یک تهیهکننده سینما و تلویزیون با اشاره به اهمیت ساخت تولیدات تاریخی مستند گفت: نباید از حوزه مهم فیلمهای کودکان غافل شد. مخاطبان امروز، کودکان دیروز هستند. اگر در دهههای گذشته عملکرد بهتری در برنامهسازی و محتواسازی تاریخی برای کودکان داشتیم، شاید امروز با بسیاری از مسائل موجود روبهرو نبودیم. باید از امروز به فکر سرمایهگذاری و تولید هنری در عرصه تاریخ کشورمان باشیم، وگرنه در آینده با آسیبهای جدیتری مواجه خواهیم شد. 
جامعهای پویا و آگاه است که بر تاریخ معاصر خود اشراف داشته باشد. یکی از راههای دستیابی به این هدف، آموزش از طریق هنر است که در همه عرصههای هنری ممکن است؛ اما بهویژه سینما و تلویزیون میتوانند در این زمینه عملکرد بسیار خوبی ارائه دهند، زیرا مردم آثار دیداری را با اقبال بیشتری میپذیرند.
توجه به تاریخ هنگامی جدیتر میشود که بدانیم دشمن با سرمایهگذاری کلان و تولید آثار مستند، در پی تحریف تاریخ است. این تحریفها بهویژه در حوزه تاریخ معاصر آشکارا صورت میگیرد. ایکنا درباره این موضوع، با مهدی عظیمیمیرآبادی، تهیهکننده سینما و تلویزیون گفتوگویی انجام داده است که در ادامه آن را میخوانیم.
ایکنا – سینما و تلویزیون علاوه بر کارکرد سرگرمی، رسالت مهمتری نیز بر عهده دارند که همان «آگاهیبخشی به جامعه» است؛ بهویژه در حوزه تاریخ معاصر، تولیدات نمایشی میتوانند با روایتگری درست و جذاب، به آگاهسازی نسل جوان کمک شایانی کنند. لطفاً در مورد رسالت رسانه ملی و هنر هفتم در این زمینه (آگاهیبخشی تاریخی) توضیح دهید.
آگاهسازی تاریخی باید بهصورت جدی در دو عرصه مورد توجه قرار گیرد. نخست، مراکز آموزشی مانند مدارس و دانشگاهها باید آگاهی لازم را برای جوانان این سرزمین فراهم آورند. اگر این حوزه بهدرستی و به شکل کاربردی اجرا شود، مطمئنم بسیاری از مسائل حل خواهد شد. عرصه دوم که انتظار میرود مورد توجه قرار گیرد، هنر است. هنرمندان از طریق آثاری که خلق میکنند میتوانند آئینهای از حقیقت باشند تا نسل جدید، نسبت به تاریخ معاصر سرزمین خود شناخت کافی پیدا کنند.
برای آنکه هنر بستری برای آگاهسازی جامعه باشد، لازم است هنرمندان فعال در این عرصه، نسبت به تاریخ سرزمین خود دانش لازم را داشته باشند؛ اما متأسفانه واقعیت امر دیگری را نشان میدهد، زیرا به جرأت میتوان گفت بخش عمدهای از جامعه هنری نسبت به تاریخ سرزمین خود ناآگاه هستند. این معضل نیز بسیار آزاردهنده است، چراکه این ناآگاهی در آثار هنری نیز بازتاب مییابد.
برای آگاه کردن هنرمندان، دو راهکار میتوان پیشنهاد داد: اول آنکه هنرمندان با مطالعه شخصی، دانش تاریخی خود را ارتقا دهند؛ اما با توجه به مشغلههای فراوانی که هنرمندان دارند، این امر چندان امکانپذیر به نظر نمیرسد. راهکار دوم این است که نهادهای دولتی بستری فراهم کنند تا هنرمندان آموزشهای تاریخی ببینند. این موضوع در سخنان مقام معظم رهبری نیز مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان در دیدار چند سال پیش با هنرمندان تأکید کردند که در گام نخست باید شرایط برای فعالیت هنرمندان فراهم شود، سپس میتوان از آنان انتظار عملکرد مطلوب داشت.
ایکنا – درباره کارکرد آثار تاریخمحور برای مخاطب جوان توضیح دهید. این دیدگاه جدی وجود دارد که اگر تولیدات نمایشی (سینمایی و تلویزیونی)، نسل جوان را با تاریخ کشور آشنا کنند، آنان کمتر تحت تأثیر تحریکات خارجی قرار خواهند گرفت. آیا این گزاره را تأیید میکنید؟ و اگر بله، سازوکار این اثرگذاری چگونه است؟
نکتهای که در قالب پرسش مطرح کردید بسیار مهم و در شرایط فعلی دارای اهمیت فراوان است. امروزه بسیاری از رسانههای معاند و صهیونیستی میکوشند با تولید مستندهایی، تصویر نادرستی از نظام پیشین ارائه دهند؛ در حالی که بسیاری از کسانی که در آن دوره زیستهاند، به خوبی میدانند چه ظلم و ستمی در دوران پهلوی بر کشور حاکم بود.
پس از انقلاب با چالشهایی مواجه بودهایم، زیرا دشمنان به هر طریق ممکن در پی آسیبزدن به ما هستند، اما نمیتوان کتمان کرد که پیشرفتهای ما چشمگیر بوده است. این پیشرفتها در تمامی عرصهها محقق شده و از این رو ضروری است تولیدات نمایشی در همه حوزهها، این دستاوردها را برای نسل جوان تبیین کنند. لازم به تأکید است که این انتقال پیام نباید به شکل شعاری و اغراقآمیز باشد؛ چراکه هرگاه در دام شعار و گزافهگویی افتادهایم، از تحقق اهداف خود بازماندهایم.
غفلت و کمکاری در بازنمایی تاریخی در قالب آثار نمایشی، خطایی نابخشودنی است؛ زیرا همانگونه که پیشتر اشاره شد، دشمن با تولید مستندهای تحریفشده، پیوسته در حال ایجاد فضایی مسموم در جامعه است. از این رو نهادهای دولتی باید با حمایت از آثار فاخر و اصیل در این حوزه، مانع هجمه رسانهای معاندان انقلاب شوند.
ایکنا – تاریخنگاری در کدام عرصههای فیلمسازی، کارکرد و تأثیر بیشتری دارد؟ چراکه در این باره دو دیدگاه عمده وجود دارد: عدهای سینمای داستانی را بستر مناسبی برای این هدف میدانند و گروهی دیگر بر قابلیت آثار مستند در این زمینه تأکید دارند. اولویت شما در این زمینه چیست و کدام فرم (داستانی یا مستند) را برای تاریخنگاری سینمایی مناسبتر میدانید؟
نمیتوان یکی از دو حوزه داستانی و مستند را بر دیگری برتر شمرد؛ زیرا هر یک کارکرد ویژه خود را دارد. اما نکته مشترک و اساسی در هر دو، کیفیت تولیداتی است که میکوشند دادههای تاریخی را به مخاطب منتقل کنند. یک مستند واقعگرا و بیطرف، ابزاری برای ثبت تاریخ است، اما اگر همان اثر، شکلی سفارشی و جهتدار به خود بگیرد، نه تنها مخاطب را از محتوای مطرح شده دور میکند، بلکه باعث بدفهمی و گمراهی نسبت به اصل موضوع نیز خواهد شد. این مسئله در آثار داستانی نیز صادق است و باید مورد توجه قرار گیرد.
با این حال، نباید از حوزه مهم فیلمهای کودکان غافل شد. مخاطبان امروز، کودکان دیروز هستند. اگر در دهههای گذشته عملکرد بهتری در برنامهسازی و محتواسازی برای کودکان داشتیم، شاید امروز با بسیاری از مسائل موجود روبهرو نبودیم. بنابراین، باید از امروز به فکر سرمایهگذاری و تولید در این عرصه باشیم، وگرنه در آینده با آسیبهای جدیتری مواجه خواهیم شد.
ایکنا – به عنوان پرسش پایانی، بفرمایید جدا از سینما و تلویزیون، دیگر عرصههای هنر چگونه میتوانند در آشنایی مردم با تاریخ معاصر نقشآفرینی کنند؟
هنر دنیای پهناوری است که نمایش فقط بخشی از آن به شمار میرود. هنرهای تجسمی خود جهانی گسترده دارند و موسیقی و ادبیات نیز از دیگر حوزههایی هستند که قادرند آگاهیبخشی لازم را انجام دهند؛ بهویژه در حوزه عکاسی و تبلیغات شهری میتوان اتفاقات تأثیرگذاری را رقم زد. در عرصه موسیقی هم این رسالت قابل تحقق است. اما سخن پایانی آنکه برای خلق آثار متعهد و دغدغهمند، باید به سراغ هنرمندانی رفت که به موضوع کار خود ایمان دارند؛ زیرا از آثار سفارشی و بیدغدغه نمیتوان انتظار خلق شگفتی داشت.
انتهای پیام