کد خبر: 4331891
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۰۰

چرا سند تحول نتوانست تفکر نقادانه را به کلاس‌های درس بیاورد

معاون تعالی سازمان مدارس صدرا با بیان اینکه چارچوب نظری و سیاستی مناسبی برای توجه به تفکر نقادانه در سطح کلان وجود دارد، گفت: اما متأسفانه شکاف قابل‌توجهی بین این سیاست‌های کلان و واقعیت میدانی در سطح مدارس دیده می‌شود.

بختیاریدر جامعه امروز، تفکر نقادانه نه یک مهارت صرفاً آموزشی، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای حفظ سلامت فکری، تصمیم‌گیری عقلانی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ناشی از شایعات، تحریف‌ها و القائات هدفمند شده است. این توانایی که بر تحلیل مستدل، ارزیابی بی‌طرفانه و استنتاج منطقی استوار است، به جوامع قدرت می‌دهد تا در میان انبوه اخبار و نظرات، راست را از دروغ، سره را از ناسره و استدلال قوی را از ضعیف تمیز دهند، نقش منفعلانه را کنار گذاشته و در برابر چالش‌های پیچیده جامعه با بینشی روشن‌تر و مسئولانه‌تر عمل کنند. پرورش این تفکر در سطح فردی و جمعی، سنگ بنای توسعه فرهنگی، تقویت گفت‌وگوی سازنده و در نهایت ساختن آینده‌ای بر پایه خرد جمعی است. 

حجت‌الاسلام محسن بختیاری، معاون تعالی سازمان مدارس صدرا است و این معاونت وظیفه طراحی و اجرای «الگوی اجرایی مدرسه تراز سند تحول» مبتنی بر اسناد بالادستی آموزش و پرورش در مجموعه مدارس صدرا را برعهده دارد. این مدارس ۲۰۰ گانه در سراسر کشور در تلاش هستند، نمونه واقعی مدرسه تراز سند تحول را به جامعه آموزش و پرورش ارائه دهند؛ از این باب ایکنا درباره پرورش تفکر انتقادی در میان نوجوانان با وی به گفت‌وگو نشسته‌ است. مشروح گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ درباره مفهوم «تفکر نقادانه» توضیح دهید. چگونه می‌توان این مهارت را از پذیرش منفعلانه اطلاعات متمایز کرد؟

در زندگی روزمره و فضای حرفه‌ای خود با حجم گسترده‌ای از داده‌ها، اخبار، تحلیل‌ها و گزاره‌های مختلف مواجه می‌شویم. رویکرد رایج در مواجهه با این اطلاعات، اغلب دو حالت محدود دارد؛ نخست؛ پذیرش غیرفعال و بدون واکاوی که منجر به انباشت اطلاعات متناقض و باور به گزاره‌های نادرست می‌شود. دوم؛ رد کلی و بدون بررسی که می‌تواند به شکاکیت غیرسازنده بینجامد. «تفکر نقادانه» راه سومی است که فراتر از این دو حالت قرار دارد. این مهارت، ظرفیت فعالانه و نظام‌مند برای تفسیر، تحلیل، ارزیابی و استنباط اطلاعات، همراه با شناخت سوگیری‌ها و پیش‌فرض‌های خود و دیگران است. فرد دارای تفکر نقاد، در مواجهه با هر گزاره، نه آن را بی‌چون و چرا می‌پذیرد و نه یک‌سره رد می‌کند، بلکه با طرح پرسش‌هایی مستدل مانند «منبع این اطلاعات چیست؟»، «دلایل و شواهد کافی است؟»، «آیا منطق درستی به کار رفته؟» و «چه دیدگاه‌های جایگزینی ممکن است وجود داشته باشد؟» به واکاوی می‌پردازد. هدف نهایی، رسیدن به قضاوتی مبتنی بر عقلانیت و شواهد است که مبنای تصمیم‌گیری و عمل آگاهانه قرار گیرد.

ایکنا ـ در اسناد بالادستی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران، به ویژه «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»، چه جایگاه و تأکیداتی برای پرورش «تفکر نقادانه» به عنوان یک مهارت اساسی پیش‌بینی شده است؟ آیا شواهد عینی از تبلور این تأکیدات در محتوای درسی یا روش‌های تدریس در کلاس‌های درس مشاهده می‌شود؟

اسناد بالادستی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، به‌صورت محوری بر پرورش قدرت تعقل و اندیشه‌ورزی تأکید دارند. به‌طور مشخص در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، یکی از هدف‌های کلان، «پرورش، ارتقا و تعمیق انواع و مراتب عقلانیت در همه‌ ساحت‌های تعلیم و تربیت» ذکر شده است.

در الگوی هدف‌گذاری سند برنامه درسی ملی، «تعقل» به‌عنوان یکی از پنج عنصر اصلی تربیت همراه با ایمان، علم، عمل و اخلاق تعیین شده و «عقل‌ورزی» محور مشترک و بنیادین این عناصر تلقی شده است. همچنین در بخش حوزه‌های تربیت و یادگیری همین سند، به‌ویژه در حوزه یادگیری ریاضیات، صراحتاً به اهمیت آشنایی دانش‌آموزان با «استدلال، تفکر نقاد و استدلال منطقی» اشاره شده است.

این موارد نشان می‌دهد که چارچوب نظری و سیاستی مناسبی برای توجه به تفکر نقادانه در سطح کلان وجود دارد. اما متأسفانه شکاف قابل‌توجهی بین این سیاست‌های کلان و واقعیت میدانی در سطح مدارس دیده می‌شود. غالباً محتوای کتاب‌های درسی و شیوه‌های رایج تدریس و ارزشیابی، کمتر بر پرورش فرآیند‌های ذهنی پیچیده‌ای مانند تحلیل، نقد و ارزیابی متمرکزند و بیشتر بر انتقال معلومات و محفوظات تأکید دارند. بنابراین، اگرچه در سند، جایگاه تفکر نقادانه مورد تأکید است، اما اجرایی‌سازی آن در عمل با چالش‌های جدی رو‌به‌رو است و به ندرت می‌توان نمونه‌های نظام‌مند و فراگیری از آن را در کلاس‌های درس جست‌و‌جو کرد.

ایکنا ـ به نظر شما بزرگترین موانع ساختاری و اجرایی که توسعه مهارت تفکر نقادانه را در نظام آموزش و پرورش کشور با دشواری مواجه می‌کند، چیست؟

مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مانع، کمبود نیروی انسانی توانمند و آموزش‌دیده برای عملیاتی کردن این رویکرد تربیتی است. پرورش تفکر نقادانه، نیازمند معلمانی است که خود واجد این مهارت بوده و روش‌های تدریس فعال، مبتنی بر پرسشگری و گفت‌وگوی محترمانه را به‌خوبی فراگرفته و به کار بندند. علاوه بر این، سیاست‌گذاری و اولویت‌بندی در سطوح میانی مدیریت آموزش و پرورش (از ادارات کل استانی و مناطق تا مدیران مدارس) نیز عمدتاً بر شاخص‌های کمی، سنتی و ملموس‌تر متمرکز است و کمتر توسعه مهارت‌های تفکر در اولویت برنامه‌ریزی و نظارت قرار می‌گیرد.

در نتیجه، برای رفع این مانع، نیاز به یک برنامه ملی و مستمر توانمندسازی فرهنگیان، از دوره‌های پیش از خدمت تا آموزش‌های ضمن خدمت هدفمند، و همچنین بازتعریف شاخص‌های ارزیابی عملکرد مدارس و مدیران با محوریت پرورش مهارت‌های عالی شناختی احساس می‌شود.

ایکنا ـ چگونه می‌توان در فرآیند تربیتی، میان تشویق و پرورش «روحیه پرسشگری و نقادی سازنده» از یک سو، و «صیانت از ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی مورد احترام جامعه» از سوی دیگر، تعادل و توازن برقرار کرد؟

ایجاد این تعادل، امری ممکن، اما نیازمند ظرافت و تدبیر است و نقش محوری بر عهده «معلم و مربی آگاه، توانمند و صبور» است. معلم به‌عنوان راهبر آموزشی، می‌تواند فضایی امن و محترمانه ایجاد کند که در آن پرسش کردن و نقد کردن نه به معنای تخریب یا بی‌احترامی، بلکه به معنای ژرف‌اندیشی و جست‌وجوی حقیقت فهمیده شود.

از جنبه ساختاری نیز بازنگری در نظام ارزشیابی بسیار حیاتی است. باید از سنجش‌هایی که صرفاً بر پایه حفظ‌ کردن و اطاعت محض استوارند، فاصله گرفت و به سمت ارزشیابی‌های فرآیندمحور حرکت کرد که توانایی استدلال، تحلیل چندوجهی و نقد منصفانه را اندازه‌گیری می‌کنند. در چنین نظامی، نه هر مخالفت و رد بی‌دلیلی نشانه تفکر نقادانه تلقی می‌شود و نه هر پذیرش و همراهی بدون تأمل، نشانه تعهد مثبت. بلکه ملاک، کیفیت استدلال، احترام به دلایل منطقی و انصاف در قضاوت است. بدین ترتیب، می‌توان نسلی را پرورش داد که ضمن پایبندی به ارزش‌های اصیل، قدرت تشخیص، انتخاب آگاهانه و مشارکت سازنده در پیشرفت جامعه را دارا باشند.

ایکنا ـ در نگاه شما، مهارت تفکر نقادانه عمدتاً از طریق کدام بستر کارآمدتر توسعه می‌یابد؛ آموزش رسمی و برنامه‌ریزی‌شده در مدرسه، یا فعالیت‌های غیررسمی و خودجوش مانند مطالعه آزاد، گفت‌و‌گو‌های دوستانه، تحلیل فیلم یا تولید محتوا در فضای مجازی؟

هر دو بستر تکمیل‌کننده یکدیگر هستند، اما نقش محوری و بی‌بدیل با آموزش رسمی در مدرسه است. دلیل این امر آن است که مدرسه، تنها نهاد دارای رسالت، برنامه و مسئولیت قانونی برای تربیت نظام‌مند همه‌جانبه شهروندان است. اگر تفکر نقادانه به‌طور جدی در چارچوب برنامه درسی، کتاب‌های درسی، روش تدریس معلمان و نظام ارزشیابی جای نگیرد، از رسمیت و اعتبار لازم در فرآیند تربیت برخوردار نخواهد شد و صرفاً به یک فعالیت جنبی و دل به‌خواه تقلیل می‌یابد.

اما تأکید بر نقش محوری مدرسه، به معنای نادیده گرفتن فضای غیررسمی نیست. فعالیت‌های بیرون از کلاس مانند کتابخوانی هدفمند، گفت‌و‌گو‌های خانوادگی، نقد فیلم و یا حتی مواجهه فعال با فضای مجازی، عرصه‌های ارزشمند برای تمرین و تعمیق این مهارت هستند. در واقع، مدرسه باید پایه و چارچوب این مهارت را به‌طور اصولی بیاموزاند، و سپس دانش‌آموز بتواند آن را در همه عرصه‌های زندگی به کار بندد. بنابراین، یک رویکرد تلفیقی مورد نیاز است که در آن، مدرسه سنگ بنای اساسی را می‌گذارد و فعالیت‌های غیررسمی، نقش تقویت و گسترش آن را بر عهده می‌گیرند.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha