کد خبر: 4148698
تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۴:۵۲
استاد حوزه علمیه تبیین کرد؛

نحوه مبارزه امام جواد(ع) با جاعلان حدیث

حجت‌الاسلام کریم مؤمنی با بیان اینکه تمام اهل بیت(ع) به شکلی با انحرافات زمان خود مبارزه می‌کردند، گفت: یکی از اقدامات امام جواد(ع) این بود که ایشان در ضمن پاسخ به سؤالاتی که از حضرت می‌پرسیدند، با انحراف جعل احادیثی که میان علمای درباری آن زمان وجود داشت، مبارزه می‌کردند.

حجت‌الاسلام کریم مومنی، کارشناس دینیحجت‌الاسلام کریم مؤمنی، مدرس مرکز تخصصی کلام و امامت حوزه قم در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا از قم، در خصوص اینکه امام جواد(ع) چگونه با حدیث‌سازان مبارزه کردند، گفت: تمام اهل بیت(ع) هر کدام به شکلی با انحرافات زمان خود مبارزه می‌کردند، چراکه مهم‌ترین مسئولیت بر دوش امام معصوم(ع) و اوصیای نبی خاتم(ص)، حفظ دین و شریعت بود.

وی بیان کرد: با توجه به اینکه امام جواد(ع) در سن طفولیت به امامت رسیدند، افرادی از مخالفان اهل بیت(ع) از دستگاه حاکمیت و حتی شیعیان برای اینکه شک و تردیدی در امامت ایشان ایجاد شود از این امام بزرگوار سؤالات سنگینی می‌پرسیدند، اما پاسخ‌های اعجاب‌برانگیز ایشان مانع از ایجاد شک و تردید می‌شد.

وی گفت: از جمله اقدامات امام جواد(ع) این بود که ایشان ضمن پاسخ به سؤالاتی که از حضرت می‌پرسیدند، با انحراف و جعل احادیثی که میان علمای درباری آن زمان وجود داشت، مبارزه می‌کردند. این امام بزرگوار روایتی را که جعل بر ایشان شده بود عرضه کردند و فرمودند که پیامبر(ص) در حجة‌الوداع فرمود بعد از من سخنان دروغ و ساختگی بر من زیاد می‌شود و کسانی که دروغ بر من می‌بندند جایگاهشان از آتش پر می‌شود و هنگامی که حدیثی از جانب من بر شما می‌رسد آن را بر کتاب خدا و سنت من عرضه کنید و چنانچه با آن دو موافق بودند، آن را بپذیرید. بنابراین، آن حدیثی که بیان می‌دارید با سنت خدا همخوانی ندارد.

مدرس مرکز تخصصی کلام و امامت حوزه قم بیان کرد: در یکی از مناظراتی که امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم داشت، حدیثی نقل شد که ابوبکر و عمر، سرور پیران عالم هستند که امام فرمود در بهشت جز جوان نمی‌بینید و آن‌ها روایتی نقل کردند که مثل ابوبکر و عمر در زمین مانند مثل جبرئیل و میکائیل در آسمان است که امام پاسخ داد محتوای حدیث درست نیست، زیرا جبرئیل و میکائیل دائماً در حال عبادت خداوند بودند، در حالی که این دو نفر پیش از آنکه اسلام بیاورند سال‌های طولانی مشرک بودند.

وی گفت: روایتی نزد امام جواد(ع) نقل کردند که جبرئیل نزد خدا و رسولش گفته که از ابوبکر بپرس که آیا از من راضی است، من که از او راضی هستم که امام جواد(ع) در مجلسی با حضور اهل سنت به روایت رسول‌الله(ص) استناد کردند که فرمودند حدیثی را بر من به دروغ نبندید و سپس امام جواد(ع) فرمود این کلام با آیات قرآن سازش ندارد، زیرا قرآن در آیه ۱۶ سوره ق می‌فرماید که «ما انسان را خلق کردیم و آنچه درونش وسوسه می‌شود را می‌دانیم و از رگ گردن به اون نزدیک‌تریم»؛ بنابراین اینکه خداوند سؤال کند که از ابوبکر بپرسید که از من راضی است و خداوند آگاهی نداشته باشد، محال است.

مؤمنی اظهار کرد: جایگاه علمی امام جواد(ع) چنان بود که بزرگترین عالم و مفسر زمان ایشان یحیی بن اکثم، مبهوت استدلال‌های ایشان می‌شد؛ در جلسه مناظره به امام جواد(ع) گفتند که جواب بده درباره محرمی که احرام بسته و حیوانی را کشته است که امام جواد(ع) می‌فرماید آیا محرم صید را در حرم کشته یا بیرون حرم، آیا عالم به حکم بوده یا جاهل، آیا عمدا او را کشته یا غیر عمد، آیا محرم آزاد بوده یا برده، بالغ بوده یا نابالغ، آیا موقع رفتن به مکه او را کشته یا موقع برگشت، آیا صید از پرندگان بوده یا از غیر پرندگان، آیا صید کوچک بوده یا بزرگ، محرم اصرار بر این عمل دارد یا خیر، آیا در شب صید کرده یا در روز، که این نشان می‌دهد ایشان آگاه به همه جهات بوده است و علمای اهل سنت بعد از مشاهده تقسیم‌بندی امام جواد(ع) و آگاهی کامل ایشان، رنگ شکست را در چهره یحیی بن اکثم مشاهده کردند.

وی در خصوص اینکه چرا به امام جواد(ع) باب‌الحوائج می‌گویند، افزود: امامان همگی معدن فضل، جود و کرم هستند و ظهور و بروز یک صفت در یک امام بیشتر از سایر ائمه است که راجع به امام جواد(ع) دیده شده کسانی که برای حوائج خود به ایشان متوسل می‌شوند، حوائجشان به آسانی برآورده خواهد شد؛ این مسئله چنان در میان شیعیان دیده شده که این امام بزرگوار با نام باب‌الحوائج مطرح هستند.

این استاد حوزه در خصوص اینکه تقیه امام جواد(ع) به چه علت بوده است، تصریح کرد: تقیه دلیل عقلی دارد؛ عقل می‌گوید جانت را هنگام خطر با کتمان حقیقت حفظ کن؛ اگر کسی در زمانی که نیاز به سکوت است تا جان خودش و دیگران به خطر نیفتد، برخلاف آن عمل کند عملی مخالف عقل است. دلیل نقلی تقیه نیز در داستان عمار وجود دارد، زمانی که عمار را دستگیر کردند و دشمن رسول‌الله که به دروغ ادعای نبوت کرد، گفت به پیغمبر(ص) ناسزا بگو و عمار و شخص دیگری را مجبور کرد، آن شخص ناسزا نگفت و کشته شد، اما عمار که جانش در خطر بود ناسزا گفت و بعد از ملاقات با پیامبر(ص) خجالت می‌کشید و با توجه به این مسئله آیه «مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ» نازل شد که شیعه و سنی گفته‌اند این آیه برای عمار نازل شده است.

مؤمنی بیان کرد: حاکمیت وقت در زمان امام جواد(ع) که بنی‌عباس بود بعد از تثبیت حاکمیت نشان دادند که مانند بنی‌امیه نیستند و هر مخالفی را سرکوب می‌کنند و هر چند ابتدا از محبت اهل بیت(ع) سخن گفتند، اما این پرچمی بود تا از مردم برای تثبیت حاکمیت سوءاستفاده کنند. بنابراین، گاهی که بحثی درباره فضایل خلفا می‌شد امام می‌فرمودند که من فضل خلفا را منکر نیستم و در ادامه با زیرکی خاص گفتار آن‌ها را رد می‌کرد که ناشی از تقیه ایشان بود.

وی در پایان گفت: یکی از موارد تقیه این است که هر حقیقتی را به زبان نیاوری و امام جواد(ع) گاهی که می‌خواستند مسئله‌ای را اثبات کنند که حقیقت ندارد با زیرکی خاصی خود را از خطر دفع می‌کردند؛ تقیه هم جان امام را حفظ می‌کرد، زیرا امام حافظ شریعت و آموزه‌های دینی است و به همین دلیل مواردی را همراه با تقیه با زیرکی خاصی بیان می‌کند. بنابراین، وظیفه اصلی امام حفظ اسلام و آموزه‌های دینی است و در جایی که امام مشاهده کند که با تقیه حقیقت برای همیشه پنهان می‌ماند تقیه انجام نمی‌دهد. تقیه تنها در مواقع ضروری و آن هم به قدر لازم که موقتاً انجام می‌شود، تنها برای رفع خطر که حکم عقل و نقل و سیره اهل بیت(ع) است، از آن پشتیبانی می‌کند.

انتهای پیام
captcha