
به قلم خسرو غنیزاده، کارشناس اقتصاد اسلامی
در دنیای امروز که نوسانات پولی و شکاف طبقاتی به چالشی جهانی تبدیل شده، بازخوانی نظام اقتصادی اسلام که مبتنی بر وحی و سنت نبوی است، میتواند راهگشا باشد. این نظام، مجموعهای به هم پیوسته از ابزارها و اهداف است که در آن پول، واحد اندازهگیری، زمانبندی مالیاتی و هدف توزیع ثروت، حلقههای یک زنجیره منسجم را تشکیل میدهند.
اسلام برای رهایی از ظلم نوسانات مصنوعی ارزش پول، طلا و نقره را به عنوان پایه پولی و معیار سنجش ارزش تثبیت کرد. بر خلاف پولهای فیات امروزی که ارزش آنها دستساز نهادهای قدرت است، دینار طلا و درهم نقره، دارای ارزش ذاتی و جهانی هستند. این امر ثبات اندازهگیری را در بلندمدت تضمین میکند و معاملات و داراییها را از تورمهای افسارگسیخته مصون میدارد.
تمامی احکام مالی اسلام نیازمند یک واحد اندازهگیری مشخص و ثابت است. پیامبر اکرم (ص) نصابهای زکات را بر اساس همین واحدهای ثابت طلا و نقره تعیین فرمودند. به عنوان مثال، نصاب زکات طلا، ۲۰ دینار و نصاب نقره، ۲۰۰ درهم است. این نصاب، در واقع خط فقر مطلق نیست، بلکه حد توانمندی مالی است که فرد با عبور از آن، در شبکه امنیت اقتصادی جامعه سهیم شده و باید سهم نیازمندان را بپردازد.
اسلام برای واجب شدن زکات، شرط گذشت یک سال قمری کامل (حول) را قرار داده است. این دوره، آزمونی برای تمایز بین ثروت راکد و ثروت در حال گردش و تولید است. تنها اموالی که طی یک سال، فعال و مولد بودهاند و برای صاحبشان باقی ماندهاند، مشمول زکات میشوند. این شرط، انگیزه تولید و سرمایهگذاری را افزایش میدهد.
زکات تنها یک مالیات خشک اداری نیست. این فریضه، همزمان سه کارکرد اصلی دارد:
· پالایش روانی: دارایی و روح پرداختکننده را از بخل و دلبستگی افراطی پاک میکند.
· تأمین اجتماعی: منابع مالی مستمری را برای حمایت از فقرا، درماندگان و اقشار آسیبپذیر جامعه فراهم میآورد.
· تحریک گردش ثروت: با خارج کردن بخشی از پول از انباشت در دست ثروتمندان و تزریق آن به پایینترین سطوح جامعه که بیشترین میل نهایی به مصرف را دارند، چرخه اقتصاد را به گردش درمیآورد و تقاضا را افزایش میدهد.
هدف غایی این نظام یکپارچه، گردش عادلانه و مستمر ثروت در بدنه جامعه است. قرآن کریم صراحتاً میفرماید: «تا ثروت در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد» (حشر/ آیه۷). این نظام با ابزارهای دقیق خود، از انباشت بیرویه و رکود ثروت جلوگیری کرده و آن را به سمتی هدایت میکند که در مسیر تولید، اشتغال و رفع نیازهای عمومی به جریان بیفتد.
اقتصاد اسلامی، یک معماری منسجم است که در آن، ثبات پول (طلا و نقره)، سنجش عادلانه (نصاب)، زمانبندی حکیمانه (حول) و ابزار توزیع (زکات) در خدمت یک هدف متعالی قرار گرفتهاند: ایجاد جامعهای متوازن، عادل و پویا. بازگشت به این اصول نه یک ارجاع تاریخی صرف، بلکه میتواند چراغ راهی برای طراحی الگوهای اقتصادی مقاوم و عادلانه در عصر حاضر باشد.
انتهای پیام