
به قلم حسین عبداللهی، کارشناس مسائل سیاسی
جنگ 40 روزه علیه ایران را نمیتوان صرفاً یک درگیری کوتاهمدت یا یک تنش گذرا در تقویم تحولات منطقهای دانست. این رویارویی، چه آن را در قالب تقابل نظامی مستقیم ببینیم و چه در چارچوب فشارهای ترکیبی امنیتی، اقتصادی و رسانهای، در عمل به صحنهای برای آزمودن اراده ملی ایران و سنجش الگوهای جدید فشار از سوی رژیمهای استکباری تبدیل شد. به عبارت دیگر، آنچه در این 40 روز رخ داد، ادامه منطقی سالها فشار، تهدید و تحریم بود اما در قالبی فشردهتر، عریانتر و منسجمتر.
رژیمهای استکباری طبق روال همیشگی، تلاش کردند این رویارویی را با پوشش مفاهیمی نظیر «حفظ ثبات منطقه»، «مهار تهدید» یا «حمایت از امنیت بینالمللی» توجیه کنند اما بررسی دقیق صحنه نشان میدهد که فراتر از شعارها، هدف اصلی، اعمال حداکثری فشار بر ارکان قدرت و مقاومت در ایران بود. در جنگ 40 روزه، آنها در واقع میکوشیدند چند پیام را همزمان ارسال کنند: نخست، به ایران که هرگونه پافشاری بر استقلال و نقشآفرینی منطقهای هزینه خواهد داشت؛ دوم، به متحدان و همپیمانان ایران در منطقه که هزینه همراهی با تهران بالاست؛ و سوم، به افکار عمومی داخلی خودشان که هنوز قادرند «اراده و قدرت» خود را در جهان به نمایش بگذارند.
آنچه این نبرد را از درگیریهای مشابه متمایز میکند، ماهیت ترکیبی و چندلایه آن بود. رژیمهای استکباری از نخستین روز با طرحی هماهنگ کوشیدند همزمان در چهار جبهه وارد میدان شوند: جبهه امنیت و دفاع، جبهه اقتصاد و تحریم، جبهه افکار عمومی و رسانه، و جبهه دیپلماسی بینالمللی. هدف آنها واضح بود؛ ایجاد اختلال در انسجام داخلی و القای ناتوانی در برابر فشارهای خارجی اما اتفاقی که افتاد، خلاف همه محاسبات آنان بود. ایران با واکنشی سنجیده، سطح تهدید را کنترل و از تبدیل یک بحران به جنگی فراگیر جلوگیری کرد، در حالی که در عرصه روانی و رسانهای ابتکار عمل را به دست گرفت.
در طول این 40 روز، مردم، رسانهها و نهادهای مختلف کشور تصویری تازه از مفهوم «مقاومت هوشمند» ترسیم کردند. در میدان، نیروهای دفاعی با تمرکز بالا نشان دادند دکترین بازدارندگی ایران چیزی فراتر از شعار است. در پشت جبهه نیز، رسانههای داخلی توانستند روایت رسمی و واقعی را منتقل کنند و اجازه ندهند موج عملیات روانی دشمن فضای افکار عمومی را منحرف سازد. این هماهنگی میان میدان و رسانه، یکی از برجستهترین نقاط قوت ایران در این جنگ بود.
اما چرا دشمن پس از 40 روز کاهش تنش را برگزید؟ پاسخ را باید در هزینههای فزاینده و دستاوردهای ناچیز جستوجو کرد. از یکسو، واکنش قاطع ایران نشان داد که هرگونه ادامه درگیری میتواند برای مهاجمان تبعات غیرقابل پیشبینی داشته باشد. از سوی دیگر، همراهی مردمی، همدلی رسانهای و آمادگی زیرساختی کشور هزینه بهرهبرداری سیاسی را برای طراحان جنگ به شدت بالا برد. در همین مدت کوتاه، آنان دریافتند که ایرانِ ۱۴۰۰، دیگر ایرانِ قابل فشار یکجانبه نیست؛ کشوری است که میتواند تهدید را به فرصت تبدیل کند و از دل بحران، انسجام بسازد.
پایان جنگ 40 روزه، در واقع آغاز مرحله جدیدی از بازتعریف قدرت ایران بود. یکی از مهمترین پیامهای این مقطع، اهمیت تابآوری ملی و قدرت نرم است. تجربه نشان داد که سلاح اصلی ایران در برابر تهاجم ترکیبی، نه فقط موشک یا تجهیزات نظامی، بلکه اعتماد و پیوند عمیق مردم با آرمانهای کشور است. همین همبستگی اجتماعی بود که اجازه نداد دشمن از ابزار رسانه و تحریم برای تفرقهافکنی بهره ببرد.
در بعد راهبردی، این جنگ ثابت کرد که دکترین دفاعی ایران بر پایه بازدارندگی پویا شکل گرفته است. کشور بهجای انفعال یا واکنش احساسی، مسیر عقلانیِ کنترل درگیری، حفظ برتری اطلاعاتی و استفاده از ظرفیت دیپلماسی را در پیش گرفت. در نتیجه، طرف مقابل نتوانست هیچیک از اهداف اعلامی خود را محقق کند؛ نه موقعیت ایران در منطقه تضعیف شد، نه برنامههای ملی متوقف و نه اراده مردم شکسته شد.
جنگ 40 روزه نشان داد که نبردهای امروز، فراتر از توپ و تانک، در میدان آگاهی، رسانه و اقتصاد جریان دارند. ایران در این میدان چندبعدی توانست درسی عملی از صبر، اقتدار و سیاستورزی ارائه دهد. شاید مهمترین دستاورد این مقطع آن باشد که ملت و حاکمیت، هر دو دریافتند تنها راه عبور از فشار بیرونی، یکپارچگی درونی و تقویت توان ملی است.
اکنون که غبار درگیری فرو نشسته، نگاه بسیاری از ناظران جهانی به جملهای واحد ختم میشود: «40 روز جنگ کافی بود تا نشان دهد ایران نه هدف آسانی برای حمله است و نه کشوری که بتوان آن را از مسیرش منحرف کرد.» این جنگ، بیش از هر چیز، روایت ایستادگی ایرانی بود که در سختترین شرایط، با تکیه بر عقلانیت و ایمان، نهتنها دوام آورد بلکه در ذهن میلیونها نفر در سراسر منطقه، تصویری تازه از قدرت و ثبات بهجا گذاشت.
دشمنان ایران گمان داشتند در این بازه محدود میتوانند با ترکیبی از فشار نظامی، تحریم اقتصادی و عملیات رسانهای، توان ملی کشور را در هم بشکنند، اما نتیجه برعکس شد؛ ایران نهتنها ایستاد، بلکه الگوی تازهای از مقاومت هوشمندانه و مدیریت بحران به نمایش گذاشت.
انتهای پیام