کد خبر: 4056969
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱:۱۶
آیت‌الله هادوی تهرانی بیان کرد:

استاد سطح خارج حوزه علمیه با بیان اینکه موت به معنای نابودی نیست بلکه نوعی تولد در دنیای دیگر است، گفت: منکران معاد، حیات بعد از مرگ را بعید می‌دانستند، به همین دلیل خداوند موت را مقدم شمرد. 

مهدی هادوی تهرانیبه گزارش ایکنا، آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی، استاد سطح خارج حوزه علمیه، 24 اردیبهشت ماه در تفسیر سوره مبارکه ملک با اشاره به آیه اول این سوره «تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»، گفت: آیه با این تعبیر شروع شده که مبارک است کسی که ملک به دست او هست؛ تبارک یعنی چه؟ شیخ طوسی فرموده است مقصود از تبارک یعنی «الثابت الذی لم یزل و لا یزال» چیزی که از ازل بوده و تا ابد هم هست نه اینکه از یک زمانی پیدا شده و در دوره‌ای بعد از خود عدم می‌شود. وی گفته است که تبارک از کلمه برک است و وقتی پرنده‌ای در جایی ثابت شود، به آن برک گفته می‌شود، تبارک یعنی ثبوت.

وی افزود: معنای دیگری که ایشان آورده، این است که مقصود از تبارک یعنی عظیم. معنای دیگر از باب اینکه ثبوت همه چیز به خداست، او تبارک است. معنای دیگری که ایشان آورده، این است که تبارک یعنی برکات و خیرات از ناحیه او هست. او این معانی را از دیگران نقل کرده است و معنای اصلی را از معنای نخست گرفته است ولی علامه طباطبایی آخرین معنای ذکر شده توسط شیخ را می‌پذیرد.

آیت‌الله هادوی تهرانی بیان کرد: شیخ طوسی روحیه کلامی دارد و علامه روحیه فلسفی اما به نظر بنده در تفسیر تبارک، شیخ خیلی فلسفی تفسیر کرده و مشابه تعبیر واجب‌الوجود را فرموده و علامه آن را کلامی تعبیر کرده و فرموده که خداوند منشأ همه خیرات و برکات است.

تفسیر فلسفی شیخ طوسی از ملک

وی افزود: شیخ طوسی درباره «بِيَدِهِ الْمُلْكُ» هم تفسیری فلسفی ارائه کرده و گفته است قدرت برای خداوند واجب است؛ علامه طباطبایی هم فرموده است که «بِيَدِهِ الْمُلْكُ» کنایه از این است که ملک و فرمانروایی عالم در دست خداوند است و او قدرت دارد هر کاری بخواهد بکند. بعد فرموده است «وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ». شیخ طوسی در این آیات نگرش فیلسوفانه اعمال کرده است.

آیت الله هادوی تهرانی تصریح کرد: شیخ آیه اول را اینگونه معنا کرده که واجب الوجود است که برای او قدرت ضرورت دارد و این قدرت تعلق می‌گیرد به چیزی که مقدور باشد، یعنی محال بالذات نباشد و توضیح او هم فیلسوفانه است. فرموده خداوند علم به محالات دارد اما قدرت بر محالات ندارد، بنابراین علم خدا اوسع بر قدرت او هست. خداوند می‌داند اجتماع نقیضین چیست ولی آن را حذف نمی‌کند. علامه فرموده وقتی خدا فرمود: «بِيَدِهِ الْمُلْكُ» لازمه این بیان، آن است که بفرماید «وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ». بعد فرموده است البته ملک از صفات فعل و قدرت از صفات ذات است و صفات ذات بر صفات فعل تقدم دارد.

استاد سطح خارج حوزه علمه بیان کرد: به تعبیر علامه قادر بودن خداوند بر هر چیزی مقدمه است برای آیه بعد از آن که فرمود: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ. به تعبیر فلسفی، حیات، امری وجودی است. ممکن است این شبهه پیدا شود که مرگ یعنی نبود حیات، لذا مرگ امری عدمی است و آن چه خالق و علت لازم دارد، امر وجودی است نه عدمی ولی در این آیه فرموده است که خدا خالق موت و حیات با هم است.

علت تقدم موت بر حیات

استاد سطح خارج حوزه علمیه بیان کرد: مرگ هم امر وجودی است زیرا مردن عدم حیات نسبت به دنیا هست ولی نسبت به برزخ و قیامت، حیات است، مانند وقتی که جنین به دنیا بیاید که حیات جنینی او خاتمه یافته ولی حیات دنیوی او آغاز می‌شود. بچه وقتی به دنبا می‌آید از لحاظ علمی لحظه فوق‌العاده بحرانی است زیرا بچه‌ای که تا چند لحظه قبل از ریه تنفس نداشته، حالا باید به صورت مستقل از مادر تنفس کند.

وی اضافه کرد: در قیامت هم مردگان از برزخ می‌میرند و در قیامت حیات دارند، بنابراین خدا خالق موت و حیات است؛ در اینجا این پرسش وجود دارد که چرا موت مقدم است؛ قرآن اشاره فرموده است که ما شما را از هیچ آفریدیم و طبیعتا خلق کردن از عدم سخت‌تر از تغییر حالت است و مرگ هم نوعی تغییر است. از طرفی منکران معاد، حیات بعد از مرگ را بعید می‌دانستند و به همین دلیل خداوند موت را مقدم شمرد. 

آیت‌الله هادوی تهرانی اظهار کرد: البته موت به معنای نابودی نیست، بلکه نوعی تولد در دنیای دیگر است. در ادامه آیه دوم هم فرموده است که هدف از خلقت مرگ و حیات، آزمایش انسان است تا شما را بیازماید که کدامیک عمل بهتری دارید.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: