کد خبر: 4065420
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۲۸

زمانی که برنامه‌های فرهنگی درگیر رفتار ضدفرهنگی بازار سیاه می‌شود

در روزگاری که داشتن ثبات و امنیت مالی برای یک فرد یا خانواده به آرزو تبدیل می‌شود، ایجاد بازارهای سیاه بلیط فروشی برای مسابقات تیم‌های پرطرفدار و یا کنسرت چهره‌ها امری دور از انتظار نیست و به اعتقاد یک روانشناس بالینی دلال‌های بلیط فروشی در تله طردشدگی گرفتار هستند.

مرجان انصاری، روانشناس بالینیدر روزگاری که داشتن ثبات و امنیت مالی برای یک فرد یا خانواده به آرزو تبدیل می‌شود، ایجاد بازارهای سیاه بلیط‌فروشی برای مسابقات تیم‌های پرطرفدار و یا کنسرت چهره‌ها امری دور از انتظار نیست. رواج بلیط‌فروشی الکترونیکی پای دلال‌های بازار سیاه را از تجمع در کنار گیت‌های بلیط‌فروشی به پشت مانیتورهای کامپیوتر کشاند که این موضوع در پیش‌فروش بلیط کنسرت‌ها، مسابقات ورزشی و... مشاهده می‌شود.

در اصل، قیمت‌گذاری و فروش بلیط‌ها به مثابه تورنمنتی سنگین برای دلالان بازار سیاه تلقی می‌شود که هر فردی بتواند با قیمتی گزاف‌تر و گران‌تر از حد معمول آن بلیط را به جاماندگان از کنسرت غالب کند، گویی زرنگ‌تر و باهوش‌تر است. تغییر معنا و مفهوم «زرنگی» و «باهوش بودن» افراد که به وضوح در این مسئله مشهود است انسان را به تفکر وامی‌دارد که چگونه و از چه زمانی مفاهیم ارزشمند در زندگی‌مان رنگ باخت و در جایگاه نادرستی قرار گرفت و سرچشمه چنین رفتارهای ضدفرهنگی در برگزاری یک برنامه فرهنگی کجاست؟

مرجان انصاری، روانشناس بالینی در گفت‌وگو با ایکنا از قم درباره این مسئله بیان کرد: تله‌های روانی و الگوهای غلط رفتاری، فردی و جمعی است و برای واکاوی ریشه‌های رفتارهای نادرست بسیاری از اعضای یک جامعه در شرایطی یکسان باید از نظر فردی و نیز جمعی به آن بپردازیم و برای بررسی طرحواره از منظر جمعی، به زیرساخت‌های آن جامعه باید توجه کنیم.

این پژوهشگر اجتماعی با بیان اینکه در بخش رفتاری این موضوع، تله طردشدگی بسیار مشهود است، تصریح کرد: تله طردشدگی صرفا مربوط به مشکلات عاطفی نیست و مشمول حوزه‌های اقتصادی و معیشت مردم نیز می‌شود. زمانی که افراد یک جامعه برای مدت مدید در معرض اضطرابی هشداردهنده قرار بگیرند که به آن‌ها این پیام را منتقل می‌کند که شما از نظر رفاه، سطح معیشت، درآمد و سیستم اقتصادی درست که مراقب معیشت شما باشد، رها شده‌اید، تله طردشدگی فعال می‌شود و افراد با ولع و اضطراب و ترس زیاد در موقعیت‌های مالی، اقداماتی از جمله دلالی، احتکار و خرید و فروش‌های غیرقانونی انجام می‌دهند.

انصاری بیان کرد: مرور تاریخ و وضعیت زندگی مردم کشورمان از گذشته تاکنون، نشان می‌دهد که در طی زمان‌های مختلف پول و کار همیشه ماندگار نبوده و شرایط معیشتی و اقتصاد خانواده در هیچ برهه‌ای از تاریخ ثابت و پایدار نبوده است و معیشت مردم در ناامنی اقتصادی قرار داشته و دارد.

وی گفت: در این وضعیت مردم همواره در تله رهاشدگی و بی‌ثباتی مالی و اقتصادی هستند و قحطی‌ها، جنگ‌ها، حوادث اقتصادی، تحریم‌ها، تورم و گرانی مردم را در این تله گرفتار می‌کند.

انصاری اظهار کرد: اگر جامعه‌ای درگیر مسائلی همچون اختلاس، احتکار، پولشویی و... شود و محروم ماندن مردم از منابع مالی آن جامعه مکررا اتفاق بیفتد و مردم این محرومیت را احساس کنند، طبیعی است که اگر شرایط به‌دست آوردن پول از راه‌های غیرقانونی و به آسانی فراهم شود، آنها همان ذهنیت شیاد، دغل‌کار، زورگو و سوء‌استفاده‌گر را پیاده می‌کنند تا اضطراب مالی خود را مرتفع کنند.

وی ضمن بررسی الگوی نادرست رفتاری و این رفتار ضدفرهنگی از منظر فردی و در سطح خانواده، ادامه داد: زمانی که ارزش‌ها در خانواده‌ها دچار جابه‌جایی معنا شود و اساسا از بین برود، معیارهای آن کودک در حال رشد در این خانواده نیز دستخوش تغییراتی می‌شود و این تغییرات آهسته رقم می‌خورد.

این روانشناس بالینی بیان کرد: برای مثال در چنین خانواده‌ای واکنش اعضای خانواده به دعوای کودک یا نوجوان خود با دوستانش در محیط مدرسه می‌تواند این باشد: «تونستی حق تو بگیری؟ تونستی کتک بزنی یا فقط کتک خوردی؟» این واکنش‌ها نوعی دلبستگی ناایمن ذهنی در فرد ایجاد و ارزش‌های ذهنی او را دچار تغییر می‌کند و زمانی که ارزش کلمات و جایگاه آن‌ها تغییر کند این فرد در بزرگسالی نیز دست به اعمال دغل‌کارانه می‌زند.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی عده‌ای به این رفتار ضدفرهنگی و دغل‌کارانه، زرنگ‌بازی می‌گویند و آن فرد را زرنگ و باهوش می‌پندارند و دچار سرخوردگی می‌شوند به مثابه رقیبی که در یک تورنمت شکست خورده است و با خود تکرار می‌کنند: «چرا این رفتار به ذهن من نرسید؟» این رقابت از کجا آغاز می‌شود؟ از جایی که در جمع‌های خانوادگی و فامیلی، محیط مدرسه و جمع‌های دوستانه بین کوچکترها فضا را رقابتی می‌کنند چنین رفتارهایی ستایش می‌شود.

این روانشناس بالینی گفت: در واقع اختلاس‌کننده، احتکارکننده، قانون‌شکن، هنجارشکن و افرادی که چراغ قرمز را رد می‌کنند و سرعت نامطمئنه دارند و به طورکلی ارزش‌های اجتماعی را زیرپا می‌گذارند همواره دو تفکر در ذهن آن‌ها بارز است؛ اولین تفکر اینکه، این رفتارها را حق خود می‌دانند و اعتقاد دارند پولی را که از این راه به‌دست آوردند، حق پایمال شده آن‌ها بوده که با زرنگی و هوش خود پس گرفتند؛ این تفکر ناشی از رشد و پرورش در فضای رقابتی حاکم بر جمع‌های خانوادگی و دوستانه است.

انصاری با بیان اینکه این افراد اعتقاد دارند اگر من این فعل را انجام ندهم دیگری انجام می‌دهد و به‌نوعی این رفتار نادرست را منطقی‌ جلوه می‌دهند، تصریح کرد: منطقی‌سازی یکی از سبک‌های نادرست فرافکنی و خورد کردن و قابل هضم کردن رفتارهای نادرست برای روان خودمان است و به‌نوعی احساسات و عواطف خودمان را که باید به شیوه‌ای سالم و با گفتمان‌سازی بروز داده شود، به شیوه‌های نادرست تخلیه و آن را برای خود منطقی‌سازی می‌کنیم.

وی با اشاره به دلایل افزایش فرافکنی در جامعه، بیان کرد: کسانی که مسئولیت تربیت یک فرد مانند والدین یا یک گروه مانند مربی و معلم یا یک جامعه مانند سیستم‌های حکومتی عهده‌دار هستند، اگر نتوانند خودشان را تمیز تشخیص بدهند و به آن اعتراف کنند و در جهت بهبود و اصلاح آن برآیند، شاهد الگوبرداری فرافکنی می‌شویم و این افراد به راحتی و با سوء‌استفاده از شیوه منطقی‌سازی، قصور را گردن نمی‌گیرند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند.

انصاری اظهار کرد: با توجه به سطح رفاه یک جامعه از نظر اقتصادی، ثبات مالی، اشتغال مفید، میزان امید به آینده، آمار ازدواج‌های موفق، میزان آزادی انتخاب افراد و تفریح و شادزیستی می‌توان گمان کرد چنین طرحواره‌هایی تا چه میزان در جامعه بروز و ظهور پیدا می‌کند و تا زمانی که المان‌هایی که سبب سلامت روان جامعه می‌شود وجود نداشته باشد نمی‌توان شاهد بروز و ظهور چنین اتفاقاتی بود.

وی تصریح کرد: اگر چه تغییر در تصحیح ارزش‌ها و مبانی ذهنی و روانی بزرگسالان و نسلی که امروز رفتارهای هنجارشکنانه را رقم می‌زند، دشوار است اما توصیه ما این است که برای تربیت روانی و سلامت روان کودکان و نوجوانان زیر 16 سال در سطح خانواده و در نظام آموزشی به‌گونه‌ای سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی کنیم که در آینده شاهد کاهش بروز رفتارهای ساختارشکنانه و ضدفرهنگی باشیم.

گزارش از محدثه نعیمی‌فرد

انتهای پیام
captcha