حسین حجتپناه، جامعهشناس و استاد دانشگاه در گفتوگو با ایکنا از قم، با اشاره به اینکه صدور فرمان حجاب از سوی معمار کبیر انقلاب اسلامی در 16 اسفندماه 57 با تظاهرات گسترده جمعی از زنان و مردان در 17 اسفندماه مواجه شد، افزود: در برخی ادارات به ویژه نیروهای مسلح و نیروهای ارتشی اندک اندک حجاب اجباری و در نهایت در سال 61 به طور رسمی و کامل حجاب در ایران اجباری شد.
حجتپناه با بیان اینکه نگاه مفهومی به موضوع حجاب مانند سایر موضوعات نباید مجرد باشد، تصریح کرد: حجاب را باید در یک منظومه مفاهیم و در پیکربندی تئوریک درک کنیم، با نگریستن به موضوع حجاب در یک پیکربندی تئوریک درمییابیم درباره ابعاد کمی و کیفی و چگونگی و چرایی حجاب حتی در میان عالمان دینی و مذهبی اختلاف آرا و نظر وجود دارد.
این جامعهشناس ادامه داد: اختلاف عقیده میان عالمان دینی از نظر تاریخی و نیز از لحاظ برداشت فقهی به این صورت است که برخی از آنان معتقدند گرچه حجاب در قرآن سفارش شده است اما اجباری نیست و امر توصیهای است در مقابل بسیاری دیگر از علما بر اجباری بودن حجاب تأکید دارند.
وی ضمن ارائه دو فرضیه برای پرداختن به شناسایی آسیبهای روند حجاب در ایران پس از انقلاب بیان کرد: برای آسیبشناسی روند حجاب در ایران، در گام اول باید دو فرضیه را بپذیریم، فرضیه اول آن است که حجاب در ایران پس از انقلاب اجباری شد و همچنان اجباری است و فرضیه دوم آن است حدود تعیین شده برای حجاب از سوی مدیران فرهنگی در طول این سالها با حجاب اسلامی که در متون دینی از آن یاد شده، یکسان نیست.
حجتپناه اظهار کرد: براساس پژوهشها و مطالعات جامعهشناسی بسیاری از بانوان مخالف حجاب اجباری هستند و این مخالفت با حجاب اجباری در سطوح مختلف جامعه ازجمله مدارس و دانشگاه سیر روزافزون دارد بنابراین پرسش اصلی اینجاست که چرا بیزاری اجتماعی ایران از حجاب اجباری و مخالفت با آن روز به روز در حال افزایش است؟ برای پاسخ به این پرسش در ابتدا لازم است حجاب در ایران پس از انقلاب مورد آسیبشناسی قرار گیرد.
وی با اشاره به آسیبشناسی حجاب در ایران تصریح کرد: گام نخست این آسیبشناسی آن است که مدیران فرهنگی نتوانستند درباره موضوع حجاب به نسبت شرایط زمانه و پرسشهای به روز مردم در این باره، سخنان قانعکننده علمی و فلسفی بیان کنند و هماکنون برای ارائه برهان و استدلال، به کتب استاد علی شریعتی و شهید مرتضی مطهری استناد میکنند که هر دو این اساتید شرایط پس از انقلاب را درک نکردهاند و نظرات و سخنان آنها براساس موقعیت و شرایط زیست خود بوده است.
وی با اشاره به اینکه مدیران فرهنگی از نظر عقلی و معرفتی در ارائه پاسخهای منطقی به پرسشهای اساسی مردم درباره حجاب همواره عاجز بودند، تصریح کرد: مدیران فرهنگی علیرغم اینکه بودجههای کلانی برای فرهنگسازی در حوزه حجاب دریافت کردهاند از نظر عقلی و معرفتی تلاش شایستهای نکردند و بیشتر در راستای خوشایند دیگران و برای گرفتن مقام و مناصب بالاتر کوشیدند.
این استاد دانشگاه با اشاره به گام دوم آسیبشناسی حجاب، اظهار کرد: مدیران و مسئولان کشور اجباری بودن حجاب را به اسلام و دین نسبت میدهند اما به این نکته توجه ندارند که اسلام نیز مانند هر تئوری دیگری دارای مفاهیم متعدد بهم پیوسته و در قالب یک پیکره است که با یکدیگر تناسب دارند، برای مثال براساس آموزههای اسلامی گناه ربا به مراتب گستردهتر از بدحجابی است البته اگر بپذیریم که بدحجابی گناه است اما با گذشت بیش از 40 سال از انقلاب متأسفانه ربویترین بانکها را داریم و این بیانگر نبود اراده برای مبارزه با ربا طی این سالهاست. در واقع اظهارات مسئولان در قالب شعار باقی مانده است و بدان جامه عمل نپوشاندهاند.
وی با تأکید بر اینکه وزن مفاهیم اسلامی را باید در نظر گرفت که این امر در آسیبشناسی سوم جای میگیرد، تصریح کرد: اگر مسئولان حقیقتا دغدغه اسلام دارند باید به ترتیب وزن گناه از منظر دین به آن رسیدگی میکردند، گناه یک درهم ربا از 70 بار زنای با مادر در خانه کعبه بیشتر است، در حالیکه شاهد هستیم در طول سالیان متمادی مسئولان توان خود را در مسئله بدحجابی بیش از گناه بزرگ رباخواری بهکار بستند؛ این مسایل به نوعی تضاد معنی در مردم ایجاد میکند.
حجتپناه با اشاره به گام چهارم آسیبشناسی حجاب پس از انقلاب در ایران، بیان کرد: در مسئله حجاب، عرف جامعه هیچگاه در نظر گرفته نشده است در حالیکه در سیره معصومان(ع) توجه به عرف وجود دارد برای مثال پیامبر گرامی اسلام(ص) از آنجا که اعلام حرمت شراب به یکباره و به صراحت به احتمال قریب به یقین با انکار عمومی مواجه میشد، در آغاز رسالت خویش مطرح نکردند و به فرمان خداوند اعلام تدریجی آن را در 4 مرحله در پیش گرفتند تا مقبول افتاد.
وی ادامه داد: امام علی(ع) هنگام تغییر جایگاه مقام حضرت ابراهیم(ع) که امروز در خانه کعبه است، با نگاه به شرایط جامعه از انجام آن به یکباره صرف نظر کرد و این بیانگر لزوم توجه به عرف جامعه است اما متأسفانه حجاب در ایران بدون در نظر داشتن عرف جامعه یک ضرب و با عجله اجباری شد.
این جامعهشناس در نظر نداشتن عرف جامعه در نوع پوشش را ازجمله موارد آسیبشناسی حجاب برشمرد و افزود: متولیان امر، حجاب را در چادر مشکی و یا در رنگهای تیره محصور کردند در حالیکه چادر بسیاری از مناطق ایران رنگی است، در تاریخ این سرزمین و پیش از انقلاب نیز حجاب امری پذیرفته شده بوده است چنانکه در شاهنامه فردوسی نیز آمده است:
«منیژه منم دخت افراسیاب
برهنه ندیده تنم آفتاب»
در واقع حجاب، آورده اسلام برای ایرانیان نیست و ایرانیان در سالهای دور پیش از انقلاب نیز، مردمانی باحجاب بودند و پوشش آنها از قضا با موازین و حدود شرعی مطرح شده در اسلام نیز تناسب داشته است اما مسئولان با بهکارگیری عباراتی همچون «چادر، حجاب برتر است» در بیلبوردهای تبلیغاتی و الزامی کردن چادر در محیط برخی مدارس و دانشگاهها پوشش زنان را در چادر محصور کردهاند.
وی با بیان اینکه مسئولان فرهنگی به سلایق مختلف مردم ایران احترام نمیگذارند، تصریح کرد: یکی از آسیبهای جدی ناشی از عدم توجه به عرف آن است که مدیران فرهنگی ایران افرادی هستند که تاریخ فرهنگی ایران و تاریخ پوشاک در ایران را نمیدانند در واقع هر جامعهای دارای تنوع، علایق و سلایق مختلف است و اگر متولیان امر تنوع در حجاب را نیز به رسمیت میشناختند پذیرش حجاب از سوی جامعه بهتر بود، بنابراین تعیین الگوهای محدود برای حجاب در ایران نه با عقل و نه با شرع سازگاری ندارد.
حجتپناه با بیان اینکه امر به معروف و نهی از منکر یکی از عمیقترین و مهمترین مفاهیم اسلامی است، بیان کرد: قیام امام حسین(ع) به فرموده ایشان برای امر و به معروف و نهی از منکر است که خود حکایت از اهمیت این موضوع دارد، پس از انقلاب بسیاری از نهادهای فرهنگی به اسم «امر به معروف و نهی از منکر» تشکیل شدند و بودجههای کلانی را دریافت کردند که میزان تأثیرگذاری آنان در سطح جامعه را به آنچه که در این روزها میبینیم و در نهایت به قضاوت مردم واگذار میکنیم.
وی با بیان اینکه امر به معروف و نهی از منکر بیش از آنکه ساحت فردی داشته باشد، ساحت اجتماعی دارد، تصریح کرد: در این عرصه نسبت به وعدههای دروغ مسئولان که منکر بسیار بزرگتری از بدحجابی است، اغماض شد، نسبت به سخنان بیحساب و کتاب برخی از منبریها در مجالس و مساجد اغماض شد، بنابراین در این شرایط حجاب مطرح شده از سوی مسئولان در قالب امر به معروف و نهی از منکر برای مردم خاصیت اغنایی ندارد.
حجتپناه با اشاره به گام پنجم آسیبشناسی حجاب در ایران پس از انقلاب، بیان کرد: گاهی اوقات مواجهه با افراد بدحجاب، به بدترین شکل ممکن اتفاق افتاده است برای مثال استخدام نکردن افراد بدحجاب یکی از مصادیق رفتار نادرست با آنهاست در واقع به بهانه بدحجابی گروهی از مردم از برخی مزیتهای اجتماعی محروم شدند لذا مبارزه با بیحجابی چهره خشن به خود گرفت اما با امر به و معروف و نهی از منکر که از منظر اسلام باید همراه با رافت و عطوفت باشد، سازگاری ندارد.
وی در پایان افزود: متأسفانه امروزه عدهای به اسم تشویق و ترویج حجاب بودجههای کلان برای برگزاری همایشها و جشنوارههای مختلف دریافت میکنند اما در عمل بیش از آنکه دغدغه حجاب و اسلام داشته باشند، دغدغه میز و مدیریت دارند و از آوردن کوچکترین تلاش تئوریک، ارائه استدلالهای به روز عاجزند و در عملکرد و رفتار خود تغییراتی ایجاد نمیکنند.
گفتوگو از محدثه نعیمیفرد
انتهای پیام
هرچند لخت و عریان بودن در جوامع طرد می باشد.بشر با پیشرفت نوین خود سعی در برقراری ارتباط در قالب حجب و حیا کرده است.(مبحث افراد بیمار متفاوت است) دکتر عزیز همیشه پایدار و تندرست باشید.
چه فاکتورهایی باعث می گردد
-من در هر جامعه ای که قرار بگیرم همان پوشش خود را دارا باشم یا تابع قانون الزامی؟!؟؟
-چرا جامعه اجتماعی تحول و شاید پیشرفت در انواع پوشش را سیر می کند!؟(غلط یا درست)