کد خبر: 4326297
تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۰
منوچهر صابر تأکید کرد

حفظ کرامت؛ خط قرمز امام علی(ع) در رسیدگی به محرومان

یک نهج‌البلاغه‌پژوه با بیان اینکه امیرالمؤمنین علی(ع) تأکید داشتند که حمایت از محرومان باید همراه با حفظ عزت و کرامت انسانی باشد، زیرا کمک تحقیرآمیز نه فقر را درمان می‌کند و نه جامعه را سالم نگه می‌دارد،‌ گفت: در سیره علوی رسیدگی به محرومان به معنای بازگرداندن حق آنان است، نه اعطای لطفی که شأن انسانی را خدشه‌دار کند.

حفظ کرامت؛ خط قرمز امام علی(ع) در رسیدگی به محرومانمکتب امام علی(ع)، اندیشه‌ای است که عدالت را از سطح شعار و توصیه اخلاقی فراتر برد و آن را به معیار سنجش ایمان، حکومت و کرامت انسانی تبدیل کرد. علی(ع) در جهان اسلام، نماد پیوند دین با عدالت اجتماعی است؛ پیوندی که نشان می‌دهد دین‌داری حقیقی، بدون حساسیت نسبت به فقر، تبعیض و محرومیت نه کامل است و نه ماندگار. 

در نگاه علوی ایمان در خلأ شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در بستر عدالت‌محوری، امنیت اقتصادی و حفظ شأن انسانی مردم رشد می‌کند و معنا می‌یابد. امام علی(ع) با نگاهی ژرف و واقع‌گرایانه به جامعه فقر را نه یک مسئله فردی و نه حاصل ضعف یا ناتوانی اشخاص می‌دانستند، بلکه آن را نتیجه مستقیم بی‌عدالتی، سوء مدیریت و انحراف در ساختارهای اقتصادی و حکمرانی تلقی می‌کردند. 

از همین رو، رسیدگی به محرومان در منطق علوی هرگز به پرداخت صدقه و کمک‌های مقطعی محدود نمی‌شود. صدقه اگرچه می‌تواند اندکی از رنج نیازمندان بکاهد، اما بدون عدالت تنها مسکنی کوتاه‌مدت است که درد را کاهش می‌دهد، نه بیماری را درمان. علی(ع) ما را به عبور از نگاه‌های سطحی و احساسی دعوت می‌کند و به سوی درمان ریشه‌ای فقر یعنی اصلاح ساختارها و بازگرداندن حقوق تضییع‌ شده مردم رهنمون می‌سازد. 

در سیره حکومتی امام علی(ع) عدالت اقتصادی و اجتماعی، زیربنای اصلی حمایت از محرومان است. مبارزه قاطع با رانت، اشرافی‌گری و سوء استفاده از بیت‌المال نه یک اقدام حاشیه‌ای بلکه اولویت اصلی حکومت علوی به شمار می‌رفت، زیرا از نگاه ایشان زمانی که منابع عمومی به ناحق در اختیار گروهی خاص قرار می‌گیرد، محرومیت و فقر به‌صورت طبیعی در بخش بزرگی از جامعه گسترش می‌یابد. 

بنابراین، رسیدگی واقعی به نیازمندان از اصلاح نظام توزیع ثروت آغاز می‌شود نه از تقسیم باقی‌مانده‌ها. در این منطق محرومان صاحبان حق‌ هستند نه دریافت‌کنندگان لطف. نکته بنیادین در اندیشه امام علی(ع) پیوند عدالت با کرامت انسانی است. علی(ع) هرگز اجازه نمی‌دهد فقر شأن انسان را مخدوش کند یا او را به موجودی وابسته و تحقیرشده بدل سازد. حمایت از محرومان باید به گونه‌ای باشد که عزت نفس آنان حفظ شود و زمینه توانمندی، استقلال و مشارکت فعالشان در جامعه فراهم آید. 

از همین روست که در منطق علوی کمک بدون حفظ کرامت، حمایت واقعی محسوب نمی‌شود و سیاست‌های حمایتی که انسان را در چرخه فقر نگه می‌دارند، مردودند. بازخوانی این نگاه در سالروز میلاد امام علی(ع) فرصتی است برای بازاندیشی در شیوه مواجهه امروز ما با فقر و محرومیت. این روز تنها زمان ابراز ارادت نیست؛ بلکه زمان سنجش فاصله ما با عدالت علوی است. فاصله‌ای که اگر جدی گرفته نشود، صدقه‌ها فراوان می‌شوند اما فقر باقی می‌ماند، شعارها پررنگ می‌شوند اما عدالت کمرنگ. میلاد امام علی(ع) دعوتی دوباره است به ساختن جامعه‌ای که در آن عدالت، پیش‌شرط دین‌داری و رسیدگی به محرومان، معیار سلامت حکمرانی و اخلاق اجتماعی باشد.

ایکنا برای بررسی چگونگی مواجهه امیرالمؤمنین(ع) به مقوله فقر و عدالت‌محوری در جامعه و نیز نحوه رسیدگی ایشان به اقشار آسیب‌پذیر جامعه به گفت‌وگو با منوچهر صابر، نهج‌البلاغه‌پژوه، استاد دانشگاه و کارشناس مرکز تحقیقات امام علی(ع) پرداخته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم. 

ایکنا ـ در سیره امام علی(ع)، تفاوت رویکرد عدالت‌محور و رویکرد صدقه‌محور در رسیدگی به محرومان چگونه تبیین می‌شود و این تمایز چه الگویی برای مدیریت اجتماعی امروز ارائه می‌دهد؟

از نگاه امام علی(ع) رسیدگی به محرومان فقط محدود به کمک مالی یا صدقه‌دادن نیست؛ بلکه مسئله‌ای عمیق‌تر و بنیادین‌تر به نام عدالت اجتماعی و مدیریت صحیح منابع مطرح است. ایشان در نهج‌البلاغه (نامه ۲۹ و خطبه ۲۳۷) بر این نکته تأکید می‌کنند که مسئولان و مدیران باید مراقب باشند که منابع عمومی به طور ناعادلانه در دست گروهی خاص قرار نگیرد و ریشه‌های محرومیت در جامعه باقی نماند.

در منطق علوی صدقه بدون عدالت، تنها مسکن موقت است؛ عدالت و مدیریت صحیح منابع پیش‌شرط رفع پایدار محرومیت و ارتقای کرامت انسانی است

صدقه‌محوری معمولاً با معلول فقر سروکار دارد و مشکل اصلی یعنی نابرابری، سوء مدیریت و رانت‌خواری در ساختارها را حل نمی‌کند. در مقابل، عدالت ‌محوری نگاه ریشه‌ای و ساختاری دارد و هدف آن از بین بردن زمینه‌های تولید فقر است. امام علی(ع) در خطبه ۲۳۷ و نامه ۵۱ تصریح می‌کنند که فقر نتیجه مستقیم بی‌عدالتی و سوء مدیریت است و رفع آن نیازمند اصلاح نظام توزیع منابع و مدیریت صحیح جامعه است، نه صرفاً کمک‌های مقطعی.

بر همین اساس، کمک به محرومان در سیره علوی یک حق مشروع و وظیفه مسئولان و مدیران است، نه لطف یا کار اختیاری. این رویکرد کرامت انسانی افراد محروم را حفظ کرده و آن‌ها را از موقعیت وابستگی صرف به کمک به جایگاه صاحب حق ارتقا می‌دهد. در نتیجه، الگویی که امروز از این نگاه می‌توان استخراج کرد، این است که سیاست‌های اجتماعی و حمایتی باید همزمان عدالت‌محور و توانمندساز باشند تا اثرات پایدار بر کاهش محرومیت داشته باشند و صرفاً به اقدامات کوتاه‌مدت محدود نشوند. بنابراین، در منطق علوی صدقه بدون عدالت، تنها مسکن موقت است؛ عدالت و مدیریت صحیح منابع پیش‌شرط رفع پایدار محرومیت و ارتقای کرامت انسانی است.

ایکنا ـ امام علی(ع) فقر را صرفاً یک مشکل فردی نمی‌دانستند؛ از نگاه سیره علوی، فقر چه تأثیری بر انسجام و رفاه اجتماعی جامعه دارد؟ 

از نظر امام علی(ع) فقر یک مسئله صرفا فردی نیست و ابعاد گسترده اجتماعی و اقتصادی دارد. وقتی فقر در جامعه گسترش یابد، اثرات آن فراتر از زندگی مادی افراد است و می‌تواند انسجام اجتماعی، فرصت‌های برابر و کرامت انسانی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. فقدان دسترسی به نیازهای اولیه مانند خوراک، مسکن، آموزش و خدمات پایه زمینه را برای افزایش نارضایتی، نابرابری و کاهش فرصت‌های مشارکت فعال اجتماعی فراهم می‌کند.

در سیره علوی، فقر فقط یک مشکل فردی نیست؛ بلکه عامل مهمی است که بر انسجام، رفاه و عدالت اجتماعی اثر می‌گذارد و رفع آن نیازمند اصلاح ساختارهای اجتماعی و اقتصادی است

امام علی(ع) در نهج‌البلاغه (نامه ۵۱ و خطبه ۲۳۷) تأکید کرده‌اند که جامعه‌ای که در آن فقر رها شود، حتی اگر ظاهر جامعه منظم و آرام به نظر برسد، از نظر عملکرد اجتماعی و عدالت ساختاری دچار ضعف می‌شود. ایشان همواره بر اهمیت اصلاح ساختارهای اقتصادی و مدیریتی به عنوان پیش‌شرط رفع محرومیت‌ها تأکید داشتند.

به تعبیر دیگر، رسیدگی به محرومان نه یک اقدام خیریه، بلکه وظیفه‌ای ساختاری و اجتماعی است که سلامت و پایداری جامعه را تضمین می‌کند. سیاست‌های امروز نیز می‌توانند از این نگاه بهره ببرند؛ به‌گونه‌ای که اصلاح نظام توزیع منابع، ایجاد فرصت‌های برابر و مدیریت عادلانه منابع عمومی، زمینه رفع محرومیت‌ها و ارتقای رفاه اجتماعی را فراهم کند. لذا در سیره علوی، فقر فقط یک مشکل فردی نیست؛ بلکه عامل مهمی است که بر انسجام، رفاه و عدالت اجتماعی اثر می‌گذارد و رفع آن نیازمند اصلاح ساختارهای اجتماعی و اقتصادی است.

ایکنا ـ در نهج‌البلاغه امام علی(ع) مدیران و مسئولان را نسبت به وضعیت محرومان مسئول می‌دانند؛ نقش ساختاری و الزام‌آور مدیریت اجتماعی در کاهش محرومیت‌ها از نگاه سیره علوی چگونه است؟ 

از منظر امام علی(ع) رسیدگی به محرومان یک اقدام اختیاری یا خیریه‌ای نیست، بلکه وظیفه‌ای مستقیم، سازمان‌یافته و ساختاری برای مدیران و مسئولان جامعه است. در نهج‌البلاغه (نامه ۵۱ و خطبه ۲۳۷) ایشان تأکید دارند که بی‌توجهی به محرومان نشانه ضعف در مدیریت منابع و ناکارآمدی سیستم اجتماعی است و این امر می‌تواند فرصت‌های برابر و رفاه عمومی را کاهش دهد.

در سیره علوی رفع محرومیت‌ها یک مسئولیت ساختاری و الزام‌آور برای مدیران و سازمان‌های اجتماعی است و عدالت در توزیع منابع و فرصت‌ها، شاخص اصلی ارزیابی کارآمدی مدیریت اجتماعی به شمار می‌رود

نقش مدیران و سازمان‌های مدیریتی شامل اقداماتی است که عدالت اجتماعی و اقتصادی را تضمین می‌کند. این اقدامات شامل اصلاح نظام توزیع منابع و جلوگیری از تمرکز بی‌رویه ثروت در دست گروهی محدود؛ ایجاد فرصت‌های برابر برای دسترسی به خدمات عمومی، نظارت مستمر بر مدیریت منابع عمومی و جلوگیری از سوءاستفاده‌ها و برنامه‌ریزی بلندمدت برای کاهش محرومیت‌ها و ارتقای رفاه عمومی است.

امام علی(ع) بر این باور بودند که رفع محرومیت‌ها صرفاً با کمک‌های کوتاه‌مدت و مقطعی ممکن نیست و برای اثرگذاری واقعی نیاز به اصلاح ساختارهای اقتصادی و مدیریتی وجود دارد. به همین دلیل، رسیدگی به محرومان یک وظیفه سازمان‌یافته و قانونمند برای مدیران و مسئولان جامعه است و موفقیت سیستم مدیریتی را می‌توان از میزان اثربخشی آن در کاهش محرومیت‌ها سنجید. بنابراین، در سیره علوی رفع محرومیت‌ها یک مسئولیت ساختاری و الزام‌آور برای مدیران و سازمان‌های اجتماعی است و عدالت در توزیع منابع و فرصت‌ها، شاخص اصلی ارزیابی کارآمدی مدیریت اجتماعی به شمار می‌رود.

حفظ کرامت؛ خط قرمز امام علی(ع) در رسیدگی به محرومان

ایکنا ـ امام علی(ع) در کنار حمایت از نیازمندان، به حفظ کرامت انسانی آن‌ها توجه ویژه داشتند؛ این اصل چگونه می‌تواند الگویی برای سیاست‌های حمایتی و رفاهی امروز باشد؟

در سیره امام علی(ع) حمایت از محرومان همواره با حفظ کرامت و استقلال افراد همراه بوده است. ایشان نشان می‌دادند که دریافت کمک نباید باعث احساس تحقیر یا وابستگی شود. کمک به محرومان نه صرفاً یک اقدام خیریه‌ای، بلکه یک حق مشروع افراد نیازمند است که مدیران و سازمان‌های اجتماعی موظف به تأمین آن هستند و این موضوع در نهج‌البلاغه (نامه ۵۱ و خطبه ۲۳۷) به صراحت آمده است.

در منطق علوی، حمایت واقعی تنها رفع نیاز مادی نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که افراد محروم با حفظ استقلال و کرامت، امکان مشارکت فعال در جامعه را داشته باشند

این نگرش به ما می‌آموزد که برنامه‌های حمایتی و رفاهی باید طوری طراحی شوند که محرومان احساس ارزشمندی و استقلال کنند، اعتماد اجتماعی و انگیزه مشارکت فعال در جامعه حفظ شود و حمایت‌ها اثر بلندمدت و پایدار بر زندگی افراد داشته باشند. به عبارت دیگر، کمک‌های صرفاً مالی و کوتاه‌مدت بدون در نظر گرفتن شأن انسانی، ممکن است مشکلات اقتصادی را کاهش دهد اما توانمندسازی و مشارکت فعال فرد را تضمین نمی‌کند.

سیاست‌های مدرن رفاهی می‌توانند از این نگاه الگوبرداری کنند و برنامه‌هایی طراحی کنند که هم نیازهای فوری مردم را برطرف کند و هم استقلال و کرامت آن‌ها را حفظ نماید. این ترکیب عدالت اجتماعی، احترام انسانی و برنامه‌ریزی دقیق اساس یک سیاست حمایتی مؤثر و پایدار است. در منطق علوی، حمایت واقعی تنها رفع نیاز مادی نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که افراد محروم با حفظ استقلال و کرامت، امکان مشارکت فعال در جامعه را داشته باشند.

ایکنا ـ از منظر سیره علوی چه زمانی کمک به محرومان به یک اقدام کوتاه‌مدت و موقت تبدیل می‌شود و چه زمانی می‌تواند منجر به رفع ریشه‌ای فقر شود؟

در نگاه امام علی(ع) کمک به محرومان صرفاً زمانی یک اقدام کوتاه‌مدت و موقت است که محدود به پرداخت‌های مقطعی و بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی باشد و امام(ع) این مورد را در نهج‌البلاغه (نامه ۵۱ و خطبه ۲۳۷) اشاره کرده‌اند. چنین کمک‌هایی ممکن است فشار فوری نیازمندان را کاهش دهند، اما ریشه‌های اصلی محرومیت و فقر همچنان پابرجا خواهند بود.

حمایت واقعی هم نیازهای فوری را برطرف می‌کند و هم شرایط لازم برای زندگی مستقل و پایدار را ایجاد می‌نماید. در منطق علوی کمک ارزشمند آن است که همزمان رفع نیاز فوری و ایجاد فرصت برای توانمندسازی و استقلال فرد محروم را دنبال کند

رفع ریشه‌ای فقر نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات ساختاری و جامع شامل ایجاد عدالت در توزیع منابع و فرصت‌ها، اصلاح نظام مدیریت و منابع عمومی، ایجاد فرصت‌های شغلی و دسترسی به آموزش و مهارت‌آموزی و مقابله با سوءمدیریت و تمرکز ناعادلانه منابع است.

از نگاه علوی فقر نتیجه مستقیم ضعف در ساختارهای اجتماعی و مدیریتی است، بنابراین بدون اصلاح این ساختارها، کمک‌های مالی تنها فقر را مدیریت می‌کنند، نه درمان. کمک اثربخش و پایدار، توانمندسازی افراد محروم و حفظ کرامت آن‌ها را هدف قرار می‌دهد و امکان استقلال، مشارکت فعال در جامعه و ارتقای شأن اجتماعی را فراهم می‌کند. به این ترتیب، حمایت واقعی هم نیازهای فوری را برطرف می‌کند و هم شرایط لازم برای زندگی مستقل و پایدار را ایجاد می‌نماید. بنابراین، در منطق علوی کمک ارزشمند آن است که همزمان رفع نیاز فوری و ایجاد فرصت برای توانمندسازی و استقلال فرد محروم را دنبال کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha