
به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، نشست خبری فیلم سینمایی «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و از آثار چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر دوشنبه شب، ۱۳ بهمن ماه با اجرای حمیدرضا مدقق در پردیس ملت برگزار شد.
در ابتدای این نشست مهدویان در حالی که لباسی مشکی منقش به جمله «از خون جوانان وطن لاله دمیده» حاضر شده بود، بیان کرد: آنچه در این فیلم دیدید یک ماجرای واقعی است حتی تولد نوزاد و صبر و عمل، تحت آن فضای ملتهب اتفاق افتاده بود و تصویر جالبی از آن روزها بود و فکر میکردیم باید یک روایت سینمایی از آن باقی بماند، اما تغییراتی فرعی در خرده روایتها انجام دادیم.
مهدویان در پاسخ به سؤالی درباره شعاری شدن برخی موقعیتهای فیلم، بیان کرد: اینکه یک قسمتهایی شعاری شده است، باید گفت بله وقتی پای ایران وسط باشد شعار هم میدهیم. وقتی «لاتاری» را هم ساختم لحظهای داشت که یکی از شخصیتها درباره اسم خلیج فارس، وقتی گفته میشود خلیج، میگفت اسمش خلیج فارس است خیلیها گفتند این شعاری است اما من گفتم فقط ایراندوستی و ایرانپرستی را میشود شعار داد.
وی اضافه کرد: در این مدت جوانان زیادی را از دست دادیم که نام این اتفاق را سهرابکشان میگذارم این خونها گویی یادآور خون سهراب است که قرنها پیش فردوسی این داستان را برای ما خواند. داغی است که دائم تکرار میشود انگار نفرینی است که هر از گاهی باید یک سهرابکشان داشته باشیم و تنها نام ایران ما را تسلی میدهد در این ایام درباره جشنواره دعوا و حرف و حدیث زیاد بود. خیلی از همکاران من ترسیدند و وحشت کردند چون فضای ارعاب وجود دارد یک فضای شوم که شما را تهدید کنند و جایی که باید پای این ظرفیت ملی بایستید که از جنس زندگی است، بترسید و نیایید.
این کارگردان ادامه داد: چرا فکر میکنید ما داغدار نیستیم؟ از جمع همین افرادی که اینجا هستیم افرادی را داریم که داغدار هستند ولی ما مرزبانان فرهنگی این کشور هستیم وسیعترین مرز، مرز فرهنگی است. دشمن میخواهد ما غفلت کنیم. ما از پاسداری از این مرز بترسیم، من هیچ ابایی نداشتم که درباره مفاهیم ملی شعار بدهیم. چرا شعار ندهیم؟ اینقدر خجالت کشیدهایم که شعار بدهیم که وطنپرستی سست شده است در همه جای جهان چنین است. ما اینجا شعار بلند میدهیم گل درشت میگوییم هر جایی پای دشمن و هجوم بیگانه مطرح باشد پای این مملکت تا پای جان میایستیم این شعار نیست.
مهدویان سپس در پاسخ به پرسشی درباره نبود چهرهها در فیلمش، گفت: شما از صبح تلاش میکنید تا یک رویداد ملی را پوشش بدهید عدهای بزدلانه نمیآیند رو به روی شما قرار بگیرند خوشحالم که از ستارههای سینما استفاده نکردم اصلا هم نمیترسم دیگر با من کار نکنند شایسته همان فیلمهایی هستند که دارند بازی میکنند.
وی افزود: عمده فیلم در شب بود یعنی بالای ۹۵ درصد و محدوده پلانها گسترده بود و امکان نورپردازی را سخت میکرد. ما بازیگران کم تجربهای جلوی دوربین داشتیم و باعث شد میزان برداشتها زیاد شود. صدابرداری هم کار دشواری بود. ما در این فیلم سعی کردیم از قومیتهای مختلف استفاده کنیم، این تصویر کوچکی از ایران است که قومیتهای مختلف، عقاید مختلف، اقلیتهای مذهبی، نسل زد در آن وجود دارند. من سعی کردم این تنوع را حفظ کنم. به نظرم این فیلم از بقیه فیلمهایم پختهتر است در بقیه فیلمها خامیهایی میدیدم که در این فیلم نیست.
مهدویان درباره مقاومت مردمی هم گفت: ما زمانی که «ماجرای نیمروز» را میساختیم، یک نگاه بصری داشتیم اما در اینجا بیشتر زیباشناسی دوربینهای موبایل را مد نظر قرار دادیم چون مربوط به امروز است. ضمن اینکه سعی کردم جنبه اجتماعی فیلم بیشتر باشد در جنگ ۱۲ روزه خودم حضور داشتم و مثل یک شهروند به آن نگاه کردم.
وی گفت: واقعیت این است که خودمان تصمیم گرفتیم این قصه را بسازیم و بعد سراغ شهرداری رفتیم. اینچنین نبود که ایده این کار از تصویر شهر بیاید. ما وقتی فیلمنامه را نوشتیم بر اساس عقیده و فهم خودمان نوشتیم. حتماً سرمایهگذار در یک جایی میآید و پیشنهاداتی دارد اما آنقدری نبود که روح اثر را تغییر بدهد. ما هم کمی چغری کردیم و دوستان را اذیت کردیم ولی سعی کردیم فیلم را حفظ کنیم.
مهدویان درباره اینکه درباره اعتراضات هم قرار است فیلمی بسازد یا خیر؟ گفت: من همین الان فیلمی دارم که امکان پخش ندارد چهار سال است که «شیشلیک» به طرق مختلف در دولتهای مختلف و نهادهای مختلف امکان پخش پیدا نمیکند، فیلم درباره گرسنگی و جامعهای است که به مرز گرسنگی رسیده است پنج سال پیش ساختم و به عنوان یک فیلمساز سعی کردم تلنگر بزنم. درباره وقایع اخیر هم اگر شرایط ساخت وجود داشته باشد چرا که نه. هر وقت ابعاد وقایع اخیر روشن شود حتماً میسازیم.
مهدویان در ادامه با توجه به وضعیت این روزها، بیان کرد: ما واقعاً روزهای بدی را میگذرانیم، تلاش میکنیم به زندگی برگردیم و خودمان را دوباره پیدا کردیم. ما روزهای سختی را در دی ماه سپری کردیم. شکافهای زیادی بین ما اتفاق افتاد. نمیدانم چرا هر وقت تلاش میکنیم واقعی باشیم، کسانی میخواهند ما را از حقیقت و واقعیت خودمان دور کنند. ما تبدیل به عزاداران اینستاگرامی شدیم که بیرون از فضای مجازی تولدهای خود را میگیریم.
مهدویان در انتهای سخنانش گفت: همین الان بخواهیم فیلمی درباره اتفاقات اخیر بسازم، باید با نگاه خودم بسازم که ممکن است خبرنگاری آن را نپذیرد. نفس ساخت فیلم که مهم نیست حرف فیلم مهم است. زمانی فیلمهایی مجوز میگیرند اما آن فیلم مورد نظر را کف جامعه از ما نمیپذیرد، یا روایتی را ممکن است حاکمیت نپذیرد و من در معرض هر دو مدل بودهام.
والینژاد، تهیهکننده فیلم نیز درباره ایده اثر، عنوان کرد: ما در دوران جنگ ۱۲ روزه کار مستند انجام میدادیم این قصه درباره جنگ بود و وقتی آقای انتظامی آن را پیشنهاد داد ما فکر کردیم از جنس سینماست و به همین خاطر این فیلم سینمایی را ساختیم.
وی درباره حمایت شهرداری از فیلم، گفت: شهرداری مثل همه کارهایی که ساختیم به ما اعتماد کرد. در این کار هم، چنین بود. ما در شرایط سخت کار را جلو بردیم و در ادامه کل مجموعه شهرداری به ما کمک کرد. این کار یک کار تیمی است شهرداری تهران، نیروهای امنیتی، خود مردم یوسفآباد و… همه همکاری خوبی داشتند تا کار به نتیجه برسد.
در ادامه الناز ملک، بازیگر در پاسخ به پرسشی درباره بازی اغراق آمیز خود، تصریح کرد: به نظر خودم بازیام اغراق آمیز نبود. من افرادی با این شمایل زیاد دیدهام و چنین افرادی را داریم.
ملک هم درباره نقش خود تصریح کرد: آنچه برای خودم سخت و جالب بود این بود که همزمان با این فیلم در فیلم «خیابان جمهوری» هم بودم. قبلاً در کلاسهای بازیگری چنین نقشی را بداهه اتود زده بودم و سعی کردم همان نقش را گسترش بدهم. وقتی مهدویان این نقش را به من پیشنهاد داد یک شرط گذاشت و گفت اگر گریم شوی و جلوی عوامل نقش یک دختر معتاد را بازی کنی و بقیه تو را جدی بگیرند، من این نقش را به شما میدهم. وقتی این نقش را بازی کردم، باور کردند و آنچه لازم بود، اتفاق افتاد.
هادی بهروز، فیلمبردار نیز در سخنانی تأکید کرد: سر این کار واقعاً حالم خوب بود و فکر میکردم باید در کنار نیروهای نظامی باشیم و یک قدردانی از آنها باشد. این برای من انگیزه بود تا بتوانم تمام توانم را برای فیلمبرداری بگذارم. ابتدا پلانهایی با دوربین ثابت گرفتیم اما بعدها مدل کار عوض شد. ما سکانس پلان حدود ۴،۵ دقیقه زیاد داشتیم و با فواصل کم میگرفتیم. سخت بود اما فیلمبرداری کار را خودم خیلی دوست داشتم. میخواستم تنها فیلمبرداری نکنم بلکه آن را تماشا کنم.
مهدی یزدانی خرم، نویسنده «نیمشب» نیز درباره نقدی به مدل کار، گفت: من در رماننویسی میگویم نقد برای مخاطب است. در جلسات نقد رمان هم فقط گوش میکنم. اتفاقاً فرمی که مهدویان در کارگردانی طراحی کرده یک فضای مستندگونه است که بوی جریان تلویزیونی هم دارد و به نظرم رویه درستی است. در ضمن اضطراب فیلم را پیش میبرد در این مدل روایتها تعلیق یک عملکرد دیگر را دارد، اما در اینجا اضطراب حتی با خنثی شدن بمب هم برطرف نشد. این فیلم، فیلم اضطراب است؛ اضطراب ملتی که عمری دارند همینگونه زندگی میکنند.
وی درباره نگارش فیلمنامه، گفت: همکاری تنگاتنگ من و اعظم بهروز و حضور محمدحسین و بازنویسیاش باعث شد این متن حاصل شود. مثل فضایی که در فیلم وجود دارد کار، یک کار گروهی است. بارها و بارها فیلمنامه بازنویسی شد. اواخر پروژه فیلمنامه را برای همسرم که در روزهای پایانی عمرش بود، خواندم او گفت «مهدی خستهام، میخواهم بخوابم» و اینچنین درگذشت.
آرمین خزائیلی دیگر بازیگر فیلم هم گفت: من در نقش خود سعی کردم هر آنچه را آقای مهدویان گفت به نحو احسن انجام دهم.
در انتهای پیام جلسه یونس حران اف، یکی دیگر از بازیگران فیلم، گفت: قبل از اینکه بازیگری کنم، دستیار کارگردان بودم اما در این پروژه هر دو کار را با هم انجام دادم. ما این فیلم را در ۲۴ شب یعنی زمانی که نصف فیلم سینمایی ساخته نمیشود، ساختیم. این مستلزم کار با دقت بود. همه عوامل پشت صحنه انرژی بسیار زیادی گذاشتند و از آنها تشکر میکنم.
انتهای پیام