کد خبر: 4331247
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۰
در گفت‌وگویی بررسی شد

دینداری انتخاب‌گر جوانان؛ گذار از «تقلید به تحقیق» یا آغاز «التقاط»

حجت‌الاسلام حمید زمان‌پور با تأکید بر اینکه انتخاب‌گری دینی نسل جدید نه پدیده‌ای تک‌عاملی، بلکه حاصل همزمان افزایش آگاهی و تجربه‌های زیسته اجتماعی است، گفت: جوان امروز دیگر به دینداری تقلیدی بسنده نمی‌کند و به‌دنبال ایمانی آگاهانه و گفت‌وگومحور است؛ روندی که اگر در چارچوب عقلانیت، وفاداری به اصول و تعهد عملی هدایت نشود، می‌تواند از مسیر «تحقیق» به سمت «التقاط» تغییر جهت دهد.

تواناامروزه نوع مواجهه نوجوانان و جوانان با مقوله دین، دستخوش تغییرات شده است و با نسلی مواجهیم که دیگر پاسخ‌های کلیشه‌ای را برنمی‌تابد و می‌خواهد «خود» انتخاب کند که چه چیزی را باور داشته باشد.

ایکنا به مناسبت هفته جوان پای صحبت‌های حجت‌الاسلام حمید زمان‌پور، کارشناس و مبلغ دین نشسته است؛ چهره‌ای که با بکارگیری سبکی نوین در امر تبلیغ، به تربیت فرهنگی کودکان و نوجوانان مختلف می‌پردازد و جوانان و نوجوانان او را با نام صمیمی «عمو توانا» می‌شناسند. در این گفت‌وگو، چراییِ پدیده‌ «انتخاب‌گری» در دینداری جوانان، مرزهای آن با التقاط و آینده‌ دینداری در ایران را به بحث گذاشته‌ایم.

ایکنا - به عنوان نخستین سوال، پدیده «انتخاب‌گری دینی» در میان جوانان امروز بسیار مشهود است. به نظر شما این انتخاب‌گری بیشتر محصول افزایش آگاهی و دسترسی به اطلاعات است یا واکنشی به تجربه‌های زیسته و اجتماعی؟

به‌نظر می‌رسد این انتخاب‌گری حاصل ترکیبی درهم‌تنیده از هر دو عامل است و نمی‌توان آن را تک‌بعدی دید. از یک سو، با انفجار اطلاعات و گسترش فضای رسانه‌ای مواجه هستیم. دسترسی آسان به منابع متنوع فکری، سطح آگاهی جوانان را به‌طور چشمگیری افزایش داده و آنها را با قرائت‌ها و تحلیل‌های گوناگون از دین و جهان روبه‌رو کرده است. این تنوع داده‌ها، طبیعتا ذهن جست‌وجوگر جوان را فعال کرده و زمینه مقایسه و تأمل بیشتر را فراهم می‌کند.

اما از سوی دیگر، نباید از نقش تعیین‌کننده «تجربه‌های زیسته و اجتماعی» غافل شد. نوع مواجهه جوانان با نهادهای فرهنگی، دینی و اجتماعی، کیفیت روابط انسانی که در جامعه تجربه می‌کنند، احساس عدالت، کرامت و صداقت در فضای عمومی، همه و همه بر نحوه نگاه آنها به باورهای دینی اثر می‌گذارد.

از منظر فرهنگی ـ‌ مذهبی، می‌توان گفت وقتی این «آگاهی» و «تجربه» در کنار هم قرار می‌گیرند، جوان امروز دیگر به دین موروثی قانع نیست؛ او به‌دنبال دینی می‌گردد که هم با عقل و پرسش‌هایش گفت‌وگو کند و هم در میدان زندگی واقعی، پاسخگوی نیازهای معنوی و اخلاقی او باشد. این وضعیت، اگرچه چالش‌برانگیز است، اما فرصتی استثنایی برای بازتعریف شیوه‌های تبیین دین بر پایه صداقت، کارآمدی اجتماعی و ارتباط زنده با واقعیت‌های روز فراهم می‌کند.

ایکنا - در این فرآیند، نظام آموزش رسمی دین چه جایگاهی دارد؟ آیا توانسته با این روحیه انتخاب‌گر همراه شود یا خود عاملی در تشدید آن بوده است؟

آموزش رسمی دین نقش بسیار مهم و البته دووجهی در شکل‌گیری این رویکرد ایفا می‌کند. وجه اول، آسیب‌شناسانه است؛ اگر آموزش دینی صرفاً به انتقال محفوظات و احکام به‌صورت یک‌سویه، خشک و بدون ایجاد فضای گفت‌وگو و پرسش محدود شود، ممکن است نتیجه عکس داشته باشد. چنین رویکردی ممکن است ذهن جوان را به سمت فاصله‌گیری یا گزینش‌گری واکنشی سوق دهد؛ زیرا نسل امروز انتظار دارد نسبت میان آموزه‌های دینی و واقعیت‌های زندگی خود را به‌صورت ملموس و قابل‌فهم درک کند، نه اینکه صرفاً مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها را حفظ کند.

اما وجه دوم، پتانسیل مثبت آموزش است. زمانی که آموزش رسمی دین بر پایه تفکر، استدلال، اخلاق و تجربه معنوی استوار باشد، می‌تواند انتخاب‌گری جوان را از یک واکنش احساسی، به یک «انتخاب آگاهانه و مسئولانه» تبدیل کند. در چنین رویکردی، جوان احساس می‌کند دین با عقل، احساس و زیست اجتماعی او وارد گفت‌وگوی واقعی شده است.

از منظر فرهنگی ـ‌ مذهبی، آموزش دینی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از قالب‌های صرفاً آموزشی (Education) به سمت «تربیت معنوی و هویتی» است؛ تربیتی که در آن، دین به‌عنوان منبع معنا، کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی معرفی شود و جوان خود را نه مخاطب منفعل، بلکه شریک فعال در فهم و تحقق ارزش‌های دینی بداند.

ایکنا - برخی افراد این انتخاب‌گری را نوعی گریز از دین می‌دانند. آیا می‌توان انتخاب‌گری جوانان را نشانه‌ای از عقلانیت دینی و مسئولیت‌پذیری ایمانی دانست؟

 قطعاً می‌توان این پدیده را در یک نگاه متوازن، نشانه‌ای از حرکت به‌سوی عقلانیت دینی و مسئولیت‌پذیری ایمانی دانست، اما به شرط اینکه این انتخاب‌گری در بستر جست‌وجوی حقیقت و فهم عمیق‌تر شکل گیرد. فراموش نکنیم که در معارف اصیل اسلامی، ایمان ارزشمند، از سر آگاهی، تفکر و اختیار حاصل شده باشد، نه صرفاً تقلید و عادت. جوانی که پرسش و مقایسه می‌کند و در پی فهم «چرایی» باورها و احکام است، در واقع در حال ساختن رابطه‌ای شخصی و درونی با دین است. این مسیر، اگر با هدایت درست و گفت‌وگوی صمیمانه همراه شود، می‌تواند به ایمانی ریشه‌دارتر و پایدارتر بینجامد.

وظیفه نهادهای دینی و فعالان فرهنگی این است که این روحیه را به‌جای تقابل، به فرصت تربیتی تبدیل کنند. باید فضایی فراهم شود که جوان احساس کند پرسش‌هایش شنیده می‌شود و دین می‌تواند با زبان عقل، اخلاق و تجربه معنوی با او سخن بگوید. در چنین فضایی، انتخاب‌گری نه نشانه فاصله گرفتن که گامی در مسیر بلوغ ایمانی و احساس مسئولیت در قبال باورهای دینی خواهد بود.

ایکنا - دقیقا مرز آسیب‌زا کجاست؟ از چه نقطه‌ای انتخاب‌گری می‌تواند به «بی‌تعهدی دینی» تعبیر شود؟

انتخاب‌گری زمانی به وادی بی‌تعهدی می‌لغزد که از جست‌وجوی حقیقت و مسئولیت ایمانی فاصله گیرد و به رویکردی صرفاً «سلیقه‌ای و ابزاری» تبدیل شود. یعنی جایی که فرد دین را نه به‌عنوان یک منظومه منسجم از باور، اخلاق و عمل، بلکه به‌صورت «سلف‌سرویس» ببیند؛ گزینش بخش‌های مطلوب و راحت و کنار گذاشتن بخش‌های مسئولیت‌آور و تعهدساز. در معارف دینی، عقلانیت و اختیار همواره در کنار پایبندی و تعهد عملی معنا پیدا می‌کند. اگر پرسش‌گری و انتخاب‌گری به مرحله‌ای برسد که پیوند بین باور قلبی و رفتار اجتماعی و اخلاقی گسسته شود، آن‌وقت می‌توان گفت، خطر بی‌تعهدی دینی شکل گرفته است.

از منظر فرهنگی ـ‌ مذهبی، مرز میان این دو در «نیت و جهت حرکت» پنهان است. اگر انتخاب‌گری برای فهم عمیق‌تر، اصلاح خود و نزدیک‌تر شدن به ارزش‌های الهی باشد، نشانه رشد ایمانی است؛ اما اگر بهانه‌ای برای فرار از مسئولیت‌های فردی و اجتماعی دین شود، به تدریج می‌تواند به نوعی فاصله‌گیری و بی‌تعهدی منجر شود. وظیفه ما تقویت پیوند میان آگاهی، ایمان و عمل است تا جوان احساس کند دین نه محدودکننده انتخاب، بلکه جهت‌دهنده آن به سوی معنا، عدالت و کرامت انسانی است.

ایکنا - یکی از نگرانی‌های موجود، بحث التقاط است. مرز میان «انتخاب‌گری آگاهانه» و «التقاط‌گرایی» را چگونه ترسیم می‌کنید؟

مرز میان این دو بسیار باریک اما بنیادین است و باید آن را در «مبنای فهم» و «میزان وفاداری به منظومه معرفتی دین» جست‌وجو کرد. انتخاب‌گری آگاهانه زمانی شکل می‌گیرد که فرد در چارچوب منابع معتبر دینی، عقلانیت و سنت فکری دین، به پرسش و تأمل می‌پردازد و تلاش می‌کند نسبت خود را با باورها و احکام به‌صورت فهمیده و مسئولانه تعریف کند. در این مسیر، هدف رسیدن به «انسجام» در باور، اخلاق و عمل است.

دینداری انتخاب‌گر نسل جدید؛ گذار از «تقلید به تحقیق» یا آغاز «التقاط»

اما التقاط‌گرایی زمانی اتفاق می‌افتد که عناصر فکری و عملی از مکاتب و باورهای مختلف، بدون معیار روشن و بدون توجه به سازگاری درونی آنها با مبانی دینی، کنار هم قرار گیرند؛ به‌گونه‌ای که هویت دینی به مجموعه‌ای پراکنده و گاه متناقض از انتخاب‌های سلیقه‌ای تبدیل شود.

معیار تشخیص این مرز در «جهت حرکت» و «منطق انتخاب» است، اگر انتخاب‌ها بر پایه جست‌وجوی حقیقت و تعهد به یک نظام ارزشی منسجم باشد، نشانه رشد است؛ اما اگر صرفاً براساس ذوق شخصی و راحت‌طلبی و بدون توجه به انسجام اعتقادی صورت گیرد، به سمت التقاط‌گرایی میل می‌کند. راهکار در این میان، تقویت «سواد دینی» و «گفت‌وگوی فکری» است تا جوانان بتوانند انتخاب‌های خود را بر پایه معیارهای روشن بنا کنند.

ایکنا - در امتداد همین بحث، چه زمانی گزینش عناصر دینی به «بازسازی خلاق» می‌انجامد و چه زمانی به «ازهم‌گسیختگی معنایی»؟

این پرسش بسیار کلیدی است. گزینش عناصر دینی زمانی به «بازسازی خلاق» می‌انجامد که در بستر وفاداری به اصول بنیادین دین و فهم عمیق از منابع صورت گیرد. در این حالت، فرد یا جامعه می‌کوشد پیام‌های ثابت و ارزش‌های اصیل دین را با زبان، نیازها و مسائل زمانه پیوند دهد. این نوع بازسازی، به تقویت هویت دینی و پویایی فرهنگی می‌انجامد و دین را در عرصه‌های نوین زندگی راهگشا می‌سازد.

اما زمانی که این گزینش بدون چارچوب معرفتی روشن و بدون توجه به انسجام درونی آموزه‌ها انجام شود، به «ازهم‌گسیختگی معنایی» منتهی می‌شود. در این وضعیت، دین از یک منظومه منسجم معنایی و اخلاقی به مجموعه‌ای از نمادها و ترجیحات فردی تقلیل می‌یابد که ممکن است با هم در تعارض باشند.

تمایز در «هدف و روش» است. اگر هدف، احیای معنا و پاسخ‌گویی مسئولانه به مسائل انسان معاصر باشد و روش بر پایه گفت‌وگوی عقلانی با منابع معتبر، شاهد بازسازی خلاق خواهیم بود. اما اگر هدف صرفاً سازگار کردن دین با سلیقه‌ها و فشارهای مقطعی باشد، نتیجه آن گسست معنایی است. نقش فعالان فرهنگی، همراهی فکری با جوانان برای حفظ پیوند میان اصالت، عقلانیت و پویایی فرهنگی است.

ایکنا - آیا خود نهاد دین معیار روشنی برای تشخیص این مرز و جلوگیری از انحراف ارائه داده است؟

قطعاً. نهاد دین معیارهای روشنی دارد اما این معیارها نیازمند تبیین دقیق هستند. از منظر معارف دینی، چند شاخص مهم وجود دارد. اولین آنها وفاداری به اصول بنیادین است؛ هر گزینش باید با محورهای ثابت دین(توحید، عدالت، اخلاق) همسو باشد. دومین انسجام عقلی و اخلاقی است که می‌گوید دین با عقل و اخلاق در تعارض نیست؛ لذا گزینش‌ها باید عقلاً و اخلاقاً قابل دفاع باشند.بعدی  توجه به مقاصد شریعت است که باور دارد حفظ دین، عقل، جان، نسل و مال، چراغ راه فقه و اخلاق اسلامی است. هر بازسازی که این مقاصد را تقویت کند، مشروع است و در آخر رابطه باور و عمل است؛ گزینش دینی باید به تعهد عملی و مسئولیت اجتماعی منجر شود، نه انفعال. به زبان ساده، چارچوب وجود دارد، اما تفسیر صحیح و هدایت فرهنگی شرط لازم برای عملی کردن این معیارهاست تا راه بر التقاط بسته شود.

ایکنا ـ جوانان امروز هنگام پذیرش یا رد یک حکم دینی، بیشتر به چه معیارهایی رجوع می‌کنند؟

جوان امروز دیگر با نگاه تک‌بعدی قضاوت نمی‌کند. وقتی با یک باور یا حکم دینی مواجه می‌شود، آن را از چند زاویه هم‌زمان می‌سنجد. برایش مهم است که آن باور با عقل و منطق شخصی‌اش سازگار باشد و بتواند به پرسش‌های ذهنی‌اش پاسخ بدهد. در عین حال، تجربه زیسته و واقعیت اجتماعی را هم دخیل می‌کند و می‌پرسد این حکم در زندگی روزمره و روابط انسانی چه اثر ملموسی دارد.

از سوی دیگر، مسئله هویت و معنا برای جوان امروز جدی است. او بررسی می‌کند که آیا این باور می‌تواند حس معنوی، خودآگاهی و هویت او را تقویت کند یا نه. همچنین تأثیر عملی و اخلاقی دین را می‌سنجد و می‌خواهد بداند آیا این نگاه دینی می‌تواند به زندگی‌اش جهت اخلاقی بدهد. با همه این‌ها، برخلاف تصور رایج، بسیاری از جوانان آگاه خود را بی‌نیاز از منابع معتبر نمی‌دانند و همچنان به دنبال تفسیر کارشناسانه و قابل اعتماد هستند.

ایکنا - اشاره کردید به کارکرد؛ «کارآمدی اجتماعی دین» تا چه حد در انتخاب جوانان اثرگذار است؟

بسیار زیاد. کارآمدی اجتماعی دین امروز شاید یکی از تعیین‌کننده‌ترین معیارها باشد. جوانان باورها را با این سنجه می‌سنجند که «دین در کف جامعه و روابط انسانی چه می‌کند؟». آنها معتقدند اگر دین بتواند پاسخگوی نیازهای اجتماعی و اخلاقی باشد، عدالت و کرامت را تقویت کند و حلال مشکلات باشد، پذیرش آن راحت‌تر است. برعکس، اگر دین از زندگی اجتماعی جدا بیفتد یا کارآمدی عملی نداشته باشد، گرایش به گزینش‌گری منفی یا بی‌اعتمادی بیشتر می‌شود. این یعنی پیوند دین با عدالت، همدلی و مسئولیت‌پذیری جمعی، کلید پذیرش آگاهانه در نسل جدید است.

ایکنا - در دوگانه «اخلاق‌محوری» و «حکم‌محوری»، کفه ترازو برای نسل جوان به کدام سمت سنگینی می‌کند؟

بدون شک نسل جوان امروز «اخلاق‌محوری» را اولویت می‌دهد. البته این به معنای نفی احکام نیست، بلکه به این معناست که آنها ارزش و اعتبار احکام را در «روح اخلاقی» و تأثیر عملی آن می‌جویند. جوانان می‌خواهند دین راهنمایی برای رفتار درست، عدالت و کرامت انسانی باشد، نه صرفاً مجموعه‌ای از دستورات خشک. برای جوان امروز، حکم دینی زمانی ارزش غایی پیدا می‌کند که در چارچوب اخلاق و عقلانیت قابل تبیین باشد. این یک فرصت برای نهادهای دینی است تا با تأکید بر فلسفه اخلاقی و اجتماعی احکام، دین را به عنوان راهنمای زندگی پویا معرفی کنند.

ایکنا - نقش «تجربه زیسته» و «احساس شخصی» در مقایسه با استدلال‌های سنتی چقدر پررنگ شده است؟

نقش تجربه زیسته و احساس شخصی بسیار پررنگ شده و گاهی هم‌تراز یا حتی جلوتر از استدلال‌های انتزاعی قرار می‌گیرد. جوان امروز می‌پرسد: «این باور چه حسی به من می‌دهد و چه اثری بر زندگی من دارد؟». البته این «تجربه‌محوری» تیغ دو لبه است؛ زمانی به ایمان مستحکم منجر می‌شود که با عقلانیت دینی و استدلال صحیح همراه شود. بدون توازن، ممکن است به سلیقه‌ای شدن دین بینجامد. هنر مبلغان دین باید ایجاد پیوند میان این تجربه زیسته با استدلال‌های دینی باشد تا دین برای جوان زنده و معناگرا شود.

ایکنا - با این تفاسیر، اگر روند انتخاب‌گری دینی ادامه یابد، دینداری جوانان در آینده چه شکلی به خود خواهد گرفت؟

اگر این روند را به‌صورت خطی در نظر بگیریم، دینداری در آینده چهره متفاوتی پیدا می‌کند. دینداری‌ای که بیش از هر چیز آگاهانه و مسئولانه است و از تقلید کورکورانه فاصله می‌گیرد و به سمت ایمانی می‌رود که بر فهم و درک فردی استوار است. در چنین نگاهی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی پررنگ‌تر می‌شود و دین نه فقط در مناسک فردی که در روابط انسانی و مطالبه عدالت اجتماعی معنا پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، با نوعی دینداری روبه‌رو خواهیم بود که در عین پایبندی به اصول بنیادین، در فرم و شیوه‌های بروز انعطاف‌پذیر است. ممکن است شکل مناسک و نحوه ابراز دینداری متنوع‌تر شود، اما هسته‌های اصلی همچنان حفظ می‌شوند. در نهایت، این دینداری، دینداریِ ساکت و بسته نیست و در گفت‌وگو، نقد و تعامل زنده می‌ماند و خود را بازتولید می‌کند. اگر این روند با هدایت صحیح و آموزش عقلانی ـ معنوی همراه شود، می‌تواند به شکل‌گیری یک دینداری «زنده، پویا و متعهد» منجر شود که هم نیاز معنوی فرد را پاسخ می‌دهد و هم در جامعه سازنده است.

ایکنا - به عنوان جمع‌بندی، این روند چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را پیش روی جامعه دینی ما قرار می‌دهد؟

با یک موقعیت حساس روبه‌رو هستیم که هم تهدید است و هم فرصت. فرصت‌ها عبارت‌ هستند از امکان «بازاندیشی و فهم عمیق‌تر دین»، «نوآوری و بازسازی خلاق» برای پاسخ به مسائل روز و «تقویت مسئولیت‌پذیری اخلاقی»؛ چراکه انتخابی که از سر آگاهی باشد، پایبندی بیشتری می‌آورد؛ اما تهدیدها نیز جدی هستند مانند خطر «بی‌تعهدی یا پراکندگی معنایی» در صورت فقدان چارچوب، «سلیقه‌ای شدن دین» و کاهش انسجام اجتماعی و فرهنگی جامعه دینی. راه عبور از تهدیدها و رسیدن به فرصت‌ها، به رسمیت شناختن پرسشگری جوانان، تقویت عقلانیت دینی و ارائه قرائتی از دین است که همزمان با حفظ اصالت، با واقعیت‌های زندگی و نیازهای اخلاقی انسان امروز گفت‌وگو کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha