ایکنا ـ اگر بخواهید ارزیابی کلی خود را از این دوره جشنواره بیان کنید، این دوره تا چه اندازه توانسته تصویر درستی از سینمای ایران و جایگاه جشنواره فجر ارائه دهد؟
آنچه ما در این دوره شاهدش هستیم، مجموعهای از فیلمهای نازل و کمجان است که بعضا ابتداییترین اصول سینما در آنها رعایت نشده است. بهویژه در حوزه کارگردانی و فیلمنامهنویسی، ضعفها آنقدر آشکار است که نمیتوان از کنارشان بهسادگی عبور کرد. جشنوارهای که زمانی ویترین سینمای ایران بود، حالا بیشتر شبیه یک نمایشگاه آثار کممایه شده است. احساس من این است که جشنواره فجر به جای آنکه محلی برای رقابت کیفی باشد، به عرصهای برای نمایش کمّیت تبدیل شده است. گویی مهمترین دستاورد این است که اعلام کنند چه تعداد فیلم در این دوره حضور داشتهاند، بدون آنکه کیفیت این آثار اهمیت جدی داشته باشد. این کمیتگرایی، آفتی است که سالهاست گریبان سینمای ایران و جشنوارههایش را گرفته است. نتیجهاش هم چیزی جز افت شدید سطح جشنواره نیست. اینکه اصرار داشته باشیم به نام بخش مسابقه با تعداد آثار محدودتر و کیفی تر، برای پرکردن جدول با سه فیلم در روز و به مدت ده روز، آثاری با توان کیفی ضعیف را در جدول بگنجانیم، ماهیت جشنواره به عنوان جایگاه نخبه نمایی سینمای ایران را ضعیف میکند. میشد بخش مسابقه با تعداد آثار کمتر داشت و آثار دیگر را در بخش های خارج از مسابقه یا بخش مرور سینمای ایران یا فیلم اولیها و مانند آن پخش کرد تا توقع ما از عنوان «جشنواره» با ماهیت حرفهای، برآورده شود. البته منکر این نیستم که در میان آثار جشنواره، چند فیلم خوب هم وجود دارد اما مشکل اینجاست که این آثار خوب، در اقلیت مطلقاند و نمیتوانند تصویر کلی جشنواره را نجات دهند. اکنون جشنواره با اکثریت آثار ضعیف شناخته میشود، نه با چند استثنا.
ایکنا ـ یکی از نقدهای جدی شما متوجه فیلمنامهها و کارگردانی آثار حاضر در جشنواره است؛ به نظر شما چرا سینمای ایران بهویژه در جشنواره فجر، دچار چنین افت محسوسی شده است؟
ما سالهاست فیلمنامه را جدی نمیگیریم. در بسیاری از فیلمهای جشنواره، فیلمنامه یا وجود ندارد یا در حد یک طرح خام باقی مانده است. روایتها شلخته، شخصیتها بیهویت و موقعیتها سطحیاند. وقتی فیلمنامه ضعیف باشد، طبیعی است که کارگردان هم نمیتواند معجزه کند. در چنین شرایطی، فیلم تبدیل میشود به مجموعهای از صحنههای پراکنده که نه انسجام دارد و نه تأثیرگذاری. از سوی دیگر، بهنظر میرسد نوعی سهلانگاری در ورود افراد به عرصه فیلمسازی شکل گرفته است. چرا باید هر کسی، بدون طی کردن مسیر حرفهای و بدون داشتن دانش کافی، بتواند فیلم بسازد و وارد جشنواره فجر شود؟ سینما شوخیبردار نیست. این هنر، نیازمند دانش، تجربه و نگاه عمیق است.
آنچه ما در این دوره شاهدش هستیم، مجموعهای از فیلمهای نازل و کمجان است که بعضا ابتداییترین اصول سینما در آنها رعایت نشده است
در گذشته، وقتی فیلمی در جشنواره فجر نمایش داده میشد، میتوانستیم ماهها دربارهاش صحبت کنیم. فیلمها لایه داشتند، کشف داشتند و هر بار که به آنها فکر میکردی، نکته تازهای به ذهنت میرسید.
اما امروز بسیاری از فیلمها، حتی در همان نگاه اول هم حرفی برای گفتن ندارند. این تنزل، اتفاقی نیست و نتیجه سالها سیاستگذاری اشتباه است. وقتی نظارت کیفی جدی وجود نداشته باشد و جشنواره به جای کیفیت، همان طور که گفتم، به دنبال پر کردن جدول نمایش باشد، نتیجه همین میشود. افت فیلمنامه و کارگردانی، محصول مستقیم همین نگاه کمّی و غیرکارشناسانه است؛ نگاهی که متأسفانه همچنان ادامه دارد.
ایکنا - بارها به کلیشهزدگی و شعارزدگی در آثار موسوم به انقلابی و استراتژیک اشاره کردهاید؛ مشکل اصلی این نوع فیلمها را در چه میدانید؟
مشکل اساسی فیلمهای انقلابی و استراتژیک ما این است که هنوز از دام شعار بیرون نیامدهاند. داریم به آستانه پنجاه سالگی انقلاب اسلامی نزدیک میشویم. باید از شعار فاصله گرفت و مفاهیم انقلابی و آرمانی را در فیلمها جاری ساخت. فیلمساز ما تصور میکند اگر میخواهد کار انقلابی یا دینی بسازد، باید مدام شعار بدهد. این شعار گاهی در دیالوگ است، گاهی در تصویر و گاهی حتی در نوع قاببندی و میزانسن. نتیجهاش هم فیلمهایی است که بیش از آنکه تأثیرگذار باشند، پسزنندهاند. اگر قرار است فیلم استراتژیک ساخته شود، باید از دل درام بیرون بیاید، نه از روی بنر و بیانیه. سینما ابزار ظریفی است و زبان خاص خودش را دارد. نمیشود مفاهیم عمیق دینی و انقلابی را با سادهانگارانهترین شکل ممکن به مخاطب تحمیل کرد. مخاطب امروز، بسیار هوشمندتر از آن است که با این روشها قانع شود.
شعارزدگی، فقط یک ضعف فرمی نیست؛ این آفت، سینمای ما را دچار بحران مخاطب کرده است. وقتی تماشاگر احساس کند فیلم قصد دارد به او درس بدهد یا چیزی را تحمیل کند، بهسادگی کنار میکشد. این ریزش مخاطب، نتیجه مستقیم همین نگاه غلط به سینمای دینی و انقلابی است. ما اگر میخواهیم فیلم دینی یا انقلابی بسازیم، باید اول سینما را بفهمیم. باید یاد بگیریم چگونه مفاهیم را در دل داستان، شخصیت و موقعیت تزریق کنیم. تا زمانی که از شعار فاصله نگیریم، نه فیلم استراتژیک موفق خواهیم داشت و نه جشنوارهای که بتواند به این آثار افتخار کند.
ایکنا ـ به موضوع فقر مضامین دینی در جشنواره اشاره کردید؛ چرا با وجود تأکید نهادهای مختلف، جشنواره فجر همچنان از نظر آثار دینی و معنوی دچار ضعف است؟
این تناقض، یکی از تلخترین واقعیتهای سینمای ما است. از یک سو، مدام درباره اهمیت سینمای دینی صحبت میشود و از سوی دیگر، خروجی جشنواره فجر تقریباً تهی از آثار جدی دینی است. دلیلش هم روشن است؛ مفهوم سینمای دینی را درست نفهمیدهایم. تصور میکنیم با چند نشانه ظاهری یا دیالوگ مستقیم، میتوان فیلم دینی ساخت. سینمای دینی، قبل از هر چیز، نیازمند جهانبینی عمیق و روایت درست است. اما متأسفانه بسیاری از پروژههایی که با بودجههای کلان و به نام دین تولید میشوند، حتی مخاطب هدف خودشان را هم راضی نمیکنند. این یعنی هم پول هدر رفته و هم فرصت از دست رفته است.
جشنواره فجر میتوانست بستری برای شکلگیری جریان جدی سینمای دینی باشد، اما این اتفاق نیفتاد. نه انتخابها هوشمندانه است و نه سیاستگذاریها. نتیجه این میشود که آثار دینی، بسیار سطحی و شعاریاند. این وضعیت نشان میدهد که مشکل، عمیقتر از فیلمساز است. سیاستگذاران فرهنگی ما هنوز به درک درستی از سینما بهعنوان ابزار رسانهای نرسیدهاند. تا زمانی که این نگاه اصلاح نشود، نباید انتظار حضور پررنگ و مؤثر آثار دینی در جشنواره فجر را داشت.
ایکنا ـ با توجه به نقدهایی که مطرح کردید، ریشه اصلی بحران فعلی جشنواره فیلم فجر را در کجا میدانید و چه کسانی بیشترین مسئولیت را بر عهده دارند؟
وقتی همچنان و به شکل بنیادین، سینما از مسیر سیاستگذاری حاکمیتی و نظارت مدیران، امکان بروز و ظهور مییابد، ریشه این بحران هم به سیاستگذاران کلان فرهنگی و سینمایی کشور بازمیگردد. جشنواره فجر، ویترین سیاستهای فرهنگی ماست و وقتی این ویترین آشفته است، یعنی پشت صحنه هم دچار مشکل است. تصمیمها اغلب بدون نظر کارشناسان زبده گرفته میشود و جای تخصص را روابط و نگاههای رانتی گرفته است. سینما نیازمند تحلیل دقیق، برنامهریزی بلندمدت و جسارت در تصمیمگیری است. اما آنچه امروز میبینیم، بیشتر واکنشهای مقطعی و رفع تکلیف است. اگر دغدغه سینما و فرهنگ وجود داشته باشد، راه اصلاح هم وجود دارد. اما این اصلاح، بدون بازنگری جدی در سیاستگذاریها و بدون اعتماد به متخصصان واقعی، امکانپذیر نخواهد بود.
ایکنا ـ با توجه به اینکه جشنواره فیلم فجر قرار است مهمترین رویداد سینمایی کشور و جهتدهنده جریان تولید در طول سال باشد، عملکرد ضعیف این دوره چه تأثیری بر آینده سینمای ایران و مسیر فیلمسازی، بهویژه برای نسل جوان و فیلمسازان تازهکار، خواهد گذاشت؟
وقتی جشنوارهای مثل فجر دچار این سطح از افت میشود، طبیعتاً اثرش فقط محدود به همان چند روز جشنواره نیست، بلکه کل بدنه سینمای کشور را تحتتأثیر قرار میدهد. جشنواره فجر همیشه نقش قطبنما را داشته؛ یعنی به فیلمسازان نشان میداده چه نوع سینمایی دیده میشود و چه آثاری امکان بروز و مطرح شدن دارند. حالا وقتی آثار ضعیف، ناپخته و بیهویت در این ویترین قرار میگیرند، پیام روشنی به بدنه سینما مخابره میشود: کیفیت، اولویت نیست. این پیام برای نسل جوان بسیار خطرناک است. فیلمسازی که تازه وارد این عرصه میشود، بهجای اینکه بداند باید روی فیلمنامه، روایت و زبان سینما کار کند، یاد میگیرد با حداقل دانش و حداقل تلاش هم میتوان وارد جشنواره شد. این روند، استانداردها را پایین میآورد و باعث میشود سینمای ایران در یک چرخه معیوب از تولید آثار ضعیف گرفتار شود.
جشنواره فجر میتوانست بستری برای شکلگیری جریان جدی سینمای دینی باشد، اما این اتفاق نیفتاد
از طرف دیگر، جشنوارهای که نتواند الگوی درست ارائه دهد، عملاً جریانسازی هم نمیکند. ما دیگر شاهد شکلگیری موج یا گرایش جدی در سینما نیستیم، چون جشنواره خودش دچار سردرگمی هویتی است. این وضعیت در بلندمدت، سینمای ایران را از درون تهی میکند و آن را به مجموعهای از محصولات مصرفی و بیاثر تبدیل خواهد کرد. اگر این روند اصلاح نشود، نهتنها مخاطب عام، بلکه خود فیلمسازان جدی هم نسبت به جشنواره فجر بیاعتماد میشوند. این بیاعتمادی، بزرگترین ضربهای است که میتواند به آینده سینمای کشور وارد شود.
ایکنا ـ برخی معتقدند مشکل جشنواره فجر صرفاً به انتخاب فیلمها محدود نمیشود، بلکه ساختار اجرایی، داوری و نگاه مدیریتی جشنواره نیز دچار اشکال است؛ شما این مسئله را تا چه حد در وضعیت فعلی جشنواره مؤثر میدانید؟
حتما ساختار جشنواره به عنوان پیشانی و مونیتورینگ سیاستهای سینمایی، مهم است. وقتی ساختار اجرایی و مدیریتی جشنواره دچار ضعف به شمار آید، طبیعی است که خروجی هم ضعیف شود. داوریهایی که معیار مشخص ندارند، انتخابهایی که شفاف نیستند و سیاستهایی که هر سال تغییر میکنند، همه نشانههای یک مدیریت ناپایدار است. جشنواره فجر نیازمند یک نگاه بلندمدت و حرفهای است، نه تصمیمهای مقطعی و سلیقهای. متأسفانه ما هر سال شاهد تغییر رویکرد، تغییر سیاست و حتی تغییر تعریف جشنواره هستیم. این بیثباتی باعث میشود هیچ معیار روشنی برای فیلمساز و مخاطب وجود نداشته باشد. همه چیز در هالهای از ابهام پیش میرود.
در چنین شرایطی، داوری هم اعتبار خود را از دست میدهد. وقتی مخاطب و اهل سینما احساس کنند در اهدای جوایز و اعلام انتخابها، ملاحظات غیرسینمایی ممکن است دخالت داشته باشد، اعتمادشان به جشنواره سلب میشود. این بیاعتمادی، جشنواره را از درون تهی میکند. تا زمانی که مدیریت جشنواره بر اساس نظر کارشناسان مستقل و زبده شکل نگیرد و ساختار داوری شفاف و حرفهای نشود، نمیتوان انتظار داشت که جشنواره فجر به جایگاه واقعی خود بازگردد. اصلاح فیلمها بدون اصلاح مدیریت، عملاً ممکن نیست.
ایکنا ـ اگر بخواهید بهطور مشخص به مسئولان فرهنگی و متولیان جشنواره فیلم فجر توصیهای داشته باشید، برای خروج از این وضعیت بحرانی و احیای جایگاه جشنواره، چه مسیری را پیشنهاد میکنید؟
سینما را باید جدیتر گرفت. سینما ابزار ساده و دمدستی نیست که با نگاه سطحی بتوان از آن انتظار اثرگذاری داشت. اگر قرار است سینما در خدمت فرهنگ، دین و ارزشهای انقلابی باشد، باید با عمیقترین و حرفهایترین شیوه ممکن از آن استفاده کرد. این نیازمند دانش، تجربه و مشورت با متخصصان واقعی است. دوم اینکه باید نگاه کمی کنار گذاشته شود. جشنوارهای با ده فیلم خوب، بسیار ارزشمندتر از جشنوارهای با پنجاه فیلم ضعیف است. کیفیت باید به معیار اصلی تبدیل شود، نه تعداد آثار. این تغییر نگاه، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینه داشته باشد، اما در بلندمدت اعتبار جشنواره را بازمیگرداند.
نکته انتهایی، بازتعریف جدی مفهوم سینمای دینی و انقلابی است. تا زمانی که این سینما با شعار و نشانههای سطحی اشتباه گرفته شود، نتیجهای جز شکست نخواهد داشت. باید به فیلمسازان اجازه داده شود با زبان سینما، نه با بیانیه، مفاهیم دینی را روایت کنند. اگر سیاستگذاران واقعاً دغدغه سینما و فرهنگ دارند، باید از کارشناسان زبده و مستقل کمک بگیرند. بدون این اصلاح بنیادین، بحران جشنواره فجر نهتنها حل نخواهد شد، بلکه هر سال عمیقتر هم میشود.