تفکر نقادانه نه یک مهارت صرفاً آموزشی، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای حفظ سلامت فکری، تصمیمگیری عقلانی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی ناشی از شایعات، تحریفها و القائات هدفمند شده است. این توانایی که بر تحلیل مستدل، ارزیابی بیطرفانه و استنتاج منطقی استوار است، به جوامع قدرت میدهد تا در میان انبوه اخبار و نظرات، راست را از دروغ، سره را از ناسره و استدلال قوی را از ضعیف تمیز دهند، نقش منفعلانه را کنار گذاشته و در برابر چالشهای پیچیده جامعه با بینشی روشنتر و مسئولانهتر عمل کنند. پرورش این تفکر در سطح فردی و جمعی، سنگ بنای توسعه فرهنگی، تقویت گفتوگوی سازنده و در نهایت ساختن آیندهای بر پایه خردجمعی است.
خبرگزاری ایکنا در همین راستا با عباس تقویان، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) به گفتوگو نشسته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا ـ تفکر نقادانه به چه معناست و چه مؤلفههایی دارد؟
تفکر میتواند انواع گوناگون داشته باشد و توصیف آن به نقاد به این معناست که انسان تفکر خود را به بازشناسی جوانب و ابعاد یک موضوع یا مسئلهای موقوف کند و اصولاً نقاد از ماده نقد گرفته شده و نقد در لغت به معنی صرافی است، صرافی که ارزش یک سکه یا ماده ارزشمند را تعیین میکند و با نگاه عمیق صرافانه میسنجد تا ببیند این ماده قیمتی است یا نه. درواقع با این کار از اصالت یک شیء مطمئن میشود. این مسئله در رابطه با تفکر نیز صادق است، وقتی فکری عرضه میشود یا وقتی انسان میخواهد در رابطه با موضوعی تفکر کند با سنجیدن ابعاد آن موضوع میخواهد، به نقطهای روشن، صحیح، شفاف و متین برسد.
ایکنا ـ با این توصیفات آیا میتوان از تفکر نقادانه به ذهن پرسشگر تعبیر کرد؟
بله، پرسشی که به دنبال مطلبی و یا یافتن حقی باشد و قرآن نیز در آیات پایانی سوره احزاب با «وَقُولواَ قَولاً سَدیَداً» به این مسئله تأکید کرده است، به این معناست که طوری فکر کنید که نفوذناپذیر باشد و امر باطلی در آن راه نیابد. درواقع فکر و قول سدید همه به یک معنا برمیگردد و از آنچه در عرف امروز به تفکر نقادانه تعبیر میشود به همین موضوع اشاره دارد. اگر انسان بخواهد عمل سدید داشته باشد، باید قول سدید داشته باشد و آن هم از تفکر سدید نشئت میگیرد.
تفکر نقاد یا خلاق نیز به همین معناست. توجه داشته باشید که تفکر خالق گفته نشد، بلکه بر تفکر خلاق تأکید شد و «خلاق» در لغت به معنای مبالغه در اسم فاعل است، یعنی انسان جوری فکر کند که بدون تقلید و نمونه قبلی، از منبع جوشان درونی خود بجوشد و خداوند از خود به عنوان خلاق یاد کرده است که در سوره هجر آیه ۸۶ «الخلاق العلیم» بیان شده است. علیم و عالم بودن به یک بُعد از اشراف و سلطه بر معلومات میپردازد، اما خلاقیت یک قدم فراتر میرود و انسان خلاق، براساس معلوماتش، ایدهها و نظریات جدید و ناشناختهای را براساس معلوماتی که دارد، کشف میکند. از این رو علم و عالم بودن به تنهایی کافی نیست، چه بسیار کسانی هستند که این علم منشأ خلاقیتشان نبوده و اندک انسانهایی نیز وجود دارند که خلاق و علیم هستند. این از صفات ربانی است و باید این صفت الهی را در زمینه معرفت و شناخت در خود زنده و احیا کنیم و این منوط به آن است که انسان پردههای تعصب و تقلید کورکورانه را بدرد و با روحیه کشف حق، به دنبال کشف واقعیت باشد و این همان تفکر نقادانه است.
ایکنا ـ دیدگاه قرآن در رابطه با نقد سازنده چیست؟
خداوند در قرآن کریم میفرماید؛ «و لا تقف ما لیس لک به علم»؛ هیچگاه از چیزی پیروی نکنید که نسبت به آن دانش و علم ندارید. اگر انسان بخواهد نسبت به موضوعی تفکر نقادانه یا نقد سازنده داشته باشد، باید نسبت به آن موضوع علم کافی داشته باشد و هر استنتاجی مولود مقدمات عالمانه است. اگر مقدماتمان براساس علم نباشد، استنتاج درستی نخواهیم داشت؛ لذا قرآن با تأکید ویژه ما را نهی میکند که لاتقف، پیروی نکنید و معلوماتتان براساس منابع شناخت از این دست باشد؛ «اِنَّ سَمعٌ»، شنیدن درست، «والبَصَر»، دیدن صحیح و «فؤاد»، شناخت همهجانبه و براساس حواس ظاهری که عمدهترین آن، براساس شهود باطنی، قلبی و حواس ظاهری است، یعنی همه منابع شناخت چه ظاهری و چه باطنی به کار گرفته شود تا به آن علم دست یابد.
این مسئله، یک مسئولیت علمی هم متوجه انسان میکند که در قیامت انسان نسبت به همه آنچه به عنوان علم از آن تبعیت کرده و یا به زعم او علم بوده، مسئول است. طبیعی است که مقدمات و ابزارهایش را خداوند در اختیارش قرار داده است؛ چون هر جا تکلیفی است، باید ابزارهایی هم وجود داشته باشد.
ایکنا ـ دیدگاه قرآن در رابطه با اخلاق نقد چیست؟
در جای جای قرآن مستنداتی مطرح شده و باید و نبایدهایی در مواجهه با افکار و اندیشههای دیگر تبیین شده است. خداوند در آیه راهبردی میفرماید؛ اگر کسی برای شما خبری آورد، تبیّن کنید، این آیه زنده است و در روزگار ما نیز که مجاری و منابع دریافت خبر فراوان است و در کنار فضای حقیقی، فضای مجازی نیز بسیار گسترده است، اهمیت بسیاری دارد. تبیّن یکی از مواد اصلی نقد است. یعنی اگر انسان بخواهد ناقد، نقاد و کاشف حق باشد، باید نسبت به هر خبری که به او میرسد و یا با هر نگاه و اندیشه و قول و سخنی که مواجه میشود، تبین کند و همه جوانب، از جمله مستندات را بررسی کند. خبر را نباید بدون مستندات تأیید یا تکذیب کند. ممکن است خبر راوی صحیحی داشته باشد، اما به گمان صحیح بودن خبر آن را روایت کرده باشد، از این رو باید به مضمون خبر هم توجه و تدبر کنیم.
بنابراین در روشهای نقد متون میبینیم که مسئله تفقه در متن و فقه الحدیث خبر، که صرفاً شامل روایات نیست و هر خبری را شامل میشود، وظیفه تبین وجود دارد و تبین به معنی بررسی و وارسی در مدرک و سند نقل و هم مبانی شناخت متن است و چه بسا خبر از منبع درست تراوش کرده، اما متن آن معقول نیست. در روایات و احادیثی که به ما میرسد؛ اغلب با این مسئله مواجه هستیم که چه بسا راوی فرد مورد اعتمادی است، اما متن، قابل پذیرش نیست و با سلسله امور منطقی و عقلی و با محکمات قرآن سازگاری ندارد. انسانی که تفکر نقاد و خلاق دارد، باید نگاه همهجانبه به این مسائل داشته باشد تا اولاً، به روایات صحیح دست یابد و ثانیاً، مراد و هدف متلکم را دریابد.
ایکنا ـ وظیفه مراکز و نهادهای آموزشی در رابطه با تفکر انتقادی چیست و چرا پرورش این تفکر در نسل جدید یک ضرورت تربیتی و اجتماعی محسوب میشود؟
واقعیت این است که در آموزش و پرورش با نقادی و تفکر نقادانه روبهرو نیستیم، از همان ابتدا که دانشآموزان وارد مدارس میشوند با انباشتی از سلسله معلومات مواجه میشوند و هر چه اطلاعات بیشتری داشته باشند، موفقتر هستند. کمتر به پرروش فکر در کودکان، نوجوانان و جوانان توجه کردهایم. باید در مدارس از همان بدو ورود توجه کنیم تا سنجش موفقیت و عدم موفقیت در امور علمی را منوط به یکسری محفوظات نکنیم و به آنها بیاموزیم که فکر کنند و اهل پرسش و کنجکاوی باشند و در امور، تدبر و تعمق کنند و این یک نیاز جدی است که آنها را قدری بیباک و متهور کنیم. گاهی دانشآموز میترسد پرسش خود را بپرسد؛ شجاعت در سؤال کردن و پیگیر بودن و حتی گاهی تردید در آموختهها بسیار میمون و مبارک است و میتواند به تجدیدنظر در آموختههای قبلی و تحقیق و پرسشهای دیگر بینجامد.
شکاکیت نسبت به امور از جمله شک دکارتی یا شک به سبک غزالی نیز باید مورد توجه باشد، بزرگانمان گفتهاند که، اگر انسان حقیقتاً در امور شک کند، موظف است، وارسی مجدد در اندیشه و افکار خود کند، مانند شکی که امام غزالی داشت و توبه کرد و به سمت فضاهای جدید رفت. یا شک دکارتی که، فرد در اندیشههای خود شک کند و با خود بگوید؛ ممکن است، اندیشههای من نقصانی داشته باشد. البته این تردید فرضی است و باعث میشود فرد به دنبال یافتههای جدید برود و یافتههای خود را دوباره بسنجد. ما نیز نسبت به اعتقادات، مبانی و ارکان اعتقادی خود موظفیم به حقیقت برسیم و تقلید در مبانی و اصول فکری جایز نیست و انسان باید در اصول فکری مستقیماً اهل تحقیق باشد، البته اگر به آن مبانی و اصول رسید، در فروع میتواند تقلید کند.
ایکنا ـ وظیفه و رسالت رسانهها در این راستا چیست؟
در جوامع روایی و اصول اخلاقی، کسب علم و آداب تعلیم و تعلم وارد شده است که اگر فرد با سخن، فکر، خبر و قولی مواجه شد، آن را در ترازوی نقد قرار دهد و از تکرار مکررات و اندیشههای دیگر بپرهیزد. در روایات داریم که معصوم(ع) میفرماید، اگر یک نقل و خبر را به درستی بفهمی و درایت کنی، بهتر از این است که هزار خبر را روایت کنی. اینجا روایت در مقابل درایت مطرح شده است. درواقع روایت نادرست و ناصحیح روایتی است که مبتنی بر تفکر و نقادیت نباشد. همه آنچه در این راستا بیان شد، وظیفه رسانه و مخاطب رسانه است.
مخاطب رسانه که امروز با بمباران خبری از سوی شبکههای اجتماعی قرار دارد، باید به گونهای تعلیم و تعلم یابد که هر خبری را قبول نکند و هر خبری را با نگاه نقادانه بپذیرد یا رد کند.
انتهای پیام