
مریم سبزهزاری، دانشآموز پایه دهم در مدرسه فرزانگان اهواز، اسفند امسال موفق به کسب رتبه نخست رشته قرائت تحقیق در هفتمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن کریم دانشآموزان جهان اسلام شد. مریم به همراه مادرش در روزهای پایانی سال 1400 پذیرای اعضای تحریریه ایکنای خوزستان شد. گفتوگو با این مادر و دختر تقدیم مخاطبان میشود:
ایکنا ـ از آغاز فعالیت قرآنی خود بگویید.
از 7 سالگی قرائت قرآن را شروع کردم. بسیاری اول کار طوطیوار میخوانند و آشنایی با مقامات ندارند، اما من کامل آن را حس میکردم و میفهمیدم که قاری از یک مقام به یک مقام دیگر میرود با اینکه اصلاً اسمشان را نمیدانستم اما تغییر نوع خواندن را متوجه میشدم.
هنوز کلاس دوم دبستان را شروع نکردم که با پدرم به جلسه استاد دغاغله رفتم. به پدرم گفتم من هم میخواهم قرآن بخوانم. پدرم گفت نوبت من گذشته، گفتم باید به استاد دغاغله بگویی من میخواهم بخوانم. رفتم بالا و شروع به قرائت قرآن کردم. در آن زمان دو، سه ماه بود که شروع به قرائت کرده بودم. آن زمان فیلمهایی بودند که مقامات را به ترتیب لحن میخواندند، با گوشی پدرم تمام مقامات را دانلود کردم و دیدم و با یکی، دو بار گوش دادن همه مقامات را یاد گرفتم و وقتی آیات مختلف در تلاوتها را گوش میدادم میدانستم کدام مقام است و قاری از کدام مقام به کدام مقام رفته است.
ایکنا ـ یعنی مقامات را با استعداد ذاتی خود یاد گرفتید؟
بله. چند قرائت از استاد اللیثی و حمدی زامل را حفظ کردم که واقعاً سخت بودند. دو ماه طول کشید تا مقامات را یاد گرفتم. یعنی مقامات اصلی را اینطور یاد گرفتم. کلاس پنجم به بعد از فضای مجازی قرائتها و تلاوتهای قاریان مختلف را دانلود میکردم و البته آن موقع بیشتر محمود شحات گوش میدادم. بین آن تلاوتها، تلاوت استاد حامد شاکرنژاد را دیدم. تلاوت سوره آلعمران، شمس و حمد که در اندونزی خوانده بود و زیرش نوشته فخرالقراء. با خود گفتم ما از ایران قاری برتر جهان اسلام داریم؟ آن زمان قاریان را نمیشناختم. اینطور شد که سراغ تلاوتهای استاد شاکرنژاد رفتم و تلاوتهای ایشان را دانلود کردم. همه آن تلاوتها را نگه داشتهام و بیش از هزار تلاوت در گوشیام دارم.
بعد از اینکه با تلاوتهای استاد شاکرنژاد آشنا شدم به خودم گفتم اگر یک نفر از ایران قاری برتر جهان اسلام شد، چرا من که دختر هستم نتوانم؟ آن زمان 12 ساله بودم و نمیدانستم قاری خانم داریم. آن زمان در مسابقات منطقهای اول میشدم و مسابقات بینالمللی کشورمان را دنبال میکردم. یادم هست آن سالی که محمود شحات به ایران آمده بود، وقتی تلاوتش را شنیدم همان موقع حفظش کردم.

بعداً متوجه شدم که خانمها هم مسابقات بینالمللی دارند و با خودم گفتم باید در مسابقات بینالمللی شرکت کنم، اول شوم. باید قاری برتر جهان اسلام شوم. کلاس هفتم بودم که به مسابقات کشوری راه یافتیم و از بچهها شنیدم که دانشآموزان هم مسابقات بینالمللی دارند. در کارگاههای آمادهسازی برای شرکت در مسابقات کشوری بودیم که از آقای بلاسم، رئیس اداره قرآن آموزش و پرور استان زمان برگزاری مسابقات بینالمللی را پرسیدم. گفتم من میخواهم برای آن مسابقات آماده شوم.
پدر و مادرم و استادانم باورم داشتند و به من خیلی کمک کردند و با این امید پیش رفتم. بار اول که در مرحله کشوری حضور پیدا کردم از رقبا ترسیدم و در آن سال، رتبه چهارم را به دست آوردم و خیلی ناراحت شدم.
ایکنا ـ به نظر شما پیشرفت کُند قاری کافی است؟
میخواهم بگویم که همه کسانی که به این مسیر علاقه دارند آن را از هرجا که میتوانند شروع کنند و تکبعدی نباشند. مثلاً یک نفر قاری خوبی است تلاش کند تا مرتل خوبی شود. خیلیها بودند که مرتل خوبی بودند و رتبههای خوبی داشتند ولی به قرائت وارد شدند و توانستند خیلی موفق باشند و استاد شوند و حتی در عرصههای بینالمللی هم درخشیدند.
این خیلی مهم است که فرد تکبعدی نباشد و در کنار آن به معنای آیاتی که میخواند توجه کند؛ من خودم هر وقت تلاوتی از یک قاری میشنوم که به دلم مینشیند به دنبال معنای آیات میروم و حتی تفسیر آن را میخوانم. یادم هست کرونا گرفته بودم و به مدرسه نمیرفتم. تلاوت حاج قاسم مقدمی از سوره هود را شنیدم؛ همانجا که میخواند «وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ». وقتی این تلاوت را شنیدم از 8 صبح تا 12 شب مدام آن را گوش میدادم. با خود فکر کردم گفتم حضرت نوح چقدر با سوز با پسرش صحبت کرده است و خداوند چقدر این آیه را با حس گفته است.

ایکنا ـ حالا که قاری برتر جهان اسلام شدهاید چه آرزوی دیگری دارید؟
من امسال قاری برتر جهان اسلام شدم، اما آرزویم این است که قاری برتر جهان اسلام بمانم و تلاوتهای ماندگار داشته باشم و برای آن هم برنامه دارم. گفته بودم که دوست داشتم مثل استاد حامد شاکرنژاد شوم. هنوز هم این آرزو را دارم و البته به یک بخشهایی از آن رسیدم، اما دوست دارم صاحب سبک شوم. همه میروند سراغ قاریان آقا و از آنها تقلید میکنند و این واقعیت است که ما الگوی خانم در قرائت نداریم، دوست دارم یک روزی این اتفاق بیفتد که صاحب سبک شوم.
ایکنا ـ جلسه قرآن خانگی راهاندازی نمیکنید؟
در مدرسه بچهها میآمدند و با آنها قرائت کار میکردم و اکنون هم کمکشان میکنم اما به خاطر حجم درسها و آماده شدن برای کنکور نمیتوانم مداوم با آنها کار کنم. در شب اختتامیه مسابقات قرآن جمهوری اسلامی ایران، وزیر آموزش و پرورش وقتی با من صبحت کردند، گفتند که منتظر رتبه خوب کنکور تو هستم. این حرف یادم میماند.
ایکنا ـ تا شب اختتامیه از نتایج مسابقات اطلاعی نداشتید؟
اصلاً اطلاع نداشتم. حتی نتیجه غیررسمی هم اعلام نکردند. شب اختتامیه خاک شدید بود و پروازها تأخیر داشت و دیر رسیدیم و در آنجا استرس زیادی داشتم.
ایکنا ـ چرا در مسابقات با رشته حفظ شرکت نمیکنید با توجه به اینکه 14 جزء قرآن را حفظ هستید؟
حفظ را برای مسابقات نمیخوانم. فقط دوست دارم در قرائت از حفظ بخوانم. در فکرم در دوره بعد مسابقات هم شرکت کنم و میخواهم مسابقات را به صورت حضوری هم تجربه کنم. میخواهم در اوج ادامه دهم و خداحافظی نمیکنم. به همه هم میگویم در این مسیر پیشرفت داشته باشند و هیچوقت این راه را رها نکنند. قرآن همیشه کنار ما است، هر چه ما بیشتر کنارش باشیم قرآن هم با ماست. خداوند با ماست «کُن مع الله تری الله معک».
ایکنا ـ آیه مورد علاقه شما کدام است؟
«وَأَن لَيسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعىٰ»؛ یکجاهایی ناراحت شدم که چرا رتبه نیاوردم. یکجایی ناامید شدم، اما وقتی به این آیه فکر کردم بلند شدم و با جدیت جلو رفتم چون میدانستم خدا جواب تلاش انسان را خوب میدهد و شاید بیشتر از تلاش هم پاسخ دهد چون میبیند که برای هدفت داری تلاش میکنی و برای هدفت میجنگی. چرا ندهد؟ دنیا برای تلاش است و هر چه بیشتر آدم تلاش کند به جایگاه بیشتر و بهتری میرسد.
سهیلا امینزاده، مادر مریم سبزهزاری نیز در این گفتوگو بیان کرد: ما برای مریم مسیر را مهیا کردیم و هیچوقت او را مجبور نکردیم. خودش با علاقه وارد این مسیر شد. خداوند برای مریم خواست که این علاقه در درون او به وجود آمد. خودش دوست داشت و قرائت میکرد. وقتی که قرآن قرائت میکرد پدرش برای او مضمون و معنی آیات را توضیح میداد. پدر مریم بسیار مهربان است و ارتباط پدر و دختری بسیار قوی بین آنها حاکم است.

مرتب او را به جلسات قرآنی در مساجد و حسینیهها میبردیم. قبل از سن تکلیف بود که در جلسات آقایان هم شرکت میکرد. برای اولین بار که در مسابقات کشور شرکت کرد، استرس زیادی گرفته بود و مرتب نفس میگرفت در آنجا بود که ما متوجه شدیم چون مریم در جمع نخوانده اینطور استرس دارد. در آن زمان خانم علینژاد مدیر دارالقرآن ناحیه 4 بود و مرتب برای قرائت در محافل و جلسات قرآنی از مریم دعوت میکرد و همین باعث شد مریم بسیار پیشرفت کند. در هر مقطعی که وارد میشد کادر مدرسه حامی او بودند. مریم از کلاس هفتم به مدرسه فرزانگان رفت و با وجود اینکه حجم درسهای بچههای فرزانگان بالا است، اما مسئولان مدرسه بسیار پیگیر فعالیتهای قرآنی او بودند و این بسیار برای ما باارزش است. بسیاری از دانشآموزان این مدرسه در فعالیتهای جانبی موفق هستند.
من به این معتقد نیستم که فرزند خود را تک بعدی بار بیاوریم؛ یعنی مثلاً فقط درس بخواند، من او را به کلاس خطاطی هم بردم و وقتی که دیدم پدرش با او قرائت کار میکند، برای حفظ قرآن او را به جامعهالقرآن علیبن مهزیار اهوازی بردم. الان مریم 14 جزء از قرآن را حفظ کرده است. به نظرم سالهای کودکی برای تربیت فرزندان، سالهای طلایی هستند که نباید از دست بروند. هر آنچه که برای تربیت فرزند باید به او آموخته شود باید در همان سنین کودکی باشد چون ما دیگر نمیتوانیم در دوران نوجوانی از فرزندمان بخواهیم که آموزههای ما را بپذیرد.
از برگزارکنندگان مسابقات بسیار تشکر میکنم؛ فضای مسابقات بسیار دوستانه و خوب بود و همه رقبای مریم از دیگر کشورها برای او پیام تبریک فرستادند و حتی نماینده اندونزی وقتی صدای مریم را شنید گفت تو باید اول میشدی. این بسیار خوب است که این چنین در بین مسلمانان همدلی وجود دارد و امیدوارم در کشور ما تعداد قاریان و حافظان بیشتر و بیشتر شود.
انتهای پیام