کد خبر: 4042490
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۰:۴۷

یک شب جبهه را به هزار شب بیمارستان نمی‌دهم

یادی از سردار شهید سیف‌الله صبور به مناسبت 22 اسفند روز بزرگداشت شهدا تقدیم مخاطبان می‌شود.

شهید سیف الله صبور صفات پسندیده پرشماری در او جمع بود. هم خوش‌اخلاق بود و هم مطیع و هم مسئولیت‌پذیر. هنگامی که می‌دید کاری روی زمین مانده با دوستانش سریعاً آماده به عهده گرفتن مسئولیت می‌شد و خیلی هم اصرار داشت که کار به بهترین صورت انجام گیرد و دشوارترین مسئولیت‌ها را داوطلبانه به عهده می‌گرفت و به شکل مطلوب به انجام می‌رساند.

بیت‌المال  

حساسیت ویژه‌ای روی بیت‌المال داشت به خصوص در مورد استفاده از مهمات جنگی بسیار دقت می‌کرد. یک بار وقتی مقری را تسخیر کردیم و می‌خواستیم پاکسازی سنگرها را انجام دهیم سیف‌الله با شجاعتی که داشت ابتدا سنگر را با روشن کردن یک چوب کبریت وارسی می‌کرد و اگر تشخیص می‌داد سنگر خالی است از پرتاب ابتدایی و یکدفعه نارنجک خودداری می‌کرد.

اگر شهید نمی‌شد

علی‌رغم سن کم، استعداد و نبوغ نظامی فوق‌العاده‌ای داشت. زمانی که به شهادت رسید، فرماندهان ارشد سپاه به مجلس بزرگداشت او آمدند. سردار رشید می‌گفت: اگر سیف‌الله ابتدای جنگ شهید نمی‌شد قطعاً می‌توانست در ادامه جنگ جزو فرماندهان ارشد جنگ قرار گیرد.

یک روز هم نماند

با شروع جنگ تحمیلی، سیف‌‌الله به کردستان رفت و مدتی بعد به دزفول آمد و با یک ساعت توقف در منزل، با وجودی که هنوز غبار جبهه‌های غرب را بر تن داشت به جبهه صالح مشطط در منطقه کرخه رفت. همسرش می‌گوید: از او خواستم یک روز در منزل بماند و استراحت کند و بعد به جبهه برود گفت: من بیست سال تمام از آن تو بودم و حالا نوبت توست که زینب­‌وار فرزندانت را تقدیم کنی و یک لحظه ماندن در شهر را خیانت به خون شهیدان بدانی.

یک شب، هزار شب

سیف‌الله بر اثر تحمل سختی‌های زیاد و سرما و گرمای شدید به سینوزیت مبتلا می‌شود که با اصرار برادران برای عمل جراحی به بیمارستان می‌رود. دو روز بعد از عمل با اینکه باید یک هفته استراحت می‌کرد لباس پوشید و به منطقه آمد و در جواب دوستان که چرا اینکار را کردید گفت: یک شب جبهه را به هزار شب بیمارستان نمی‌دهم.

فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ

چه بسیار اتفاق می‌افتاد که سیف‌الله ساعت‌ها و بلکه روزها در راه‌های صعب‌العبور به شناسایی دشمن می‌پرداخت و شب‌ها با تمام خستگی خویش در تاریکی جبهه به راز و نیاز با معشوق می‌پرداخت و اشک شوق دیدار بر گونه جاری می‌ساخت. او از «الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ» بود.

مدیریت، رشد او در همه ابعاد، اخلاق از دیگر حُسن‌های سیف‌الله بود که باعث شد به عضویت شورای فرماندهان نظامی دزفول در  بیاید و تدبیرات نظامی بالایی را در عملیات‌ها به کار می‌برد، به نحوی که در یکی از عملیات‌ها در منطقه رقابیه که به محاصره دشمن درآمده بود چنان خونسردانه با مسئله روبرو می‌شد که همه برادران فکر کرده بودند وی تصمیم به تسلیم به دشمن را دارد. در صورتی که او با توکل خاص خویش به خدایش بدون کمترین تلفات نیروهای خود را از کنار زره  پوش‌های دشمن بیرون می‌کشد که باعث حیرت آگاهان نظامی شده بود.

سردار شهید سیف‌الله صبور در ۳ شهریورماه سال ۱۳۶۰ در منطقه صالح مشطط به شهادت رسید و برادرش سردار شهید یدالله صبور نیز در ۱۹ دی ماه ۶۵ در عملیات کربلای ۵ و در منطقه شلمچه به فیض شهادت نائل آمد. مزار این دو برادر شهید، در جوار همدیگر در گلزار شهدای شهید آباد دزفول، زیارتگاه عاشقان است.

علی موجودی، نویسنده دفاع مقدس

انتهای پیام
captcha