کد خبر: 4330437
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۳
حجت‌الاسلام صادق گلزاده تبیین کرد

نقشه راه معنوی برای پاسخ به نیاز انسانی «شادی»

جامعه‌شناس و پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین با تأکید بر اینکه «خداوند خالق شادی است و حدود آن را نیز تعیین کرده»، شادی‌های زودگذر و غیراستاندارد را آسیب‌زا و آرامش حقیقی را در گرو شادی اصیل و منطبق با استانداردهای الهی می‌داند.

حجت الاسلام صادق گلزادهدر جامعه‌ای که پیچیدگی‌های زندگی مدرن طنین شادی‌های اصیل را نه تنها در گوش جان که در کف خیابان‌ها نیز کمرنگ ساخته، بازخوانی مفهوم «نشاط اجتماعی» بر مبنای آموزه‌های ناب دینی به ضرورتی انکارناپذیر بدل شده است. گاه به نظر می‌رسد شادی جمعی در حلقه‌ای بسته از مصرف و لذت‌های زودگذر محصور مانده و روح تشنه جامعه در جستجوی سرچشمه‌ای پایدارتر برای فرح و انبساط است. 

در این میان، پرسش از نسبت شادی فردی با مسئولیت‌های جمعی و تعریف شادی‌ که هم مطلوب خداست و هم سازنده جامعه، محور گفت‌وگوهایی بنیادین قرار می‌گیرد. بر پایه متون اصیل اسلامی شادی راستین ریشه در ساحت معنوی انسان دارد؛ شادابی که از طهارت باطن می‌جوشد و سپس در مناسبات اجتماعی متبلور می‌شود. در این نگرش، شادی موهبتی الهی است که نه برای خودنگهداری، که برای مشارکت و هم‌دلی آفریده شده است. 

نشاط اجتماعی سالم محصول مدیریت شادی بر مبنای استانداردهای الهی است؛ استانداردهایی که کمال‌طلب، متوازن و جامعه‌ساز هستند. این گزارش با واکاوی مبانی معنوی شادی و تجلیات عینی آن در سیره معصومین(ع) و زندگی اجتماعی مؤمنان در پی تبیین الگویی از نشاط جمعی است که هم ریشه در عمق جان دارد و هم شاخه‌هایش بر گستره جامعه سایه می‌افکند. الگویی که در آن شادی هر فرد نه فقط حق او، بلکه بخشی از سرمایه مشاع برای ساختن جامعه‌ای سرزنده، مسئول و متعالی قلمداد می‌شود.

ایکنا همزمان با اعیاد ماه شعبان برای بررسی و واکاوی نشاط اجتماعی و ترویج شادی در مناسبت‌های مذهبی پرسش‌هایی را مطرح کرده است که حجت‌الاسلام صادق گلزاده، جامعه‌شناس و پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین از رویکرد جامعه‌شناختی به پاسخ آن‌ها پرداخته است؛ آنچه در ادامه می‌خوانیم، بازتاب این تحلیل‌هاست.

ایکنا ـ شادی اصیل و مؤثری که به تعالی انسان منجر شود، چه ویژگی‌ها و ملاک‌های مشخصی دارد؟ و چگونه می‌توان این نوع شادی را از شادی‌های زودگذر و آسیب‌زا تشخیص داد؟

پیش از پرداختن به مفاهیم شادی و غم، توجه به این اصل ضروری است که ما موجوداتی مخلوق و دارای خالقی حکیم هستیم. مهندسی دقیقی در آفرینش انسان وجود دارد که همان مهندسی خداوند متعال است. پس از درک این موضوع باید توجه داشت که خدای ما برنامه‌ریزی بی‌نهایت، حکمت بی‌پایان، دلسوزی بی‌حد نسبت به ما و حامی بی‌چون و چرای ماست؛ زیرا او که آفریننده ماست، به ظرفیت و نیازمان آگاهی کامل دارد. با پذیرش این دو دیدگاه به نگاه سوم می‌رسیم که طبق این نگاه باید بدانیم شادی و غم در حیطه اراده چه کسی است؟ پروردگار جهانیان خالق شادی است که البته غم نیز در طبیعت در مقابل شادی قرار دارد. خداوند غم‌آفرین نیست؛ بلکه فقدان اوست که مشکل‌آفرین می‌شود. فقدان خدا به معنای همان قطب‌های مثبت و منفی است که مشاهده می‌کنیم. 

ما امور خود را با «بسم‌الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌کنیم، اما هنگامی که «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» می‌گوییم، به آن قطب منفی توجه داریم که منشأ آن غیر از خدا و از شیطان است. شادی معنوی به معنای شادمانی در چارچوب شأن و منزلت عبودیت، بندگی، اخلاق و تمامی دستورات الهی همراه با رعایت استانداردهای مقرر و پرهیز از بی‌قاعدگی است. اگر شادی را به آب تشبیه کنیم، آب مایه حیات است و شادی نیز سرور، آرامش و آسایش می‌آفریند. ماهیت هر دو یکی است. فرد مانند لیوانی است که تنها به اندازه گنجایش خود می‌تواند آب دریافت کند و از آن بهره‌مند شود. مقدار اضافی نه تنها سودی ندارد، بلکه هدر می‌رود، موجب اضطراب و سرریز می‌شود، نه به خود فرد سود می‌رساند و نه دیگران را بهره‌مند می‌کند. این یک نگاه به مسئله است و از منظری دیگر، خداوند انسان را متعادل آفریده و شادی در ترکیب وجودی او جایگاهی ضروری دارد. 

این دیدگاه ما را به این حقیقت رهنمون می‌کند که شادی معتدل و منطبق با آموزه‌های دینی، هم شادی معنوی محسوب می‌شود و هم شادی مادی. وجود مادی ما نیز متعلق به خالق متعال است. شادی مادی را در تقابل با شادی معنوی قرار نمی‌دهیم، بلکه از شادی مطلوب الهی سخن می‌گوییم که متناسب با نیاز بشر و همسو با استانداردهای الهی است. در مقابل، شادی‌های غیر استاندارد حتی اگر در نگاهی مقطعی و کوتاه‌مدت سودمند به نظر آیند، در واقع به نفع انسان نیستند.

نکته زیبای دیگر در نظام برنامه‌ریزی الهی، تأکید بر توجه ویژه به کودکان است. سرشت آنان با بازی و شادی هماهنگ است تا با فراز و نشیب‌های طبیعی رشد یابند و آینده را به نیکی درک کنند. از دیدگاه دینی، بهره‌گیری از این نگاه که کودکانمان را شاد کنیم، نگاهی فوق‌العاده است. این موضوع به میزان نیاز فرزندان، دختران و پسران، زنان و مردان و پدران و مادران به شادی اشاره دارد و می‌توان آن را به سطح جامعه تعمیم داد. 

خداوند متعال در این زمینه استانداردسازی کرده است؛ یعنی هم شادی را تأیید کرده و هم قالب و حدود آن را مشخص کرده است. اگر مطابق این استاندارد عمل کنیم، بی‌تردید به بالاترین سطح بهره‌مندی از شادی در زندگی برای تعالی مادی و معنوی دست خواهیم یافت. شاد بودن انرژی‌بخش است؛ فرد با انرژی مثبت به کار و تلاش می‌پردازد و زندگی خویش را سامان می‌بخشد. نکته بسیار مهم دیگر این است که شاید شنیده باشید که برای تسلی مصیبت‌دیدگان، روضه‌خوانی برای امام حسین(ع) توصیه شده، زیرا آرامش‌بخش است. غم‌هایی که دربردارنده تعالی معنوی هستند، در واقع به یاری شادی می‌آیند، اراده می‌آفرینند و جهاد تبیین را پدید می‌آورند. این غم‌ها روایتگری کربلای مظلوم را در طول تاریخ برای نجات بشریت زنده نگه می‌دارند. 

بنابراین، شادی امری مطلوب است. شادی هنگامی تأثیر اساسی خود را می‌گذارد که برخوردار از استانداردهای الهی باشد. شادی‌های به اصطلاح ناهماهنگ با استانداردهای الهی، مقطعی، موقت و آسیب‌زا هستند. باید شادی‌های آسیب‌زا را مدیریت و به شادی استاندارد الهی تبدیل کنیم. توکل و توسل شادی‌آفرین هستند زیرا احساس پشتیبانی و حمایت را در فرد ایجاد می‌کنند.

ایکنا ـ همدلی چگونه می‌تواند فراتر از یک فضیلت اخلاقی صرف به عاملی کلیدی در ایجاد و تقویت شادی جمعی در جامعه اسلامی تبدیل شود؟ 

بدیهی است که معیار الهی مطرح‌ شده در مورد شادی، ناظر بر مدیریت حکیمانه پروردگار در نظام آفرینش است. اگرچه انسان به شادی نیازمند است، این نیاز الزاما نباید در حیطه فردی محدود بماند. خرد برآمده از سرچشمه وحی و حکمت الهی فرمان می‌دهد که هرگاه فرد توانایی شاد بودن خویش را دارد و دیگری نیز می‌تواند شاد باشد، چه دلیلی دارد که این شادی را به تنهایی تجربه کند؟ در مرتبه‌ای متعالی‌تر، این عقل الهی است که اعلام می‌دارد شخص می‌تواند شادی خود را با خانواده سهیم شود. خانواده‌ها حقی بر عهده فرد دارند و از آنجا که وی قادر به گسترش شادی است، چه بسا که شادی فردی را به شادی جمعی تبدیل کند. این مدیریت شادی باید به گونه‌ای سامان یابد که تمامی اعضای خانواده را دربرگیرد. این حکمت فراتر می‌رود و همسایگان و اهل محله را نیز شامل می‌شود. همان‌گونه که در ضرب‌المثلی مشهور آمده است، همسایه نزدیک‌تر از برادر یاری می‌رساند. 

بنابراین، مشارکت در شادی با اهالی محله به شرطی که مایه مزاحمت نشود و حتی غم‌های شخصی نیز مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند، امری مطلوب و منطبق با خرد جمعی است. نمونه‌ای ظریف و عمیق از این اصل عدم ایجاد مزاحمت حتی در مصائب در روایتی از یکی از بزرگان دین مشهود است. در روز عید غدیر، گزارش شد نوجوانی در حوض خانه‌ای قدیمی غرق شده است. به دلیل غفلتی که رخ داده بود، کودک نتوانسته بود خود را نجات دهد و فشار آب منجر به فوت وی شده بود. آن عالم ربانی با تأثیری ژرف و اراده‌ای استوار، خانواده مصیبت‌دیده را آرام کرده و فرمودند امروز که روز میلاد ولایت و عید سعید غدیر است، تا پس از ساعت ظهر صبر کنید و سپس، به تشییع و تدفین بپردازید. این شادی متعلق به وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) است که شادی تمامی عالمیان به شمار می‌رود؛ لذا نباید آن را با غمی شخصی درهم آمیخت. تا پیش از ظهر هیچ کس از حادثه‌ای که برای آن خانواده رخ داده بود، مطلع نشد. آن بزرگوار در پیشگاه حضرت علی(ع) غم خویش را فدای شادی آن امام همام و شادی جامعه کرد. 

این رویکرد عین مفهوم همدلی به معنای واقعی کلمه است. پس از ظهر به تدریج خبر درگذشت آن نوجوان به آگاهی دیگران رسید و مردم برای تشییع و ادای احترام گرد آمدند. همدلی در جوهر خود به معنای تقسیم شادی با دیگران است. اما این اشتراک باید با نیازمندترین افراد جامعه صورت پذیرد. شادی اصیل و حیات‌بخش و همچنین، همراهی با افراد دردمند و نگران مصداق عینی این رفتار است. هرگاه انسانی نیازمند یاری باشد، با توجه به ابعاد گوناگون نیاز، اعم از حمایت از جبهه مقاومت، مشارکت در بازسازی مناطق آسیب‌دیده، کمک به ساخت مساجدی که متأسفانه در حوادث اخیر تخریب شده‌اند و نیز مساعدت به فقرا و نیازمندان، اگر این اقدامات با نیت الهی و در راه خدا انجام شود، تحقق عینی همدلی است. 

آنچه تاکنون با عنوان «ایران همدل» در بلایای طبیعی نظیر سیل و زلزله و دیگر حوادث به منصه ظهور رسیده، یکی از ماندگارترین، مؤثرترین، گسترده‌ترین و در عین حال، پذیرفتنی‌ترین رفتارهای جمعی در دیدگاه جامعه جهانی و پیروان ادیان مختلف بوده است. زیرا در تمامی ادیان و مکاتب کمک به همنوع امری پسندیده و سفارش‌ شده است. پرسش اساسی امروز این است که کمک به چه کسانی در اولویت است؟ پاسخ آن است که باید به نیازمندان کمک کرد، حتی اگر میان ایشان و کمک‌کننده تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. بر این اساس، همدلی را می‌توان یکی از غنی‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین جلوه‌های ایجاد شادی الهی و جمعی دانست. باشد که خداوند متعال، توفیق ایفای چنین نقش ارزشمندی را به همه نیکوکاران و تمامی افراد جامعه مرحمت فرماید ان‌شاءالله.

ایکنا ـ گاهی شادی به امر «خرید و مصرف» تقلیل می‌یابد. به نظر شما چگونه می‌توان از ظرفیت اعیاد مذهبی برای خلق شادی‌های غیرمادی و عمیق‌تر استفاده کرد؟

شادی‌های غیر مادی در حقیقت محرک اصلی شادی‌های مادی هستند. اساساً شادی از جنس معنوی است و ماهیت آن متعلق به روح و روان است. ابتدا باطن و جان انسان شاد می‌شود و سپس، آثار این شادی در چهره و ظاهر فرد نمایان می‌شود. بنابراین، شادی اصالتا معنوی است و شادی‌ که در آن نگاه الهی وجود نداشته باشد، شادی مادی محسوب می‌شود. این نگاه الهی رسیدن به مرحله‌ای است که فرد با رضا و تسلیم در برابر فرمان پروردگار بگوید: «خدایا! شادی و غم مرا با خواست تو تنظیم می‌کنم. به هر آنچه تو می‌پسندی شادمانم و از هر آنچه تو نمی‌پسندی دوری می‌جویم، حتی اگر بدان مبتلا شوم». این همان رمز رضایت به رضای خداست؛ یعنی انسان به هر آنچه خداوند از آن شاد می‌شود، شاد و مسرور باشد چه در محضر پیامبر(ص)، چه اهل بیت(ع) و چه در کل منظومه تنظیمی الهی. 

این همان شادی معنوی است و همین شادی معنوی است که نیاز به شادی مادی را نیز برطرف می‌کند. برای مثال، ازدواج را در نظر بگیرید که امری شادی‌بخش برای دو جوان است. باید دانست که این شادی حاوی چه پیامی است؟ گفته شده است که هر کس ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفظ و کامل کرده است. دین امری معنوی است و لذا اگر شادی را با اراده الهی تنظیم کنیم، در این چارچوب، هم امور مادی و هم امور معنوی ما تأمین و تنظیم خواهد شد. در دعا نیز می‌توان برای امور دنیوی طلب خیر کرد. اما نماز خود عبادتی سرشار از سرور و شادی است. یکی از سؤالاتی که پیش می‌آید این است که چرا نماز شادی‌بخش است؟ در پاسخ باید بیان کرد که دلیل این شادی‌بخشی این است که در نماز فرد با خداوند سخن می‌گوید. در نظام هستی والاترین گفت‌وگو مصاحبت با خداست. به عنوان مثال، وقتی فردی به زیارت مقام معظم رهبری یا دیگر بزرگان دین نائل می‌شود، چقدر شوق و اشتیاق و کیف روحی از مشاهده جمال معنوی ایشان به دست می‌آورد. حال در مرحله بالاتر اگر خداوند متعال توفیق زیارت حجت خدا، امام زمان(عج) را به شما عطا کند، چه شادی سریع و بی‌مانندی در وجودتان جریان می‌یابد. نماز نیز همان زیارت خدا و گفت‌وگو با اوست. این شادمانی قابل اندازه‌گیری با معیارهای مادی نیست و در اوج خود بر تمام وجود حاکم می‌شود. 

پس از پایان نماز سفارش شده است که انسان سر به سجده گذاشته و بگوید: «شکراً لَکَ؛ خدایا سپاسگزارم که توفیق یافتم با تو گفت‌وگو کنم و نماز بخوانم». این همان شادی است که باید بدان دست پیدا کنیم. شکرگزاری در هنگام نعمت شادی را کامل می‌کند. شکر نعمت، باعث فزونی نعمت می‌شود. بنابراین، با منطق حاکمیت شادی‌های معنوی و الهی می‌توان شادی‌های مادی و طبیعی را مدیریت کرد. در این تعادل، توازن و تناسب، انسان می‌تواند به فردی متعادل، متوازن و شایسته تبدیل شده و در نهایت به مقام عبودیت و بندگی خداوند نائل شود.

ایکنا ـ ‌زیست مسلمانی موفق در دنیای امروز، چگونه می‌تواند بین شاد زیستن فردی و احساس مسئولیت جمعی تعادل برقرار کند؟ 

اگر مبانی زندگی از سرچشمه معارف الهی و برگرفته از قرآن و روایات باشد و براساس تنظیم‌گری خداوند و عترت (قرآن و عترت) سامان یابد، به طور قطع در روح و جوهره این احکام جمع میان این دو جنبه (شادی فردی و مسئولیت اجتماعی) پیش‌بینی شده است. برای مثال، در سیره امیرالمؤمنین علی(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) مشاهده می‌شود که این بزرگواران در اوج قله معنویت و عبودیت شادی خود را با دیگران تقسیم می‌کردند. این رویکرد دارای دامنه‌ای گسترده است. برای نمونه، امام رضا(ع) برای کارگران غذا تهیه می‌کردند، غذا را نزد آنان می‌بردند، بر خاک می‌نشستند و همراه ایشان تناول می‌فرمودند. در این تعامل هم امام رضا(ع) مسرور بودند و هم آن مستضعفان شادمان می‌شدند. این هم‌نشینی به گونه‌ای بود که همه از آن بهره می‌بردند. اما در مرحله‌ای دیگر، مصداق عمل امیرالمؤمنین(ع) نشان می‌دهد که ایشان نیازمندان را بر خود مقدم می‌داشتند. در حقیقت، ما مکلف به رعایت عدالت هستیم. حال باید دانست که عدالت به چه معناست؟ عدالت در تمامی عرصه‌ها حضور دارد. عدالت را نباید صرفا در امور مادی محدود دانست؛ بلکه اندیشیدن ما نیز باید عادلانه باشد و تصورات و برداشت‌های ما نیز باید بر پایه انصاف شکل گیرد. 

عدالت مفهومی متعالی، تنظیم‌کننده و سازنده‌ای بی‌نظیر است. مفهوم عدالت را چنین معنا کرده‌اند که عدالت قرار دادن هر چیز در جایگاه شایسته خود است. خداوند متعال به انسان‌ها فرموده است که به خویشتن رسیدگی کرده و خود را تضعیف نکنید. این همان حق نفس آدمی است. سپس، حق تعالی فرموده است که به خانواده‌تان برسید؛ زیرا شما ولی‌نعمت و سرپرست آنان بوده و به عنوان مدیر خانواده موظف به تأمین نفقه آنان هستید. همچنین، نسبت به پدر و مادرتان ادای مسئولیت کرده و در گام بعد باید به فرزندانتان توجه کنید. البته این اولویت‌ها بسته به سن و شرایط افراد متفاوت می‌شود. اگر پدر و مادر سالخورده و نیازمند باشند، نوبت به فرزند می‌رسد که موظف است به ایشان رسیدگی کند. این چرخه زیبا را بنگرید که پدر و مادر تمام همت خود را مصروف پرورش و فراهم آوردن زمینه‌های رشد و توفیق برای فرزندان می‌کنند تا آنان به کمال برسند. سپس، هنگامی که پدر و مادر کهنسال و ناتوان می‌شوند، نوبت به فرزندان می‌رسد که با حمایت و توجه به ایشان، دین خود را ادا کنند. این رفت و برگشت و تبادل مسئولیت، زندگی را متعادل و متوازن می‌کند. 

در نگاه دین به مقوله شادی این توازن به وضوح مشاهده می‌شود و توازن میان شادی معنوی و شادی مادی، شادی فردی و شادی اجتماعی و انواع شادی‌ها به گونه‌ای کامل و همه‌جانبه در نظر گرفته شده است. بنابراین، زیست مسلمانی موفق از مسیر تحقق همین تعادل و توازن حاصل می‌شود، تعادلی که هم شاد زیستن فردی را محقق می‌کند و هم احساس مسئولیت جمعی را به زیباترین شکل ممکن به منصه ظهور می‌رساند.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha