کد خبر: 4332770
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۳
استاد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی بیان کرد

تمرکز آمریکا بر پرونده هسته‌ای؛ تاکتیک مقطعی یا تغییر راهبرد

محدود شدن دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا بر موضوع هسته‌ای و پذرش آن توسط آمریکا نشانه‌ای از نوعی انعطاف تاکتیکی در مواضع واشنگتن است؛ از نگاه غلامرضا کریمی تداوم این مسیر به پایبندی آمریکا به همین دستور کار محدود، وابسته است و هرگونه تلاش برای گسترش مطالبات، مذاکرات را با چالش جدی روبرو خواهد کرد.

غلامرضا کریمی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی

جمعه ۱۷ بهمن‌ماه، هیئت‌های ایرانی و آمریکایی در مسقط نشستی برگزار کردند که به‌طور مشخص بر فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران متمرکز بود. این گفت‌وگوها در شرایطی انجام شد که ایران پیش‌تر در خردادماه امسال پنج دور مذاکره را پشت سر گذاشته و در آستانه دور ششم، قصد ارائه طرح پیشنهادی خود را داشت اما وقوع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ترور فرماندهان، دانشمندان و شماری از مردم، روند مذاکرات را متوقف کرد و موج تازه‌ای از بی‌اعتمادی نسبت به آمریکا را شکل داد.

این بی‌اعتمادی در دی‌ماه نیز با بروز ناآرامی‌هایی که از آن با عنوان فتنه آمریکایی ـ صهیونیستی یاد می‌شود و به جان‌باختن و آسیب دیدن تعدادی از شهروندان انجامید، تشدید شد و بر پیشینه بدبینی‌های قبلی افزود. اکنون همین فضای بی‌اعتمادی، یکی از چالش‌های جدی پیش‌روی مذاکرات به شمار می‌رود. با این حال، تأمین منافع مردم ایران، صیانت از حاکمیت و امنیت ملی و پرهیز از زیاده‌خواهی و ماجراجویی در تصمیم‌گیری‌های دو طرف، می‌تواند مسیر این گفت‌وگوها را به سمت توافق‌هایی قابل قبول هدایت کند.

در این راستا ایکنا با غلامرضا کریمی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی گفت‌وگو کرده که در ادامه می‌خوانیم:

نگرانی آمریکا از آمادگی ناکافی برای حمله فوری

ایکنا ـ چه شد که آمریکا با وجود ایجاد فضای جنگی و تهدیدهای نظامی علیه ایران، در نهایت به مذاکره روی آورد؟ آیا این تغییر رویکرد تحت تأثیر مواضع ایران بود یا میانجی‌گری کشورهای منطقه؟

مجموع تحولاتی که از دی‌ماه به بعد رخ داد، تنش میان ایران و آمریکا را به سطحی رساند که منطقه خاورمیانه در شرایط بسیار خطرناکی قرار گرفت. با ورود تجهیزات سنگین دریایی و نظامی آمریکا به خلیج فارس، احتمال آغاز درگیری نظامی کاملاً جدی شده بود. در چنین شرایطی این جمع‌بندی شکل گرفت که اگر جنگی رخ دهد، قطعاً محدود نخواهد بود و ابعاد منطقه‌ای پیدا می‌کند و تمامی پایگاه‌های آمریکا در منطقه به‌عنوان اهداف مشروع تلقی خواهند شد.

به نظر می‌رسد خود آمریکایی‌ها نیز به این نتیجه رسیدند که آمادگی لازم برای یک حمله فوری و گسترده را ندارند. از سوی دیگر، پیامدهای چنین جنگی برای کل منطقه قابل پیش‌بینی نبود و می‌توانست شرایط را از کنترل خارج کند.

کشورهای منطقه، به‌ویژه کشورهای عربی و همچنین ترکیه، طی سال‌های اخیر وارد فاز توسعه اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی شده‌اند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند که آغاز یک جنگ گسترده و طولانی، زیرساخت‌های اقتصادی‌ آنها را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. همین نگرانی باعث شد این کشورها مداخله مؤثری انجام دهند و از آمریکا بخواهند که مسیر دیپلماسی را مجدداً در دستور کار قرار دهد.

بازدارندگی نظامی ایران، عامل مهم در جلوگیری از جنگ

در واقع فشار و درخواست کشورهای منطقه از ترامپ سبب شد که علی‌رغم فراهم بودن بستر تقابل نظامی، بار دیگر فرصت به دیپلماسی داده شده و مذاکرات آغاز شود که اولین دور آن نیز رو گذشته برگزار شد.

در کنار این ملاحظات، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های نظامی ایران نیز مورد توجه کشورهای منطقه و آمریکا قرار داشت. این توان بازدارنده، در کنار ملاحظات اقتصادی و سیاسی منطقه، نقش مهمی در جلوگیری از وقوع درگیری نظامی ایفا کرد.

هرچند ممکن است برخی کشورهای عربی تمایل نداشته باشند ایران قدرتمند در کنار آن‌ها باشد، اما در شرایط تقابل مستقیم ایران و آمریکا، هرگونه جنگ می‌توانست منافع آن‌ها را به‌شدت تهدید کند؛ بنابراین ترجیح دادند فعلاً از وقوع جنگ جلوگیری کنند و مسیر مذاکره فعال شود. البته ایران نیز ظرفیت‌های نظامی خاص خود را برای تقابل داشت که مورد توجه کشورهای منطقه و آمریکا قرار گرفت تا حمله نظامی انجام نشود. 

موضع روشن ایران درباره مسائل موشکی و منطقه‌ای

ایکنا ـ تحلیل کلی شما از مذاکرات روز گذشته چیست؟ اینکه آمریکایی‌ها برخلاف گذشته، این‌بار صرفاً بر مسئله هسته‌ای تمرکز کردند و موضوعاتی مانند توان موشکی و مسائل منطقه‌ای را مطرح نکردند، چه معنایی دارد؟

به‌هرحال نوعی آشکارگی در مواضع ترامپ وجود دارد که پذیرفته وارد مذاکره شود و تمرکز را صرفاً بر موضوع هسته‌ای قرار دهد. البته این به معنای آن نیست که حتماً مذاکرات موفقیت‌آمیز خواهد بود، چرا که این احتمال وجود دارد در ادامه، مطالبات یا دستور کار آن‌ها گسترش پیدا کند.

مواضع ایران از قبل در خصوص موضوعات موشکی و مسائل منطقه‌ای کاملاً مشخص بود و این موضوعات اساساً وارد دستور کار مذاکرات نخواهد شد. بنابراین اگر آمریکایی‌ها واقعاً اراده داشته باشند که صرفاً بر همان موضوعی که ترامپ نیز اعلام کرده یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تمرکز کنند، زمینه برای ادامه مذاکرات فراهم خواهد بود.

ایران پیش‌تر نیز اعلام کرده که به دنبال سلاح هسته‌ای نیست. اگر موضوع مذاکره صرفاً در همین چارچوب باقی بماند، طبیعتاً مذاکرات می‌تواند ادامه پیدا کند و حتی به نتایج مناسبی نیز برسد.

خطر گسترش دستور کار در دورهای بعدی

اما اگر مشابه دفعات قبل، در دورهای دوم و سوم مذاکرات تلاش شود دستور کار تغییر کند و موضوعات جدیدی به آن افزوده شود، طبیعی است که مذاکرات با چالش مواجه خواهد شد. به‌ویژه اینکه در چنین شرایطی احتمال فعال شدن لابی صهیونیستی در داخل آمریکا نیز افزایش می‌یابد.

انتظار ما این بود که مذاکرات به‌صورت مستقیم و محرمانه با آمریکا انجام شود تا امکان مداخله گسترده لابی‌ها کاهش یابد اما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم. امیدواریم همان دستور کاری که در دور اول مشخص شده، در مراحل بعدی نیز حفظ شود و مذاکرات بتواند به سرانجام برسد.

دیپلماسی؛ عرصه بده‌بستان برای جلوگیری از جنگ

ایکنا ـ حضور فرمانده سنتکام در روند مذاکرات و همچنین اعمال تحریم‌ها و تعرفه‌های جدید از سوی آمریکا بلافاصله پس از گفت‌وگوها، این شائبه را ایجاد کرده که واشنگتن به‌دنبال پیشبرد مذاکرات در فضای تهدید است. تحلیل شما چیست؟

طبیعتاً آمریکا به‌عنوان قدرت هژمون نظام بین‌الملل تلاش می‌کند تمامی اهداف و انتظارات خود از مذاکرات را محقق کند. ترامپ نیز همواره در فضای داخلی آمریکا تأکید داشته که توافق برجام، بدترین توافق تاریخ بوده و اکنون انتظار دارد ایران، امتیازاتی فراتر از آنچه در برجام داده، ارائه کند؛ در حالی که ایران بارها اعلام کرده پیشنهادی فراتر از برجام ندارد.

مذاکرات ذاتاً پیچیده است و هر طرف به‌دنبال منافع خود است اما اساس دیپلماسی بر «بده‌بستان» و یافتن راه‌حل‌هایی است که مانع از شعله‌ور شدن جنگ شود. دیپلمات‌ها معمولاً می‌توانند مسیرهای جایگزین جنگ را پیدا کنند و این ظرفیت همچنان وجود دارد.

افزایش تحریم‌ها و فشارها در کنار مذاکره، بخشی از رویکرد همیشگی آمریکاست. آن‌ها تلاش می‌کنند با ایجاد فضای تهدید، دست برتر را در میز مذاکره داشته باشند. با این حال، اراده ایران بر این است که جنگی رخ ندهد.

محاسبات ایران برای جلوگیری از جنگ

در صورت وقوع جنگ، با توجه به شرایط جغرافیایی و زیرساختی، طبیعتاً آسیب‌های بیشتری متوجه ایران خواهد شد؛ چرا که سرزمین آمریکا دوردست است و ایران عمدتاً به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه دسترسی دارد. همین مسئله باعث شده ایران تلاش کند از طریق دیپلماسی مانع آغاز درگیری شود.

اگر مطالبات و توقعات آمریکا از چارچوب متعارف خارج شود و موضوعاتی مانند توان موشکی یا محور مقاومت وارد دستور کار شود، طبیعی است که مذاکرات با شکست مواجه خواهد شد اما اگر اراده آمریکا بر حل‌وفصل موضوع هسته‌ای در همین چارچوب محدود باشد، امکان رسیدن به جمع‌بندی وجود دارد.

ایران حتی آمادگی دارد برای یک دوره محدود درباره برخی اقدامات هسته‌ای به توافق برسد، مشروط بر اینکه دستور کار مذاکرات گسترش پیدا نکند و در همان چارچوب اولیه باقی بماند.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha