کد خبر: 4322734
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۶
نجات هویت دیجیتال فرزند با سواد رسانه‌ای/ ۱۰

چالش‌ها و راهکارهای آموزش سواد رسانه‌ای

فعال فرهنگی و کارشناس رسانه با بیان اینکه آموزش سواد رسانه‌ای باید چهره‌به‌چهره و با توجه به توانمندی‌های نوجوانان باشد، گفت: ذات خود رسانه، عدم درک اهمیت و ضرورت آموزش رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای و جدی نگرفتن خطرات رسانه‌ها در نهادهای متولی، عدم آشنایی والدین و صاحبان تربیت با رسانه از جمله چالش‌های سواد رسانه‌ای هستند.

محمدحسین رجایی‌فر، فعال فرهنگی و پژوهشگر دین و رسانهرسالت رسانه‌های متعهد، ارتقای سواد رسانه‌ای در جامعه و صیانت از هویت دیجیتال نسل آینده در جامعه است، جامعه‌ای که بنیان آن بر خانواده استوار می‌شود. خانواده، نخستین مدرسه تربیت و زیربنای خودسازی انسان است و هرگونه بروز اختلال در این نهاد، پیامد‌های گسترده‌ای بر سلامت اجتماعی و فرهنگی خواهد داشت.

بی‌سوادی رسانه‌ای در خانواده‌ها می‌تواند زمینه‌ساز بحران‌های هویتی در نسل جدید شود. کودکانی که بدون هدایت و چارچوب وارد فضای مجازی می‌شوند، در معرض اعتیاد رفتاری، اختلال هیجانی و بحران هویت دیجیتال قرار می‌گیرند.

خبرگزاری ایکنا، بنابر رسالت رسانه‌ای خویش در تبیین مسائل فرهنگی و تربیتی، با توجه به ضرورت پرداختن به این موضوع، سلسله گفت‌و‌گو‌هایی را با کارشناسان روانشناسی، جامعه‌شناسی و تعلیم و تربیت آغاز کرده است. این مجموعه با عنوان «نجات هویت دیجیتال با سواد رسانه‌ای» تلاش دارد ابعاد مختلف این چالش را بررسی کند و راهکار‌هایی علمی و کاربردی برای خانواده‌ها، مدارس و سیاست‌گذاران ارائه دهد تا مسیر تربیت نسل آینده روشن‌تر و ایمن‌تر شود.


بیشتر بخوانید:


دهمین شماره از این پرونده خبری و گفت‌وگو با محمدحسین رجایی‌فر، فعال فرهنگی و کارشناس رسانه را باهم می‌خوانیم:

ایکنا- نحوه آموزش سواد رسانه‌ای به نوجوانان چگونه باید باشد؟

یک مدل از آموزش‌ها جهانی است، یعنی توجه به روش‌هایی که در جهان مدرن انجام شده و البته باید آن‌ها را هم بومی کرد و متناسب با شرایط و موقعیت هر کشوری استفاده کرد.

برای مثال از سال ۱۹۶۰ سواد رسانه‌ای در جهان به شدت مطرح شد زیرا از هجمه‌های رسانه‌ای احساس خطر می‌کردند و به این نتیجه رسیدند که رسانه‌ها امروزه صنعت را به فرهنگ تبدیل کرده‌اند؛ باید از تجارب مفید آن‌ها با بومی‌سازی و با توجه به شرایط خود استفاده کنیم که این یکی از روش‌های آموزش سواد رسانه‌ای است.

نکته دیگر توجه به ارتباط با مخاطب است، یعنی اینکه چهره‌به‌چهره و به صورت شخصی بتوانیم مخاطبان خود را با فضا و دنیایی که دارند و با روانشناسی شناختی از خودشان مواجه کنیم، یعنی بعد شخصیتی آن‌ها را کشف کنیم و مناسب با هر شخصی وارد فضای او شویم.

آموزش سواد رسانه‌ای باید چهره‌به‌چهره و به صورت شخصی انجام بگیرد، زیرا امروزه رسانه‌ها به جای مخاطب‌محور، کاربرمحور شده‌اند و هر فردی که وارد فضای آن می‌شود، تحت محاصره و حصار خود قرار می‌دهند که باید به این نکته در سواد رسانه‌ای توجه کرد.

یکی از مسائل دیگر، توجه به فرکانس میل کودکان و نوجوانان است، یعنی سلیقه‌ها و میل‌های فطری یا غریزه‌ای آن‌ها را در بعد تربیتی به عنوان یک مربی شناسایی کنیم و سواد رسانه‌ای را با میل‌های آن‌ها تطبیق دهیم؛ هم‌چنین اگر میل‌های کاذب دارند آن‌ها را اصلاح کرده و جهت دهیم یا حذفش کنیم، باید به گونه‌ای باشد که میل‌های صادق بچه‌ها از سواد رسانه‌ای اشباع شود.

از سوی دیگر باید به توانمندی‌های کودکان در رسانه‌ها توجه داشت، زیرا رسانه‌ها امروزه چند محصولی‌اند و شبکه‌های مجازی مانند سابق نیست که رسانه‌ها تک محصولی بودند، بنابراین باید بتوان به توانمندی‌های کودکان در هر محصولی توجه و این توانمندی‌ها را طبق قانونمندی تربیت استخراج کرد و به کار گرفت، به تعبیر دیگر از استعدادهای کودکان و نوجوانان در نحوه آموزش سواد رسانه‌ای استفاده کرد، زیرا کودکان و نوجوانان در سواد رسانه‌ای باید کاربر فعال و کنشگر باشند و تفکر انتقادی و اصلاحی داشته باشند و این با استعدادهای آن‌ها کاملا عجین است.

باید به صورت دوستانه در تهیه مطالب با کودکان و نوجوانان همراهی کرد، زیرا ممکن است نوجوانان در تهیه مطالب از نظر محتوایی مشکل داشته باشند، پس باید بزرگترها به عنوان یک همراه به آنان کمک کنند.

مورد دیگر فراهم کردن فضای مناسب مانند مساجد، اردوها و کانون‌های مورد تایید است، باید این‌گونه محیط‌ها را برای کارهای رسانه‌ای کودکان و نوجوانان آماده کنیم، زیرا آموزش سواد رسانه‌ای در این مکان‌ها بهتر صورت می‌گیرد و اگر فرزندان ما از شبکه‌های مجازی نیز می‌خواهند استفاده کنند در قالب‌های مختلف مطابق با استعداد آن‌ها صورت گیرد که بدین طریق می‌توانیم سواد رسانه‌ای خوبی را به نوجوانان ارائه دهیم.

ایکنا - ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای چیست؟

ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای کمتر از ضرورت نیاز انسان‌ها به آب و غذا نیست، همانگونه که آب و غذا برای حیات بشر، نباتات و گیاهان و حیوانات و سراسر هستی نیاز است و انسان‌ها همچنان که از پرخوری به آسیب‌هایی دچار می‌شوند، بر اثر غذا نخوردن نیز نابود می‌شوند، سواد رسانه‌ای نیز به همین شکل است.

باید قبول کنیم با رسانه‌ها زندگی نمی‌کنیم، بلکه رسانه‌ها با ما زندگی می‌کنند و در عرض تربیت در خانواده خود را به منصه ظهور رسانده‌اند، در حالی که خانواده منشا تربیت است و همه مکان‌های تربیتی در طول خانواده هستند، اما متاسفانه رسانه‌ها در عرض خانواده‌ها به عنوان یک رقیب و معارض هستند و ما ناچاریم که سواد رسانه‌ای را جدی بگیریم.

اگر چه رسانه‌ها ابزارند اما قابلیت حمل هر پیامی را دارند، بنابرین اگر رسانه‌ها مدیریت نشوند، آن‌ها ما را مدیریت می‌کنند، از همین‌رو لازم است سواد رسانه‌ای به معنای درست خود احیا شود و مورد توجه قرار گیرد.

فضای مجازی امروز شبیه به یک انسان مجسم است که حضور و ظهورش بسیار نرم می‌باشد، بنابراین کاربر باید بداند که در ارتباط با رسانه‌ها چه باید بکند، طرح رسانه‌ها و شبکه‌ها چیست، پشت این رسانه‌ها چه حامیان و طرح‌هایی وجود دارد که لازمه همه این‌ها سواد رسانه‌ای است.

ایکنا - چالش‌ها و راهکارهای آموزش سواد رسانه‌ای چیست؟

اولین چالش و مشکل خود رسانه‌ها هستند که از نظر تربیتی، اخلاقی و معنوی و سلوکی در بسیاری از موارد مانع پرورش روحی هستند و مواردی که مثبت است، تحت تاثیر منفی‌های آن قرار می‌گیرد و مانع رشد و تعالی انسانی‌ می‌شود و جهان نیز به این رسیده که باید سواد رسانه‌ای را آموزش داد و محدودیت بعضی از رسانه‌ها لحاظ شود.

یکی دیگر از موانع و چالش‌ها عدم درک اهمیت و ضرورت آموزش رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای و جدی نگرفتن خطرات رسانه‌ها در نهادهای متولی است، نهادهایی که متولی فرهنگ و آموزش هستند و در کارهای رسانه‌ای نیز دخیلند.

تصور بنده این است که هنوز به جدیت هجمه رسانه‌ها به فرهنگ و اندیشه و بنیاد یک ملت نرسیده‌اند، درحالیکه حتی از غذا نیز ضروری‌تر است، زیرا غذا حیات مادی انسان را پایان می‌دهد اما رسانه‌ها گاهی می‌توانند حیات اخلاقی و معنوی بشر را که پایه زیست سعادتی اوست با بحران مواجه کنند.

یکی از چالش‌ها عدم آشنایی والدین و صاحبان تربیت با رسانه است، یعنی برای مثال استفاده از بعضی از فایل‌ها و کلیپ‌ها و گزاره‌های رسانه‌ای را محدود می‌کنند در حالی که ورود، خروج و نوع استفاده‌ای که کودکان و نوجوانان ممکن است از رسانه‌ها به صورت منفی داشته باشند، مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

از جهت مولفه‌های آموزش نیز یکی از مولفه‌ها، غنای محتوایی است یعنی رسانه باید از جهت محتوایی غنی باشد و گروهی در تهیه مطالب بسیار غنی علمی و قابل فهم عقلایی، منطقی و شرعی منطبق با موازین و همچنین مفید و رسا و مختصر که قابل ارائه به مخاطب امروز باشد، تلاش کرد.

همچنین نحوه ارائه مطالب که از جهت آرایش فنی و هنری و المان‌های بصری باید مورد توجه قرار گیرد، علاوه بر آن باید کاربر را در ارسال پیام سهیم کنیم و نقش او را جدی بگیریم و از همه مهم‌تر شیوه و زمان استفاده از رسانه را باید تعیین کنیم.

ایکنا - با توجه به اینکه سن استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های مجازی پایین آمده، سن آموزش سواد رسانه‌ای چند سال است؟

سن آموزش سواد رسانه‌ای قرین به استفاده از رسانه‌هاست یعنی هر کس از هر شبکه‌ و رسانه‌ای که استفاده می‌کند، از همان ابتدا و چه بسا قبل از آن باید آفت‌ها و آسیب‌های آن را کشف کند یا والدین به فرزندان کم سن و سال خود و معلمان به شاگردان خود و متولیان تربیت به متربیان خود آموزش دهند.

البته مهم است که از سواد رسانه چه تعریفی داشته باشیم و در یک جمله می‌توان سواد رسانه را به معنای فهم و دفع و رفع پیام‌های مضر و خطرناک معرفی کرد، بنابرین از زمانی که فرد موبایل به دست می‌گیرد این دقت به سواد رسانه‌ای آغاز می‌شود. 

ناگفته نماند تا جایی که ممکن است باید فرزندان را از این ابزارهای رسانه‌ای دور کرد که این نظر اندیشمندانی است که سال‌ها فعالیت تخصصی رسانه‌ای در آمریکا انجام داده‌اند.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهام حلاجیان
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha