کد خبر: 4089841
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۱ - ۱۰:۵۸
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد:

تقیه و خفقان زمان امام حسن عسکری(ع)؛ بهانه نوشتن رمان «یک نفس تا نگاهت»

نویسنده کتاب یک نفس تا نگاهت گفت: جریان «تقیه» امام حسن عسکری(ع) و خفقان و ظلمی که از طرف حکومت بنی‌عباس در زمان امامت این حضرت به شیعه وارد می‌شد، خیلی توجه من را به خود جلب کرد و باعث شد که نگارش رمان «یک نفس تا نگاهت را آغاز کنم.

رمان یک نفس تا نگاهت با موضوع زندگی امام حسن عسکری(ع)

مریم ولی، نویسنده کتاب «یک نفس تا نگاهت» با موضوع زندگی امام حسن عسکری(ع) در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا، درباره چرایی نگارش این رمان عنوان کرد: ابتدا دوست داشتم داستانی در رابطه با مادر امام زمان(عج) بنویسم، مخصوصا خیلی علاقه‌ من بودم درباره آن قسمت که روایت شده ایشان شاهزاده روم هستند و اتفاقاتی که باعث ورود وی به سامرا و ازدواج با امام حسن عسکری(ع) شد، بنویسم؛ اما بعد از پژوهش متوجه شدم اینکه ایشان شاهزاده روم بودند، نسبت به اینکه ایشان کنیز حکیمه‌خاتون ـ عمه امام حسن عسکری(ع) ـ است، سندیت بسیار ضعیفی دارد؛ همین موضوع سبب شد که از نوشتن درباره این موضوع صرف‌ نظر کنم.

وی ادامه داد: در مسیر همین پژوهش، جریان «تقیه» امام حسن عسکری(ع) و خفقان و ظلمی که از طرف حکومت بنی‌عباس در زمان امامت این حضرت به شیعه وارد می‌شد، خیلی توجه من را به خود جلب کرد. مخصوصا خیلی دوست داشتم روی موضوع سازمان زیرزمینی وکالت که توسط خود امام(ع) و وکلا برای آماده کردن مردم برای زمان غیبت شکل گرفته بود، کار کنم و همین شد که نگارش این رمان را آغاز کردم.

نویسنده رمان «یک نفس تا نگاهت» با تأکید بر تأثیر شرایط ویژه سامرا در زمان امامت امام یازدهم، اضافه کرد: سامرا در زمان امام حسن عسکری(ع) یا شیعه خیلی کم داشت یا هرکسی که شیعه بود، باید کتمان می‌کرد که محب آل علی(ع) و امام حسن عسکری(ع) است. امام حسن عسکری(ع) روزهای دوشنبه و پنجشنبه باید خود را به دارالخلافه معرفی می‌کردند و حتی آن زمان به خیلی از محبان ایشان که می‌دانستند امام‌(ع) این روزها از منزل بیرون می‌آیند و در ملأ عام قرار می‌گیرند، اشاره می‌کردند که سکوت کنند و به امام(ع) سلام ندهند تا مأموران خلیفه متوجه نشوند محبین امام(ع) چه کسانی هستند و آن‌ها را اذیت کنند. این دوران خفقان برای خود من خیلی جای سؤال داشت، بنابراین جذب آن شدم و روی قضیه تقیه کار کردم.

ولی درباره راوی و قصه رمان خود درباره امام حسن عسکری(ع) هم عنوان کرد: محور اصلی رمان «یک نفس تا نگاهت» جوانی به‌نام «هامون» و اهل ری است که در خانواده‌ای بزرگ شده که شیعه امام علی(ع) هستند. این محبت نسل به نسل بین آن‌ها منتقل شده تا به امام حسن عسکری(ع) رسیده است و خانه آن‌ها در ری، مأمنی برای شیعیانی است که تقیه می‌کنند.

وی ادمه داد: خانه پدر هامون که عطار معروف ری است، پناهگاهی برای شیعیانی است که از سامرا می‌آیند و همچنین مرکزی برای تبادل نامه بین شیعیان و امام (ع) است. هامون به خاطر آن تقیه و خفقان و فشاری که نسبت به شیعه است، یک مقدار نسبت به جان پدرش نگران است.

نویسنده کتاب «یک نفس تا نگاهت» اضافه کرد: برای هامون سؤال است که چقدر سرسپردگی پدر او برای آل علی(ع) درست است؟ بنابراین مردد است که خودش هم به پیروان امام حسن عسکری(ع) بپیوندد. در همین مسیر با چالش‌های مختلفی مواجه می‌شود و در آخر تصمیم می‌گیرد برای پیدا کردن مراد خود و رسیدن به جواب سؤال‌هایش، ری را ترک کند و به سامرا برود.

این نویسنده افزود: «یک نفس تا نگاهت» دوره 5 ساله آخر امامت امام حسن عسکری(ع) تا شهادت ایشان را روایت می‌کند و با شهادت ایشان قصه ما تمام می‌شود. در تمام فصل‌های رمان هم غیر از چند فصل، راوی خود هامون است؛ در چند فصل هم که امکان روایت هامون نیست، سه خلیفه هم‌زمان با امام حسن عسکری(ع)، مادر یکی از خلفا و حکیمه خاتون، عمه امام حسن عسکری(ع) راوی داستان هستند.

ولی با تأکید بر اینکه رمان «یک نفس تا نگاهت» یک داستان تاریخی است، عنوان کرد: من سعی کردم در آن تاریخ‌نگاری نکنم و محوریت اصلی قصه را خیال قرار دادم؛ یعنی خیال به مستندات تاریخی اضافه شد.

وی افزود: با توجه به اینکه امام حسن عسکری(ع) در شرایط تقیه بودند، خیلی از منابع موجود درباره ایشان، اطلاعات تکراری داشت؛ لذا فقط می‌توانستم به کمک عنصر خیال مستندات محدودی که در دست بود را ارائه کنم تا از حالت روایتِ صرف یا تاریخ‌نگاری فاصله بگیرد. این است که تصمیم گرفتم بار تخیل داستان روی دوش هامون و خانواده‌اش باشد و چالش‌هایی با هامون شکل بگیرد تا بتوانم زندگی امام(ع)، شرایط خفقان و تقیه و وکالت زیرزمینی را با کمک خیال نشان دهم.

جریان «تقیه» و خفقان زمان امام حسن عسکری(ع) بهانه نوشتن این رمان شد

نویسنده رمان «یک نفس تا نگاهت» درباره مخاطبان این داستان هم گفت: از آنجا که هامون، شخصیت اصلی داستان «یک نفس تا نگاهت» جوان است، شاید این‌طور به نظر برسد که مخاطب داستان نسل جوان هستند، اما درحقیقت این‌طور نیست، زیرا هامون درواقع نماینده یک تفکر است که امکان دارد هرکسی در برهه‌ای متفاوت از زندگی خود با آن مواجه باشد.

وی ادامه داد: از طرفی هامون فقط راوی داستان است و ما در داستان از کسانی صحبت می‌کنیم که هم‌نسل هامون نیستند. مثلاً خود امام حسن عسکری(ع) یا اصحاب ایشان مانند عثمان‌بن سعید و دیگران تفاوت نسلی زیادی با هامون دارند؛ حتی روایتی که از صف اشقیا و از طرف خلفا انجام می‌شود، بنابراین ربطی به جوان بودن ندارد. یعنی سعی کردم در این رمان طوری برخورد کنم که مختصر و منحصر به قشر خاصی نباشد و نتیجه کار هم فکر می‌کنم عمومیت دارد.

ولی در پایان درخصوص انتخاب عنوان «یک نفس تا نگاهت» هم اضافه کرد: عنوان رمان برگرفته از قصه اصلی است و به‌نوعی حس و حال شخصیت اصلی داستان را بیان می‌کند که به دنبال رسیدن به مراد خود با چالش‌های زیادی روبه‌رو می‌شود و در آخر آن تلاطم‌ها به امام حسن عسکری(ع) می‌رسد.  

یادآور می‌شود، «یک نفس تا نگاهت» به قلم مریم ولی در 220 صفحه، توسط سوی انتشارات کتاب نیستان چاپ و روانه بازار کتاب شده است.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha