کد خبر: 4333536
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۷
طاهره مشایخ در گفت‌وگو با ایکنا:

استفاده از فانتزی؛ مهمترین پل پیوند ادبیات انقلاب و نوجوان امروز + صوت

استفاده از فانتزی؛ مهمترین پل پیوند ادبیات انقلاب و نوجوان امروز + صوت نویسنده کتاب «سلفی با میرزا» با تأکید بر آنکه معرفی چهره‌های ملی در مسیر ارائه الگوی راستین مبتنی بر قهرمانان ملی برای نسل نوجوان، مسیر نفوذ الگوهای غربی برای گمراهی نسل امروز و آینده‌ساز ایران را سد خواهد کرد، گفت: رسیدن به زبان و خلق جهان فانتزی نوجوان امروز،‌ مهمترین پل ارتباط ادبیات انقلاب با مخاطبان هدف این گروه سنی است.

هر سرزمینی، بر بنیاد خاطره‌ای جمعی استوار است؛ خاطره‌ای که از پیوند نسل‌ها می‌زید و هویت یک ملت را در گذر پر پیچ و خم تاریخ شکل می‌دهد. در قلب این حافظه تاریخی، نام‌ها و چهره‌هایی جاودانه می‌شوند که نه تنها رویدادها، که روح یک قوم را نمایندگی می‌کنند؛ قهرمان‌های ملی! آنها کسانی‌اند که با ایثار، دانش، هنر، شجاعت و عشق به میهن، در مسیر تعالی و بالندگی آن گام نهاده و نقش خود را بر تارک تاریخ حک کرده‌اند.

معرفی این چهره‌های اثرگذار و راستین، به ویژه به نسل کودک و نوجوان، صرفاً یک اقدام فرهنگی نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای تداوم مسیر شکوه و هویت ملی است. نسل جوان، با شناخت الگوهای حقیقی و ملموس، می‌آموزد که عظمت خود و از آن مهمتر یک کشور؛ ریشه در عمل، پایداری و خدمت دارد و می‌تواند مسیر خود را براساس ارزش‌های اصیل بنا نهد.

اما خطری همواره در کمین است. جایگزینی قهرمانان پوشالی و ساخته‌وپرداخته ذهن و تخیل، به جای شخصیت‌های تاریخی حقیقی! تمرکز بر چهره‌های فاقد اصالت و عمق، که فقط برساخته‌هایی رسانه‌ای یا ایدئولوژیک هستند، جامعه و به ویژه ذهن پرسشگر نوجوانان را نه به سوی بالندگی، که به ورطه زوال، توهم و بی‌اعتمادی به تاریخ سوق می‌دهد.

قهرمان واقعی، انسانی با همه ابعاد، فراز و نشیب‌ها، نقاط ضعف و قوت‌هاست که انتخاب‌ها و پایداری‌اش، او را به نمادی تبدیل کرده است. او محصول پروپاگاندا، تشویش و جوسازی رسانه‌ای و شعارها  نیست، بلکه برآمده از متن واقعیت تاریخ است. بنابراین، تشخیص و معرفی این چهره‌های اصیل، وظیفه‌ای حساس و خطیر است.

در این میان، ادبیات کودک و نوجوان به عنوان مهم‌ترین، اثرگذارترین و نرم‌ترین حلقه ارتباطی میان تاریخ کهن یک سرزمین و ذهن کنجکاو و تازه‌نفس نسل امروز، نقشی بی‌بدیل می‌یابد. ادبیات، به ویژه در قالب رمان و داستان، توانایی آن را دارد که تاریخ و شخصیت‌هایش را از حالت روایت‌های خشک و دور از دسترس کتاب‌های درسی خارج کند، به آنها جان و رنگ ببخشد و آنها را در بستر زندگی، احساسات و چالش‌های قابل درک برای نوجوان امروز قرار دهد.

این هنر ادبیات است که می‌تواند قهرمانی سترگ و چهره ملی بزرگ چون «میرزا کوچک‌خان» را از یک تندیس سنگی در میدان، به یک همرزم ماجراجو با دنیایی از آرمان تبدیل کند؛ یا «ابوعلی سینا» را از نامی در کتاب تاریخ، به جستجوگری خستگی‌ناپذیر در طبیعت؛ به بنیان‌گذار علم نوین طب و طبابت در جهان بدل سازد.

ایران ما؛ این گهواره تمدن جهان، در گستره تاریخ پر فراز و نشیب خود، زادگاه چهره‌های درخشانی بوده است که هر یک، ستونی برای شکوه این مرز و بوم بوده‌اند. از دانشمندان و حکیمانی مانند «ابوریحان بیرونی»، «زکریای رازی»، «سعدی»، «حافظ» و «مولانا» که مشعل‌داران علم و ادب در تاریکی‌های قرون بودند، تا سرداران و آزادگانی مانند «بابک خرمدین»، «ستارخان»، «میرزا کوچک‌خان جنگلی»، «شهید چمران» و «شهید حاج قاسم سلیمانی» که در دفاع از حریت و امنیت این خاک ایستادند. تمامی این نام‌ها وهزاران و هزار نام ناگفته در سیاهه، تام و تمام فصل مشترک همگی آنها این است که تک‌تک آنها قهرمان‌های ملی ما هستند؛ عینی، حقیقی و ملموس. آنها نه تنها برای ایران، که برای جهان بشریت حرمت و اعتبار به ارمغان آورده‌اند.

با شوربختی و تلخ‌کامی؛ باید اذعان کرد که حلقه ادبیات نوجوان در کشور ما، به رغم تلاش‌های ارزشمند برخی نویسندگان، هنوز با ظرفیت عظیم تاریخی و نیاز مبرم نسل امروز فاصله دارد. کم‌توجهی به این حوزه، ناآشنایی برخی نویسندگان با زبان، دغدغه‌ها و جهان پیچیده نوجوان امروز، و ضعف در توزیع و معرفی آثار شاخص، از جمله موانع پیش رو است. این خلأ، زمانی خطرناک‌تر می‌شود که شاهدیم رسانه‌های معاند و بیگانه، با تکثر ابزارهای ارتباطی، به تحریف تاریخ، قلب واقعیت‌ها و ارائه تصویری مخدوش و پوشالی از قهرمانان این سرزمین مشغول‌ هستند. در چنین فضایی، اگر ادبیات نوجوان داخلی خاموش یا کم‌اثر بماند، میدان برای القائات بیگانه باز خواهد شد.

دهه فجر، که یادآور طلوع خورشید انقلاب اسلامی و ایستادگی مردمی در مسیر تعالی و استقلال است، فرصتی مغتنم برای بازخوانی راستین مفهوم قهرمانی و خدمت به میهن است.

اما فراتر از معرفی قهرمانان، باید بر شکوه و جلال خود ادبیات کودک و نوجوان به عنوان ابزاری تربیتی و هویت‌ساز تأکید کرد. ادبیاتی که می‌تواند نسل نوجوان امروز را بر مدار فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی پرورش دهد، روحیه پرسشگری، عدالت‌خواهی و ایثار را در آنها تقویت کند و چشم‌اندازی از فردایی درخشان را ترسیم کند.

لطفا و حتما صبح سه شنبه 21 بهمن منتشر شود////// استفاده از فانتزی مهمترین پل پیوند ادبیات انقلاب و نوجوان امروز

ایکنا در راستای رسالت رسانه‌ای برای پاسداشت میراث فرهنگی و ترویج ادبیات سازنده، به گفت‌وگو با طاهره مشایخ، نویسنده نام‌آشنای عرصه ادبیات کودک و نوجوان نشسته است. بانوی نویسنده‌ای که در کارنامه درخشان خود، جوایز معتبر ادبی را ثبت کرده و این بار، با اثر تازه‌اش «سلفی با میرزا»، که رتبه دوم بخش داستان کودک و نوجوان چهارمین دوره جایزه شهید اندرزگو را نیز کسب کرده رویکردی نوین را در پیش گرفته است.

این گفت‌وگو، افزون بر معرفی یکی از بزرگ‌مردان تاریخ معاصر ایران، بزرگ مردی که او را «میرزا کوچک‌خان جنگلی» می‌خوانیم، می‌نامیم و می‌دانیم، که نماد مبارزه با استعمار و استکبار بود، به بررسی دستاورد مهم این اثر می‌پردازد، دستیابی به زبانی نو و هم‌سو با نوجوان امروز. زبانی که با بهره‌گیری از الگوهای زیست جهان معاصر (مانند فضای مجازی و علاقه به ماجراجویی)، موفق شده پلی میان نسل امروز و قهرمان دیروز بزند و نشان دهد که ادبیات نوجوان می‌تواند هم جذاب باشد و هم عمیقاً تأثیرگذار.

این شکل دیدن، اندیشیدن و بر بلندای آن قلم فرسودن، همان مسیری است که می‌تواند به بالندگی و تعالی این سرزمین در آینده، از طریق تربیت نسلی آگاه، الگومند و آشنا به هویت خود، بینجامد.

حاصل گفت‌وگو با طاهره مشایخ، نویسنده کتاب «سلفی با میراز» در ادامه میهمان چشمان شما خواهد بود.

ایکنا - برای آغاز این گفت‌وگو و فتح‌بابی جهت ورود به نگاه متنی و روایی به کتاب متفاوت شما؛ «سلفی با میرزا»، برای آن دسته از مخاطبانی که شاید تا این لحظه کتاب شما را تورق نکرده‌ یا آن را نخوانده‌اند، معرفی از بطن و متن این اثر، خلقِ طرح و ایده تا نگارش و چاپ آن بفرمایید.

کتاب «سلفی با میرزا» داستان یک نوجوان ساکن شهر رشت از استان گیلان است که درگیر یک رقابت یا به قول مشهور و معمول میان عموم مردم، «کل‌کل» دوستانه با دوستان خود می‌شود و این سرآغاز حرکت او برای یک ماجراجویی را رقم می‌زند. نهایت آرزو و هدف این نوجوان آن است تا کاری انجام دهد که به تصور خودش این کار و اقدام باعث شود تا نامش در تاریخ ثبت شود.

این نوجوان آرزو دارد با «میرزا کوچک‌خان» به عنوان چهره و قهرمان ملی که ویژه میان «مردمان گیلک» از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است و برای آنها به عنوان یک قهرمان بی‌بدیل به شمار می‌رود، عکسی به سبک سلفی ثبت کند. اما اینکه بر سر این قهرمان چه می‌آید؛ آیا او موفق به تحقق این آرزو، خیال و فانتزی فکری‌اش خواهد شد یا نه را به آن دسته از مخاطبان شما می‌سپارم که تمایل دارند تا این کتاب را در دست بگیرند و آن را مطالعه کنند.

ایکنا - همان سه مؤلفه‌ای که در سخنان شما حاضر بود، یعنی آن «کل‌کل» یا رقابت دوستانه میان نوجوانان؛ دو دیگر، ماجراجویی که عنصری جدایی‌ناپذیر از جهان زیستی نوجوانان محسوب می‌شود؛ سه دیگر، آن مؤلفه‌ای که شما با قطعیت آن را در عنوان کتاب گنجانده‌اید، یعنی گرفتن عکس «سلفی» که دست‌کم حس کنجکاوی نوجوانانی را که بخش مهمی از سبک زندگی روزمره‌شان در فضای مجازی و با تلفن همراه می‌گذرد را به تنهایی برمی‌انگیزد. اما اگر موافق باشید درباره این مثلث تأثیرگذار در ادامه به گفت‌وگو بنشینیم. به عبارت دقیق‌تر، آن دغدغه ذهنی که در نهایت به خلق اثر «سلفی با میرزا» انجامید، از میان این سه گانه که عرض کردم، چه جایگاهی دارند؟ یعنی کدام یک از این سه مؤلفه به اصلی‌ترین خط روایی، خلق و نگارش این اثر منتج شد؟

صادقانه باید گفت که هر سه مؤلفه دارای اهمیت هستند و با این رویکرد نمی‌توان به صورت قاطع گفت کدام یک از این سه مؤلفه دارای اهمیت هستند. مهمترین، اولین و بنیادین‌ترین هدف اصلی نگارش کتاب «سلفی با میراز»، خلق داستانی بود که نوجوان امروز را در مرکز توجه قرار دهد؛ نوجوانی که همان‌گونه که شما نیز اشاره کردید، حتی در سال‌های اخیر، فرآیند آموزش و تحصیلش نیز به شکلی فزاینده در فضای مجازی جریان دارد.

لطفا و حتما صبح سه شنبه 21 بهمن منتشر شود////// استفاده از فانتزی مهمترین پل پیوند ادبیات انقلاب و نوجوان امروز

برای نمونه، هنگامی که به دلیل آلودگی هوا، اعلام می‌شود که مدرسه به صورت حضوری تعطیل است و کلاس‌ها به صورت مجازی برگزار می‌شوند، این به معنای آن است که نوجوان دوباره باید تلفن همراه را به دست گیرد. البته که او وارد محیط درس مجازی می‌شود، اما به هر ترتیب، این ابزار (تلفن همراه) و محتوای گسترده و متنوع فضای مجازی، به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی او بدل شده است.

نمی‌توانستم این نوجوان را به صورت ناگهانی و مستقیم به 100 سال پیش پرتاب کنم و به شکل ناگهانی شروع به سخن گفتن با او درباره قهرمانی ملی چون «میرزا کوچک‌خان» کنم. بلکه در گام نخست، باید او را به تدریج و با استفاده از همان ابزار آشنا، یعنی تلفن همراه، به سمت زندگی 100 سال پیش - که برایش جهانی غریب و ناآشناست - هدایت و به واسطه نمونه‌ها، مثال‌ها و ابزارهای آشنا، بستر را برای آشنایی او با آن فضا و تاریخ یک قرن پیش فراهم می‌کردم. در این میان آنچه بیشترین کمک و یاری را به من در خلق این فضای فانتزی، رویاگونه و صد البته باورپذیر کرد؛ توجه به این مؤلفه به ظاهر ساده اما ژرف و دقیق بود که نوجوان به عنوان مخاطب اصلی هدف من در روایت این اثر؛ مخاطبی است که به اقتضای سن و روحیه‌اش به شکل ذاتی و غریزی، طالب ماجراجویی به عنوان فصلی از شکل‌گیری روحیه، کشف هویتش برای ورود به دنیای جوانی و بزرگسالی است.

ایکنا - اجازه دهید پیش از ادامه این گفت‌وگو از جایگاه خبرنگار و پرسش‌کننده این هم‌نشینی بر بلندای کتاب شما یعنی «سلفی با میرزا» فاصله بگیرم و در قامت یک مخاطب، از شما به خاطر توجه ویژه‌ای که به عرصه ادبیات نوجوان؛ عرصه‌ای که به تحقیق حلقه‌ای مفقوده در ادبیات کودک و نوجوان ما به شمار می‌رود، داشته‌اید، صمیمانه قدردانی کنم. شما جهان خلق روایت ادبیات نوجوانان، آن هم بر بستر معرفی و آشنایی او با یکی از چهره‌ها و قهرمانان ملی کشورمان را به گونه‌ای در این گفت‌وگو بازگو و بیان می‌فرمایید که گویی کاری بسیار ساده و بدیهی است و توان انجام و پرداخت آن توسط هر فردی بر می‌آید. اما در بدیهی‌ترین امرو آرزوی ممکن باید بگویم که کاش بسیاری از نویسندگان بزرگوار ما نیز به همان درکی که شما دارید، می‌رسیدند که گویش، روش، بینش و نگرش نوجوان امروز، کاملاً دگرگون شده است! این بسیار نکته مهمی است که یک نویسنده برای ایجاد ارتباط مؤثر و حتی برای معرفی قهرمان‌ها و چهره‌های ملی که بخش مهم و ارزشمندی از رسالت ادبیات داستانی ما محسوب می‌شوند؛ مانند بزرگ‌مردی چون «میرزا کوچک‌خان جنگلی»، نیازمند پیمودن مسیر دقیق و خطیر هم‌زبانی و هم‌نگاهی با مخاطب هدف خود است. آیا توفیق و تحقق این مهم در ارتباط گیری با مخاطبان نوجوان در قالب آثار داستانی، ریشه در تجربیات پیشین شما و آثاری دارد که پیش از این قلمی کردید؟ یا آیا این ایده، حاصل مواجهه مستقیم و دریافت شخصی شما از نسل نوجوان بود که به درستی درک کردید برای طرح موضوع با آنها، باید به زبان خودشان و حتی با استفاده از جهان آشنايی مانند فضای مجازی، با این گروه سنی و مخاطبان هدف ارتباط برقرار کنید؟ یا اینکه بیشتر، برآمده از جوشش درونی و حس نویسندگی شما بود که در نهایت به شکل‌گیری کتاب «سلفی با میرزا» منتج شد؟ منشأ و خاستگاه این ایده از کجا نشئت گرفت؟

در پاسخ باید بگویم که علاقه‌مند بودم که درباره «میرزا کوچک‌خان» بنویسم. به تحقیق و با تقریب بسیار بالا می‌توانم بیان کنم که تا به امروز، در بیش از 80 یا 90 درصد آثارم از داستان کوتاه تا رمان نوجوان، همواره اشاره‌ای به «میرزا کوچک‌خان» وجود داشته است. این را با قدرت می‌گویم که به شکل بنیادین به نظر نمی‌رسد بتوان در گیلان و در شهر رشت زندگی کرد، از میدان اصلی شهر عبور کرد و مجسمه «کوچک جنگلی» بزرگ را مشاهده کرد، اما دغدغه نوشتن و گفتن درباره او را در ذهن نداشت!

به عبارت دیگر تفاوتی نمی‌کند؛ هر هنرمندی در استان گیلان، اگر به عنوان نمونه نقاش باشد، به شکل معمول بخشی از کارنامه حرفه‌ای آن نقاش و اغلب هنرمندان، به نحوی به «میرزا کوچک‌خان» مرتبط است. به بیان دیگر به دشواری می‌توان در رشت زیبا و گیلانِ جان زندگی کرد و چنین دغدغه و دلبستگی‌ای به قهرمان این استان و تمام ایران، یعنی سردارِ بزرگ «میرزا کوچک‌خان جنگلی» نداشت.

در سال 1400 خورشیدی، حوزه هنری استان گیلان این پیشنهاد را به بنده ارائه داد و چون از پیش، این دغدغه را داشتم و در فکر انجام چنین کاری بودم، با کمال میل و اشتیاق، پیشنهاد آنها را برای نوشتن از قهرمان ایران، چهره ملی و فخر مرد مبارزه در برابر متجاوز ایران‌زمین، یعنی «میرزا کوچک جنگلی» برای نگارش داستانی با محوریت دغدغه همیشگی داستان‌هایم یعنی گروه سنی نوجوان پذیرفتم.

اما رسیدن به این نقطه نظر و دیدگاه که اثر داستانی خود را را در قالب و گونه «ادبیات فانتزی» بیافرینم، چند ماهی به طول انجامید. زیرا این کار، نسبت به سایر آثار قبلی من، دشواری‌ها و پیچیدگی‌های خاص خود را داشت. در بسیاری از کارهای پیشین خود چنین وسواس و دقتی وجود نداشت؛ چراکه در آنها قصد خلق یک شخصیت به معنای دقیق کلام  واقعی و تاریخی را نداشتم. از همین روی؛ گام نهادن و نوشتن از قهرمانی سترگ و بزرگ چون «میرزا کوچک جنگلی» چالشی اساسی در ذهن من بود که چگونه باید وارد چنین موضوعی آن هم برای مخاطب نوجوان شوم.

لطفا و حتما صبح سه شنبه 21 بهمن منتشر شود////// استفاده از فانتزی مهمترین پل پیوند ادبیات انقلاب و نوجوان امروز

اهمیت، بزرگی و به همین میزان دشواری کار و نوشتن از قهرمانی ملی چون «میرزا کوچک‌خان جنگلی» زمانی برای من سخت‌تر شد که با تمام وجود تصمیم گرفتم که آنچه در نهایت قرار است به قلم من به دست مخاطب برسد، تنها نباید رنگ و بوی «نوجوانان گیلک» را با خود به همراه داشته باشد. اغراق نیست اگر بگویم که همواره و همیشه دوست دارم اثری خلق کنم که ماهیتی ملی داشته باشد؛ یعنی تمامی نوجوانان این سرزمین بتوانند از آن بهره‌مند شوند.

به سبب همین اندیشه، عهد و قراری که با خود گذاشتم که اثر نهایی به قلم طاهره مشایخ نه برای نوجوانان گیلانی که باید برای تمام نوجوان سرزمینم، ایران باشد؛ پیش از خلق و نگارش، شروع به تحقیق، پژوهش و مطالعه گسترده کردم. بسیار درباره محور روایت، پرداخت قهرمان و ماهیت داستانم اندیشیدم؛ بسیار مطالعه کردم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که نمی‌توانم شخصیت نوجوان داستانم را به صورت مستقیم و بی‌واسطه به 100 سال پیش ببرم و با «میرزا» همراه کنم. یعنی حداقل صادقانه عنوان کردم و می‌کنم که من نمی‌توانستم؛ شاید دیگر نویسندگان می‌توانستند این مهم را به فرجام و انجام برسانند.

بنابراین، تصمیم گرفتم از عنصر داستانی فانتزی یعنی «سفر در زمان» استفاده کنم. اینکه به واسطه این شیوه و تکنینک داستانی، نوجوان امروزیِ مخاطب من به 100 سال پیش سفر می‌کند و در آنجا با «میرزا کوچک‌خان» همراه می‌شود.

حال، چالش‌های نوشتن درباره شخصیتی تاریخی مانند بزرگی چون «میرزا کوچک‌خان» و به طور کلی و عمومی، هر شخصیت تاریخی بزرگ دیگر؛ آن است که زندگی‌هایی بسیار غنی، پیچیده و چندبعدی دارند. بر این موضوع تأکید می‌کنم که بدون تردید، استخراج گزاره‌ها، درس‌ها و درون‌مایه‌هایی از زندگی چهره‌ها و قهرمان‌های ملی مانند «میرزا کوچک جنگلی» که برای نوجوان سودمند، جذاب و قابل درک باشد، امری بسیار مهم و در عین حال دشوار بود.

فقط به عنوان نمونه به ذکر مواردی می‌پردازم. اینکه «میرزا کوچک‌خان» عضو کدام حزب خاص بود؟ یا با چه شخصیت‌هایی ارتباط سیاسی داشت؟ چندان برای نوجوان جذابیت و کاربرد مستقیم ندارد! برای همراهی، همدلی و در نهایت اثرگذاری بر مخاطب هدفم، یعنی گروه سنی نوجوانان به واسطه زبان ادبیات داستانی؛ می‌بایست گزاره‌ها و ارزش‌هایی را برمی‌گزیدم که برای نوجوان امروز معنادار باشد و از آن مهم‌تر دارای مفهوم جهان‌شمول باشد. گزاره‌هایی مانند «مردم‌داری»، «اخلاق نیکو»، «رفتار شایسته و احترام‌آمیز با دیگران»، «روحیه کمک به هم‌نوع» و «تعاون» اینها مفاهیمی جهان‌شمول هستند و در تمام ادوار تاریخ و در میان همه فرهنگ‌ها، حضور داشته و دارای ارزش هستند.

لطفا و حتما صبح سه شنبه 21 بهمن منتشر شود////// استفاده از فانتزی مهمترین پل پیوند ادبیات انقلاب و نوجوان امروز

ایکنا - مؤلفه‌ای که این روزها به ویژه توجه و اهمیت انتقال ارزش معنای آن به نسل نوجوان و جوان کشورمان در سایه همه تعدی‌ها، کینه‎توزی‌ها، دشمنی‌ها و نفاق‌هایی که حاسدان و عاندان این خاک و سرزمین برای خدشه وارد کردن به بنیان نظام جمهوری اسلامی ایران و مردم متحد، یک‌رنگ و هم‌دل آن در سایه تبعیت از رهبری واحد برای حرکت به سمت آمال و قله‌هالی پیشرفت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. می‌دانم که نگاه شما در خلق و نگارش «سلفی با میرزا» نگاهی ایدئولوژیک نبوده؛ اما برخی مفاهیم در کشورمان با وجود تمام جهان‌شمولی آنها به سبب کینه و عداوت متعدد دشمنان این کشور و مردمانش؛ بی‌تردید و به تحقیق به مفاهیم ایدئولوگ و ارزشی بدل شده‌اند. اینجاست که شاید اهمیت کتای «سلفی با میرزا» خانم طاهره مشایخ برای گفتن از یکی از قهرمان‌ها و چهره‌‎های ملی این سرزمین که تا پای جان برای استقلال، حریت و صلابت ایران‌زمین جنگیدند و اجازه سلطه استعمار، استکبار و همه دست نشانده‌های اربابان جنگ، خشونت و کشتار را که نه به فکر مردم که به همواره به فکر منایع لایزال و خدادادی معدنی و جغرافیایی و نفتی ایران بوده‌اند.

بدون هیچ تردیدی هیمن‌گونه است. همچنین تعهد و مسئولیت‌پذیری نسبت به دیگران و جامعه از دیگر اصول بنیادین مردمان ایرانی است که باید مبانی و مفاهیم آن نسل به نسل به کودکان و نوجوانان آموخته و منتقل شود. تمامی این موارد ارزش‌هایی هستند که همیشه جهان‌شمول بوده و تاریخ مصرف ندارند؛ یعنی در هر زمان و مکانی، ستوده و قابل احترام هستند.

ایکنا - صادقانه اعتراف می‌کنم؛ به ندرت نویسنده‌ای را با چنین مناعت‌طبع و فروتنی یافته‌ام. تنها مطالعه سه، چهار صفحه آغازین کتاب «سلفی با میرزا» حتی مرا به عنوان مخاطبی متولد میانه دهه پنجاه نیز به طور کامل با خود همراه کرد. افزون بر آن؛ شور، حال و انرژی مثبتی که دوران نوجوانی را زنده می‌کند، آن نگاه فانتزی و خلاقانه‌ای که شما به آن اشاره کردید؛ صحنه‌ای مانند دیدن فردی که شباهت بسیاری به «میرزا» دارد و سپس گذر ناگهانی و جذاب به 100 سال پیش با ابزار سفر در زمان، همگی از جذابیت‌های بارز اثر هستند. اکنون می‌خواهم تا کمی از محوریت بحث، آن هم متمرکز بر کتاب «سلفی با میرزا» فاصله بگیریم و به همان موضوع ابتدایی و کلان، یعنی وضعیت کلی ادبیات نوجوان در کشور بازگردیم؛ چراکه در کارنامه پُربار شما، آثار ارزشمند دیگری در این حوزه نیز حضور دارد. بنابراین دو پرسش تحلیلی و کلی‌تر از شما دارم. نخست؛ از دیدگاه شما و بر پایه تجربه‌تان، چرا کمیت و کیفیت آثار شاخص در حوزه ادبیات نوجوان با رویکرد آثار مبتنی بر گفتمان فرهنگی انقلاب، معرفی چهره‌ها، قهرمان‌ها یا حوادث و اتفاق‌های اثرگذار در استمرار مسیر بشکوه انقلاب اسلامی، به ویژه در ادبیات نوجوان ما همچنان محدود و اندک است؟ دو دیگر آنکه؛ با توجه به سوژه‌های بکر و نوآورانه‌ای که نمونه موفق آن را در «سلفی با میرزا» شاهدیم مانند تمرکز بر شخصیت نوجوان امروزی؛ استفاده هوشمندانه از جهان آشنای فضای مجازی؛ تأکید بر ضرورت معرفی قهرمانان و اسطوره‌های ملی؛ به کارگیری خلاقانه عنصر فانتزی سفر در زمان؛ مهم‌تر از همه، پردازش عمیق و قهرمان‌سازی قابل اعتنا برای شخصیت اصلی داستان، و نظایری از این دست؛ به نظر شما چرا نویسندگان ما، کمتر به چنین سوژه‌های بدیع و جذابی توجه و اقبال نشان می‌دهند؟

گمان و تحلیل من آن است که در واقع، نمی‌توان به صراحت گفت هیچ کار و تلاشی انجام نشده است؛ آثار بسیاری در این حوزه تولید می‌شود، اما متأسفانه بخش قابل توجهی از آن‌ها به صورت شایسته دیده نمی‌شوند و به دست مخاطب اصلی نمی‌رسند.

بخشی از این مسئله، بدون شک، به ناشر، سیستم توزیع و معرفی کتاب بازمی‌گردد که باید اثر را به شکلی مؤثر و گسترده در معرض دید مخاطب هدف قرار دهد. نکته دیگر و شاید مهم‌تر، به افزایش فاصله نسلی و فرهنگی بین نویسنده و نوجوان امروز باز می‌گردد. فاصله‌ای که به نظر می‌رسد روز به روز نیز در حال عمیق‌تر شدن است.

حتی جامعه‌شناسان و پژوهشگران حوزه فرهنگ نیز اشاره می‌کنند که نسل نوجوان امروز، با شتابی بسیار زیاد و بی‌سابقه در حال تغییر و تحول است. به این معنا که اگر من، به عنوان نویسنده، نوجوان امسال را مطالعه کنم و بشناسم، تا زمانی که بخواهم این شناخت را در اثر جدیدی پیاده کنم و اثر به چاپ برسد، مدل ذهنی و علایق آن نوجوان تغییرات بسیاری کرده است. زبان و ادبیات گفتاری‌اش بسیار دگرگون شده است.

لطفا و حتما صبح سه شنبه 21 بهمن منتشر شود////// استفاده از فانتزی مهمترین پل پیوند ادبیات انقلاب و نوجوان امروز

گاهی برخی دوستان و منتقدان در نقد آثارم به درستی اشاره می‌کنند که کاش زبان اثر به‌روزتر و نزدیک‌تر به زبان روز نوجوان باشد. اما من به طور کامل و در تمامی لحظات، نمی‌توانم با زبان متغیر، سیال و سریع‌التحول نوجوان همگام و همراه شوم؛ زیرا زبان و اصطلاحات رایج در گفتمان نوجوانان، در هر مقطع زمانی، ویژگی‌های خاص خود را دارد و با سرعتی بالا دگرگون می‌شود. اصطلاحات جدیدی که در گفتار نوجوانان نسل امروز رواج می‌یابد، با شتابی زیاد جایگزین اصطلاحات قدیمی می‌شود و همراهی پایاپای با این تغییرات، حتی برای ارائه اثری روان و قابل ارتباط، امری دشوار و پیچیده است. منش، نگرش، ارزش‌ها و سرگرمی‌های آنها نیز به شدت در حال تحول است. بخشی از این امر به این مهم به لزوم داشتن شناخت بیشتر، مطالعه مستمر و همراهی هوشمندانه از سوی ما نویسندگان برمی‌گردد.

گاهی در برخی جلسات نقد و بررسی یا دیدار با نوجوانان، از نوع تعامل و گفت‌وگویی که با آنها دارم، این احساس به من دست می‌دهد که باید مدتی سکوت کنم و اثری جدید منتشر نکنم، بلکه تنها به تحقیق، مشاهده و پژوهش میدانی برای شناخت هرچه بیشتر و عمیق‌تر نوجوان امروز بپردازم.

به راستی باید نوجوان امروز را بسیار بیشتر و همه‌جانبه بشناسیم، بدانیم خواسته‌ها، نیازها، دغدغه‌ها و رویاهایش چیست. آیا اصلاً تمایلی به دانستن تاریخ و گذشته خود دارند؟ و اگر پاسخ مثبت است، این که ما تاریخ 100 سال پیش را برای آنها چگونه و با چه زبانی بازگو کنیم؟ با جدیت و عمق فراوان به این مهم معتقدم که باید از تاریخ، از اسطوره‌ها و قهرمانان ملی برای نوجوانان گفت، اما چگونگی بیان، قالب ارائه و زبانی که برای این انتقال به کار گرفته می‌شود، نکته‌ای بسیار مهم، کلیدی و تعیین‌کننده در حوزه ادبیات، به ویژه «ادبیات انقلاب» است.

بخش قابل توجهی از این مسئولیت خطیر، بر عهده خود نویسنده است که باید همواره به‌روز، کنجکاو و پژوهنده باشد، باید نوجوان را از هر جنبه؛ اعم از روانشناسی، جامعه‌شناسی، زبان‌شناسی و مطالعات فرهنگی به خوبی بشناسد و این شناخت را در اثر خود متبلور سازد.

ایکنا - از آنجا که شما به جامعه جامعه‌شناسان اشاره کردید، اجازه می‌خواهم به استادهای فرهنگ‌شناس، پدیدارشناس و زبان‌شناس نیز اشاره کنم. آن دسته از بزرگواران و منتقدانی که گاه توصیه می‌کنند زبانِ ادبیات نوجوان باید به‌روزتر باشد! اما از آن مهمتر توجه به این اصل است که باید به این نکته ظریف نیز توجه داشت که پویایی و تغییرپذیری زبان - دست‌کم در هزاره جدید - در چرخه‌هایی بسیار کوتاه‌مدت و سریع تعریف می‌شود. به این معنا که اگر اصطلاح یا عبارت خاصی در میان نوجوانان امسال رواج دارد، ممکن است تنها چند ماه یا حداکثر یک سال بعد به شکل کامل منسوخ و غیرقابل استفاده شود؛ زیرا به همان سرعتی که تولید و ابداع می‌شود، ممکن است جذابیت و تازگی خود را از دست بدهد. نویسندگان با این نگرش چگونه باید برحورد کنند؟

اگر نویسنده تنها و به طور افراطی، پیرو زبان روز و زودگذر نوجوان باشد، اثرش برچسب «تاریخ مصرف دار» خواهد خورد و شاید برای آینده‌ای نزدیک نیز مخاطب خود را از دست بدهد.

قاضی، داور و منتقد نهایی هر اثر داستانی برای هر گروه سنی به ویژه نوجوانان؛ باید پیش از دعوت به تأمل، یا انتقال هر نوع و سطح از دانش و آگاهی، لذت‌بخش باشد و از همه آنها مهم‌تر؛ قلم نویسنده با مخاطب نوجوان خود باید صادقانه باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha