مبعث پیامبر اکرم(ص) آغاز رسالتی بود که باید انسان را به اوج اخلاق و دستیابی به نقطه پایانی معنای زندگی فردی و اجتمای برساند. پیامبر(ص) نمونه تمام و کمال حسن خلق و مکارم اخلاق در جهان بودند. خداوند متعال شخصیتی را به عنوان آخرین فرستاده خود بر روی زمین انتخاب کرد که نمونه بارز بشر کامل و انسان کمالیافته بود. جای جای زندگی فردی و اجتماعی پیامبر(ص) نشان میدهد که ایشان در تمامی حالات روحی خود نمونه یک انسان زمینی به کمال الهی رسیده بودند.
بررسی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی پیامبر(ص) که در اوج قله اخلاق قرار داشتند، نشان میدهد که بشر سرگردان امروزی که طی قرنهای متمادی تنها به دنبال توسعه مادی خود در جهات مختلف بوده است، گمشدههای معنوی و روحانی دارد که با تمامی توسعهای که بدان دست پیدا کرده، هنوز هم بیقرار و سرگردان به دنبال آنها است. سیره پیامبر(ص) و معصومین(ع) تنها راه رسیدن به توسعه معنوی و اوج معنای زندگی است.
ایکنا همزمان با ایام بعثت پیامبر اکرم(ص) و در رابطه با بررسی سیره اخلاق اجتماعی رسول اکرم(ص) به گفتوگو با حجتالاسلام احمد آکوچکیان، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه(رشد) پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
یکی از نکتههای مهمی که در فرهنگ رسول خدا(ص) دیده میشود، معادله اخلاق و رفتار اجتماعی است. در واقع میتوان این برخوردها و رفتارهای اجتماعی را در جای جای زندگی پیامبر(ص) مشاهده کرد. سنت اخلاقی رسولالله(ص) در خلوت خود به گونهای بوده است که بنا به فرمایشات امام حسن(ع) ایشان دائمالحزن و دائمالفکر بودند و همواره در خلوت خود احساس بردباری، تفکر، تحلیل و نگرش آرام و متینی داشتند.
اصل قصه اینجاست که نکته مهمی که پیامبر(ص) در مدیریت رفتار اجتماعی داشتند، درواقع حقیقت زندهباد اخلاق و زندهباد جنس مدیریت زندگی در سه بعد نوع نگاه به زندگی، نوع احساسات و عواطف و نوع عملکرد بود
اصلیترین مؤلفه رفتار پیامبر(ص) در برخورد با دیگران نیز دعوت مخاطب به تجربه معنای زندگی است، به ویژه این رفتار در برخوردهای تند حضرت بیشتر مشاهده میشود، یعنی در معاشرتهای پیامبر(ص) از این موارد زیاد نقل شده که وقتی برای مثال برخورد تندی با پیامبر(ص) میشد، ایشان مصافحه کرده و دست بر سر مخاطب کشیده است و وقتی مخاطبان پیامبر(ص) با ایشان تندی کردهاند، ایشان با آنها با ملایمت و به صورت خندان رفتار کردهاند. پیامبر(ص) حتی در نوع نشست و برخواست خود با کسانی که نسبت به ایشان تندی میکردند نیز با احترام رفتار میکردند. صبوری پیامبر(ص) در برخورد با مخاطبان تند و بدمرام بسیار ستودنی است.
در حقیقت اصل قصه اینجاست که نکته مهمی که پیامبر(ص) در مدیریت رفتار اجتماعی داشتند، درواقع حقیقت زندهباد اخلاق و زندهباد جنس مدیریت زندگی در سه بعد نوع نگاه به زندگی، نوع احساسات و عواطف و نوع عملکرد بود؛ عملکردی که بر اساس اصل احترام به دیگران گذاشته میشد و به همین خاطر مقوله زندهباد انسان بازیگر زندگی در برخوردهای اجتماعی رسول اکرم(ص) دیده میشود. به همین دلیل است که معمولا واژه حسن خلق یکی از سنتهای پیامبر(ص) بوده و ایشان همواره به اصحاب خود تأکید داشتند که سعی کنید برادر مؤمن خود را مسرور کنید. ایشان به همین دلیل با دیگران و حتی با کسانی که به آن حضرت تندی میکردند، به گونهبرخورد داشتند که حتی آنها را شاد میکردند. بنابراین، اصل ماجرا این است که در متن روابط اجتماعی پیامبر(ص) مقوله زندهباد آدمیت، زندهباد جریان بلوغ وجودی و زندهباد تجربه معنی زندگی جریان داشته است.
وقتی خطبههای پیامبر(ص) را مطالعه کنیم، متوجه میشویم وقتی از طرف خداوند متعال به رسول خدا(ص) امر میشود که در غدیر خم و نزدیکی جعفه مردم را فراخوانده و برای ایشان خطبه بسیار مهمی ایراد کند، پیامی از سوی خداوند متعال از طریق حضرت جبرائیل(ع) برای ایشان ارسال میشود که درواقع آخرین مأموریتهای زندگی پیامبر(ص) بوده است. اولین مأموریت الهی درا ین زمینه فریضه حج بود که تجربه وجودی پیامبر(ص) بود که ایشان پس از 10 سال حضور در مدینه به مکه آمد تا آخرین فرصت وجودی خود با فریضه حج به جای آورد. یکی از ابعاد واقعه غدیر قصه وجودی خود پیامبر(ص) است و بعد دیگر آن نیز مسئله خلافت و جانشینی ایشان و مقوله امامت و تدبیر اجتماعی است.
بنابراین، این واقعه نوعی تجربه وجودی است که با فریضه حج و سپس، با مقوله ولایت و امامت رخ میدهد. در این منشور درحقیقت مبنای زندگی معادله تجربه وجودی فرد و معادله مدیریت مناسبات اجتماعی به وضوح مشخص است. چنانچه سخنان پیامبر(ص) در این خطبه به خوبی مشاهده میشود، مشخص میشود که ایشان سخنان خود را با مقوله حمد الهی آغاز میکنند. حمد درواقع مدیریت ظرفیتهای سپاسگرانه و ستایشگرایانه زندگی است یعنی با حمد الهی انسان با عشق به بلوغ وجودی فرصتهای زندگی را مشاهده میکند. انسان با حمد الهی در به دنبال فرصتی برای بلوغ است. مقوله توکل نیز از موارد دیگری است که پیامبر(ص) بدان اشاره دارند. آن حضرت در ادامه مردم را به بلندا و امتداد بلند زندگی یعنی همان موضوع قیامت دعوت میکنند.
پیامبر(ص) خطاب به مردم فرمودند که اگر جنس نبوت مصطفایی در پیشنهاد دین معیار یعنی الگوی تجربه معنای زندگی را در من مشاهده میکنید، باید به علی(ع) نیز از همان چشمانداز بنگرید
پیامبر(ص) مردم را دعوت میکنند تا به ادامه زندگی دنیای خود یعنی همان آخرت تفکر کنند. ایشان در این فرصت نهایی سخن با مردم درخقیقت به دنبال این بودند تا نوع مدیریت ادامه زندگی را برای مردم ترسیم کردند. اینجاست که پیامبر(ص) اینگونه مطرح میکنند که انسان چگونه باید معادلات زندگی اجتماعی و رفتاری خود را مدیریت کند که بهترین فرصت زندگی برای او رخ دهد. به همین دلیل مقوله عترت خود را به عنوان رسمی برای رسیدن انسان به اوج رفتار اجتماعی با تمسک به عترت مطرح کردند. پیامبر(ص) آخرین رسولی بودند که فرصت بلوغ امامت را داشتند یعنی ایشان در 13 سال حضور در مکه به دنبال تربیت انسان بودند و طی 10 سال حضور در مدینه نیز به مدیریت مقوله امر اجتماعی و مدنی پرداختند. لذا اولین امام ما رسول خدا(ص) هستند که نبوت را با مدیریت اجتماعی پیوند زدند. ایشان سلسله امامت را در خط معادله با امر انسانی و وجودی مطرح کردند.
در همین حالات بود که پیامبر(ص) خطاب به مردم فرمودند که اگر میخواهید به بلوغ بهتر و والاتر برسید، باید بررسی کنید که چه کسی لیاقت دارد تا مدیر وجودی شما باشد؟ لذا مقوله ولایت از همین نقطه آغاز میشود. پیامبر(ص) در ادامه سخنان گهربار خود خطاب به جمعیت حاضر در غدیر که از حجةالوداع بازمیگشتند، اینگونه میفرمایند که اگر مرا دوست داشته و همراه و همدل و جهتبخش زندگی خود میدانید، علی(ع) را نیز با همین چشمانداز مشاهده کنید و ولایت او را بپذیرید. بنابراین، پیامبر(ص) با مقوله تجربه معنای زندگی، بلوغ وجودی و جهتداری معنای زندگی علی(ع) را به مردم معرفی کردند. این مقوله به معنای امامتی است که صرفا وجه سیاسی، امنیتی و اقتصادی ندارد، بلکه با محوریت عنصر بلوغ معنایی مطرح شده است.
جمله معروف پیامبر(ص) که «هر که من مولای او هستم، اینک علی(ع) مولای اوست» به این معنا است که پیامبر(ص) خطاب به مردم فرمودند که اگر جنس نبوت مصطفایی در پیشنهاد دین معیار یعنی الگوی تجربه معنای زندگی را در من مشاهده میکنید، باید به علی(ع) نیز از همان چشمانداز بنگرید. پیامبر(ص) در فراز پایانی خود میفرمایند که خدایا! یار علی را یار باش. هرکس او را به ولایت پذیرفته، تو خود ولی او باش. با دشمنان او دشمن باشد و دوستان او را دوست خود داشته باش. خدایا! یاریگران او را یاری کن و دشمنان او را ذلیل کن و هر کس او را خوار پسندند، او را خوار کن.
به همین دلیل چنانچه مقوله اخلاق در میدان تجربه شخصی و معاشرتهای وجودی رسول اکرم(ص) بازیگر اصلی است و این بازیگیری تجربه معنا خود را در امامت رسول نشان میدهد، در امامت اهل بیت(ع) نیز دقیقا همین اتفاق رخ میدهد. نبی از طرف خدا انتخاب شده اما امام از پس زمین بالغ شده و آمده است تا لیاقت تدبیر زندگی و پیشنهاد مدل زندگی داشته باشد. علی(ع) برای ما یک نمونه کاربردی عینی پس زمینی برای تجربه معیار زندگی است. درحقیقت زندگی تمامی معصومین(ع) مدلهای گوناگون و راهبردی تجربه معنای زندگی در عینیت واقعیت زمینی و معاصری است و به همین دلیل است که این امام زمان(عج) که امام آخرین است، منتظر ما است تا ما نشان دهیم لیاقت وجودی و تجربه معناداری زندگی را در متن مناسبات اجتماعی پیدا کردهایم تا اگر ایشان ظهور کردند، اولین مخالف آن حضرت خود ما نباشیم. لذا خط امامت نشانگر معادله اخلاق و تجربه اجتماعی، تجرهب معنا و مدیریت مناسبات اجتماعی است و قصه حجةالوداع و غدیر نیز فرصت این معادله است که ما روشنبین چنین فرصتی باشیم که مصطفای نبی(ص) در خط امامت برای مخاطبان خود ایجاد کردند.
طی تجربه 50 سال انقلاب و دیگر تجربههای دیگر زندگی مشاهده و لمس کردهایم که اخلاق بدون تدبیر اجتماعی همان تصوف است. این بدان معنا است که انسان جمع را کنار زده و در خلوت خود فقط به راز و نیاز بپردازد. لذا اندیشه تصوف همان مقوله زندهباد اخلاق منهای تدبر اجتماعی است. تجربه نشان میدهد که اخلاق معنادار و شخصیتگیری انسان با نوع رفتار و روابط اجتماعی خود موضوع بسیار مهمی است که باید بدان بپردازد. اگر انسان اخلاق را با تجربه شخصی و به دور از جمع در نظر بگیرد، به تصوف دوریگزینی و بدگزینی اجتماعی برخورد میکند و اجتماع منهای اخلاق نیز به همین صورت است و انسان را از زندگی معنادار خود دور خواهد کرد.
نمونه برخوردهای پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) ظریفترین نوع معادله اخلاق و اقتدار اجتماعی است. درواقعه چنانچه به سیره معصومین(ع) بنگریم، تاریخ زندگی ایشان سراسر نشان دهنده همین مقوله است
باید دراین زمینه اندیشه کنیم که کدام نمونه تاریخی ظریفترین معادله اخلاق و اقتدار اجتماعی را پیشنهاد کرده است. در این رابطه نمونه برخوردهای پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) ظریفترین نوع معادله اخلاق و اقتدار اجتماعی است. درواقعه چنانچه به سیره معصومین(ع) بنگریم، تاریخ زندگی ایشان سراسر نشان دهنده همین مقوله است. رفتار امام حسن(ع) با همسر خود، رفتار امام حسین(ع) با حر بن یزید ریاحی، رفتار امام سجاد(ع) با حکومت اقتدارگرای زمان خود که بیانات نورانی خود را در قالب دعا ایراد کردند، همگی نشان دادند که اقتدار اجتماعی منهای معناداری زندگی و اخلاق وجودی و نیز اخلاق بدون امر اجتماعی امکان تحقق عینی ندارد و اصل امامت است که نماد معیار معادله هماهنگ اخلاق انسانی و مدیریت اجتماعی است.
امروز باید ابتدا بدانیم که بشر معاصر به دنبال چیست و اگر دین محمدی پاسخگوی آن است، منطبق با آن رفتار کنیم. یکی از مسائل جهان معاصر دربدری تجربه معنای زندگی است. بسیاری از متفکران و اندیشمندان نشان میدهند که اصلیترین دغدغه انسان معاصر تجربه معنا است. یعنی انسان باید به جایی برسد که با هدف بالغ برای زندگی خود را به صورت زیبا معنا کند. انسان معاصر دربدر این بحران است. طی ایام اخیر مشاهده کردیم که کسانی آمدند و از داعیهورزی برای انسان معاصر ایرانی گفتند که زیبایی پوستهای خود را به میان آورند؛ درحالیکه در همین روزگار کسانی هستند که انسان را به مقوله زندهباد تجربه معنای زندگی دعوت میکنند.
لذا اولین مسئله انسان تجربه معنای زندگی است که چنانچه در کل تاریخ بشری جستوجو کنیم، هیچ تفکر و خط مشی مانند سیره پیامبر(ص) و معصومین(ع) وجود ندارد که انسان را به عالیترین وجه به این تجربه برساند. این خط مشی در جای جای سیره اهل بیت(ع) قابل مشاهده است. دعای ابوحمزه امام سجاد(ع) 12 منزل ترجه معنای زندگی را برای انسان گزراش میکند و انسان را پله به پله به اوج تجربه معنا در زندگی رهنمون میکند. معصومین(ع) به ویژه با نمادهای نیایشی به انسان نشان دادند که در زندگی خود به دنبال چه باشد.
با بعثت رسولالله(ص) آخرین فرصت انبیایی برای بشریت به میان آمده است تا عقلایت بتواند ظریفترین و بالغترین ضریب خود را در جهان پیدا کند. دین محمدی و قرآنی بالغترین مسیر برای رسیدن به توسعه و پیشرفت است که باید سرلوحه بشر امروزی قرار گیرد
دومین مسئله جهان معاصری مقوله قدرت سیاه منهای آرمان بلند انسانی است. امروز مستکبران عالم مانند آمریکا، اسرائیل و ... به خود اجازه میدهند که هر گونه میخواهند با دیگران رفتار کنند. رفتارهای خشن و خشونتآمیز برخی از انسانهای عصر معاصر همگی رد این مقوله هستند و بهترین الگوی رفتاری برای دستیابی به تعادل در این زمینه نیز بهرهگیری از سیره معصومین(ع) است که با رفتار اجتماعی خود بهترین شیوه زندگی اجتماعی را برای بشر به ارمغان آوردند.
سومین مسئله جاری در دوران معاصر نیز بحران پارادایم علم پیشرفت است. انسان برای پیشرفت خود اندیشههای گوناگونی را مد نظر قرار داده که بعضا بسیاری از آنهای غیر انسانی و نادرست است. امروز باید بیندیشیم که کدام مکتب اندیشهای میتواند انیدشه معیار پیشرفت باشد که بهترین نمونه در این زمینه نیز اندیشه والای الهی اهل بیت(ع) است. در آیات نورانی سوره حدید آمده است که انسان چگونه ارزشهای زندگی خود را به میان آورده و آنها را مدیریت کند. با تدبر در آیات نورانی قرآن کریم و نیز سیره اهل بیت(ع) اندیشه دینشناخت پیشرفت به میان میآید. کلام امام علی(ع) در نهجالبلاغه رفتار پیامبر(ص) را به خوبی نشان میدهد. امروز انسان به دنبال راهی است که بالغترین مسیر توسعه دانشبنیان را به دست آورد که دین قرآنی و سیره محمدی کاملترین روش برای دستیابی به این مقوله است. با بعثت رسولالله(ص) آخرین فرصت انبیایی برای بشریت به میان آمده است تا عقلایت بتواند ظریفترین و بالغترین ضریب خود را در جهان پیدا کند. دین محمدی و قرآنی بالغترین مسیر برای رسیدن به توسعه و پیشرفت است که باید سرلوحه بشر امروزی قرار گیرد.
انتهای پیام