کد خبر: 4328053
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۹
آیت‌الله هادوی تهرانی:

مؤمن واقعی کافران را اولیاء خود قرار نمی‌دهد

استاد درس خارج حوزه علمیه گفت: قرآن کریم در آیات متعدد بر این نکته تأکید دارد که انسان مؤمن حق ندارد کافر را ولی خود قرار دهد و از سبک زندگی او تقلید و پیروی کند مگر در مواردی که مجبور به تقیه خوفی شود.

مؤمن واقعی کافران را اولیاء خود قرار نمی‌دهدبه گزارش ایکنا، آیت‌الله مهدی هادوی تهرانی؛ استاد درس خارج حوزه علمیه، 21 دی‌ماه در ادامه سلسله مباحث تفسیری به ادامه تفسیر سوره مبارکه آل عمران پرداخت.
 
وی با بیان اینکه خداوند در آیه 28 سوره مبارکه آل عمران فرموده است: مؤمنین، کافرین را به عنوان ولی نگیرند، گفت: براساس این آیه مؤمنین به جای اینکه دنبال ولایت مؤمنین باشند و الگوی زندگی خود را از آنان بگیرند حق ندارند دنبال ولایت کافران و سبک زندگی آنان باشند و تحت تأثیر ارزش‌های آنان قرار گیرند. در ادامه فرموده است اگر کسی گوش نکرد و کافران را به عنوان ولی خود در نظر گرفت خداوند از این انسان، اعلام برائت می‌کند؛ به تعبیر دیگر اگر کسی کافر را ولی خود قرار داد و تحت تأثیر افکار و کنشگری آنها زندگی کرد به هیچ وجه جزء عبادت‌کنندگان خدا نیست اما به ظاهر مؤمن است.
 
آیت‌الله هادوی تهرانی افزود: خداوند نفرموده است که مؤمن نیست بلکه فرموده مؤمنی که چنین کاری کند در نزد ما هیچ مقبولیتی ندارد و هیچ چیزی نیست. این تعبیر، بسیار تند است و خدا از او برائت کامل می‌جوید. مؤمنی که در اینجا مطرح است منظور مسلمین‌اند و امروز شاهدیم بسیاری از افراد با توجه به اینکه خود را مسلمان می‌دانند اما تحت ولایت مستکبرین و کفار قرار هستند. 
 
استاد درس خارج حوزه علمیه با بیان اینکه در ادامه آیه، یک استثنا بیان شده است، اظهار کرد: و آن اینکه مؤمن حق ندارد کافر را ولی خود قرار دهد مگر این که بخواهد تقیه کند؛ علامه طباطبایی فرموده است که این استثناء، منقطع است، زیرا کسی که از روی تقیه پیروی می‌کند پیرو واقعی کافر نیست و در ظاهر فقط چنین همراهی را نشان می‌دهد. 
 
وی اضافه کرد: علامه طباطبایی به این مناسبت مقداری در مورد تقیه سخن گفته است؛ آیه 106 سوره نحل هم به بحث تقیه پرداخته است؛ در داستان حضرت یاسر و سمیه که زیر شکنجه شدید بودند از آنان خواسته می‌شد تا نسبت به پیامبر(ص) اظهار کفر کنند اما ایشان زیر بار نمی‌رفتند تا اینکه این آیه نازل شد و فرمود: من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان. یعنی کسانی که وادار به کفر شده‌اند اما دلشان مطمئن به ایمان است مؤمن هستند و اگر اظهار کفر ظاهری و از روی تقیه هم بکنند باز کافر تلقی نمی‌شوند.

تقیه خوفی و مداراتی

استاد درس خارج حوزه علمیه، ادامه داد: موردی که علامه طباطبایی به آن اشاره فرموده است تقیه خوفی و از روی ترس است، یعنی فرد برای این که گرفتار نشود و او را مجازات نکنند و نکشند می‌تواند تقیه کند؛ مثلا در جایی  ممکن است کسی اگر ابراز کند مسلمان است او را خواهند کشت، لذا در ظاهر از اظهار اسلام اجتناب می‌کند. این تقیه در مقابل کفار و حتی مذاهب دیگر کاربرد دارد؛ مثلا اگر کسی اظهار تشیع کند ممکن است او را بکشند لذا نباید ابراز و اظهار کند؛ یعنی نه اینکه جایز نیست بلکه از اساس نباید این کار را بکند. 
 
آیت‌الله هادوی تهرانی بیان کرد: نوع دیگر تقیه، تقیه مداراتی است و آن تقیه‌ای است که ما ترس نداریم اما برای مدارا با سایر مذاهب یکسری فعالیت‌ها را انجام نمی‌دهیم؛ مثلا ما را به خواندن نماز جماعت با پیروان سایر مذاهب اسلامی توصیه کرده‌اند. اهل سنت برای سجده این شرط را ندارند که باید بر خاک سجده کنند، لذا بر فرش هم به مثابه اینکه زمین است سجده می‌کنند اما ما قبول نداریم و در این شرایط اگر در جمع آنان هستیم تقیه مداراتی بکنیم و همانند آن‌ها بر  فرش سجده کنیم ایرادی ندارد.
 
وی ادامه داد: در اینجا تقیه واجب نیست اما حداقل آن است که ممکن است او تصور کند که ما نمازشان را قبول نداریم لذا به صورت مداراتی تقیه می‌کنیم تا تقریب بیشتری ایجاد شود.

ترغیب به خواندن نماز جماعت با سایر مذاهب

استاد حوزه افزود: گاهی ما فرصت و زمان و امکان داریم که برای طرف مقابل احکام نماز یا عبادت دیگری را از منظر شیعه توضیح دهیم اما گاهی امکان آن نیست، لذا نیازی نیست که مهر بگذاریم که تصوری منفی از شیعه در نزد آنان شکل نگیرد؛ اینکه ما را تشویق کرده‌اند که در نماز جماعت و عیادت بیمارانشان شرکت کنیم به همین دلیل است.
 
آیت‌الله هادوی تهرانی با بیان اینکه علامه طباطبایی فرموده است که تقیه در شریعت مورد قبول است، افزود: ایشان تقیه خوفی را مورد تأکید قرار داده است؛ گاهی ما به برخی از شیعیان می‌گوییم وقتی در نماز جماعت اهل سنت هستید چرا مهر می‌گذارید می‌گویند که ما از آن‌ها نمی‌ترسیم اما این فرد متوجه نیست که برخی از آن‌ها با تحریک دشمنان، سجده بر تربت را مصداق پرستش امام حسین(ع) می‌دانند یعنی کسی که می‌بیند ما سر بر تربت گذاشته‌ایم ما را در حکم یک بت‌پرست می‌بیند و تلقی می‌کند و فرصتی هم برای اصلاح ذهن او وجود ندارد.
 
آیت‌الله هادوی تهرانی ادامه داد: یک نفر به بنده گفت یک سنی به من گفت که شما شیعیان امام حسین(ع) را می‌پرستید و من گفتم نه اینطور نیست بلکه ما تربت را مقدس می‌دانیم که بنده به او گفتم این هم دفاع مناسبی نیست و ما سجده بر خاک تربت را مستحب می‌دانیم وگرنه هر خاک تمیزی باشد بر آن سجده می‌کنیم و البته خاک تربت را بهتر و مستحب می‌دانیم. سجده بر تربت عبادت امام حسین(ع) نیست و عبادت خداوند است.

تهمت شرک به شیعه

وی اضافه کرد: متأسفانه وهابیت این ذهنیت را در بین اهل سنت ایجاد کرده‌اند که شیعه مشرک است و برخی هم پذیرفته‌اند لذا چون بازتاب منفی دارد، لازم نیست حتما بر تربت سجده کنیم.
 
استاد درس خارج حوزه علمیه، گفت: در مورد پایان نماز نیز این مطلب وجود دارد یعنی وقتی نماز تمام شد ما سه مرتبه دستمان را تا گوش همانند تکبیره الاحرام بالا می‌آوریم و دیگران وقتی این رفتار را می‌بینند می‌گویند شما معتقدید که جبرئیل به پیامبر(ص) خیانت کرد و بر علی(ع) وحی کرد. البته علویون چون غلو می‌کنند و می‌گویند علی(ع) همان خداست و همه عبادت‌ها را انجام داده است نیازی نیست ما عبادت کنیم ما عقیده آنان را باطل می‌دانیم. در آثار برخی اهل سنت هم هست که جبرئیل قرآن را به حضرت علی(ع) داد و به پیامبر(ص) خیانت کرد. 
 
وی در پایان افزود: با این وجود ما به شیعیان می‌گوییم شما این کار را از باب مدارا و تقیه مداراتی انجام نده تا ذهنیت آن‌ها خراب نشود ولو  اینکه این کار ایرادی ندارد. 
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha