به گزارش ایکنا از لرستان، امروز هشتم آبان سالروز شهادت شهید محمد حسین فهمیده و روز نوجوان و بسیج دانشآموزی است.
محمدحسین فهمیده بزرگمرد ۱۳ سالهای بود که با ایثار و از خودگذشتگی و شجاعت بیمثال خود در نخستین روزهای دوران دفاع مقدس الگوی تمام مردان و زنان فداکار و نسلهای آینده شد حماسه شهید فهمیده در دفاع از انقلاب اسلامی برای همیشه در تاریخ ماندگار است.
در هشتم آبانماه سال پنجاه و نه، محمدحسین فهمیده دانشآموز سیزده ساله در بحبوحه دوران دفاع مقدس با بستن نارنجک به کمر خود، زیر تانک عراقیها رفت و جان خود را در راه دفاع از ایران و ایرانی نثار کرد و با این اقدام شجاعانه، برای مردم این مرز و بوم به الگوی ماندگاری از شجاعت و جوانمردی تبدیل و نامش در تاریخ ایران جاودانه شد.
نوجوان ۱۳ سالهای که ثابت کرد بزرگ بودن سن و سال نمیشناسد فقط قلبی بزرگ میخواهد، بزرگمرد کوچکی که اکنون نام و یادش در قاب دل همه مردم کشور نقش بسته است.
حسین فهمیده به هر شکل ممکن خود را به خرمشهر میرساند، اما فرمانده او از حضور او در خط مقدم جلوگیری میکند، او با چشمان پر از اشک به فرمانده خود میگوید: «من به شما ثابت میکنم که میتوانم به خط بروم و لیاقت آن را دارم» پس از این گفتوگو حسین لیاقتش را به فرمانده و همگان نشان داد.
در همان روزها برای اثبات خود یکبار به تنهایی میان عراقیها رفته، لباس و اسلحهای به غنیمت میگیرد و در شکل و شمایل سرباز عراقی به طرف نیروهای خودی حرکت میکند، میخواهند به او شلیک کنند، که یکی میگوید، صبرکنید با پای خودش بیاید تا اسیرش کنیم، هنگامیکه نزدیک میشود، میبینند حسین است که خواسته ثابت کند که میتواند با دست خالی هم با عراقیها بجنگد و شهامت و لیاقت حضور در خط مقدم را دارد.
در سال ۵۸ هنگامی که کردستان در جنگ و آشوب به سر میبرد، حسین فهمیده تنها دوازده سال داشت، او با وجود سن کم راهی کردستان شد تا در کنار رزمندگان اسلام بجنگد، او از خانه رفت و چند روز از او خبری نبود، خانواده و اطرافیان از غیبت او ناراحت و نگران بودند تا اینکه دو نفر از نیروهای سپاه حسین را به خانه میآوردند و تحویل خانواده میدهند و از او میخواهند تا تعهد بدهد که دیگر از کرج خارج نشود، اما او میگوید: «به خودتان زحمت ندهید اگر امام بگوید به هرکجا که باشد آماده رفتن هستم، من باید به مملکت خود خدمت کنم» حتی با تهدید به زندان هم تعهد نداد و آنها که سرسختی حسین را دیدند از مادرش امضا گرفته، رفتند.
حسین فهمیده رادیوی کوچکی داشت و مرتباً اخبار جنگ را دنبال میکرد، هنگامیکه عراق به ایران حمله کرد و شهرهای جنوب کشورمان را به اشغال درآورد او بسیار ناراحت بود و حتی بعضی شبها از ناراحتی نمیخوابید و به مادرش میگفت: باید به این مردم کمک کرد.
در اولین روزهای سالتحصیلی(مهر سال ۵۹) حسین قلم را زمین گذاشت و برای به دست گرفتن سلاح راهی جبهه شد، او رفت تا حماسهای خلق کند که در آسمان پرافتخار تاریخ ایران اسلامی چون ستارهای نورافشانی کند.
هنگامیکه حسین فهمیده به جبهه رفت، خرمشهر، خونین شهر شده بود و جز ویرانی و آثار جنگ چیزی به چشم نمیخورد، همه جا با گلولههای توپ و تانک دشمن بعثی ویران شده بود و دیگر اثری از هیاهوی روزمره اهالی شهر دیده نمیشد.
آری! خرمشهر به دست دشمن متجاوز افتاده بود، اما از باطن خرابیهای شهر دری به آسمان گشوده بودند و اولیای الهی را به سوی بالا فرا میخواندند، خرمشهر تبدیل به دروازهای شده بود تا آنان که خانه تن را زندان روح میدیدند، از قفس تن رها شوند و در آسمان بیکران قُرب پرواز کنند، شهید فهمیده نیز از زمره آنان بود.
شهید فهمیده به اتفاق دوست شهیدش محمدرضا شمس كه در یک سنگر قرار داشتند، در هجوم عراقیها، محاصره میشوند، محمدرضا شمس، زخمی میشود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط میرساند و به جایگاه قبلی خود برگشته و مشاهده میكند كه 5 تانک عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتلعام آنان هستند.
حسین، در حالیكه تعدادی نارنجک به كمر خود بسته بود به طرف تانکها حركت میكند، تیری به پای او میخورد اما در اراده پولادین او خللی وارد نمیكند و در همان حال موفق میشود كه خود را به تانک پیشرو رسانده و با استفاده از نارنجک آنرا منفجر كند.
دشمن در این حال تصور میكند كه حملهای صورت گرفته و با سرعت تانکها را رها كرده و فرار میكند؛ در نتیجه، حلقه محاصره شكسته میشود و پس از مدتی نیروهای كمكی نیز میرسند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاكسازی میكنند.
حضرت امام خمینی(ره) در پیامی به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی فرمود: «رهبر ما آن طفل سیزده سالهای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آنرا منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید».
منبع: صدا و سیمای لرستان
انتهای پیام