برخی تصور میکنند انتظار برای ظهور به معنای سکون است و منتظران قبل از ظهور هیچ وظیفهای ندارند و فقط باید صبر کنند؛ برخی اما باور دارند که انتظار به معنی فعالیت گسترده و وسیع و آماده کردن خود و جهان برای ظهور است؛ اما ریشه این دو اعتقاد کاملاً متفاوت از کجا نشئت گرفته است و اگر فردی بر این باور است که منتظران باید فعالترین قشر جامعه جهانی باشند، باید تلاش و فعالیت برای زمینهسازی ظهور را از کجا و چگونه آغاز کند؟
حجتالاسلام جواد جعفری، نویسنده، پژوهشگر و استاد مرکز تخصصی مهدویت در گفتوگو با ایکنا به ریشهیابی دو نگاه متفاوت به ظهور پرداخت و اولین و مهمترین گام فعالیت منتظران حقیقی را تشریح کرد که در ادامه با هم میخوانیم.
این دو نگاه به خاطر دو دیدگاه در رابطه با مسئله ظهور بروز کرده است؛ وقتی مسئله ظهور را با دو نوع تحلیل متفاوت ارائه میکنند، طبیعتاً خروجی این دو نوع تفکر در خصوص ظهور نیز دو دیدگاه متفاوت خواهدشد.
برخی معتقد هستند که ظهور حرکت ناگهانی و انفجاری است و از برخی روایتها نیز استفاده میکنند که حضرت در شبی تاریک مانند ستارهای خواهد درخشید و ...؛ این گروه معتقد هستند که صد درصد مسئله در دست امام زمان(عج) است و خودشان به ناگهان ظهور کرده و شروع به اصلاح امور خواهند کرد.
اگر ما نیز چنین دیدگاهی نسبت به ظهور داشته باشیم، به این باور خواهیم رسید که هیچ وظیفهای در دوران غیبت نداریم و فقط باید منتظر باشیم که حضرت ظهور کنند و همه امور را درست کنند و ما نیز در رکاب حضرت باشیم.
اما در نوع دیگر نگاه به ظهور، ظهور یک اتفاق طبیعی قلمداد میشود که در بستر دنیا اتفاق میافتد و یک انقلاب عادی است؛ یعنی اینگونه نیست که صد درصد آن غیرعادی و برخلاف روند طبیعی تحولات دنیا باشد. البته در دوران ظهور شاهد بروز امدادهای الهی خواهیم بود و خداوند تمام تأییدات و امدادهای خود را برای حضرت مهدی(عج) نازل خواهد کرد. اما اصل حرکت ظهور یک حرکت انسانی و در راستای تکالیف انسانها است. مثل جنگ بدر؛ درست است که خداوند در قرآن میفرمایند ما ملائکه را برای یاری سپاه پیامبر(ص) در جنگ بدر فرستادیم اما این بدان معنا نیست که پیامبر و یارانشان هیچ کاری نکردند و خداوند با ملائکه دشمنان را شکست دادند.
پیامبر(ص) و یارانشان در جنگ بدر تلاش کردند و جنگیدند و فرشتگان نیز به امر الهی به آنها کمک کردند و پیروزی نصیب جبهه حق شد. در روایات ما نیز برای ظهور این مسئله آمده است که امام صادق(ع) دو بار فرمودهاند: «به خدایی که جانم در دست اوست این نگاه طرف مقابل درست نیست و حضرت باید با یارانش تلاش کنند تا به پیروزی برسند». امام صادق(ع) قیام امام زمان(عج) را به قیام پیامبر(ص) تشبیه کرده میفرمایند: همانطور که وقتی پیامبر(ص) میخواست حکومت تشکیل دهد خداوند فرمود باید خودت و یارانت به زحمت بیفتید تا حکومت تشکیل دهید و پیامبر(ص) جنگیدند و حتی زخمی شدند، در زمان ظهور نیز امام زمان و یارانشان تلاش خواهند کرد تا به پیروزی برسند. امام صادق(ع) فرمودند وقتی خداوند به اشرف مخلوقات یعنی پیامبر(ص) میفرماید اگر میخواهی حکومت تشکیل دهی باید بجنگی، طبیعی است که به هیچ فرد دیگری هم به رایگان حکومت نمیدهد.
در پایان این حدیث نیز امام صادق(ع) فرمودند: تا وقتی مردم و اهل بیت(ع) خون و عرق از پیشانیشان پاک نکنند، قیام حضرت حجت اتفاق نمیافتد. یعنی تصریح دارند که قیام و گسترش عدل و داد با تلاش مردم به صورت عادی اتفاق بیفتد. امام زمان و یارانشان بجنگند، ظالمان را از بین ببرند و زمین را پر از عدل و داد کنند.
در روایتهای فراوان دیگری نیز آمده که وقتی مردم به ائمه مراجعه و سؤال میکردند که چرا قیام نمیکنید، ائمه(ع) میگفتند به این دلیل که یار نداریم. همین مسئله نشان میدهد که اگر قرار بود همه چیز با امداد الهی حل شود، ائمه(ع) نمیگفتند که چون ما یار نداریم، قیام نمیکنیم؛ پس اینگونه نیست که مردم و یاری آنها مهم نباشد و فقط امداد غیبی و الهی منجر به ظهور شود.
پس این نگاه که کسی بگوید همه کارها را امام زمان خودشان انجام خواهند داد و با ظهور ایشان خداوند همه کارها را برای ایشان سهل و آسان میکند، مخالف بسیاری از روایات ماست و روایات و تصریح ائمه نشان میدهد که قیام حضرت مهدی(عج) زمانی رخ میدهد که مردم پای کار باشند، با امام همراهی کنند و سنگینی بار گسترش عدالت در عالم را به دوش بکشند.
بله؛ در روایات فراوانی مطرح شده که یکی از شرایط ظهور، مهیا شدن یاران امام است. پس باید زمینههایی فراهم شود و یارانی تربیت شوند که سنگینی این بار را بر عهده گیرند. از همین جاست که لزوم زمینهسازی و تربیت انسانهای خالص برای یاری امام زمان(عج) معلوم میشود. بنابراین زمینهسازی ظهور یک ضرورت است و باید برای آن کاری کرد.
توجه به این مسئله دو پیام مهم دارد. یکی پیام شخصی است و دوم پیام اجتماعی. پیام شخصی این اعتقاد، آن است که هر کس باید برای خودسازی تلاش کند تا بتواند خود را آماده خدمت کردن به امام زمان(عج) کند؛ یعنی طوری خودش را پرورش دهد که آماده ایثار، جانبازی، مجاهدت، مبارزه و مقاومت برای گسترش عدالت باشد.
یک وظیفه اجتماعی نیز وجود دارد و آن هم این است که منتظران باید دیگران را هم آماده کنند؛ چون باید پذیرش عمومی برای عدالت نیز باشد تا امام ظهور کنند. بنابراین باید با تبیین و تبلیغ، لزوم و شیرینی عدالت را به همگان بگوییم. همه باید عدالتطلب بار بیایند و جامعه طالب عدالت باشد. باندبازی، حزببازی، به دنبال منافع شخصی و گروهی بودن و نداشتن نگاه عدالتطلبی جهانی، مانع ظهور است.
متأسفانه دیدیم که برخی شعار نه غزه نه لبنان، سر میدادند؛ این افراد نگاه محدودی دارند، در حالی که اگر ما خواهان عدالت هستیم باید نگاه جهانی داشته باشیم و همه مشکلات مردم جهان را باید مشکل خودمان بدانیم.
ما معتقدیم که خداوند ظهور حضرت حجت را به «امتها» وعده داده است و همه جهان قرار است از وجود ایشان منتفع شوند. اینگونه نیست که امام زمان با ظهورشان فقط شیعه و یا فقط مسلمانان را نجات دهند. بنابراین پیروان ایشان نیز باید یک نگاه جهانی داشته باشند.
ما هم باید هم نگاه و عملکرد شخصی در خصوص اینکه خودمان چگونه هستیم و چگونه باید باشیم، داشته باشیم و هم نگاه جهانی. نباید بگوییم من با کسی کاری ندارم و فقط خودم را به عنوان یک منتظر تربیت میکنم و تلاش میکنم آدم خوبی باشم؛ برای ظهور طبیعتاً فراهم کردن زمینههای جهانی نیز لازم است، پس هم یک نگاه فردی و هم یک نگاه جمعی در وسعت جهانی نیاز است تا بتوانیم شاهد ظهور حضرت باشیم.
مهدویت یا به تعبیر جهانی منجیگرایی و اعتقاد به منجی یکی از محورهای گفتوگوی ملل و ادیان میتوان باشد. یعنی به قدری ظرفیتهای مشترک در این زمینه بین ادیان و مذاهب مختلف و حتی ادیان غیرآسمانی وجود دارد که میشود بر روی این سرمایه بزرگ بحث و تفاهم کرد.
یکی از مهمترین مباحث مربوط به منجیگرایی «عدالت» است. همه مذاهب و ادیان و حتی مکاتب بشری معتقد هستند که کسی خواهد آمد که زمین را از عدالت پر خواهد کرد و همه معتقد هستند که صالحان زمین را به ارث خواهند برد و هیچ یک از معتقدان به آمدن منجی بر این باور نیست که منجی کسی است که مثلاً شهوات را پرورش دهد، فساد را افزایش دهد و ... بلکه همه معتقد هستند که منجی کسی است که عدالت، صلاح، زندگی انسانی، نیک و سالم را گسترش خواهد داد.
همین موضوع میتواند یک محور مهم برای گفتوگوی بین بخش قابل توجهی از مردم جهان باشد که معتقدند کسی خواهد آمد که زمین را پر از عدالت خواهد کرد؛ موعودگرایان باید به این مسئله فکر کنند که: «حال که به چنین مسئلهای باور داریم، آیا نباید در برابر ظالمان و کسانی که آشکارا حقوق ملتها را زیر پا میگذارند مقاومت و ایستادگی کنیم و تبلیغ کنیم که همه باید طالب عدالت باشیم؟».
حتی اگر نخواهیم باورمندان به منجی را به اسلام، شیعه و باورهای مهدوی تشیع دعوت کنیم و فقط بخواهیم زبان و باور مشترکمان در خصوص ظهور را به اشتراک بگذاریم، این اقدام نیز کمک زیادی به فراهم کردن زمینه ظهور خواهد کرد. بنابراین گفتوگو و استخراج باورهای مشترک در زمینه منجیگرایی میتواند موضوع گفتوگوها و همایشهای گسترده بینالمللی باشد.
برای اینکه انسان سیر درستی داشته باشد و خدایی نکرده به اسم مهدویت جذب فرق انحرافی نشود یا عقاید نادرستی در این زمینه نداشته باشد، اولین اقدام پیدا کردن معرفت با مطالعه و کسب اطلاعات است تا بداند امام مهدی(عج) چه شخصیتی است، به دنبال چه اهدافی است، سیره حکومتی ایشان چگونه است و ... ؛ باید این مطالب را از منابع معتبر و افرادی که در این زمینه متخصص و قابل اعتماد هستند بیاموزد.
زمانی که نسبت به امام زمانمان معرفت و شناخت پیدا کردیم، یعنی هم امام زمان و هم اهداف ایشان را به خوبی شناختیم و نسبت به آن یقین پیدا کردیم، متوجه میشویم که کسانی میتوانند حضرت حجت(عج) را یاری کنند که طرفدار عدالت باشند؛ بنابراین خودمان را یک انسان عدالت طلب تربیت میکنیم و از جزئیترین مسائل زندگی شخصی خودمان در رعایت حقوق اطرافیان گرفته تا حقوق سایر مردم جهان عدالت را محور رفتارمان قرار میدهیم.
انسان وقتی عدالتخواه باشد طبیعتاً اهل سوء استفاده از قدرت و آنچه اکنون از آن به «زرنگ بازی» یاد میشود، نمیشود و حتی در شرایط اقتصادی کنونی هم عملکرد مالی خود را با محور کمک به تولید و اشتغال قرار میدهد نه سود و منفعت شخصی.
وقتی معرفت کسب شد، فرد وظایف خود را نیز میفهمد و خط امام را شناخته و به بررسی عملکرد خود میپردازد که آیا در مسیر امام زمان خود قرار دارد؟ و اگر امام زمان(عج) اکنون ظهور کند، آیا مسیری که در آن هست را تأیید خواهند کرد یا خیر؟ پس از شناخت و پیدا کردن معرفت نسبت به امام نیز، خودسازی و عمل در مسیر اهداف حضرت حجت(عج) گامهای بعدی یک منتظر واقعی است.
انتهای پیام