یک عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تازهترین پست خود در یکی از شبکههای اجتماعی درباره نسبت دین، فرهنگ و فناوری با یکدیگر نوشت.
به گزارش ایکنا؛ حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تازهترین پست خود در صفحه شخصیاش در یکی از شبکههای اجتماعی درباره اینکه دین، فرهنگ و فناوری چه نسبتی با یکدیگر دارند، نوشت: در این پرسش هر یک از نسبتهای دوگانه دین و فرهنگ، فرهنگ و فناوری و دین و فناوری محل سؤال قرار میگیرند. حضور دین در سطح حیات و زندگی انسانها، منحصر به زیست فردی و انسانها نمیشود. هر کس در قلمرو حیات فردی و اجتماعی خود، روش، مسیر و شیوهای دارد و این روش، مسیر و شیوه، دین اوست.
وی با به اشتراک گذاشتن مقاله ۱۸ صفحهای در این زمینه نوشته است: فرهنگ با نوع و سطح عقلانیتی که در آن حضور دارد و با ارزشها و آرمانهایی که دارد، از دو طریق – بیرونی و درونی – در فناوری اثرگذار است. نسبت فرهنگ و فناوری، به ما در شناخت نسبت بین دین و فناوری یاری میرساند و این کمک به سبب نوع نسبتی است که بین دین و فرهنگ وجود دارد؛ بنابراین در تبیین نسبت دین و فناوری، از نسبتی که دین با فرهنگ و نیز فرهنگ با فناوری دارد، میتوان استفاده کرد؛ یعنی نسبت دین و فناوری به وساطت فرهنگ روشن و آشکار میشود. وساطت فرهنگ برای تبیین نسبت دین و فناوری در صورتی به انجام میرسد که نسبت بین دین و فرهنگ نیز روشن شده باشد، به همین دلیل در این گفتار ابتدا از نسبت دین و فرهنگ سخن گفته میشود.
در بخش دیگری از این گفتار آمده است: دین و آیین در این تعریف، اولاً معنای بسیار عام دارد و ثانیاً این معنا، نشان میدهد که جایگاه تحقق دین، عالم طبیعت، عالم ذهن یا عالم فوق طبیعت نیست، بلکه جایگاه تحقق دین، متن، معرفت، اراده و عمل آدمیان است. در اصطلاح منطقی، دین به حمل شایع، در متن زیست و زندگی انسان موجود میشود، همان گونه که پدیدههای طبیعی و جغرافیایی مثل کوهها و دریاها در عالم طبیعت، محقق میشوند و یا توهمات و پندارها در موطن ذهن آدمیان موجود میشوند یا آن فرشتگان و عقول فراتر از طبیعت، واقعیت پیدا میکنند.
پارسانیا درباره نسبت دین و فرهنگ نیز معتقد است؛ فرهنگ هر جامعه مشتمل بر باورها و اعتقادات آن جامعه است و شامل دین به معنای اعم میشود و در هر حال هویتی دارد و دین در حکم روح، روان و جان هر جامعه است. اغلب دین در معنای خاص خود به کار میرود و در این صورت، فرهنگهای دنیوی که فاقد اعتقاد به امر قدسی و معنوی باشد، فرهنگهای غیردینی شمرده میشوند و اگر در معنای اخص به کار روند، فرهنگهایی که بر باورها و رفتارهای غیرتوحیدی باشند، فرهنگ غیردینی یا مشترک – مشرکانه – و مانند آن شمرده میشوند.
متن کامل این گفتار را اینجا مطالعه کنید.
انتهای پیام