کد خبر: 4059115
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۵۲
اکرامی‌فر بیان کرد:

محمود اکرامی‌فر گفت: در حوزه دفاع مقدس به ویژه آزادسازی خرمشهر کم‌گویی شده است. در طول دفاع مقدس هشت سال درگیر جنگ بودیم و به همین دلیل چندان به روایت جنگ نپرداخته‌ایم.

با آزادسازی خرمشهر شعاری برخورد کردیم

محمود اکرامی‌فر، شاعر و پژوهشگر، به مناسبت چهلمین سالروز آزادسازی خرمشهر در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا، درباره آثار ادبی منتشرشده درباره این واقعه بزرگ تاریخی گفت: در حوزه داستان اطلاع چندانی ندارم، اما در حوزه شعر آثار بسیاری با موضوع آزادسازی خرمشهر و بزرگداشت سوم خرداد سروده شده است.

اکرامی‌فر ادامه داد: نمی‌توانیم بگوییم درباره آزادسازی خرمشهر کار نشده، زیرا تاکنون کارهای خوبی انجام شده، اما کاری درخور این واقعه بزرگ و دستاورد عظیم رزمنده‌ها انجام نشده است.

این شاعر آئینی تأکید کرد: چون ما نتوانستیم واقعه خرمشهر را آن‌گونه که هست بیان کنیم، طبیعتاً آن‌گونه که باید هم نتوانستیم درباره آن بنویسیم و بسراییم. با مسئله جنگ به‌ویژه آزادسازی خرمشهر شعاری برخورد کرده‌ایم نه حقیقی و واقعی؛ از این نظر شناخت شاعران از واقعه آزادسازی خرمشهر خیلی حقیقی و کامل نیست. ما با این قضیه احساسی و عاطفی برخورد کردیم و از واقعه عظیم آزادسازی خرمشهر شناختی عمیق به مردم ندادیم. در نتیجه آثار شاعران هم عمیق نیست.

شاعر مجموعه شعر «دریا تشنه است» با تأکید بر عمق بخشیدن به شناخت مردم از رویدادهای ملی مانند واقعه آزادسازی خرمشهر، اظهار کرد: درباره دفاع مقدس به ویژه آزادسازی خرمشهر کم‌گویی شده است. هشت سال درگیر جنگ و دفاع بودیم و به همین دلیل در آن سال‌ها خیلی به روایت جنگ توجه نشد. بعد از آن باید با کمک کسانی که در واقعه حضور داشتند، که بعضی از آن‌ها مانند صیاد شیرازی شهید شدند، به این موضوع می‌پرداختیم و این واقعه را به شکل درخوری برای نسل‌های بعد تعریف می‌کردیم.

اکرامی‌فر گفت: همه می‌دانیم که بخشی از مباحث جنگ و دفاع مقدس امنیتی است، اما باید بخش عظیمی مانند تاکتیک‌ها و تکنیک‌ها یا تعداد رزمنده‌ها و شهدا را دقیق می‌گفتیم و آگاهی‌بخشی می‌کردیم و همین آگاهی‌ها در قالب آثار ادبی مثل شعر منعکس می‌شد.

این شاعر آئینی در پایان شعری از خود را با عنوان «مسجد خرمشهر» به مخاطبان تقدیم کرد:

هم‌دوش با شعله‌های پنهان و پيدای آتش

می‌رقصد آرام، آرام شط بر بلندای آتش

اين ماديان سپيد ماه است، این‌گونه مبهوت

در چشم شط ايستاده، غرق تماشای آتش

«مسجد» بزرگ ايستاده، سرسبز و خاموش، هرچند

ورد زبان درخت است بيت‌الغزل‌های آتش

از بس كه اين كولی باد، با دختر شعله رقصيد

از شهر برجای مانده است، تنها ردپای آتش

شط و شب و شعله در پيش، من می‌روم موج باشم

موجی عمود ايستاده، بر سطح دريای آتش

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: