کد خبر: 4112646
تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۴۰۱ - ۰۶:۲۹

مصادیقی از جلوه‌گری قرآن در اشعار خواجوی کرمانی

مصادیقی از جلوه‌گری قرآن در اشعار خواجوی کرمانی محمود کرمانی متخلص به خواجو، از شاعران بلندآوازه و پرکار شعر فارسی در سده هفتم هجری و در زمره شاعرانی است که معانی و مبانی و معارف دلنشین قرآن و حدیث را در اشعار خیال‌انگیز و هنرمندانه به مشتاقان تقدیم کرده‌ است تا به آثارش قداست و حرمت بخشیده شود.

خواجوی کرمانی

آیات قرآن کریم و احادیث معصومین(ع) از دیرباز در تار و پود زندگی مادی و معنوی ایرانیان در آمیخته و در اندیشه، گفتار و کردار آنان اثر گذاشته است. تأثیر معنوی آیات و روایات همواره موجب تکامل اندیشه‌ها و خردها و ارتقای سطح فرهنگ جامعه ایرانی شده است و همین که مسلمان معتقد و آگاه در شبانه‌روز حداقل ۱۰ بار خطاب به معبودش ذکر ملکوتی «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ» (فاتحه/۵) را با اخلاص و توجه بر زبان بیاورد کفایت می‌کند تا بدانیم چه تکاملی در روح مسلمان ایجاد می‌شود.

همین عبادت‌ها و مراقبت‌ها و به کمال رسیدن گاه دستمایه هنرمندان و ادیبان شده تا در آثار خود از مبانی و مفاهیم نورانی دین که برگرفته از قرآن کریم و روایات معصومین(ع) است، بهره گیرند. دامنه تأثیر قرآن و حدیث در ادبیات فارسی بسیار ریشه‌دار و گسترده است و در این ادبیات غنی و کهن، کمتر اثر ادبی، عرفانی، اخلاقی و تاریخی را می‌توان یافت که از تابش نور قرآن و حدیث بی‌بهره مانده باشد.

زمینه و پیشینه اثرپذیری شاعران فارسی از قرآن و حدیث سده سوم هجری قمری باز می‌گردد که در آن دوران، فرهنگ اسلامی برخاسته از قرآن و حدیث سیاسی ایران را فرا گرفته و در روح و جان ایرانیان ریشه دوانده و در خوی و خصلت آنان تبلور یافته بود. از آن زمان تا کنون، شاعران و ادیبان در سروده‌های خود معانی و مبانی و معارف دلنشین قرآن و حدیث را در اشعار خیال‌انگیز و هنرمندانه به مشتاقان تقدیم می‌کنند تا به آثارشان قداست و حرمت بخشیده شود.

هر چه از قرن سوم هجری جلوتر می‌آییم، گسترش روزافزون شعر فارسی و پیوند آن با پدیده‌های فرهنگی را همچون قرارگیری ادبیات و به‌ویژه شعر در خدمت تبلیغ دین شاهد هستیم و پیدایش قالب وعظ و پند و اخلاق و نیز جلوه‌گری عرفان و تصوف و راه و رسم سلوک قرار گرفتن به اوج خود می‌رسد.

محمود کرمانی متخلص به خواجو، از شاعران بلندآوازه و پرکار شعر فارسی یکی از شاعران تحت تأثیر قرآن است که در سال 689 هجری قمری در کرمان متولد شد. او روزگار کودکی خود را در کرمان گذراند، سپس به شیراز، کازرون، اصفهان، حجاز، تبریز، سمنان، خراسان، بغداد، مصر و شام سفر کرد و به مدح سلاطین و امیران همت گماشت و در ۱۰ ساله آخر حیاتش در کرمان و شیراز زیست و بیشتر به نظم مثنویات و رساله‌های شعری خود مشغول بود.

سبک خواجوی کرمانی در قصاید بیشتر به شیوه خاقانی است و البته سبک خراسانی و عراقی نیز در سروده‌های او فراوان به چشم می‌خورد. این شاعر توانمند در غزل‌سرایی شیوه‌ای خاص دارد و برخی اصطلاحات و ترکیبات در غزلیات او دیده می‌شود که دیگران نظیر آن را نیاورده‌اند.

برای آگاهی از چگونگی بهره‌گیری این شاعر حق‌شناس ادبیات فارسی از مبانی نورانی قرآن کریم و روایات معصومین(ع)، نمونه‌هایی از ابیات انتخاب شده است که در ادامه می‌آید با این توضیح که گاه خواجوی کرمانی در یک بیت، به بیش از یک آیه و حدیث التفات داشته است و برای نمونه بیت «بر سپهر لی مع الله عارضت ماهی تمام، در ریاض فاستقم قد تو سروی راستین» را می‌توان ذکر کرد و شاعر در اینجا به حدیث نبوی اشاره دارد که فرمود: «لِى مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ لَا يَسَعُنِى فِيهِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ» یعنی براى من در خلوتگاه با خدا، وقت خاصّى است كه در آن هنگام نه فرشتۀ مقرّبى و نه پيامبر مرسلى، گنجايش صحبت و انس و برخورد مرا با خدا ندارند، این بیت همچنین آیه شریفه «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ» (هود/۱۱۲) را یادآوری می‌کند.

چند نمونه از اشعار قرآنی خواجو

بیت «اول بی انتها و آخر بی ابتدا، مالک بی اشتراک و واحد بی انعدام»
ترجمه‌واری است از آیه شریفه «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (حدید/۳)، یعنی اول و آخر هستی و پیدا و پنهان وجود همه اوست و او به همه امور عالم و داناست. خواجوی کرمانی در این بیت همچنین به مضمون سوره مبارکه توحید اشاره دارد که بر بی‌نیازی خداوند از همه عالم تأکید شده و اینکه تمام عالم نیازمند خداست.

مضامین آیات ۱۹۳ و ۱۹۴ از سوره مبارکه شعراء در بیت «پیک رهت روح الامین فراش کویت حور عین، باشد حدیث مشک چین با چین گیسویت خطا» به خوبی نمایان است که خداوند خطاب به پیامبرش می‌فرماید: روح الامین (جبریل) آن را بر دل تو فرود آورده است تا از هشدار دهندگان باشی.

جلوه‌نمایی و حضور یار همچون طلوع صبح در بیت «چو شمع مجلسم از آنچه می‌کشی شب هجران، چو صبح پرده برافکن که پیش روی تو میرم»به تصویر کشیده است و اشاره آشکار دارد به آیات ۱۶ تا ۱۸ از سوره مبارکه تکویر که تصاویری از روز قیامت که روز شهود و تجسم است در این آیات ترسیم می‌شود و آیه شریفه وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ که به معناى نفس كشيدن صبح است، گويی روز از حبس شب آزاد شده و در هواى آزاد نفس مى‌كشد و شاعر نیز چنین تصویری از پایان شب هجران به دست می‌دهد.

بیت «عید آمد و آن ماه دل افروز نیامد، دل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد» الهام گرفته از آیه «تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ» (مائده/۱۱۴) است که می‌فرماید: تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما آیند روز عید مبارکی گردد و آیتی و حجتی از جانب ما برای تو باشد که تو بر عالمیان بهترین روزی دهنده‌گانی».

مضمون شهادت و حیات طیبه و سعادتمند شهید که ایثارگرانه جان خود را در راه حق نثار می‌کند در بیت «به خون بشوی مرا چون قتیل تیغ تو گشتم، که در شریعت عشقت شهید باشم و غازی» به زیبایی بیان شده است و یادآور آیه ۱۶۹ از سوره مبارکه آل‌عمران است که خداوند بهترین و برترین مرگ را شهادت می‌داند و می‌فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» یعنی و آنان را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده نپندارید، بلکه ایشان زنده‌اند و نزد خدایشان روزی می‌گیرند».

بیت «امشب که وصال آن مه سیم‌بر است، گر قدر بدانی شب قدری دگر است» ترجمه‌گونه‌ای است از سوره شریفه قدر که به منزلت و جایگاه ملکوتی شب قدر اشاره دارد و می‌فرماید که از هزار ماه برتر است و زمان و عظمت دقیق این شب را حتی پیامبر(ص) هم نمی‌دانسته است؛ خواجوی کرمانی در این بیت عظمت شب وصال را همپای شب قدر توصیف می‌کند.

سخن‌سرای نامی کرمان در مناقب پیامبر خاتم(ص) و خاندان پاک ایشان اشعاری دل‌انگیز و معرفت‌افزا دارد که در تمام این اشعار از قرآن کریم و احادیث معصومین(ع) بهره گرفته است:

«الحمدلله الذی خلق السموات العُلی
اوحی الی من لاح من آیاته نورالهُدی

آن در بحر کن فکان خوانده یتیمش آسمان
نابوده مثلش در جهان دُر یتیمی پر بها»

شاعر در مصراع بیت اول از آیه شریفه «تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى» (طه/۴) بهره گرفته است که آفریدگار آسمان‌های با عظمت را شکرگزاری می‌کند و در بیت دوم نیز مضامینی از دو آیه «مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ ۖ سُبْحَانَهُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (مریم/۳۵) و «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ» (ضحی/۶) برداشت می‌شود.

منبع: مقاله «تجلیاتی از قرآن و حدیث در دیوان خواجوی کرمانی»، علی مرزبان‌راد، پژوهشنامه علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، شماره ۷.

انتهای پیام
captcha