند.

زرین‌تاج در دوران جوانی عضو جامعه بسیج زنان شد و با گذراندن دوره کمک‌های اولیه پشتیبان رزمندگان در جبهه‌ها بود.

پخت نان، پانسمان زخم مجروحان، خیاطی، عکاسی و جابجایی مجروحان از جمله اقداماتی است که نه‌نه زرین‌طلا در پشتیبانی از جنگ انجام داده است.

میردریکوند یا همان ننه زرین‌طلا بچه‌های جبهه و جنگ ۲۰ نفر از نزدیکانش به فیض عظیم شهادت نائل آمده‌اند.

در قسمتی از کتاب «مهتاب و باروت» که روایت‌گر خاطراتی از بانوان فعال در روز‌های پرالتهاب تظاهرات‌های انقلابی و دوران جنگ تحمیلی است و به همت علویه طاهره موسوی با هدف به تصویر کشیدن فداکاری‌ها و ایثارگری‌های این بانوی فداکار گردآوری و تدوین شده است، آمده است: «پاسی از نیمه شب هم گذشته بود، شهر در سکوت یک دستی به سر می‌برد، «زرین‌تاج» و «کسائی» و چهار فرزندش هم مثل بقیه مردم شهر خواب بودند و کز کرده بودند لای همین سکوت، زرین‌تاج باردار بود.

دق‌ُالباب، یک‌ریزی سکوت را شکست، زرین‌تاج چشم‌هایش را باز کرد و گوش تیز کرد به طرف صدا، دوباره بی‌وقفه در زدند کسائی هم بیدار شد، پتو را عین صفحه کتاب کنار زد و خودش را از رختخواب جدا کرد، نگاهی به ساعت انداخت، عقربه آرام مدارش را طی می‌کرد.

ساعت از سه نصف شب گذشته بود، دق‌ُالباب هر لحظه شدید‌تر می‌شد، کسائی چشمش را از ساعت گرفت و دمپایی‌هایش را نوک پا انداخت و دوید به طرف در، در نیمه باز بود که با فشار کسی که در می‌زد، کامل باز شد. آقای رحیمی داخل راهرو آمد و در را پشت سرش بست و نفس راحتی کشید، کفش‌هایش را بغل کرده بود و کلی دویده بود، نفس نفس می‌زد بدون اینکه حرفی بزند؛ زرین‌تاج و کسائی شست‌شان خبردار شد که ساواک، سید را دنبال کرده است.

زرین‌تاج و شوهرش بی‌درنگ، رحیمی را در پستویی بردند و در نقطه‌ای امن پنهان کردند، هنوز چند دقیقه از این ماجرا نگذشته بود که دوباره دق‌ُالباب شروع شد؛ بدون اینکه پشت در بمانند تا کسی در را به روی‌شان باز کند با لگد در را از ریشه درآوردند و عین گرگ ریختند وسط خانه...».

منبع: صدا و سیمای لرستان

انتهای پیام
captcha