به گزارش ایکنا از لرستان، شهید اسدالله(شاپور) نعمتاللهی، از شهدای ورزشکار لرستان که در رشته کشتی باستانی فعالیت داشت، دهم خردادماه سال 1331 در خرمآباد به دنیا آمد، پدرش پنجشنبه و مادرش نازاره نام داشت.
تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت، معاون دبیرستان بود و سال 1358 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد، به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و دهم مهرماه سال 1359 با سمت فرمانده عملیات، در شوش بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد و پیکر مطهر او را در زادگاهش به خاک سپردند.
اسدالله دوران کودکی و نوجوانی را با ورزش سپری کرد، همواره در کنار پدر، در مراسم مذهبی و اجتماعی شرکت میکرد، بعد از پایان سربازی به استخدام آموزش و پرورش درآمد، سالها معاون دبیرستانهای خرمآباد بود در کارهای مردمی و عامالمنفعه شرکت فعال داشت، زندگی این شهید والامقام به سه بخش خلاصه میشد.
زندگی ورزشی، که بیشترین هم و غم آن شهید را تشکیل میداد، سرانجام او را در رشته شیرجه به مقام کشوری رساند، در رشته کشتی به پهلوانی استان لرستان نائل گشت، در شنا و کوهنوردی زبانزد خاص و عام بود.
زندگی سیاسی شهید نیز کمتر از زندگی ورزشی وی نبود، در رژیم شاه زندانی سیاسی بود، مدتها در زندان به سر برد، تحمل شکنجه و سختیها را نمود، در جنگ تحمیلی فعالیت داشت، در بسیج فعالیت داشت، فرمانده عملیات و مدرس اسلحه و اسلحهشناس و علاقمند به امور نظامی بود، فرماندهی توانا بود.
زندگی اجتماعی و اخلاقی آن شهید بسیار مورد توجه است، کمتر کسی از ایشان ناراضی بود، همواره سعی میکرد که با مردم مهربان و کارگشا باشد، مردمی باشد با مردم و مردم را دوست داشته باشد، تا جایی که برای آرامش مردم حاضر بود جانش را که عزیزترین گوهر هر انسانی است در راه خدا از دست بدهد و سرانجام چنین شد و در دوازهم مهرماه سال 1359 در شهرستان شوش به درجه رفیع شهادت نائل آمد و خود را جاودانه ساخت.
اعضای انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم لندن به دنبال شهادت اسدالله نعمتاللهی در پیامی شهادت این شهید ورزشکار لرستانی را تسلیت گفته و عنوان کردند: «شهادت در راه خدا و پاسداری از مرز ایران و عقیده و جانبازی برای حفظ ارزشهای والای انسانی همواره نشان بارز فرزندان اسلام و شاگردان مکتب توحید بوده و خواهد بود.
از آن لحظه که سپاه کوفه و ناپاکی یورش وحشیانه آورد جویباری از خون شهیدان و پاکباختگان حق و عدالت نیز از کرانههای سرخ شفق جاری شد و به هم پیوست و رودها شد و دریاها و موجها برانگیخت، سخت شکننده تا بر کاخهای کفر و استکبار بکوبند و فراعنه خودکامه را از اوج نخوت فرو آورند و تحت ضربات و غرش پیاپی خود، پیکر منحوسشان را متلاشی سازند، آنگاه صحنه زندگی را برای حکومت(الله) و تابش انواع رحمت و عطوفت او آماده نمایند.
از آن روز که انقلاب شکوهمند ما دیو سیاه استبداد را بیرون راند و مبارزه را در میدان وسیعتری با امپریالیزم ادامه داد عفریتهای غرب و شرق که از گسترش و نفوذ انقلاب سخت وحشت افتاده بودند همه نیروهای پنهان و آشکارا خود که توسط نوکران حلقه به گوش خود، همچون صدام و ملکحسین و دیگر مزدوران خود در حوزه خلیجفارس علیه کشور اسلامی ایران بسیج نمودند و جنگ تجاوزکارانهای را به بهانههای مبتذل بر ما تحمیل کردند، بدان امید که به زودی انقلاب را با شکست مواجه سازد و بار دیگر به غارتگریهای خود ادامه دهند؛ لیکن محاسباتشان همه ابلهانه بود و هنوز نیز احمقانه میپندارند که نور خدا را به دهانهای پلیدشان میتوانند خاموش کنند.
آنان هنوز از درک عمق انقلاب و نهضت اسلامی عاجزند و گویی نیافتهاند ملت مسلمان و تربیتشدگان قرآن، هرگز تن به ذلت استعمار و ننگ استبداد و بردگی نخواهند داد و مرگ با غرور و افتخار را برای زندگی ننگین و اسارتبار ترجیح میدهند.
آری آن مکتب حیاتبخش، آن رهبران بزرگ و آن دامانهای پاک هرگز رضایت نخواهند داد که لحظهای حکومت فرومایگان کفرپیشه را تحمل نمائیم و جز محو کامل ظلم و زورگویی و استقرار حق و عدالت در سراسر جهان قناعت ورزیم.
شهادت برادر بزرگوارمان شاپور (اسدالله) نعمتالهی که حقا از دو جنبه جسم و روح و اخلاق انسانی کمنظیر بود برگ زرین دیگری در تاریخ پرافتخار اسلام و سندی دیگر برای پستی و حقارت دولت بعثی عراق است.
ما شهادت او را به پدر ارجمندش در حاج آقای نعمتاللهی و مادر شهید پرورش و سایر بستگان و دوستانش تسلیت و تبریک میگویم و از خداوند بزرگ برای او همرزمانش مقامات عالیه و برای بازماندگانشان اجر و صبر آرزو مینماییم.»
انتهای پیام