دولتهای استعمارگر از مدتها قبل از دوره معاصر به دلیل موقعیت استراتژیک فلسطین برای کنترل بر این سرزمین نقشه می کشیدند. در سال 1827 یکی از یهودیان انگلیسی بنام «سرمؤسس مونتیفوری» مسأله استقرار یهودیان در فلسطین و کشیدن راه آهن از یافا به خلیج فارس برای وصل کردن سواحل مدیترانه به این خلیج را مطرح نمود، و در سال 1838 انگلیس اولین کنسولگری اروپایی را در بیت المقدس تأسیس کرد. گفتۀ «آلبرت هامسون» نویسندۀ انگلیسی حکایت از نقشههای استعماری انگلیس در فلسطین داشت: «مسأله حمایت از یهودیان، موضوع فعالیت کنسولگری انگلیس در اورشلیم است.» «آرل اف شاوسری» سیاستمدار انگلیسی در سال 1840 یادداشتی تحت عنوان «طرح اسکانی فلسطین» به «پالمرسون» فرستاد و در آن به ذکر اهمیت سیاسی و اقتصادی اسکان یهودیان در فلسطین برای دولت انگلیس پرداخت.
«نیمه دوم سده نوزدهم شاهد افزایش اهمیت استراتژیک فلسطین بود. آن هم بر اثر گشایش کانال سوئز و اشغال مصر توسط انگلیس و ورود امپراطوری عثمانی به مرحله احتضار و فزونی رقابتهای استعماری انگلیس و فرانسه و آلمان و روسیه در شرق عربی. بنابراین هر کدام از این قدرتها برای کسب نفوذ بیشتر در منطقه خاورمیانه (و بویژه سرزمینهای شرق مدیترانه) تلاش می کردند.
از همان زمانی که انگلیس برای کنترل بر فلسطین برنامه ریزی می کردند صهیونیستها نیز برای تصرف این سرزمین و سلطه بر جهان نقشه های زیادی کشیدند. از این رو میتوان گفت که از سالهای 1900 به بعد جهانیان شاهد افشای نقشه های سری حکمای صهیونیستی برای سلطة نژادپرستانة خود بر سراسر جهان بود.