کد خبر: 4331764
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۹
حجت‌الاسلام مهدی متوسل تبیین کرد

نقش خانواده در تربیت مهدوی و زیست منتظرانه

مدیرعامل بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) یکی از مهم‌ترین باور‌های دینی که والدین وظیفه دارند در رابطه با آموزش آن به فرزندانشان بکوشند را مهدویت و انتظار فعال دانست و گفت: این آموزش باید متناسب با سن فرزند و با نگاه به مبارزه با ظلم و تلاش برای تحقق عدالت انجام شود.

3 شنبه / نقش خانواده در تربیت مهدوی و امیدآفرینی برای آیندهیکی از زنده‌ترین و تأثیرگذارترین باور‌ها در بافت فرهنگی و اعتقادی جامعه ما، امید به آینده‌ای روشن در پرتو انتظار موعودی الهی یعنی باور به مهدویت است. این اندیشه، فقط یک آموزه فردی نیست؛ بلکه خانواده نخستین و مهم‌ترین خاستگاه زنده‌نگه‌داشتن، انتقال و عمق‌بخشی به این امید است. خانواده، همانجاست که مفهوم «انتظار» به یک سبک زندگی تبدیل می‌شود؛ به صبری فعال، به اخلاقی استوار و به نگاهی فراسوی مشکلات روزمره.

مهدویت در کانون خانواده، فقط به معنای نام بردن از حضرت مهدی(عج) نیست؛ بلکه یعنی پرورش نسلی که خود را در مسیر تاریخ، بیهوده و سرگشته نمی‌بیند. یعنی آموختن به کودکان که عدالت، آرمانی دست‌نیافتنی نیست و ظلم، هرچند گسترده، پایدار نخواهد ماند. یعنی تقویت روحیه مقاومت و پایداری در برابر ناهنجاری‌ها با اتکا به این وعده الهی. خانواده‌ای که براساس این باور شکل می‌گیرد، در تربیت فرزندان خود، چراغ امید را خاموش نمی‌کند و در عمل می‌کوشد تا نمونه‌های کوچکی از آن جامعه آرمانی را در روابط داخلی خود بسازد؛ بنابراین خانواده، نخستین مدرسه مهدوی  ایکنا در راستای بررسی این موضوع با حجت‌الاسلام محمود متوسل، مدیرعامل بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) گفت‌و‌گو کرده است، مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید.

ایکنا ـ خانواده چگونه می‌تواند نخستین زمینه‌ساز باور به مهدویت و محبت به حضرت مهدی(عج) در دل فرزندان باشد؟

برخلاف نظام‌های لیبرالیستی که متأسفانه خانواده در آنها جایگاه والایی ندارد و انسان‌ها فردی و جدا از هم زندگی می‌کنند و اگر هم در کنار خانواده باشند، لزوماً همراه و همدل با خانواده نیستند، در تفکر دینی ما خانواده جایگاهی مهم دارد. والدین به عنوان مربیان اصلی فرزند شناخته می‌شوند و همانند یک مربی دلسوز که در مدرسه می‌کوشد دانش‌آموز و دانشجوی خود را تربیت کند، نخستین مربیان افراد در جامعه، خانواده هستند که شامل پدر، مادر و در برخی موارد اعضای دیگر خانواده مانند برادر و خواهر بزرگتر می‌شوند. هرگونه اقدامی در این زمینه صورت گیرد، به این مفهوم است که والدین باید باور‌ها و اعتقادات دینی را به فرزندان منتقل کنند. آنها وظیفه دارند قرآن خواندن را به فرزند بیاموزند، اعتقادات مذهبی را به تدریج به او یاد دهند و به عبارتی، تربیت دینی فرزند را بخشی از وظایف خود بدانند؛ همان‌گونه که والدین مسئول تأمین تغذیه و نیاز‌های مادی کودک هستند، باید نیاز‌های معنوی و فکری او را نیز برآورده کنند.

یکی از مهم‌ترین باور‌های دینی که والدین وظیفه دارند در رابطه با آن برای فرزندانشان بکوشند و آموزش دهند، مسئله مهدویت است. این آموزش باید متناسب با سن فرزند صورت گیرد و از محبت به حضرت، یاد کردن نام ایشان، دعا برای حضرت و مشارکت دادن کودکان در مراسم دینی مرتبط با حضرت مهدی(عج) – مانند جشن نیمه‌شعبان – آغاز شود. حضور در چنین مراسمی که برای کودکان جذابیت دارد، موجب توجه و علاقه‌مند شدن آنها می‌شود.

ایکنا ـ ویژگی‌های یک خانواده منتظر و به تبع آن، فرزند منتظر از دیدگاه شما چیست؟ خانواده باید چه مهارت‌هایی را به فرزندان بیاموزد تا روحیه انتظار در آنها زنده بماند؟

خانواده باید این دانش را به فرزند منتقل کند که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم و این انتظار، انتظاری فعال است؛ به این معنا که باید آمادگی‌های فکری و روحی خود را همواره حفظ کنیم و خود را به گونه‌ای بسازیم که هم در دوران غیبت بتوانیم از نایبان امام زمان – یعنی فقها و مراجع تقلید – پیروی کنیم و اگر در زمان ظهور حاضر باشیم، آمادگی یاری حضرت را داشته باشیم. این انتظار، هم در دوران غیبت معنا دارد و به معنای پیروی از علمای دینی است و هم در زمان ظهور، به معنای آمادگی کامل برای یاری رساندن به آن حضرت است.

ایکنا ـ خانواده چگونه می‌تواند امید به آینده و ظهور را به جای اضطراب‌های رایج درباره آینده، در دل فرزندان نهادینه کند؟

یکی از ویژگی‌های مفهوم انتظار صحیح این است که ما به آینده‌ای روشن و به حکومت عدالت بر جهان امید داریم. این امید زمانی محقق می‌شود که فرد با روحیه ظلم‌ستیزی و یاری مظلومان، آمادگی لازم را در خود ایجاد کند؛ به جای آنکه فقط به مشکلات شخصی خود بنگرد، در مقام همراهی با جامعه، نیازمندان و مظلومان قرار گیرد. به تعبیر روشن‌تر، نگاه او نباید صرفاً فردی و محدود به شرایط شخصی باشد، بلکه باید نگاهی جامعه‌نگر داشته باشد و جامعه‌ای را ببیند که در آن مظلومان و نیازمندان نیز مورد توجه قرار می‌گیرند. اگر فرد چنین نگاهی داشته باشد، فقط خود و مشکلات شخصی‌اش را نمی‌بیند و با مشاهده مشکلات بزرگتر دیگران، آرامش بیشتری می‌یابد و در حد توان به یاری آنها برمی‌خیزد. در جوامع غربی، یکی از دلایل گسترش استرس و اضطراب، همین فردمحوری و نگاه محدود به خویش است. در حالی که در دیدگاه مهدویت، نگاه جهانی و جامعه‌نگر وجود دارد و افراد همواره در تلاش برای زمینه‌سازی ظهور هستند.  

ایکنا ـ این زمینه‌سازی به چه شکل است؟

زمینه‌سازی برای ظهور، قاعدتاً از طریق مبارزه با ظلم و یاری مظلومان محقق می‌شود.

ایکنا ـ در جامعه امروز، بزرگترین آفت زیست منتظرانه چیست؟

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین آفت‌ها و آسیب‌های زیست منتظرانه، همان فردمحوری، خودبینی و خودپسندی است. این ویژگی‌ها با تفکر دینی ناسازگار است، زیرا در نگاه دینی انسان باید همه چیز را با محوریت خدا ببیند و خود را در کانون توجه الهی قرار دهد، نه در مرکز توجه خود. فردمحوری به این معناست که انسان فقط به خود و خواسته‌های شخصی‌اش توجه کند و به دیگران یا مسئولیت‌های اجتماعی اهمیت کمتری دهد. این نوع نگرش باعث می‌شود که فرد از هویت جمعی و از اهداف بلندمدت انسانی غافل شود و فقط به تحقق آرزو‌های فردی خود بپردازد.

در تفکر دینی، انسان‌ها به عنوان موجوداتی اجتماعی و ارتباطی معرفی می‌شوند که باید در جهت تحقق کمال خود و جامعه حرکت کنند. از این رو، نگاه زیست منتظرانه می‌طلبد که فرد نه تنها در زندگی شخصی خود، بلکه در ارتباط با دیگران نیز به یاد خدا باشد و برای اصلاح وضعیت اجتماعی و بهبود زندگی جمعی تلاش کند. بنابراین، فردی که فقط به خود و خواسته‌های فردی خود می‌پردازد، عملاً از حرکت به سوی هدف‌های بلندتر انسانی و معنوی باز می‌ماند و در دایره‌ای بسته از خودخواهی گرفتار می‌شود.

همچنین، خودبینی و خودپسندی به نوعی انسان را از معنای واقعی زندگی و از درک مسئولیت‌های اجتماعی‌اش دور می‌کند. فردی که فقط به خود می‌اندیشد، ممکن است در برابر مشکلات و رنج‌های دیگران بی‌تفاوت شود یا حتی آنها را به عنوان یک تهدید برای خواسته‌های شخصی خود ببیند. این نوع تفکر نه تنها با تعالیم دینی که بر محبت، تعاون و همیاری تأکید دارند مغایر است، بلکه باعث کاهش همدلی و هم‌سویی اجتماعی نیز می‌شود.

در نتیجه، یکی از چالش‌های بزرگ زیست منتظرانه، تربیت انسان‌هایی است که به‌جای فردمحوری، به دنبال ارتقای جمعی و اصلاح اجتماعی باشند و در این راستا، درک صحیحی از معنای زندگی و مسئولیت‌های خود در قبال خدا، جامعه و دیگر انسان‌ها پیدا کنند. این نوع نگرش نه تنها باعث رشد فردی می‌شود، بلکه به تعالی جامعه نیز کمک می‌کند.

ایکنا ـ زیست منتظرانه چه تصویری از آینده ارائه می‌دهد؟

در برخی تفکرات غربی، آینده جهان تاریک، همراه با نابودی بشریت و زوال ارزش‌ها ترسیم می‌شود؛ اما در زیست منتظرانه، تصویر آینده بسیار روشن و امیدبخش است؛ چراکه این زیست، مبتنی بر انتظار و امید به آینده‌ای عدالت‌محور است. در این نگرش، فرد نه تنها در زمان حال به دنبال رشد معنوی و اخلاقی خود است، بلکه به آینده‌ای بهتر برای بشر و جهان نیز چشم دوخته است. انتظار به معنای چشم به راه بودن و امید به ظهور یک تحول جهانی است که در آن عدالت، صلح و کمال انسانی برقرار خواهد شد. این نگاه نه تنها در دنیای فردی، بلکه در سطح اجتماعی نیز به تلاش برای ساخت دنیایی بهتر و آراسته به ارزش‌های انسانی و الهی دامن می‌زند.

در زیست منتظرانه، آینده‌ای ترسیم می‌شود، که در آن ظلم و فساد به پایان می‌رسد و انسان‌ها در مسیر تکامل اخلاقی و معنوی خود قرار می‌گیرند. در این آینده، انسان‌ها از خودخواهی و فردگرایی رهایی یافته و به سوی همدلی، عدالت و مساوات حرکت می‌کنند. این تصویر روشن از آینده به انسان‌ها انگیزه می‌دهد تا نه تنها در زندگی فردی خود، بلکه در تلاش‌های اجتماعی خود نیز پیوسته به سوی این آینده امیدوارانه گام بردارند. بر این اساس، زیست منتظرانه نه تنها فرد را به امید و آرزو برای آینده‌ای بهتر دعوت می‌کند، بلکه او را به اقدام و تلاش برای تحقق این آرمان‌ها در دنیای حاضر نیز ترغیب می‌کند.

ایکنا ـ یک شهروند باورمند به مهدویت در قبال مسائل اجتماعی مانند فقر، فساد یا آسیب‌های اجتماعی چه تکلیفی دارد؟

قاعدتاً همه ما به تناسب استعداد، توانایی و حیطه مسئولیت خود، وظیفه داریم با مشکلاتی، چون فقر و فساد مبارزه کنیم. این وظیفه از آنجا ناشی می‌شود که فرد باورمند به مهدویت به دنبال تحقق جامعه‌ای مبتنی بر عدالت و اصلاح است؛ جامعه‌ای که در آن ظلم، تبعیض و فساد جایی ندارد و انسان‌ها در مسیر کمال و اخلاق حرکت می‌کنند. ممکن است یک نفر به مقابله فرهنگی بپردازد و با تغییر نگرش‌ها و اصلاح دیدگاه‌ها، به ترویج فرهنگ انصاف، انصاف و همکاری در جامعه کمک کند. دیگری ممکن است با کمک‌های مالی، یا حتی با کمک‌های فکری و مشاوره‌ای، در کاهش فقر و مشکلات اقتصادی نقش ایفا کند. در این میان، هر فرد به تناسب توانایی‌های خود باید در جایی که می‌تواند تغییر ایجاد کند، مسئولیت بپذیرد و در جهت تحقق آرمان‌های مهدویت تلاش کند.

برای فرد باورمند به مهدویت، این تکلیف فقط به اقدامات فردی محدود نمی‌شود. این فرد در سطح اجتماعی، در خانواده، اقوام، محل زندگی یا حتی در حوزه‌های وسیع‌تر مانند شهر یا استان خود نیز باید در اصلاح وضعیت اجتماعی و تلاش برای از بین بردن آسیب‌های اجتماعی نقش فعالی ایفا کند. در این راستا، همکاری و همیاری با دیگران برای رفع مشکلاتی مانند فساد، تبعیض، فقر و دیگر بحران‌های اجتماعی امری ضروری است. به عبارتی دیگر، این فرد به عنوان یک عضو فعال جامعه باید با روحیه مسئولیت‌پذیری و تلاش مستمر در راستای اصلاحات اجتماعی، پایه‌گذار جامعه‌ای شایسته‌تر و نزدیک‌تر به آرمان‌های مهدوی باشد. 

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha