
در مسیر پیچیده و پرفراز و نشیب رودخانه زمان، تاریخ نه تنها روایتگر رخدادها که حافظ هویت، انتقالدهنده تجربه و روشنگر راه آینده است. در این میان، کتابهای تاریخی، بهعنوان یادگاران ماندگار تمدن، نقش بیبدیلی در ثبت این میراث بشری ایفا میکنند. این دست از آثار حلقههای اتصال گذشته به زمان حال هستند، نگهبانهای حافظه جمعی که روایتهای عظیم را از ژرفای اعصار به ساحل اکنون میآورند.
اما این انتقال میراث، همواره با چالشی عمیق همراه بوده است؛ چالش زمان و زبان! با گذر و گذار قرنها و رَجخوردن اعصار بر تارک زیست بشر، نه تنها گرد فراموشی بر چهره وقایع مینشیند، که زبان، این رُکن زنده و پویای ارتباط، نیز دگرگون میشود؛ واژهها بار معنایی تازه مییابند، ساختارها تکامل پیدا میکنند و شیوه گفتار و نوشتار متحول میشود.
این تحول زبانی، بهویژه زمانی اهمیت خود را آشکار میسازد که به سراغ متون تاریخی گرانسنگ، بهخصوص در حیطه تاریخ صدر اسلام و سیره ائمهاطهار(ع) میرویم. این آثار، که بر پایه منابع اصیل عربی و با دقتی شگرف به رشته تحریر درآمدهاند، اغلب به دست اندیشمندانی چون بزرگان و اندیشمندان علم فقه، اصول و احادیث نگاشته شدهاند که بر زبان دانشمحور، فاخر عربی و علم رجال و حدیث مسلط بودهاند. این تسلط، اگرچه بر غنای علمی و اتقان اثر میافزاید، اما با گذشت زمان، به دلیل فاصله گرفتن ادبیات عمومی از آن سبک فاخر و ثقیل، شکافی میان مخاطب معاصر و این گنجینههای معرفت ایجاد کرده است.
در اینجاست که مسئلهای حیاتی خودنمایی میکند؛ چگونه میتوان این دریای بیکران معنا را، با حفظ اصالت و عمق، به زبانی روان و گویا برای نسل امروز و فردا ترجمه کرد؟ چگونه میتوان پلی زد بر این شکاف زبانی و زمانی؟
پاسخ به این پرسش بنیادین، ضرورت «بازنویسی»، «بازآفرینی» و «تلخیص» هوشمندانه را بهعنوان یکی از مهمترین شیوههای نگارشی در دهههای معاصر برجسته میسازد. بازنویسی، نه تقلیلی سطحی از ارزش متن اصلی، که احیایی نوین و بازآفرینی آن در قالبی متناسب با ذائقه و درک مخاطب امروز است. این فرآیند، نیازمند ظرافتی دوچندان است؛ زیرا محقق و پژوهشگر بازآفرین، باید در عین سادهسازی بیان، از افتادن در دام سادهانگاری محتوا پرهیز کند و اصالت تاریخی و عمق معنایی اثر را پاس بدارد.
این نیاز، در حوزهای خاص، حساستر و ضروریتر مینماید؛ تاریخ بانوان بزرگ صدر اسلام و دوران ائمهاطهار(ع). با وجود اهمیت بیبدیل شخصیتهایی چون حضرت زینب(س)، الگوی صبر و پایداری، استقامت و پیامرسانی نهضت و مکتب حسینی، منابع تاریخی متمرکز و در عین حال قابل استناد و در دسترس برای عموم، در این زمینه محدود است.

در این میان، کتاب گرانسنگ «خصائص الزینبیه» تألیف عالم جلیلالقدر «آیتالله سید نورالدین جزائری»، اثری استثنایی و مورد وثوق پژوهشگران فرقههای مختلف اسلامی است که با نگاهی تحلیلی و مستند به تبیین ویژگیها، مقام و نقش محوری دختر امیرالمؤمنین(ع) در حادثه کربلا و پس از آن میپردازد. این کتاب، گنجینهای است که هر جمله آن عصاره معرفتی عمیق است.
اما نفس گرانقدر این اثر، لزوم ارائه آن در قالبی جدید را منتفی نمیسازد. بر همین اساس، بازنویسی این کتاب با نام «و اینگونه است زینب(س)» به قلم محمود سوری، گامی درخور تحسین در جهت تحقق همان رسالت ارتباطی است. این بازنویسی که توسط «انتشارات جمکران» منتشر و با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه شده است، نشان میدهد که تشنگی برای شناخت این شخصیتهای بلندمرتبه وجود دارد، به شرطی که آبِ معنا در ظرف زبانی گویا و امروزی تقدیم شود.
ایکنا در ایام سالروز وفات حضرت زینب کبری(س)، در گفتوگویی با محمود سوری به بررسی اهمیت بازنویسی آثار کهن، جایگاه کتاب «خصائص الزینبیه» و آنچه اثر «و اینگونه است زینب(س)» برای مخاطب امروز به ارمغان میآورد، پرداخته است.
این توجه رسانهای، خود گواهی بر اهمیت این مسئله در فضای فرهنگی و مذهبی جامعه است. زیرا در نهایت، هدف غایی، زنده نگاه داشتن چراغ هدایت تاریخ است؛ چراغی که باید نه در پشت شیشههای کهن و غبار گرفته عبارات ثقیل، که در قابهایی روشن و شفاف قرار گیرد تا نور جاودانه خود را بر راه امروز و فردای بشریت بتاباند.

ایکنا - اغلب در مواجهه با کتابهای بازآفرینی شده، خاصه آثاری که منبع اصلی آنها کتابهای تاریخی و پژوهشی قدما هستند؛ در نخستین مواجهه، این پرسش پیش میآید که دلیل و انگیزه اصلی برای پرداختن به موضوع بازآفرینی آن کتاب اصلی چیست؟ وقتی درباره کتاب «خصائص الزینبیه» زندهنام آیتالله جزائری که خود اثری به غایت سترگ و ارزشمند است صحبت میکنیم، این پرسش در حوزه انگیزه شما برای بازنویسی این کتاب که به موضوع زندگانی حضرت زینب(س) میپردازد پیش میآید؟ کتابی که با قلم شما نام «و اینگونه است زینب(س)» را بر پیشانی خود میبیند. گفتوگو را با این نگاه آغاز کنیم.
مهمترین محرک برای شروع این کار، علاقه شخصی من برای ارائه اثری درخور و شایسته درباره حضرت زینب کبری(س) بود. در جریان جستوجو برای یافتن منابعی قوی و معتبر، به کتاب ارزشمند و گرانسنگ «خصائص الزینبیه» تألیف عالم بزرگوار، زندهنام «آیتالله سیدنورالدین جزائری» از مجتهدهای شهیر، شناسا و محقق قرن چهاردهم هجری برخوردم.
کتاب ارجمند «خصائص الزینبیه»، عمق و دقت نظر قابل تحسینی داشت، اما متوجه شدم که به دلایلی مانند سبک نگارش تاریخی، استفاده از لغات و تعبیرات کهن و سنگین، ممکن است دسترسی و ارتباط مخاطب عام به ویژه نسل جوان امروز را با خود دشوار سازد. بنابراین این تصمیم در من شکل گرفت که با حفظ کامل تمامی مبانی، محتوا، ساختار و روح اصیل کتاب، دست به بازآفرینی و بازنویسی آن بزنم و آن را به زبانی روان، شیوا و متناسب با ادبیات امروز تبدیل کنم تا گنجینه معارفی موجود در آن، به شکلی گستردهتر و سادهتر در اختیار همه علاقهمندان قرار گیرد.
ایکنا - آنچنان که بسیار گفتهاند و شما نیز اشاره داشتید، عمق دیدگاه و دقت نظر آیتالله جزائری بهعنوان اصلیترین استوانههای قوت، قدرت و مورد استناد قرار گرفتن کتاب «خصائص زینبیه» میان اهل تدقیق بهشمار میرود. به اعتقاد شما، دلیل این سهگانه اثر آیتالله جزائری چیست؟ چگونه است که در حوزه کتابهایی که با محوریت حضرت زینب(س) نوشته شده است؛ کتاب آیتالله جزائری از محکمترین و متقنترین آثاری است که درباره حضرت تا به امروز به رشته تحریر درآمده است؟
هنر و ابتکار منحصر به فرد زندهنام جزائری در انتخاب، دستهبندی و تدوین چهل ویژگی یا «خصیصه» ممتاز برای آن حضرت است. این چهل خصیصه، با نگاهی موشکافانه، عمیق و عالمانه از لابهلای روایتها و منابع تاریخی استخراج شدهاند و در کنار هم، تصویری جامع، دقیق، زنده و ملموس از شخصیت والای حضرت زینب کبری(س) برای مخاطب ترسیم میکنند.
نویسنده در این اثر، تنها به نقل خشک وقایع تاریخی اکتفا نکرده، بلکه با مهارتی مثالزدنی، دست خواننده را میگیرد و او را به اعماق حوادث صدر اسلام و عصر عاشورا میبرد و شخصیت حضرت زینب(س) را به عنوان الگویی پویا، تأثیرگذار و همیشه حاضر در برابر چشمان مخاطب قرار میدهد.
کتاب «خصائص الزینبیه»، در عین حال که اثری تاریخی است، حاوی درسهای بلند اخلاقی و معرفتی و همچنین مرثیهای عاشقانه و پراحساس است. به جرئت میتوان گفت که این اثر، در نوع خود کامل و کمنظیر است و از هر جهت جامعیت دارد.

ایکنا - یکی از اصلیترین مواردی که درباره کتابهای تاریخی، خاصه با محوریت تاریخ اسلام یا مرتبط با ائمه اطهار(ع) به رشته تحریر درمیآید، مسئله روایت استنادی، ارجاعی و منابعی است که آن کتاب بر پایه آنها استوار است. وقتی با بازآفرینی چنین دست از آثاری مواجه میشویم؛ بیتردید محقق و پژوهشگر بازآفرین، باید نگاهی متفاوت به مقوله استناد منابع داشته باشد. در فرایند بازنویسی خود چگونه منابع مورد روایت کتاب «خصائص الزینبیه» را مورد تدقیق و پژوهش قرار دادید؟
به نکته دقیق و بسیار مهمی اشاره کردید. یکی از مواردی که در فرآیند بازآفرینی به آن توجه ویژه و جدی داشتم، تقویت پشتوانه روایت مستندها و ارجاعهای کتاب بود. برای انجام این کار، با مراجعه مستقیم و شخصی به بیش از 85 منبع معتبر، کهن و شناخته شده از هر دو مذهب شیعه و اهل سنت، به تقریب تمامی مطالب، نقلقولها و روایتهایی را که زندهنام جزائری در کتاب «خصائص الزینبیه» آورده بود، با روش استناددهی مورد بررسی و مداقه قرار دادم و به شکل علمی مستندسازی کردم.
تمامی این مستندات در کتاب «و اینگونه است زینب(س)» به صورت پاورقیهای دقیق، کامل و تفکیک شده گنجانده شدهاند. برای اتخاذ این رویکرد دو هدف مهم را دنبال میکردم؛ نخست؛ ایجاد اطمینان خاطر و اعتماد برای خواننده محقق، دانشجو و علاقهمند به منابع دست اول و دو دیگر؛ غنای بیشتر خود کتاب و فراهم آوردن امکان مطالعه عمیقتر و پژوهش گستردهتر برای کسانی که میخواهند در مسیر تحقیق و پژوهش خود به سراغ اصل منابع بروند.
ایکنا - در یکی از گفتوگوهای پیشین خود به این مسئله اشاره کردید که داستان خلق کتاب «و اینگونه است زینب(س)» -اثر بازآفرینی شما- خود قصهای شیرین و شنیدنی دارد. اگر ممکن است از آن روایت بگویید و اینکه این کتاب در چه بازه زمانی توسط شما نگاشته شد؟ آیا شیوه تحقیق، پژوهش و مواجهه شما با چالشهای نگارش این اثر با توجه به فاصله زمانی با تاریخ نگارش کتاب اصلی (خصائص الزینبیه) متفاوت بود یا شما نیز از همان نگاه پژوهشی آیتالله جزائری استفاده کردهاید؟
به واقع ماجرای تولد این کتاب، قصهای شنیدنی و پرخاطره است. یادم هست که چند سال پیش، در انتشارات کتاب جمکران درباره دشواریها و پیچیدگیهای بازنویسی کتاب «خصائص الزینبیه» زندهنام آیتالله جزائری صحبتی به میان آمد.
آنچنان که پیشتر اشاره داشتم با توجه به علاقه وافری که به شخصیت حضرت زینب(س) داشته و دارم، پیشنهاد انجام این کار را به من دادند و در نهایت با افتخار مسئولیت آن را پذیرفتم. همزمان با دوره تحصیلم در مقطع دکتری، نگارش را آغاز کردم و در فواصل بین کلاسها، مطالعههای درسی و تحقیقهای علمی و دانشگاهی، به این پروژه با توسل به خود حضرت و میل باطنی وافری که به نهضت حسینی و پیامآور آن قایم مکتبساز، حضرت زینب کبری(س) داشتم، برای انجام مسئولیتی که بر عهده گرفتم تلاش میکردم.
نکته جالب این است که شروع نوشتن من از میانه کتاب بود. من از «خصیصه بیستویکم» که بخشی بسیار تأملبرانگیز و زیبا درباره توصیف چهره، سیمای نورانی و هیئت ظاهری حضرت زینب(س) است، آغاز کردم. آن بخش را بازنویسی کردم و گاهی در برخی محافل خصوصی یا جلسات دوستانه، آن را میخواندم که بازخوردهای بسیار احساسی، مثبت و عمیقی را به همراه داشت.
توصیف آن حضرت به عنوان بانویی که «هزاران ماه و خورشید به رخسار تابناکش نیاز میبردند» و این که «مجموع صفات کمال و جمال در ایشان به کاملترین وجه گرد آمده بود»، همواره برای هر مخاطبی تأثیرگذار و تکاندهنده بوده است.

ایکنا - حالا که بحث به اینجا رسید، بر حسب روایت خودتان مبنی بر آنکه آغاز نگارش کتاب «و اینگونه است زینب(س)» که بر مدار «چهل خصیصه» از حضرت زینب(س) آغاز شد، شما از میانه کتاب و «خصیصه بیستویکم» بازآفرینی این اثر را آغاز کردید؛ نگاهی عمیقتر به بطن و متن این اثر داشته باشیم؛ از ساختار کتاب خود «و اینگونه است زینب(س)» بگویید؟
کتاب «و اینگونه است زینب(س)»، ساختار اصلی و «چهلفصل» یا «چهلخصیصه» اثر زندهنام آیتالله جزائری را به طور کامل و بدون هیچ دخل و تصرفی حفظ کرده است.
پیش از ورود به این چهل بخش اصلی، سه مقدمه بسیار مهم و محتوایی از مؤلف اصلی آوردهام. مقدمه اول؛ درباره انگیزه، ضرورت و اهداف نگارش چنین کتابی است. مقدمه دوم؛ بحثی عمیق، فلسفی و عرفانی درباره مفهوم «انسان کامل» ارائه میدهد و جایگاه رفیع حضرت زینب(س) را در کنار دیگر بانوان کامل و برجسته تاریخ مانند حضرت آسیه، حضرت مریم(س)، حضرت خدیجه(س) و حضرت فاطمه زهرا(س) ترسیم میکند. مقدمه سوم نیز به یک پرسش فقهی-تاریخی مهم و قدیمی پاسخ میگوید که آیا نوادگان دختری پیامبر اکرم(ص) نیز از ذریه و نسل ایشان محسوب میشوند یا خیر.
سپس وارد بخشهای اصلی و چهلگانه میشویم. دو خصیصه نخست به تولد، دوران کودکی و شرح حال زندگی روزانه حضرت میپردازد. پس از آن، هجده لقب مشهور، پرمعنا و جلوهگرِ شخصیت ایشان، مانند «صدیقه صغری»، «عصمت صغری»، «ولیةالله»، «راضیه»، «مرضیه»، «نایبالامام»، «شریکالامام»، «آلْمَه غیر مُعَلَّمَه» و «محبوبه مصطفی» به تفصیل و با توضیح معانی هر یک بررسی میشود.
در ادامه، به زندگی شخصی ایشان از جمله ازدواج با «عبدالله بن جعفر بن ابی طالب»، سپس مقامات عالی معنوی و سجایای اخلاقی والایی مانند «جهاد با نفس»، «یقین و معرفت»، «محبت به امام معصوم»، «صبر بر بلا»، «مواسات با امام حسین(ع)»، «غیرت دینی» و «مقام رضا و تسلیم» پرداخته میشود.
دو خصیصه پایانی و پایانیتر، نقش بیبدیل، خطیر و تاریخساز ایشان را در احیای پیام عاشورا، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و رساندن پیام قیام به گوش تاریخ و نسلهای بعد تحلیل میکند و در نهایت، شباهتهای ایشان با پیامبران الهی و دیگر اهلبیت(ع) را برمیشمارد و بررسی میکند.
ایکنا - به اعتقاد شما، شخصیت حضرت زینب(س) در جهان پیچیده امروز، بهویژه برای بانوان و زنان جامعه ما چه پیامها، پیغامها و الگوهایی میتواند داشته باشد؟ اجازه دهید مؤلفهای را درباره چرایی طرح این پرسش با شما درمیان بگذارم! در کنار خواندن صفات مختلف و متعددی چون نماد و اسوه صبر، ایستادگی و مقاومت؛ به عنوان صفات برجسته حضرت زینب(س)؛ یکی دیگر از این صفات شناسا، پیامآوری و زنده نگهداشتن حماسه بزرگ حسنی در صحرای کربلا و دشت نینوا بود. این سهم و بخش آنقدر عظیم است که گفته و سرودهاند «کربلا در کربلا میماند، اگر زینب نبود»؛ رسالت خبرنگاران نیز پیامآوری و روایت راستین اطلاعات است. شاید طرح این پرسش در این گفتوگو نگنجد؛ اما برآمده از حس کنجکاوی این سؤال را مطرح میکنم و آنکه آیا خبرنگاران - چه زن و چه مرد - میتوانند در مسیر الگوپذیری در رسالت راستین اطلاعرسانی و روایتگری حقیقت خود به حضرت زینب(س) اقتدا کنند؟
به قطع، حتم و بدون تردید همین طور است. اغلب و به طور سنتی، با نگاه تقویمی و عنوان «روز پرستار» - که البته خود عنوانی والا، قابل احترام و پرافتخار است - تنها به یک وجه از ابعاد چندگانه و گسترده شخصیت حضرت زینب کبری(س) نگاه کردهایم، شاید با این شیوه نگریستن حتی دامنه تعریفی خود از اسوه و الگوی عظیم چون ایشان را تنها به یک بُعد از وجوه متعدد حضرت محدود ساختهایم.
در حالی که حضرت زینب(س)، در کنار همه فضایل و نقشهای دیگر، نخستین و برجستهترین روایتگر، تاریخنگار و مبلغ حادثه عاشوراست. ایشان تنها نقلکننده صرف وقایع نبودند، بلکه مفسر، تبیینکننده و تشریحکننده معنا، اهداف، پیامها و درسهای عمیق قیام حسینی بودند.
اینجاست که ایشان به الگویی بینظیر، جهانی و همیشهزنده برای همه حقیقتجویان، آزادیخواهان و به ویژه برای اهالی رسانه و اصحاب قلم امروز، بهویژه زنان شجاع، آگاه و فداکاری که در میدانهای خطر، مانند آنچه طی دو سال اخیر در غزه و طی دفاع مقدس 12 روزه در کشورمان شاهد بودیم؛ با از جان گذشتگی به انعکاس واقعیتها میپردازند، تبدیل میشوند. نمونهای مانند خانم «سحر امامی» یکی از همین ایستادگیها و روایت اصیل حقیقت و انتقال حقانیت در جهان امروز است.
شجاعت در بیان حقیقت، هوشمندی در تحلیل رویدادها، استقامت در برابر فشارها و فریبها، و وفاداری به رسالت، درسهای بزرگی است که از سیره روایتگری حضرت زینب کبری(س) میتوان آموخت.

ایکنا - بگذارید سؤالی خصوصیتر از شما بپرسم. بعد از گذران سالها و قلمی کردن اثر «و اینگونه است زینب(س)»؛ اثری که مبتنی بر پژوهشی عمیق و سفر طولانی در زندگی حضرت زینب کبری(س) بود؛ آیا همنشینی با این اثر و این شخصیت بزرگ، بر نگاه، احساس و یا شناخت شما نسبتبه ایشان تحولی نیز ایجاد کرد؟
تصویر و درکی که پیش از این به طور کلی و از دور در ذهن داشتم، پس از اتمام این سفر پژوهشی طولانی، دقیق و غرق شدن در جزئیات، به مراتب عظیمتر، والاتر، پرجلوهتر و محترمتر شد. باید صادقانه اعتراف کنم که هنر و بینش زندهنام آیتالله جزائری آن بود که او در دورهای که اغلب روایت عاشورا فقط در قالب مرثیه، سوگ و اشک خلاصه میشد و جنبههای حرکتآفرین آن کمتر برجسته بود، به ابعاد حماسی، معرفتی، سیاسی و حرکتآفرین این واقعه و به ویژه نقش محوری، رهبری و هدایتگری حضرت زینب(س) در حفظ و انتشار آن توجه ویژه کرده بود.
امروز ما به برکت نهضت عظیم امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، با دریافتی پویا، زنده و همهجانبه از عاشورا روبروییم که هم، شور و عاطفه دارد و هم، شعور و تفکر. در این نگاه نوین، زینب(س) فقط بانویی مصیبتزده، داغدیده و منفعل نیست، بلکه سردار، استراتژیست و خطیبی است که با خطبههای آتشین، استدلالهای محکم و مواضع شجاعانه خود در بازار کوفه و دربار شام، پایههای حکومت فاسد و نامشروع یزید را لرزاند و او را در چشم تاریخ برای همیشه رسوا و خوار ساخت.
اثر ارجمند آیتالله جزائری و در ادامه کتاب «و اینگونه است زینب(س)» به وضوح نشان میدهد که حضرت با دارا بودن انبوهی از فضایل اخلاقی، معنوی و عملی، در زمره برترین بانوان جهان آفرینش قرار میگیرند.
ایکنا با توجه به محدودیت؛ پراکندگی و گاه تناقضهای موجود در منابع تاریخی درباره زندگی اهلبیت(ع)، بهویژه بانوان درباره آثار مبتنی بر تاریخ اسلام، ارزش و اهمیت کار تحقیقی مانند کتاب «و اینگونه دست زینب(س)» به قلم شما و اثر اصلی این کتاب یعنی «خصائص الزینبیه» به قلم زندهنام آیتالله جزائری در چیست؟
این محدودیت و پراکندگی منابع، واقعیت تلخ و انکارناپذیر تاریخی است که هر محققی با آن روبرو میشود. حتی در مورد محل دقیق و قطعی دفن حضرت زینب(س) نیز روایتها و نقلهای مختلفی وجود دارد که خود گواه ضعف، کمبود و گاه تحریف در نقلهای تاریخی معتبر است؛ اما اگر بخواهیم درباره چرایی کمبود منابع تاریخی به ویژه در مورد تاریخ اسلام و نقش بانوان دست به علتیابی بزنیم؛ باید گفت که دلیل اصلی آن است که جریان رسمی و غالب تاریخنویسی در اختیار حکومتها و قدرتهایی بود که علاقهای به روشنکردن عظمت، نقش و جایگاه چهرههای مخالف و برانداز خود، مانند اهلبیت(ع) نداشتند. در واقعه عاشورا نیز گزارش شده که حتی اجساد مطهر شهدا را چنان مثله و ناشناس میکردند که قابل شناسایی نباشند؛ گویی میخواستند همه چیز را از صفحه تاریخ حذف و پاک کنند.
در چنین شرایط دشوار و تاریکی، کار پژوهشگران دلسوز، عاشق و جستجوگری مانند زندهنام آیتالله جزائری و سپس تلاش برای بازآفرینی، مستندسازی و انتشار گسترده چنین آثاری، بسیار ارزشمند، ضروری و گاه مانند کشف گنجی پنهان و نایاب است. آثاری مانند کتاب «خصائص الزینبیه» آیتالله جزائری، روایتهای اصیل، ناب و دست اول را از دل تاریخ بیرون میکشد و آنها را به زبانی قابل فهم، جذاب و در دسترس برای نسل امروز، از محقق و دانشجو تا نوجوان و عموم مردم قرار میدهد. به شدت به چنین بازآفرینیها، ترجمهها و تصحیحهایی از سایر منابع کهن نیاز داریم.
ایکنا - باز نقبی به یکی از گفتوگوهای پیشین شما میزنم. جایی شما کتاب «خصائص الزینبیه» زندهنام آیتالله جزائری را «منبر مکتوب» نامیده و خواندهاید. این تعبیرِ به زعمِ من، زیبا! از کجا آمده است؟ و کار بازآفرینی این اثر و تولد «و اینگونه است زینب(س)» چه کمکی به رساندن پیام این «منبر» برای مخاطب امروز کرده است؟
به دلیل بیان شورانگیز، مؤثر، نکتهسنجیهای دقیق، درسهای اخلاقی، تاریخی و معرفتی بسیار در لابهلای سطور، مطالعه این کتاب برایم همواره همچون شنیدن یک منبر پرمحتوا، پراحساس و اثرگذار است. اما مشکل اصلی، همان «قلم» و سبک نوشتار کهن، پیچیده و پر از تعبیرات عربی سنگین و ادبیات خاص بود که میتوانست و میتواند برای بسیاری از عموم مخاطبان، مانع ارتباط و ایجاد خستگی کند. بنابراین، مهمترین دستاورد و رسالت بازآفرینی حاضر، رساندن پیام و محتوای ناب این «منبر مکتوب» به گوش و قلب همه علاقهمندان، بدون هیچ مانع و دشواری زبانی است.
ایکنا - به زعم بسیاری از اهالی نقد و پژوهشگران حوزه آثار کتابهای دینی، یکی از بخشهای بسیار تأثیرگذار، عارفانه و امیدبخش کتاب «و اینگونه است زینب(س)» و اثر اصلی (خصائص الزینبیه)، قسمت یا خصیصه «بشارت» است که درباره فلسفه رنجهای حضرت زینب(س) و توسل به ایشان سخن میگوید. شاید بحثِ شرح و تفسیر در چنین دست از گفتوگوهای رسانهای بهدلیل محدودیت زمان و گفتار نگنجد؛ اما اگر ممکن است گوشهای از این نگاه عمیق را شرح دهید تا دریافت مخاطب از محتوای اصلی کتاب شما و رسالت قلم آیتالله جزائری بیشاز پیش آشکار شود.
زندهنام آیتالله جزائری در بخش «بشارت» با قلمی عاطفی، لطیف و امیدبخش مینویسد که هر رنج، مصیبت و سختی که حضرت زینب(س) در راه خدا، دفاع از دین و یاری برادرش متحمل شدند، دری از رحمت، اجابت و گشایش برای بندگان در همان زمینه خاص گشوده است.
به بیان دیگر، هر محنت و آزمایشی که ایشان با کرامت پشت سر گذاشتند، وسیلهای برای نجات دیگران از آن نوع محنت شده است. اجازه دهید برای هر چه بیشتر روشنشدن منظورم نمونه و مثالی به صورت مصداقی از متن کتاب بزنم.
- ایشان غربت و دوری از وطن کشیدند تا غریبان دنیا و آخرت را از تنهایی و بیپناهی نجات دهند.
- تشنگی سوزان کربلا را چشیدند تا تشنگان حقیقت و عدالت را سیراب کنند.
- داغ فرزند دیدند تا به افراد بیفرزند یا داغدیده، فرزند صالح یا تسلی عطا شود.
- گرسنگی کشیدند تا گرسنگان علم، ایمان و نان را طعام دهند.
- اسارت و ذلت را تحمل کردند تا اسیران در بند گناه، جهل و ظلم را آزاد سازند.
این نگاه ژرف، نشان از وسعت بیکران رحمت، شفاعت و عنایت آن بانوی بزرگ به همه محتاجان و دردمندان دارد و بیان میکند که هرکس با توجه به حاجت، مشکل و درد خاص خود، میتواند به حالتی از حالات رنجیده ایشان متوسل شود و اجابت و گشایش را از درگاه خداوند ببیند.

ایکنا - بهعنوان پرسش پایانی دیدگاه شما درباره مقایسه ارزش کارهای پژوهشی مختلف مانند تألیف اصیل در برابر کارهایی مانند تلخیص، ترجمه یا بازآفرینی؛ آنچه که شما انجام دادهاید در چه مواردی قابلیت بروز و ظهور دارد؟
هر کدام از این قالبها و شیوهها، اعم از تألیف، ترجمه، تلخیص، بازآفرینی و حتی شرحنویسی، در جای خود، با رعایت شرایط، میتوانند بسیار ارزشمند، مؤثر و لازم باشند. ملاک نهایی، کیفیت اجرا، امانتداری، دقت علمی و نتیجه نهایی کار است.
یک ترجمه روان و دقیق، یا یک بازآفرینی هنرمندانه و محققانه، میتواند از بسیاری تألیفهای شتابزده، سطحی و تکراری، تأثیرگذارتر، ماندگارتر و مفیدتر باشد. البته باید منصفانه و واقعبینانه گفت که کار تألیف اصیل و ابتکاری که مبتنی بر پژوهش میدانی یا کتابخانهای نو، ارائه ایدههای جدید، کشف منابع تازه یا نظریهپردازی باشد، به طور طبیعی دشواریها، مراحل و سنگینی بار مسئولیت خاص خود را دارد و از این حیث، زحمت مؤلف اصلی چشمگیرتر است؛ اما سایر قالبها نیز اگر با امانتداری کامل، دقت علمی بالا، هنرمندی در بیان و هدف خدمت به گسترش معارف انجام شوند، بیشک خدمتی بزرگ به جامعه فرهنگی و علمی هستند.
یک بازآفرینی خوب و موفق، درست مانند پلی استوار و زیبا است که یک اثر ارزشمند کهن و گاه مهجور را به دنیای پرسرعت و جدید مخاطبان امروز متصل میکند و جان تازهای در کالبد آن میدمد. ارزش واقعی این کار، هنگامی به خوبی آشکار میشود که بدانیم چه گنجینههای علمی و معنوی در لابهلای کتابهای قدیمی خاک میخورند و با این روش، میتوانند پرتویی حیاتبخش از خود به نسل جدید بتابانند و مسیر زندگی آنان را نورانی کنند.
انتهای پیام