نقش رزمندگان نیروی هوایی در گروهها و رستههای مختلف نیاز به بازخوانی دارد؛ رزمندگانی که همچون عقابان تیزپرواز نقش حمایتگر را در جبهههای حق علیه باطل داشتند و در این مسیر برخی به شهادت رسیده و یا اسیر و به مقام جانبازی نائل شدند. 
وفاداری، ایستادگی، رشادت و از خودگذشتگی رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ستودنی است و ایثارگران چه زیبا، مقاومت را از علمدار کربلا آموختند. نقش رزمندگان در گروهها و رستههای مختلف نیاز به بازخوانی دارد و شاید از این امر مهم تاحدی غفلت شده است. در کنار رزمندگان که با دستانی خالی و پشت خاکریزها به نبرد با دشمن متجاوزگر میپرداختند، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی نقش حمایتگر را داشت و دل رزمندگان را به خود امیدوار میکرد. همانانی که در جنگ با دشمن به شهادت رسیدند و تعدادی نیز به درجه جانبازی نائل آمدند. سینه هریک از جانبازان مالامال از سخنان ناگفته است و حق است که گاهی به بهانهای پای سخنان و درد دلشان بنشینیم. ایکنای استان مرکزی، به بهانه روز جانباز، گفتوگویی با جانباز 50 درصد و آزاده خلبان محمدعلی اعظمی انجام داده است که در ادامه تقدیم مخاطبان میشود:
ایکنا ـ مختصری از خود و نحوه ورود به نیروی هوایی بفرمایید.
محمدعلی اعظمی خلبان و بازنشسته نیروی هوایی در شهرستان گلپایگان و در خانوادهای هشت نفره متولد شدم. در همان شهرستان دوران ابتدایی و متوسطه اول را به اتمام رسانده و برای اشتغال با مدرک سوم راهنمایی یا همان سیکل قدیم به تهران مراجعه کرده و با درجه گروهبانی برای انجام کارهای تخصصی فنی به استخدام نیروی هوایی درآمده و پس از اتمام دوره آموزشی به عنوان تکنیسین هلیکوپتر مشغول به خدمت شدم. با توجه به اینکه هلیکوپتر در هر مکانی قابلیت فرود دارد؛ از این رو شانس تکنیسین فنی این است که به همراه خلبان پرواز میکند. در زمان خدمت به ادامه تحصیل مشغول شده و دیپلم را نیز اخذ کردم.
در این زمان ارتش مشغول استخدام نیروی خلبانی بود و این مهم را برای ثبتنام واجدان شرایط به تمام یگانهای خدمتی ابلاغ کرد. در انجام کار بسیار جدی و منضبط بودم و فرمانده حاضر نمیشد نیرویی مثل مرا از دست دهد، اما با اصرار و خواهش او را راضی کردم مرا به شعبه استخدامی نیروی هوایی معرفی کند. از آن پس دوره بسیار سخت و سختگیرانه استخدام خلبانی را طی کردم. با وجود تعدد بالای داوطلبان خلبانی و شرایط سخت و تأکید بر سلامت جسمی، فرماندهان سعی داشتند سالمترین و باهوشترین افراد را انتخاب کنند؛ از این رو به بهانههای بدون مستند همچون داشتن انحراف بینی و صاف بودن کف پا بنده را نپذیرفتند، اما من به توانایی و سلامت جسمی خود واقف بوده و اعتماد کامل داشتم صحنه را خالی نکرده و با تلاش بسیار با پزشکان صحبت کردم و آنان نیز بر سلامت جسمیام صحه گذاشتند و این دلایل را غیر مستند و فقط بهانهای برای ریزش بیان کردند.
پس از دوندگی بسیار در دانشکده خلبانی پذیرفته و بعد از آموزش به مرحله پرواز رسیدم. خلبان برای پرواز با هواپیمای جنگنده باید چهار هواپیمای مختلف را پشت سر میگذاشت تا بتواند با این پرنده پرواز کند. افراد پس از کسب مجوز پرواز با هواپیمای سبک در ایران و گذراندن دورههای زبان به کشور امریکا اعزام میشدند تا بتواند خلبان هواپیمای شکاری باشد. من نیز اعزام شدم و با وجود اینکه این دوره 24 ماهه بود، اما من یکسال و 6 ماه در این کشور دوره آموزشیام را به پایان رسانده و در سال 56 به ایران بازگشتم و برای پرواز با هواپیمای f4 گزینش شدم. آموزش با این هواپیما را آغاز کرده و همزمان با پیروزی انقلاب فارغالتحصیل شدم.
ایکنا ـ شما 2 دوره کاری را تجربه کردید در مورد وجهتمایز این دورهها بفرمایید.
مسائل و نحوه کارکرد آن دوران با امروز بسیار متفاوت است. سیستم شاهنشاهی راهی دیگر را برای خود ترسیم کرده بود و نظام جمهوری اسلامی سیستمی فراتر را پیشرو داشت. در زمان رژیم پهلوی کشور در اختیار عوامل خارجی بود و آنان برای ما تصمیم میگرفتند و فقط به دنبال منافع خود بودند. وقتی جلسه جنگ جهانی دوم با حضور رؤسای کشورهای امریکا، شوروی و انگلیس در ایران برگزار میشد، حتی به شاه اجازه ورود ندادند و این امر نشان از ضعف شخص اول کشور دارد و کشور به دست چنین فردی اداره میشد. حتی در جلساتی که به منظور تشریح وضعیت یگان برگزار میشد فردی امریکایی با درجهای پایینتر از فرمانده حضور داشت تا در جریان آخرین اطلاعات قرار گیرد. در این جلسه هیچیک از اعضا حق مکالمه فارسی نداشتند. امریکاییها همچون اختاپوس کشور را قبضه کرده و با اختیار خود پیش میبردند.
امام خمینی(ره) پس از ورود به ایران در سخنرانی بهشتزهرا فرمودند: «آقای تیمسار تو نمیخواهی آقای خودت باشی؟ خودت فکر کنی و برای مملکت تصمیم بگیری». با حضور امام و پیروزی انقلاب ایران رنگ دیگری به خود گرفت و امروز کشور ما در اوج اقتدار، عزت، استقلال و صلابت قرار دارد. مردم با کمک امام انقلاب را به پیروزی رسانده و حفاظت کردند.
واقعیت این است که تجهیزات نظامی ما در روزهای ابتدایی انقلاب درحد صفر بود و سرمایهای جز نیروی انسانی نداشتیم. در طول 44 سال با تکیه بر استعداد و توانایی جوانان انقلابی، متعهد و متخصص از صفر به اوج و قله رسیدیم و این امر برهمگان مشتبه است و حتی دشمنان به این امر اذعان داشته و معترف هستند. اقتدار نظام جمهوری اسلامی به حدی است که امریکا که با هدف تجاوز به ایران پایگاههای نظامی اطراف ایران ایجاد کرد، حتی جرئت پرتاب گلولهای به خاک کشورمان ندارد و این امر یکی از مهمترین دستاوردهایی است که باید به آن پرداخت.
پس از شهادت سردار سلیمانی امریکا اعلام کرد اگر به پایگاهش حمله شود 50 نقطه از ایران را مورد حمله قرار خواهد داد، اما این اتفاق با وجود حمله به عینالاسد محقق نشد. ایران تنها کشوری در دنیاست که استقلال کامل دارد و این باعث افتخار ماست. ایران وابسته قبل از انقلاب با ایران مستقل بعد از انقلاب قابل قیاس نیست.
بدنه نیروی هوایی در زمان پهلوی متشکل از نیروهایی با اصالت و متعهد به احکام دینی و قرآنی بود. افرادی در این یگان همچون شهید بابایی خدمت میکردند که نمازشان حتی در خاک دشمن ترک نمیشد، اما سیستم کاری آن دوران به گونهای بود که افراد قادر به ابراز وجود نداشتند. اکثر فرماندهان اصالت ایرانی و اسلامی بودن خود را در طول تمام دوران خدمت حفظ کرده بودند و با همین پیشینه و روحیه وارد جنگ شدند و تعدادی از آنان با دل کندن از دنیا آسمانی شدند.
ایکنا ـ چگونه به درجه جانبازی نائل شدید؟
جانباز 50 درصد هستم. در اردیبهشت سال 61 و روزهای منتهی به عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر برای بمباران و انهدام ستون نیروهای زرهی دشمن که از طلاییه تا جفیر به سمت خرمشهر در حرکت بود مأمور به پرواز شدم، اما هواپیمای ما مورد هدف گلولههای توپهای ضدهوایی دشمن قرار گرفت و به ناچار اجکت کرده و فرود اضطراری داشتیم. در دوران اسارت جانباز شدم.
ایکنا ـ آینده نیروی هوایی را چگونه ترسیم میکنید؟
نیروی هوایی نیروی دفاعی قوی و قدرتمند است که چشم دشمنان را به قدرت و توان خود خیره کرده است. با توجه به اینکه 18 سال قبل بازنشسته شدهام، اما اخبار را از طریق دوستان مطلع شده و از وضعیت قدرتی آن بیاطلاع نیستم. این یگان هر روز در حال پیشرفت و قدرتمندتر شدن است و یکی از قدرتهای دفاعی نظام به شمار میآید. نیروی هوایی شکاری تاکتیکی نیرویی است که بُرد بلند داشته باشد و بتواند دشمن را در دورترین نقطه زمینگیر کند. نیروی هوایی شکاری تاکتیکی بُرد مؤثرش تا جایی است که خلبان توان پرواز داشته باشد. که از آن جمله میتوان به انهدام پایگاه «الولید» اشاره کرد که طرحریزی و اجرای این عملیات به بزرگترین عملیات هوایی ارتشهای دنیا تبدیل شد.
نیروی هوایی شکاری تاکتیکی میتواند اراده سیاسی کشورش در جایی که لازم است را به دشمن تحمیل کند. آنجا که ابزار دیپلماسی توان خود را از دست میدهد نیروی هوایی می تواند وارد عمل شده و معادله را به نفع خود تغییر دهد. بهطور مثال همزمان با پیروزی انقلاب کنفرانس غیرمتعهدها در تانزانیا برگزار شده بود و با توجه به اینکه این کنفرانس هر 4 سال یکبار برگزار میشد، قرار براین بود که سال 61 به میزبانی عراق و در بغداد برگزار شود. ایران و عراق که دو عضو این جنبش در حال جنگ بودند، ایران نمایندهای به سران کشورها فرستاد و از آنان خواست که این کنفرانس لغو شود، اما عراق نمایندهای فرستاد و خبر از امنیت بغداد داد.
آن زمان در زندان استخبارات عراق زندانی بودم و پس از اقامه نماز صبح صدای غرش هواپیماهای جنگنده ایران را شنیدم. دو هواپیما با 4 خلبان زبده همزمان با اذان صبح از پایگاه سوم شکاری همدان بلند شدند و در تاریکی و روشنایی صبح به عراق رسیده و صدای غرششان همه را بیدار کرد و مانع از برگزاری کنفرانس در این شهر شد. نیروی هوایی آماده است آنجا که نیروی زمینی به خاطر کندی حرکت دستش به دفاع و زمینگیر کردن دشمن نمیرسد وارد شده و گرهها را باز کند.
ایکنا ـ ناگفتههای انقلاب چیست؟
باید بپذیریم در طول 44 سال به برکت انقلاب دستاوردهای بسیار خوب و چشمگیری اتفاق افتاده است، اما متأسفانه مطالعه مردم بسیار کم است و به معنای واقعی از این رویدادها اطلاعات کافی ندارند و حیف است. امریکا که به گمان برخی از مردم قدرت برتر ست خودشان به قدرت ایران در عرصههای مختلف اعتراف میکنند، اما مردم از این امر بیخبرند. چرا جوانان ما نسبت به مسائل ناآگاه هستند و این استقلال برای مردم و جوانان کشورمان ارزش ندارد؟ سالهای ابتدایی انقلاب مردم در فضای انقلاب قرار داشتند و با تمام وجود معنا و ارزش استقلال را درک میکردند تا جاییکه مادران شهدا پیشگامتر از سایر مردم در تشییع پیکر فرزندش شرکت میکرد و با اقتدار ایستادگی می کرد.
متأسفانه برخی از جوانان و نوجوانان امروز بیشترین استنادهای خود را از رسانههای غربی و امریکایی دریافت میکنند. دشمنان خود میدانند حرفهایشان بیاثر است؛ چراکه اگر اثرگذار بود تاکنون اثر خود را گذارده بود و باید کشور دگرگون میشد. ایستادگی مردم و حمایت از مقام معظم رهبری در جان مردم ایران ریشه دوانده و حاضر نیستند به راحتی آن را از دست دهند. نمونه بارز و مصداقی آن را در شکوه گسترده راهپیماییهای روز قدس و 22 بهمن شاهد هستیم.
ایکنا ـ از چه زمانی دست به قلم شدید؟
بعد از اسارت و بازگشت به میهن مسئولیت ایثارگران نیروی هوایی به بنده سپرده شد و در سال 83 نیز بازنشسته شدم. به نظرم در انتقال تجارب رزمندگان و فرماندهان به نسل جدید و آیندگان کوتاهی شده است. به طور مثال اسرای ما از قانون و الفبای اسارت هیچ نمیدانستند و به همین دلیل بسیار ضربه خوردند. در سال 93 بار دیگر به خدمت دعوت شده و خلبانان دوران دفاع مقدس را دعوت کردم و سرگذشت آنان را از کودکی تا اسارت ثبت و ضبط کردم، اما آنچه به رشته تحریر درآورده بودم مرا راضی نمیکرد و از این رو دنبال مطالبی برای نوشتن کتاب «الفبای اسارت» بودم. این کتاب فقط به جنگ ایران و عراق محدود نشده است و تقریباً به تمام جنگها، نحوه برخورد با اسرا و نگاه ادیان به اسرا پرداخته شده است. این کتاب زیر چاپ است و امید است تا بهار سال آینده در اختیار مردم به ویژه نیروهای مسلح قرار گیرد.
انتهای پیام