کد خبر: 4080268
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۶:۰۳
رئیس موسسه حکمت و فلسفه تبیین کرد:

ارتباط تنگاتنگ حکمت و شریعت در نظام فکری ابن سینا

حجت‌الاسلام احمدحسین شریفی ضمن اشاره به سه تلقی از نسبت حکمت و شریعت به توضیح درباره دیدگاه ابن سینا در این رابطه پرداخت و گفت: ایشان در گام اول می‌گوید تضاد و تعارضی میان حکمت و شریعت نیست و در گام دوم می‌گوید میان اقسام حکمت عملی و شریعت ارتباط تنگاتنگ وجود دارد.

به گزارش ایکنا، مراسم بزرگداشت روز ابن سینا، عصر امروز اول شهریورماه به همت موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین احمدحسین شریفی، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با موضوع؛ حکمت و شریعت در اندیشه ابن سینا سخنرانی کرد که گزیده آن را در ادامه می‌خوانید؛

بحث از رابطه عقل و شرع یا عقل و وحی و به تبع آن بحث از رابطه فلسفه و دین و فلسفه و شریعت از چالشی‌ترین مباحث همه دوران اندیشه‌ای بشر بوده و هنوز هم از پایه‌ای‌ترین مباحث اندیشه‌ای در حوزه دین‌شناسی به حساب می‌آید. بحث علوم انسانی اسلامی از پیامدهای بحث عقل و وحی است. دیدگاه‌های متکثری پیرامون نسبت میان عقل و وحی و به تبع آن فلسفه و دین مطرح بوده است. عده‌ای سخن از تعارض این دو با هم به میان می‌آورند و معتقدند آب این دو اندیشه در یک جوی نمی‌رود و هرگز با هم سازگاری ندارند.

در مقابل عده‌ای دیگر بر اساس تلقی خاصی که از دین و شریعت داشتند و تلقی خاصی که از فلسفه داشتند سخن از حقیقت دوگانه به میان می‌آوردند و می‌گفتند دو حقیقت داریم لذا مقایسه اینها با هم نادرست است و اساسا در یک میدان رقابت نمی‌کنند تا قابل مقایسه باشند. برخی دیگر که اغلب فیلسوفان مسلمان در این طیف قرار می‌گیرند معتقد بودند عقل و وحی نه تنها تعارضی با هم ندارند بلکه با هم کاملا سازگارند و موید همدیگر هستند. ابن رشد در کتاب خودش می‌گوید اندیشه برهانی به مخالفت با شرع و دین نخواهد انجامید و هرگز با هم مخالفتی نخواهند داشت. استدلالی که می‌آورد این است که حق با حق ناسازگار نیست بلکه موافق با هم هستند. جملات حماسی ملاصدرا در حکمت متعالیه نیز موید همین دیدگاه است. این فضایی است که در جامعه بشری قابل ترسیم است.

التزام عملی ابن سینا به شریعت اسلامی

بحث ما درباره دیدگاه ابن سینا است. در اینکه ابن سینا به عنوان یک فیلسوف عقل‌گرای بزرگ مسلمان و بلکه به عنوان عقل‌گراترین فیلسوف مسلمان عملا ملتزم به شریعت بود هیچ اختلافی نیست. حتی در سنین نوجوانی خودش موقعی که با مشکل علمی مواجه می‌شد چاره را در رفتن به مسجد می‌جست. کرارا این رویه را تا پایان عمر داشت و چاره کار را به عبادت بیشتر می‌دید. این سیره عملی ایشان بود. در وصیتنامه مشهوری که از ایشان بر جای مانده است می‌گوید برترین حرکت‌ها نماز است و برترین سکنات روزه است. پس در مقام عمل، جای شک و شبهه نیست که ابن سینا ملتزم به شریعت بوده است و از هر امر حرامی اجتناب داشته است و نسبت‌هایی که به ایشان داده شده است جای بحث دارد و بنده معتقدم ایشان هرگز اهل شراب و لهو و لعب نبوده است.

الآن می‌خواهیم از نظر اندیشه‌ای و علمی ببینیم نگاه ابن سینا به رابطه حکمت و شریعت چگونه بود و چه نسبتی بین این دو می‌دید؟ در میان سه طیفی که عرض کردیم ابن سینا در کدام طیف قرار می‌گیرد؟ ابن سینا در منابع مختلف و در جاهای مختلفی از آثارش به دسته‌بندی علوم پرداخته است. در ضمن این دسته‌بندی درباره انواع حکمت و شریعت موضع‌گیری کرده است. این موضع‌گیری‌ها فراز و فرودی داشته است. من بدون ملاحظه ترتیب تاریخی، این آثار را با سرعت تحلیل می‌کنم.

عدم تعارض شریعت و حکمت

ایشان در رساله اقسام علوم عقلی به تفصیل انواع علوم عقلی و فلسفی را دسته‌بندی می‌کند. در نتیجه‌گیری نهایی که بعد از این تقسیم‌بندی دارد بیان می‌کند؛ من تو را به اقسام حکمت راهنمایی کردم، از میان این دسته‌بندی‌ها این آشکار شد که هیچ‌کدام از اینها مخالفتی با شریعت ندارد، کسانی که مخالفت حکمت و شریعت را ادعا می‌کنند خودشان گمراه هستند و به سبب ناتوانی و کوتاهی‌شان اینطوری نتیجه گرفتند نه اینکه خود حکمت این تعارض را ایجاد کند. حکمت بری از این افراد است. این عبارات نشان می‌دهد ابن سینا این رساله را با همین هدف نگارش کرده است که نشان دهد میان اقسام حکمت و شریعت تعارضی وجود ندارد.

در منطق شفا ابن سینا به تفصیل به تقسیم‌بندی علوم می‌پردازد. بعد از اینکه اقسام سه گانه حکمت علمی را ذکر می‌کند اینگونه بیان می‌کند صحت همه این اقسام از علوم که گفتیم نیازمند موید دینی است؛ یعنی یک ارتباط تنگاتنگی میان حکمت علمی و شریعت ایجاد می‌کند. در دانشنامه علایی ابن سینا در مقدمه و دیباچه الهیات دانشنامه وقتی حکمت را تقسیم‌بندی می‌کند در رابطه با سیاست مدن و شریعت موضع‌گیری می‌کند و می‌گوید یکی از اقسام حکمت علمی دانش سیاسی است که دو بخش دارد؛ علم به چگونگی شرایع و علم به چگونگی سیاسات؛ اولی ریشه است و دومی فرع است. پس سیاست وابسته به شریعت است. پس ایشان در گام اول می‌گوید تضاد و تعارضی میان حکمت و شریعت نیست و در گام دوم می‌گوید میان اقسام حکمت عملی و شریعت ارتباط تنگاتنگ وجود دارد.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha