
به گزارش خبرنگار ایکنا، دهمین پیشنشست کنفرانس بینالمللی خانواده و تربیت معنوی با موضوع «بازنمایی زنان در رسانههای تصویری در جوامع اسلامی و غربی» به میزبانی دانشگاه صداوسیما قم و با همکاری پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مؤسسه خانواده اسلامی و تربیت معنوی خاتم برگزار شد.
سخنرانان این پیشنشست سیدعلی محمدرضوی، مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات دانشکده دین و رسانه دانشگاه صداوسیما و نفیسه مرادی، پژوهشگر مطالعات اسلامی، زنان بودند.
در ابتدا نفیسه مرادی به تعریف رسانه و ابزار آن پرداخت و اظهار کرد: معمولاً برای رسانه و ابزار آن به اشتباه تعریف واحدی را ارائه میکنند، اما این دو مقوله با یکدیگر متفاوت هستند. روزنامه، رادیو، تلویزیون و شبکههای اجتماعی همگی ابزار رسانه هستند که برای فرد بستر ارتباطی را فراهم میکنند، اما رسانه زمانی شکل میگیرد که از یک طرف پیام و محتوایی داشته باشیم و از طرف دیگر مخاطبانی وجود داشته باشند که آن محتوا را دریافت کنند.
تفاوت رسانه و ابزارهای رسانهای
مرادی افزود: اطلاعات و محتوا یا پیام، مخاطبی که پیام را دریافت میکند و وسیله ارتباط میان پیام و مخاطب جزو ابزارهای رسانهای هستند. در دنیای امروز ابزارهای رسانهای به راحتی در دسترس عموم قرار دارد؛ لذا نمیتوان گفت که همه مردم رسانه دارند و متأسفانه این اشتباه رایج است. اگر قرار باشد ساختن رسانه بر پایه ابزارهای رسانهای اتفاق بیفتد، نیازمند تلاش و تجربه و تخصص است. اینکه صرفاً فردی یک وبسایت داشته باشد یا پادکست تولید کند یا کتابی را منتشر کند به معنی شکلگیری رسانه نیست، بلکه وقتی پازل رسانه کامل میشود که گزینه سوم یعنی جذب مخاطب را به همراه داشته باشد تا بتواند پیام خود را منتقل کند.
وی با بیان اینکه سریالها، که به عنوان یک محتوای تصویری از طریق ابزارهای رسانهای مانند تلویزیون، شبکههای ماهوارهای و اینترنت در دسترس مخاطب قرار میگیرند، محتوای دنبالهداری هستند که از طریق ابزارهای رسانهای به مخاطب ارائه میشوند، اظهار کرد: در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که بیش از یک دهه ساختن سریالهای دنبالهدار، با هدف پخش تلویزیونی و جهانی، برتری و گیرایی فراوانتری از سینما داشته و به همین دلیل صنعت فیلمسازی به سمت صنعت سریالسازی کشیده شده است. با توجه به اینکه سریالهای تلویزیونی تماشاگری پیگیرتری دارد، بازار اقتصادی و سیاسی بهتری را برای سیاستمداران و سرمایهگذاران به وجود میآورد.
مرادی در پاسخ به این سؤال که یک سریال چه زمانی موفق میشود؟ گفت: وقتیکه بتواند مخاطب را جذب کند و رسانه شکل بگیرد. برای اینکه سریالها بتوانند مخاطب بیشتری را جذب کنند، بیشتر برای قسمت اول سرمایهگذاری میکنند که برخی اوقات قسمت اول ۴۰ درصد بیشتر از سایر قسمتها برای تهیهکنندگان هزینه دارد. تولیدکنندگان سریال تمام توان خود را بر روی قسمت اول میگذارند تا مخاطب را جذب کنند و تا پایان سریال نگه دارند و محتوای تولیدی خود را به آنها بفروشند.
صنعت سریالسازی «dizi»
این پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان با بیان اینکه ترکیه به عنوان یک جامعه اسلامی در صنعت سریالسازی فعالیت قابل توجهی دارد، اظهار کرد: به گفته رئیس انجمن صادرکنندگان ترکیه، این کشور بعد از آمریکا بزرگترین صادرکننده سریالهای تلویزیونی با عنوان «دیزی/dizi» در جهان است. در سال ۲۰۲۱ جان اوکان، رئیس و بنیانگذار شرکت فیلم و سریالسازی «ITV Inter Medya» ترکیه، اعلام کرد که تعداد کشورهایی که فیلمهایمان را به آنها میفروشیم به بیش از ۱۲۰ کشور رسیده است و فیلمهای ما از ژاپن تا فرانسه در جغرافیای گستردهای فروخته میشود و سریالهای ما در آفریقای جنوبی، خاورمیانه، کشورهای بالکان، اروپای مرکزی و نیز آسیای مرکزی و شرقی به فروش میرسد.
وی افزود: چندی پیش دبیر کمیته اقتصاد فرهنگ اتاق بازرگانی تهران اعلام کرد که در سال ۲۰۱۹ صادرات فرهنگی ترکیه با محوریت سریال و فیلم توانسته ۱۸ میلیارد دلار درآمد داشته باشد که مبلغ قابل توجهی است. در سال ۲۰۰۴ سهم ترکیه از صنعت سریالسازی ۱۰ میلیون دلار بود. در نتیجه صنعت سریالسازی ترکیه مخاطبان بسیاری را در جهان با هر فرهنگ و مذهبی جذب کرده است.
مرادی با بیان اینکه سریالهای ترکیهای در ایران هم محبوبیت فراوانی دارد، گفت: سالهاست که سریالهای ترکی انتخاب اول بسیاری از مردم ایران و کشورهای منطقه از جمله عراق و عربستان است. محبوبیت سریالهای ترکیهای در ایران قدمتی 10 ساله دارد، چون علاقهمندی به آنها تبعات فراوانی برای مردم داشته است. به عنوان نمونه در سال ۲۰۱۱ سریال تلویزیونی «قرن باشکوه» در ترکیه بسیار پرمخاطب شد؛ سریالی تاریخی که به یکی از پادشاهان عثمانی و زن صیغهای مسیحیاش میپردازد و در میان ایرانیها به نام «حریم سلطان» مشهور شد و در ترکیه نیز یکسوم مخاطبان تلویزیونی را از آن خود کرد.
این پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان ادامه داد: سریال «قرن باشکوه» چندین مشاور تاریخی داشت و حتی یک گروه ۲۵ نفره روی طراحی لباس بازیگران کار کردند. این سریال به قدری محبوب شد که خیل عظیم گردشگران عرب منطقه به استانبول را به همراه داشت. همچنین وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه از برخی کشورهای عربی هزینه پخش تلویزیونی سریال را دریافت نکرد تا به فراگیر شدن آن کمک کند. طبق آمار، ۵۰۰ میلیون نفر جهان آن را دیدند و حتی اولین «دیزی/dizi» است که ژاپنیها آن را خریداری کردند.
چهره زن در سریالهای ترکیهای
وی به نحوه بازنمایی زنان در سریالهای ترکیهای پرداخت و گفت: رسانهها بخشی از واقعیات جامعه را شاخ و برگ میدهند و تصاویری را ارائه میکنند که گاه تحریف واقعیت است. در سریال ترکیهای یک بازنمایی غیرواقعی از ترکیه به خصوص زن به مخاطب جهانی ارائه میشود. طبق آمار رسمی، ۵۸ درصد زنان ترکیه محجبه هستند و ۸۳ درصد آنان روزه میگیرند و همین تعداد اهل به جا آوردن نمازهای یومیه هستند و تعداد روستانشینان بیشتر از شهرنشینان است، در حالی که این موارد را در سریالهای تلویزیونی ترکیه مشاهده نمیکنیم.
این پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان افزود: بخش قابل توجهی از روابط صمیمانه زن و مرد، برخوردهای خارج از عرف، ارتباطات ناصحیح محیط کاری و حتی روابط نامشروع زنان شوهردار در سریالهای ترکیهای به نمایش درمیآید که هیچ سنخیتی با بستر اجتماعی این کشور ندارد. پس جامعه ترکیه با مدرنیته آشناست و معضلات آن را میداند، اما به صورت هدفمند با صنعت سریالسازی ترکیه همراه است. ظاهر زنان در سریالها زیبا و دلفریب است و معمولاً آرایشی به دور از شأن مسلمانی و پوشش نامناسب دارند. زنان به خصوص در ژانرهای رمانتیک دروغگو و پنهانکار نشان داده میشوند. تولیدکنندگان سریالها سعی میکنند تا فمینیستها را راضی نگه دارند و زنان را افرادی مستقل با قدرت تصمیمگیری نشان دهند، اما نشان میدهند که تصمیمگیریهای زنان اشتباه است.
مرادی گفت: زنان فعال در اجتماع نشان داده میشوند، اما در شرکتهای لوکسی کار میکنند که مراوده بینالمللی دارد و اگر بخواهند زن مذهبی را نشان دهند، معمولاً آنها مسن یا روستایی هستند و شاخصههای آنها داشتن حجاب و نماز خواندن است. معمولاً زنان بهروز مذهبی نشان داده نمیشوند. اغلب مردم ترکیه به ارزشهای دینی ملی و اسلامی احترام میگذارند، اما متأسفانه سریالهای ترکیهای مردم را به شکلی نشان میدهند که به سمت غرب گرایش دارند. به همین دلیل فعالیتهای رسانهای زیادی علیه آنها در ترکیه وجود دارد تا درباره این آثار به روشنگری بپردازند و مضرات تماشای آنها را به مخاطبان به ویژه خانوادههاگوشزد کنند.
مرادی ادامه داد: در سریالهای ترکیهای به منظور توجیه روابط نامشروع زنان متأهل برای مخاطب اولیه، مردم ترکیه، از استدلالهای محکمی استفاده نمیکنند. برای مثال زنی که با مردی ازدواج کرده و صاحب فرزند شده است به علت آزار و اذیت همسر خود از منزل فرار میکند و بعد بدون اینکه طلاق بگیرد با مرد دیگری ازدواج میکند. سپس روحانی حاضر در سریال میگوید که چون در زمان ازدواج این خانم راضی نبود و بعداً هم راضی نشد، این عقد باطل است و روابط همسر اول آن خانم در حیطه تجاوز قرار میگیرد و ازدواجش با همسر دوم بلامانع است.
بازنمایی مردان در سریالهای ترکیهای
وی گفت: مردان افرادی صادق و متنفر از دروغگویی نشان داده میشوند و حامی و مراقب زنان هستند و اغلب از خشونت علیه زنان پرهیز میکنند. اگر در صحنهای مرد خشونت علیه زن به خرج دهد، به گونهای نشان داده میشود که زن لایق و مستحق خشونت بوده است و بیشتر مردان اهل آشپزی هستند. بدین ترتیب مخاطبان فکر میکنند که جامعه ترکیه نیز بدینصورت است، اما واقعیتهای مسائل زنان چگونه است؟ طبق آمار رسمی ترکیه، ۳۵.۵ درصد زنان با خشونت فیزیکی مواجه هستند و بیش از ۳۹ درصد زنان قربانی خشونت همسر اول و دوم خود هستند و این میزان در حومه شهرها به ۹۷ درصد میرسد. همچنین براساس آمار غیررسمی، در دو ماه نخست سال ۲۰۱۶ بیش از صد مورد قتل و خشونت علیه زنان گزارش شده است.
این پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان تصریح کرد: اغلب زنان ترکیهای مورد آزار و خشونت خانوادگی قرار میگیرند، اما آنها را گزارش نمیکنند و در سریالها خشونت نشان داده نمیشود. فقط سریال «تو بگو دریای سیاه» به خشونت علیه زنان پرداخت و حضور یک روحانی پررنگ بود، زیرا در کارادنیز فیلمبرداری شد و عناصر دینی در آن پررنگ است. همچنین طبق آمار رسمی، درباره وضعیت سواد زنان باید گفت که تعداد زنان ۲۵ ساله کاملاً بیسواد از سال ۲۰۰۰ به بعد ۴ میلیون و ۶۲۵ هزار نفر بود، درحالیکه تعداد مردان بیسواد یکمیلیون و ۱۷۶ هزار نفر بود. این آمار نشاندهنده کمسوادی و بیسوادی زنان این کشور است. در مورد وضعیت اشتغال، که در سریالهای ترکیهای به صورت اغراقشده نمایش داده میشود، باید گفت که بر اساس آمار رسمی، تقریباً ۴۰ درصد زنان شاغل به کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری و نیز حدود ۱۸ درصد مردان در این بخشها مشغول به کارند.
بالا بودن آمار اشتغال زنان
این پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان با بیان اینکه میزان مشارکت زنان در ترکیه در فعالیتهای اقتصادی کمتر از مردان است و میزان بیکاری زنان دارای تحصیلات دانشگاهی رو به افزایش است، اظهار کرد: در بیش از ۸۰ درصد مشاغل از جمله املاک، ادارات دولتی، صنعت، هنر و... سهم مردان بسیار بیشتر از زنان است. بر اساس پژوهشهای بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ زنان مطلقه و بیوه بیشترین آمار اشتغال را داشتند. سپس دختران مجرد و با اختلاف زیادی زنان متأهل مشغول به کار بودند.
مرادی در پاسخ به این سؤال که چرا آمار اشتغال زنان مطلقه و بیوه و دختران مجرد در کشور ترکیه بالاست؟ گفت: کارفرمایان به استخدام زنان مطلقه و بیوه و مجرد تمایل بیشتری دارند و نیز زنان متأهل به علت داشتن مسئولیت انجام امور خانه و مراقبت از فرزندان کمتر به اشتغال خارج از خانه تمایل نشان میدهند، اما در سریالها این واقعیت نشان داده نمیشود.
وی در پاسخ به این سؤال که بازنمایی زن در سریالهای ترکیهای چه تبعاتی برای خانوادههای ایرانی داشته است؟ بیان کرد: با توجه به میزان علاقه به سریالهای ترکیهای، بررسیهای میدانی نشان میدهد که تصویر ذهنی مخاطبان آنها تخیلی است. اگر سریالهای ترکی را نگاه کنید، به خوبی متوجه میزان شباهت مدل مو، مدل آرایش و لباسهای آنان با دنبالکنندگان مد در ایران خواهید شد. همچنین ترکیه در بین سفرهای خارجی مقصد اول ایرانیهاست و هزینه آن بسیار ارزانتر از سفر زیارتی به عراق خواهد بود. علاوه بر این، در سالهای اخیر میل به منوی غذاها و شیرینیهای ترکی در میان ایرانیها رواج یافته است و ترکیه به مقصد مهاجرت ابتدایی یا نهایی ایرانیان تبدیل شده است، بهطوریکه آمار فروردین ۱۴۰۰ نشان میدهد که ایرانیان در سهماهه نخست سال ۲۰۲۱ حدود ۱۶۰۰ واحد مسکونی را در این کشور خریداری کردند و بزرگترین مشتری خارجی واحدهای مسکونی در ترکیه هستند.
نقاط قوت سریالهای ترکیهای
مرادی با ذکر اینکه سریالهای ترکیهای نقش بسیار بزرگی در گرایش مردم به ترکیه داشتهاند، گفت: البته این سریالها نقاط قوت فراوانی دارند که یکی از آنها اهمیت به خانواده است و شخصیتهای مثبت تلاش میکنند که به هر قیمتی کانون گرم خانواده را حفظ کنند و کارشناسان میگویند که یکی از مهمترین دلایل محبوبیت آنها این است که در سالهایی که خانواده نقش کمرنگی در تولیدات هالیوود دارد، ترکها خانواده را بسیار مهم نشان میدهند و چون خانواده به شکل غریزی برای افراد مهم است، گرایش به دیزی را در جهان افزایش داده است.
وی افزود: دومین نقطه قوت سریالهای ترک، فرزندآوری است که به عنوان قله داستانهای عشقی نشان داده میشود و مواجهه مردان و زنان با خبر بارداری جالب است و حتی اگر پدر و مادر با یکدیگر دعوا کنند، نزد فرزندان به خوب بودن با یکدیگر تظاهر میکنند. سومین نقطه قوت آنها این است که آشپزی به عنوان مهارتی فراجنسیتی نشان داده میشود. در همه سریالها با صحنههای آشپزی مردان مواجه میشویم و اگر مردی میخواهد عشق خود را به زن مورد علاقه خود نشان دهد، برایش آشپزی میکند. در این سریالها به تکریم بحث خانهداری توجه شده است و زنان ثروتمند نیز علاقه فراوانی به خانهداری دارند و برای تخلیه روانی مشکلات خارج از خانه به کارهای داخل خانه میپردازند و حتی از خانهداری بهعنوان کاری آرامشبخش یاد میکنند.
این پژوهشگر مطالعات اسلامی زنان در پایان اظهار کرد: سریالهای ترکیه با بیان برخی واقعیتهای فرهنگی و سنتی و تلفیق آنها با فرهنگ غربی سعی میکنند که چهره خاصی از زن را ارائه دهند که هیچ سنخیتی با تعریف زن در اسلام ندارد. زن در عرصههای اجتماعی فعال و مستقل و صاحب اراده است و به آشپزی و فرزندآوری و خانواده علاقه دارد، ولی در عین حال ظاهر دلربای خود را با آرایش و پوشیدن لباسهای نامناسب حفظ میکند. همچنین خصلتهای منفی مانند دروغگویی و مخفیکاری نمایش داده میشود و ترکیه به عنوان کشوری اسلامی یک زن مسلمان را در سریالها بازنمایی نمیکند، بلکه با هدف درآمدزایی و جذب مخاطب به زنان میپردازد.
پارادایمهای پژوهش درباره زنان
در ادامه سیدعلی محمدرضوی، مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات دانشکده دین و رسانه دانشگاه صداوسیما، به بیان پارادایمهای پژوهش درباره زنان در حوزه رسانه پرداخت و اظهار کرد: هر چند کارهای پژوهشی مورد اتفاق همه اندیشمندان حوزه پژوهش نیستند و با دستهبندیهای متفاوتی ارائه شدهاند، اما عمده مطالعات مربوط به حوزه زنان و رسانه یا زنان در رسانه یا بازنمایی زنان در رسانه و کلیت مسئله زنان یا مفهوم زنان را در رسانه با پارادایمهای متعددی یا متفاوتی موردتوجه قرار داده میشود. در حال حاضر با توجه به ماهیتی که مسئله زنان در میان نظریهپردازان علوم اجتماعی و علوم ارتباطات دارد و بیشتر به مطالعات ارتباطی گرایش دارند، عمدتاً به این مسئله یا مفهوم زنان در پارادایمهای برساختی، مشارکت یا مدافعهنگر توجه میکنند.
رضوی افزود: کلیت بحث در خصوص چرایی مورد نظر قرار دادن زنان در این پارادایمها به آنجا برمیگردد که در پارادایم برساختگرا چون رویکردهای تفسیرنگرانهای در درون آنهاست، مسئله زنان و بازنمایی آنها را با توجه به مجموعهای از نمادها، نشانهها، ایماها، رمزگان و همه آنچه مربوط به حوزه زنان در رسانهها میتوان قلمداد کرد را بهعنوان مجموعهای از دالها و مدلولهایی برای چگونگی بازنماییها آنها و رویکردهای تفسیرنگرانه میتوان در پارادایم برساختگرا مورد توجه قرار داد و سؤال محوری در این پارادایم این است که زنان در رسانهها چگونه برساخته میشوند؟ برای پاسخ ناچاریم که به سمت رویکردهای کیفی حرکت کنیم و با استفاده از روشهای تحقیق کیفی به مطالعه چگونگی حضور زنان در رسانه بپردازیم.
مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات دانشکده دین و رسانه دانشگاه صداوسیما با بیان اینکه پارادایم دیگری که بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، پارادایم مشارکتجو یا مدافعهنگر است، گفت: با توجه به رویکردهای فمینیستی و مورد ظلم واقع شدن زنان در جوامع و در کنشهای متقابل با مردان، این رویکرد اهمیت دارد.
وی تصریح کرد: بنابراین پارادایمهای پژوهشی مورد توجه مورد مطالعه فرهنگی و رسانهای حوزه زنان در درون پارادایمهای برساختی و مشارکتی یا مدافعی مورد توجه است؛ هرچند با پارادایم پسااثباتگری که بیشتر حوزه توجه آن بر تجربه حضور زنان یا تجربه چگونگی حضور آنان است و متناسب با رویکردهایی که در حوزه روش تحقیق هم مورد استفاده قرار میگیرد. زمانی که به دنبال توجه به جنبههای کمیتنگرانهای باشیم که در فیلمها و سریالهاست، مجموعهای از دالها و مدلولهای کمی را در این پارادایم استفاده میکنیم. در پارادایم عملنگرانه نیز با ترکیبی از اثباتگرایی، پسااثباتگرایی، برساختی، مشارکتی و انتقادی عمل خواهیم کرد، یعنی ترکیبی از دو پارادایم که به صورت کمی و کیفی برای بررسی مسئله زنان در رسانه لازم است.
جایگاه زن در پارادایمهای ارتباطات و رسانه
رضوی در پاسخ به این سؤال که زن در پارادایمهای ارتباطات و رسانه چه جایگاهی دارد؟ گفت: میتوانیم دو پارادایم مسلط و منتقد را در حوزه ارتباطات و رسانه تصور کنیم. چون هر کدام از آنها با نگرشها و ایدئولوژیهای حوزه سیاست و قدرت آمیخته شدهاند، توجه به مسائل خاص یا موردی در آنها کمتر است. در پارادایم مسلط زنان بهعنوان سوژه قابل بررسی مورد توجه هستند، یعنی میتوانیم جنس زن را به عنوان سوژهای در پژوهشهای مرتبط با پارادایم مسلط با نگاهی دموکراتنگرانه بررسی کنیم.
مدیر گروه فرهنگ و ارتباطات دانشکده دین و رسانه دانشگاه صداوسیما افزود: با توجه به اینکه یکی از محفوظات اساسی پارادایم رسانهای، توجه به نقشهای زن و چگونگی آزادی بیان او در جهانبینیهای خاص مکتب لیبرالیستی یا پلورالیستی است، میتوانیم زن را در پارادایم مسلط مورد توجه قرار دهیم. در نقطه مقابل پارادایم مسلط، پارادایم منتقد قرا دارد که در آن زنان در حوزه ارتباطات و رسانه و چگونگی بهرهگیری از زنان در رسانه با رویکرد انتقادی مورد توجه قرار میگیرند و تقابلی که بین پارادایم منتقد و مسلط وجود دارد میتواند در تحقیقات حوزههای مختلف برای زنان مفید باشد.
وی در پاسخ به این سؤال که رسانهها از زنان چگونه کمک میگیرند؟ گفت: طبیعتاً نوع نگاه رسانهها به زنان تحت تأثیر قدرت و ایدئولوژی حاکم و همه عوامل محیطی است، اما شاخص ایدئولوژی تعیین میکند که رسانهها چگونه میتوانند زنان را برساخت کنند. میتوانیم مجموعهای از رمزگان را در ایدئولوژیهای مختلف مد نظر قرار دهیم. وظیفه پژوهشگر این است که حلقه واسطی را بین رمزگان با اصحاب رسانه به وجود آورد.
رضوی در پایان اظهار کرد: زن در رسانههای غربی در خدمت ایدههای غالب سرمایهداری و مصرفگرایی است و رسانه جایگاه فرودستی را برای آنها قائل است و از آنان برای جذب مخاطب مرد استفاده میکنند و هدف از بازنمایی زنان در حوزه فنی، ایدئولوژی و اجتماعی رسانهای برای جذب مخاطب است.
انتهای پیام