کد خبر: 4332060
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۲
چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر/ 11

«نیم‌شب» میان درام و مستند معلق می‌ماند

انتخاب رویکرد مستندنما در «نیم‌شب» یادآور آثار پیشین کارگردان است، اما این بار فقدان پرداخت دراماتیک باعث شده فیلم در میانه مستند و سینمای داستانی معلق بماند.

به گزارش ایکنا، فیلم سینمایی «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و از آثار چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر شب گذشته، ۱۳ بهمن ماه در پردیس ملت به نمایش گذاشته شد.
 
فیلم سینمایی «نیم‌‌شب» را می‌توان اثری متوسط در کارنامه محمدحسین مهدویان ارزیابی کرد؛ فیلمی که در مقایسه با آثاری چون «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» یا «درخت گردو» از نظر انسجام روایی و تأثیرگذاری فاصله محسوسی دارد. مهدویان که پیش‌تر توانسته بود با ترکیب درام و مستند، روایت‌هایی ماندگار خلق کند، این‌بار نتوانسته همان سطح از کیفیت را تکرار کند. تفاوت کیفی «نیم‌‌شب» با آثار شاخص او، بیش از هر چیز در فیلمنامه و پرداخت داستانی نمود پیدا می‌کند. همین مسئله باعث می‌شود فیلم بیش از آنکه یک اثر شاخص باشد، در حد تجربه‌ای میانه باقی بماند.
 
داستان فیلم درباره تلاش نیروهای امنیتی و مردم برای خنثی‌سازی یک موشک اسرائیلی است که به منطقه‌ای از تهران اصابت کرده اما منفجر نشده است. این موقعیت دراماتیک بالقوه می‌توانست بستری مناسب برای خلق تعلیق، هیجان و درام انسانی باشد. کارگردان از دل این موقعیت، مفهومی مهم یعنی وحدت ملی را استخراج می‌کند. فیلم می‌کوشد نشان دهد ایرانیان در مواجهه با دشمن خارجی، اختلافات را کنار گذاشته و یک‌صدا از سرزمین خود دفاع می‌کنند. این ایده محوری، از نقاط مثبت و قابل تأمل اثر به شمار می‌آید. مفهوم وحدت ملی در «نیم‌‌شب» یادآور تجربه‌های تاریخی متعددی است که جامعه ایرانی در بزنگاه‌های حساس از سر گذرانده است. فیلم تأکید می‌کند که امنیت، محصول همدلی و مشارکت جمعی است نه صرفاً عملکرد یک نهاد خاص. این نگاه، در ذات خود ارزشی و قابل دفاع است و می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند. با این حال، مشکل اصلی آنجاست که این مفهوم ارزشمند به‌درستی در دل روایت نهادینه نمی‌شود. پیام فیلم بیش از آنکه از دل داستان بیرون بیاید، به شکل مستقیم و تحمیلی ارائه می‌شود.
 
فیلمنامه «نیم‌‌شب» بزرگترین نقطه‌ضعف آن است و عملاً بخش مهمی از ظرفیت‌های فیلم را هدر می‌دهد. روایت از انسجام کافی برخوردار نیست و اپیزودها به‌درستی به هم متصل نمی‌شوند. مخاطب در بسیاری از لحظات احساس می‌کند با مجموعه‌ای از صحنه‌های پراکنده روبه‌روست نه یک داستان پیوسته. این گسست روایی باعث کاهش همذات‌پنداری تماشاگر با شخصیت‌ها می‌شود. در نتیجه، تعلیق و درگیری احساسی که لازمه چنین سوژه‌ای است، شکل نمی‌گیرد. فیلم در برخی بخش‌ها بیش از آنکه یک درام سینمایی باشد، حال‌وهوای مستند پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد کارگردان تلاش داشته با رویکرد مستندنمایانه، حس واقع‌گرایی را تقویت کند. این انتخاب در آثار قبلی مهدویان جواب داده بود، اما در «نیم‌‌شب» به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. دلیل اصلی، نبود پرداخت دقیق و دراماتیزه‌کردن موقعیت‌هاست. مستندوار بودن زمانی مؤثر است که در خدمت روایت قرار گیرد، نه اینکه جای خالی قصه‌پردازی را پر کند.
 
در حوزه بازیگری نیز فیلم با چالش‌های جدی مواجه است. عمده نقش‌ها به بازیگرانی سپرده شده که چندان برای مخاطب شناخته‌شده نیستند. این موضوع فی‌نفسه ایراد محسوب نمی‌شود، اما زمانی مشکل‌ساز می‌شود که بازی‌ها از کیفیت لازم برخوردار نباشند. در بسیاری از نقش‌ها شاهد اغراق در بیان و رفتار هستیم که به باورپذیری لطمه می‌زند. برخی انتخاب‌های ناهماهنگ در بازیگران، واکنش منفی تماشاگر را در پی دارد. اغراق در بازی‌ها، به‌ویژه در صحنه‌های احساسی و بحرانی، باعث می‌شود تأثیر دراماتیک سکانس‌ها کاهش یابد. مخاطب به‌جای درگیر شدن با موقعیت، متوجه تصنع در اجرا می‌شود. این مسئله به‌خصوص در فیلمی با موضوع امنیت ملی و تهدید خارجی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. چنین آثاری نیازمند بازی‌های کنترل‌شده و باورپذیر هستند. نبود هدایت دقیق بازیگران، یکی دیگر از ضعف‌های اجرایی «نیم‌‌شب» به شمار می‌آید.
 
پیام‌های فیلم در بسیاری از لحظات حالت شعاری به خود می‌گیرد. این رویکرد مستقیم و بی‌واسطه، گاه نتیجه معکوس دارد و باعث دلزدگی تماشاگر می‌شود. دست‌کم در نمایش فیلم در سالن شماره یک سینمای رسانه پردیس ملت، واکنش منفی برخی مخاطبان به‌وضوح قابل مشاهده بود. شعارزدگی مانع از آن می‌شود که پیام فیلم به‌صورت طبیعی در ذهن مخاطب بنشیند. در حالی که سینما ابزار القای غیرمستقیم مفاهیم است، «نیم‌‌شب» در این بخش دچار افراط می‌شود. از منظر فضاسازی و طراحی صحنه، «نیم‌شب» تلاش می‌کند تصویری واقع‌گرایانه از تهرانِ در وضعیت بحران ارائه دهد. لوکیشن‌ها عموماً محدود و بسته‌اند و این انتخاب می‌توانست به ایجاد حس اضطراب و فشار روانی کمک کند. با این حال، استفاده تکراری از فضاها و فقدان تنوع بصری، تأثیر این ایده را کاهش داده است. میزانسن‌ها اغلب ساده و بدون خلاقیت ویژه طراحی شده‌اند. در نتیجه، فضای بحران‌زده فیلم آن‌چنان که باید در ذهن مخاطب ماندگار نمی‌شود.
 
«نیم‌شب» میان درام و مستند معلق می‌ماند
 
فیلم‌برداری نیز در امتداد همین رویکرد مستندنما قرار می‌گیرد و دوربین اغلب روی دست است. این انتخاب، در برخی سکانس‌ها به افزایش حس واقع‌گرایی کمک می‌کند، اما در مجموع به یکنواختی بصری دامن می‌زند. حرکت‌های دوربین فاقد تنوع و هدف‌گذاری دراماتیک مشخص هستند. در آثاری از این جنس، دوربین می‌تواند نقش فعالی در روایت ایفا کند، اما در «نیم‌شب» بیشتر به ثبت وقایع بسنده می‌شود. این مسئله، از قدرت سینمایی اثر می‌کاهد. موسیقی و طراحی صوتی فیلم نیز چندان به چشم نمی‌آید و بیشتر کارکردی خنثی دارد. در صحنه‌های حساس و بحرانی، موسیقی می‌توانست به تشدید تعلیق و درگیری احساسی مخاطب کمک کند. سکوت‌ها و صداهای محیطی اگرچه در راستای واقع‌گرایی انتخاب شده‌اند، اما به‌درستی هدایت نمی‌شوند. نبود تم موسیقایی مشخص، باعث می‌شود فیلم از نظر احساسی ضربه نهایی را وارد نکند. «نیم‌شب» از این جهت فرصتی مهم را از دست می‌دهد. «نیم‌شب» بیش از آنکه یک درام منسجم سینمایی باشد، گزارشی تصویری از یک موقعیت بحرانی است. فیلم حرف مهمی برای گفتن دارد و نیت سازندگان آن قابل احترام است؛ اما سینما صرفاً با نیت و پیام ساخته نمی‌شود و نیازمند قصه‌پردازی، شخصیت‌سازی و پرداخت دقیق است. اگر این اثر از فیلمنامه‌ای منسجم‌تر و اجرایی کنترل‌شده‌تر بهره می‌برد، می‌توانست به یکی از فیلم‌های اثرگذار این حوزه تبدیل شود. «نیم‌شب» یادآور این واقعیت است که در سینمای بحران، فرم به اندازه محتوا اهمیت دارد.
 
باید به یاد داشت، پرداختن سینما به رویدادهای مهم و تأثیرگذار کشور، امری ضروری و حتی اجتناب‌ناپذیر است. سینما می‌تواند حافظه جمعی یک ملت را شکل دهد و به بازخوانی بحران‌ها بپردازد. موضوعاتی مانند جنگ دوازده‌روزه و مقاومت ملی، ظرفیت‌های دراماتیک فراوانی دارند؛ اما پرداختن به چنین سوژه‌هایی نیازمند فیلمنامه‌ای قوی و ساختی حساب‌شده است. صرف اهمیت موضوع، نمی‌تواند ضعف‌های ساختاری یک اثر را جبران کند. در مجموع، «نیمه‌شب» فیلمی است با نیت ارزشمند اما اجرایی نه‌چندان موفق. اثر می‌کوشد تصویری از همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی ارائه دهد، اما در روایت، بازیگری و پرداخت درام دچار لغزش می‌شود. اگر مهدویان در این پروژه از دقت و وسواس آثار شاخص خود بهره می‌برد، نتیجه می‌توانست به‌مراتب تأثیرگذارتر باشد. این فیلم بیش از آنکه نقطه عطفی در کارنامه کارگردان باشد، تجربه‌ای قابل تأمل برای بازنگری در شیوه روایت چنین سوژه‌هایی است. «نیمه‌شب» یادآور این نکته است که مضمون بزرگ، نیازمند ساختی به همان اندازه بزرگ و دقیق است.
انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha