کد خبر: 4349301
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۷
واعظی در گفت‌وگو با ایکنا مطرح کرد

شهید لاریجانی؛ «فرزند حکیم ایران» و نماد عقلانیت سیاسی

رئیس دفتر رئیس دولت دوازدهم با مرور ویژگی‌های شخصیتی و مدیریتی شهیدلاریجانی؛ از عقلانیت، اعتدال و شجاعت او در تصمیم‌گیری‌های کلان سخن گفت و او را «فرزند حکیم ایران» نامید.

شهید لاریجانی؛ «فرزند حکیم ایران» و نماد عقلانیت سیاسی

به مناسبت چهلم شهادت شهید علی لاریجانی، بازخوانی ابعاد شخصیتی و کارنامه این چهره برجسته سیاسی و فکری، اهمیتی دوچندان یافته است. در همین راستا، خبرنگار ایکنا با محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس دولت دوازدهم، به گفت‌وگو نشسته است تا از زوایای کمتر گفته‌شده زندگی، منش و عملکرد این شهید سخن بگوید. این گفت‌وگو تلاشی است برای ترسیم تصویری روشن از عقلانیت، اعتدال و روحیه خدمت‌گزاری و مجاهدت در سیره شهید لاریجانی. همچنین در خلال این مصاحبه، نقش و تأثیرگذاری وی در مقاطع حساس کشور مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانیم.

ایکنا ـ شهید لاریجانی از جمله افرادی بود که هم در حوزه فلسفه تحصیل کرده بودند و هم اهل حکمت به شمار می‌آمدند. با توجه به این پیشینه علمی و فکری، اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط در گفتار و عملکرد سیاسی ایشان مشهود بود. در این خصوص توضیح می‌فرمایید؟

ارتباط بنده با شهید حکیم دکتر علی لاریجانی به اوایل سال ۱۳۵۹ بازمی‌گردد. پیوندی نزدیک و عمیق که عمرش از همان ایام تا واپسین روزهای حیات پربرکت ایشان مستمر بود. حقیقتاً شخصیت شهید عزیز خودساخته و برآمده از مجاهدت درونی و مطالعه مداوم بود. در خاطر دارم که از همان ایام جوانی و در برهه اشتغال به تحصیل در دانشگاه همزمان در جلسات درسی شهید مطهری نیز حضور می‌یافت و به‌تدریج مسیر علمی و فکری خود را با نگاهی ژرف بازنگری کرد و هنگامی که به این جمع‌بندی رسید که می‌توان از عمر و مسیر تحصیلی بهره‌ای والا و ثمربخش‌تر برد، با شجاعت و درایت، رشته تحصیلی خود را تغییر داد.

این منش، تنها در عرصه علم محدود نماند، بلکه در طول دوران مسئولیت و خدمت‌گزاری نیز با همان جدیت و تأمل ژرف استمرار یافت. چنان‌که در هر جایگاهی عهده‌دار مسئولیتی می‌شدند، با اتکا به مطالعه‌ای مستمر، دقت‌نظری ژرف و احاطه‌ای همه‌جانبه بر امور، می‌کوشیدند اهداف متعالی سازمان را با نهایت اتقان و تدبیر به سرانجامی اثربخش رهنمون سازد.

با همین رویکرد، دوران تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را با خصایص ممتاز و منحصربه‌فرد خویش استمرار بخشید و در تمامی عرصه‌های فرهنگی و موضوعات گوناگون، نگاه او همواره معطوف به تأمین منافع ملی و پاسداری هوشمندانه از امنیت و ثبات کشور بود. نگاهی ژرف‌نگر و مسئولانه که فرهنگ را نه صرفاً حوزه‌ای اجرایی، بلکه ساحتی راهبردی در حفظ هویت و اقتدار ملی تلقی می‌کرد.

شهید لاریجانی در دوران مسئولیت‌های مدیریتی خویش، هرگز اسیر تعصب بر آرای شخصی نشد و از جزم‌اندیشی و پافشاری بر دیدگاه‌های خود به‌کلی پرهیز داشت. این خصلت کم‌نظیر، او را به مدیری مبدل گردانید که نه در حصار باورهای خود محبوس می‌ماند و نه در برابر اندیشه‌های نو و نقدهای دلسوزانه جبهه می‌گرفت، بلکه از تضارب آرا استقبال می‌کرد و آن را فرصتی برای دستیابی به تصمیمی پخته‌، سنجیده و کارآمدتر می‌دانست.

اینجانب بارها و به‌کرات از نزدیک، شاهد این روحیه متعالی و کم‌نظیر بوده‌ام. برای نمونه، در جریان گفت‌وگوهای مشترکی که به بازخوانی و مرور دوران ده‌ساله ریاست ایشان بر سازمان صداوسیما اختصاص داشت، اذعان می‌کرد که در دوره مسئولیت‌شان، در حوزه توسعه، اقدامات ارزشمند و مؤثری به انجام رسیده و در بخش محتوا نیز توفیقات قابل توجهی حاصل شده است. با این حال، با همان تواضع فکری و اخلاقی و حسب صراحتی ستودنی می‌پذیرفتند که پاره‌ای از تصمیمات آن روز، اگر هم اکنون در معرض انتخاب قرار می‌گرفت، به همان شیوه پیشین اتخاذ نمی‌شد و می‌توانست مسیر متفاوت و پخته‌تری بیابد.

شهید لاریجانی هرگاه که مصلحت، عقلانیت و منافع ملی اقتضا می‌کرد همواره با سعه‌صدر، روحیه‌ای نقدپذیر، ذهنی گشوده و با صراحت لهجه آماده بازنگری، اصلاح و حتی عدول از نظرات پیشین خود بود و به امور کارشناسی به دور از هیجان و نظرات کارشناسان و مبانی علمی اعتقادی عمیق داشت. به‌عنوان نمونه، در دوران ریاست ایشان بر قوه مقننه بسیاری از طیف همفکران با برجام مخالفت داشتند، اما آنچه برای او در مرتبه نخست اهمیت داشت، مصالح کلان کشور بود.

هنگامی که با تحقیق، بررسی و گفت‌وگوهای گسترده کارشناسی، نظرات آقای ظریف و دیگر صاحب‌نظران را شنید و با مخالفان این موضوع نیز به‌ تفصیل به بحث نشست، نهایتا به این جمع‌بندی رسید که تصویب برجام برای کشور مفید و نافع است. ازاین‌رو، با صراحتی برخاسته از صداقت، شجاعت و مسئولیت‌پذیری، موضع خویش را علنی و بی‌پرده اعلام داشت و به این توافق رأی داد. آن هم در حالی که در جایگاه ریاست مجلس قرار داشت و آگاهانه خود را در معرض فشارهای سنگین و هزینه‌های قابل توجه قرار داد و با درکی روشن از پیامدها، تبعات این تصمیم را با طیب خاطر پذیرا شد.

بسیار حائز اهمیت است که یک سیاستمدار، آگاهانه و در مسیر منافع ملی و مصالح مردم، از اعتبار شخصی خود هزینه کند و تصمیمی اتخاذ نماید که شاید برای او به مراتب پرهزینه باشد اما در نهایت به سود کشور تمام شود. در سیره شهید فیلسوف علی لاریجانی، نمونه‌های متعددی از این جنس خردورزی و ایثار سیاسی به‌وضوح قابل مشاهده است.

به‌عنوان نمونه، شهید لاریجانی در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کرد اما نهایتاً صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان احراز نشد. با وجود فشارهای سنگین و توصیه‌های مکرری که از سوی دوستان و نزدیکان مطرح می‌شد، هرگز کوچک‌ترین خللی در ثبات منش، سلوک فردی و رویکرد خدمت‌محور ایشان مشاهده نکردم. شهید لاریجانی پس از ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ با همان صلابت درونی و آرامش برخاسته از یقین، مسیر فعالیت‌های فکری و اجرایی خود را تداوم بخشیدند و همچنان با تعهدی استوار، در دفاع از نظام پایدار ماندند. 

در سال ۱۴۰۳ نیز یقین ایشان به مشیت الهی و پایبندی استوارشان به نظام عیناً تکرار شد و علی‌رغم عدم احراز صلاحیت برای دومین مرتبه، نه در مواضع شهید عزیز خللی پدید آمد و نه در نگاه بلند وی به عزت ملی و مصالح کلان کشور، کمترین تغییری رخ داد. به ویژه آن زمان که مسئولیت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را پذیرفت، بار دیگر نشان داد که از روحیه‌ای ممتاز و کم‌نظیر برخوردار است. معمولاً پذیرش چنین مسئولیتی برای فردی که ۳ دوره متوالی به طول ۱۲ سال ریاست مجلس را بر عهده داشته، کمتر رخ می‌دهد. این تصمیم در مقطعی اتخاذ شد که کشور در شرایطی بسیار حساس و پرتنش قرار داشت.

پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، در وضعیتی که فضای عمومی همچنان از ثبات لازم برخوردار نبود، همگان احتمال وقوع جنگ تحمیلی سوم را جدی می‌دانستند و نگرانی بر همگان سایه افکنده بود، ،ایشان این مسئولیت خطیر را با شجاعت پذیرفت و مستمراً با ایرانیان به سخن نشست. وی به‌طور مستمر در عرصه دیپلماسی عمومی و در جریان مصاحبه‌ها و توئیت‌ها پاسخگو بود و مواضع خویش را در برابر هر آنچه علیه منافع مردم و کشور مطرح می‌شد، با صراحت و روشنی بیان می‌کرد.

در حقیقت، شهید لاریجانی آگاهانه در مسیری دشوار و پرمخاطره گام نهادند و با علم به خطرات پذیرش این مسئولیت خطیر سرانجام به آرزوی دیرینه خود رسید و به فیض عظیم شهادت نائل آمد. به تعبیر یکی از دوستان، اگر شورای نگهبان صلاحیت او را تأیید نکرد، خداوند متعال با اعطای فیض عظمای شهادت، صلاحیت او را مُهر تأیید زدند. 

اما آنچه در این میان اصل و محور بحث ماست، این است که شهید لاریجانی انسانی خودساخته، خودگذشته و متواضع بود و با آگاهی کامل می‌دانست چه مسیری را برگزیده است. آنچه می‌توانم با اطمینان بیان کنم، این است که در جلسات متعدد دولت و ریاست‌جمهوری، اعم از جلسات سران قوا، شورای عالی هماهنگی اقتصادی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی، ایشان همواره با مطالعه‌ای عمیق و آمادگی کامل حضور می‌یافت. یکی از ویژگی‌های اخلاقی بسیار برجسته شهید لاریجانی این بود که مطالب جلسات را با دقت یادداشت می‌کرد تا بعدها از آن‌ها بهره گیرد. همواره حضوری کاملاً فعال، پویا و اثرگذار داشت.

شهید لاریجانی؛ «فرزند حکیم ایران» و نماد عقلانیت سیاسی

 هر زمان که در مباحث به بن‌بست می‌رسیدیم یا آرای متعدد و متعارض مطرح می‌شد، او همواره می‌کوشید گره‌گشا باشد. ایشان نمونه‌ای ممتاز از یک شخصیت جدی، معتدل و عقلانی بود و مطلقاً از سنخ افرادی نبود که در کشمکش‌های جناحی، خطی و شخصی درگیر شوند. شهید لاریجانی همواره بر مدار عقلانیت و اعتدال گام برمی‌داشت و هر پیشنهادی که مطرح می‌کرد، معطوف به ثمربخشی برای مردم، حفظ عزت کشور و سربلندی نظام بود. حقیقتاً جای خالی ایشان در این روزهای دشوار بسیار محسوس است. در شرایطی که بیش از هر زمان دیگر به یک شخصیت جامع‌الاطراف و چندبعدی نیازمندیم، ایشان می‌توانست برای کشور نقشی بسیار مؤثر و سازنده ایفا کند؛ لذا اگر بخواهم شخصیت شهیدلاریجانی را در یک جمله شرح دهم، باید عرض کنم که ایشان «فرزند حکیم ایران» بود.

ایکنا - پس از انتصاب شهید لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی (در پی جنگ ۱۲ روزه)، ایشان چه سهمی در مدیریت و هماهنگی میدان و دیپلماسی و ایجاد انسجام و وحدت ملی در جامعه و فضای سیاسی کشور داشتند؟

شهیدلاریجانی به‌واسطه مجموعه عواملی که پیش‌تر عرض کردم و با توجه به شخصیت و توانمندی‌های ممتاز خود، بسیار سریع، دقیق و مؤثر وارد میدان شد. زمانی که برای بار دوم مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی را پذیرفت، به‌خوبی روشن بود که این جایگاه را به‌طور کامل می‌شناسد؛ چراکه در آغاز دولت نهم نیز همین مسئولیت را بر عهده داشت و از همان زمان، با پیچیدگی‌ و دشواری‌های دبیرخانه به‌ویژه در شرایط حساس جنگ، آشنایی و اشرافی دقیق پیدا کرده بود. لذا توانست در مدتی کوتاه هماهنگی بسیار مؤثری با دولت برقرار سازد. امری که از اهمیت بسزایی برخوردار بود. همچنین به‌واسطه ارتباط نزدیک و دیرینه‌ای که از دوران حضور در مجلس با آقای پزشکیان داشت، این تعامل به‌سرعت شکل گرفت و همکاری بسیار مطلوبی میان طرفین پدید آمد.

شهید لاریجانی از ظرفیت بسیاری از شخصیت‌های صاحب‌نظر و سرمایه‌های انسانی کشور که در آن مقطع در مسئولیت اجرایی مستقیم حضور نداشتند، به‌نحو شایسته‌ای بهره برد. افزون بر این، با تشکیل کمیته‌های متعدد و تخصصی، زمینه انسجام و انتظام امور را فراهم ساخت. از سوی دیگر، به‌دلیل ارتباط نزدیک و مؤثر با برادران سپاه و ارتش در مسئولیت‌های پیشین و حتی سابقه حضور نظامی خودشان در دهه ۶۰ در میان نیروهای سپاه و ارتش نیز از مقبولیت و اعتماد بالایی برخوردار بود.

اهمیت جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی در آن است که بتواند هماهنگی لازم را میان نهادها و ارگان‌های مختلف، اعم از نظامی، غیرنظامی، سیاسی و امنیتی، برقرار سازد و از سوی دیگر، این نهادها نیز دبیر مربوطه را به‌عنوان شخصیتی مورد اعتماد و شایسته بپذیرند. ایشان به‌واسطه همین ویژگی‌های شخصیتی و مدیریتی، به‌سرعت جایگاه خود را تثبیت کرد و در مدتی کوتاه نقشی تعیین‌کننده و راهبردی ایفا کرد.

علاوه بر این، با توجه به سال‌های حضورشان به‌عنوان نماینده و مشاور رهبر شهید انقلاب، توانست در ایجاد یکپارچگی مورد نیاز در آن شرایط دشوار، به‌ویژه در دوران دفاع مقدس رمضان که ۴۰ روز به طول انجامید، بسیار موفق عمل کند. شهید لاریجانی این هماهنگی را به‌نحو شایسته‌ای برقرار ساخت و مدیریت مؤثر و چندجانبه‌نگر را به نمایش گذاشت. در نتیجه، تقریباً تمامی جناح‌های سیاسی نیز نقش ایشان در کمک به ثبات کشور را پذیرفتند و با وی همراه شدند.

ایکنا - در شرایط امروز کشور، چقدر به افرادی شبیه تفکر و اندیشه شهید لاریجانی نیاز داریم؟ کسانی که بتوانند بین ارگان‌های نظامی و غیرنظامی هماهنگی ایجاد کنند و همه جناح‌ها حرفشان را قبول داشته باشند، درست همان‌طور که ایشان در دوران جنگ ۴۰ روزه (جنگ رمضان) این کار را کردند؟

الحمدلله مردم ما مردمی آگاه، فهیم و زمان‌شناس‌اند و خود به‌خوبی می‌دانند که در چنین شرایطی باید تمامی دیدگاه‌ها و اختلاف‌نظرها را کنار گذاشت. اولویت نخست و نهایی، حمایت از منافع ملی و پشتیبانی از همه بخش‌هایی است که برای کشور تلاش می‌کنند. در این مسیر، مهم‌ترین وظیفه ما حمایت از دولت، پشتیبانی از رزمندگان ارتش و سپاه و نیز تقویت پشتوانه معنوی و سیاسی تیم مذاکره‌کننده است تا پیروزی‌ها و دستاوردهایی که در میدان جنگ حاصل شد، در قالب یک پیروزی عزتمندانه تثبیت گردد؛ پیروزی‌ای همراه با امتیازات و دستاوردهای بزرگ برای آینده کشور.

امیدوار و خوش‌بین هستم که در عرصه مذاکرات نیز بتوانیم همان توفیقی را که در میدان و جنگ به دست آمد، تکرار کنیم. البته مشروط بر آنکه اختلافات کنار گذاشته شود و تفرقه مجال بروز نیابد. همان‌گونه که مردم با اتحاد و همدلی پشت نظامیان و سپاهیان ما ایستاده‌اند، ضروری است از مذاکره‌کنندگان ایرانی نیز تمام‌قد حمایت کنند و بی‌تردید، ما موفق خواهیم شد.

در عین حال، پس از عبور از این مرحله نیز کشور همچنان به شخصیت‌های ملی و معتدل نیازمند است. شخصیت‌هایی که بتوانند بر پایه عقلانیت و با نگاهی وحدت‌آفرین، امور را به پیش ببرند و اجازه ندهند مسیر اصلی کشور از ریل صحیح منحرف شود. چراکه جهاد و تلاش اصلی، پس از صلح و پایان جنگ، آغاز خواهد شد. امروز اولویت ما سازندگی کشور و کنار گذاشتن اختلافات است. ایران در جنگ اخیر، با سربلندی و عزت جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای به اثبات رسانید و اکنون برای تقویت موقعیت بین المللی، بیش از هر زمان دیگر به وحدت و مفاهمه نیازمندیم.

از این منظر امروز بیش از پیش به الگوهایی از جنس تفکر و منش شهید لاریجانی نیاز داریم. مدیرانی متفکر، خردمند و فراتر از نگاه‌های جناحی، با مشی اعتدالی، که برای امنیت، رفاه، توسعه و خدمت به مردم، بی‌دریغ از جان و آبرو مایه بگذارند.

ایکنا - دشمن با ترور شهید لاریجانی به دنبال تضعیف رویکرد تعاملی ایران و از بین بردن عناصر اهل تعامل، گفت‌وگو و عقلانیت بود. آیا شما با این تحلیل موافق هستید؟

ترور شهید لاریجانی، حمله‌ای آشکار به مذاکرات، امنیت و ثبات منطقه است. عاملان چنین اقداماتی، همان کسانی هستند که از برهم خوردن نظم منطقه، شکل‌گیری اختلاف و گسترش درگیری سود می‌برند. آنان می‌پندارند که با حذف فیزیکی یک یا چند شخصیت، می‌توانند مکتب و اندیشه‌ای ریشه‌دار را از میان بردارند اما تجربه‌های ما، چه در حوزه نظامی و چه در عرصه سیاست، به‌روشنی نشان داده است که خون هر یک از این عزیزان به میزانی پربرکت است که ده‌ها و بلکه صدها ایرانی همانند و بلکه برتر از آنان را به صحنه خواهد آورد. 

همانطور که در دوران هشت‌ساله دفاع مقدس نیز شهادت فرماندهان بزرگ و اثرگذار کشور، هرگز خللی در روند پیشروی‌ها و پیروزی‌ها ایجاد نکرد. بلکه اراده جمعی و روحیه مقاومت، مسیر را استمرار بخشید. در ایام اخیر و در جریان جنگ تحمیلی رمضان نیز به‌روشنی مشاهده شد که طی ۴۰ روز تجاوز نامشروع توسط دو قدرت تا بن‌دندان مسلح، مسئولیت‌ها با دقت و تدبیر، به شایسته‌ترین افراد سپرده می‌شد و ساختار مدیریت میدان، بر اساس صلاحیت، کارآمدی و توانمندی افراد سامان می‌یافت.

در عرصه سیاست نیز همین حقیقت جاری و ساری است. امید آن می‌رود که خون پاک شهید علی لاریجانی، شهید کمال خرازی و تمامی شهدایی که در مسیر اعتلای دیپلماسی کشور و استیفای حقوق حقه ملت ایران گام برداشتند، الهام‌بخش نسل تازه‌ای از مدیران و سیاستمداران شایسته، توانمند و حتی فراتر از آنان باشد. نسلی که با اتکا به اعتدال، عقلانیت، تعهد و روحیه خدمت‌گزاری، بتواند راه پرافتخار آنان را در آینده این سرزمین کهن استمرار بخشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
دبیر:
مهدی مخبری
captcha