جشنواره فیلم فجر هر سال بهانهای است برای دیدن و داوری فیلمها، اما در کنار این هیاهوی معمول، یک پرسش قدیمی دوباره خود را نشان میدهد: سینما اساساً چیست؟ آیا صرفاً ابزاری برای سرگرمی است یا میتوان آن را بهمثابه هنری اندیشمند و زبانی برای فهم انسان و جامعه در نظر گرفت؟ و اگر هنر فقط امر زیباشناسانه نیست، سینما چگونه با پرسشهای فلسفی، اجتماعی و فرهنگی زمانه پیوند میخورد؟
سینما در طول تاریخ خود همواره محل تلاقی روایت، تصویر و اندیشه بوده است؛ جایی که مسائل انسان معاصر، نسبت فرد و جامعه، معنا، اخلاق و حتی امر قدسی به شکلی متفاوت بازنمایی میشوند. از همین رو، فهم سینما تنها با تماشای فیلمها کامل نمیشود و نیازمند رجوع به کتابها و آثاری است که تلاش کردهاند این هنر را از منظر فکر و نظریه واکاوی کنند.
سرویس اندیشه ایکنا به مناسبت ایام جشنواره فیلم فجر، در قالب یک بسته معرفی کتاب، به سراغ جدیدترین آثاری رفته است که به بررسی سینما و نسبت آن با انسان، جامعه، فلسفه و هنر پرداخته است؛ کتابهایی که میتوانند نگاه مخاطب را از دیدن صرف، به اندیشیدن درباره سینما سوق دهند.
کتاب «فلسفه از جان تصویر چه میخواهد؟»

«فلسفه از جان تصویر چه میخواهد؟» نوشته دیوید ان. رادوویک اثری نظری در مرز فلسفه، زیباییشناسی و مطالعات تصویر است که از انتشارت نیماژ منتشر شده و میکوشد نسبت اندیشه فلسفی با دگرگونیهای بنیادین فرهنگ بصری معاصر را بازاندیشی کند.
رادوویک در این کتاب، که مجموعهای از مقالات بههمپیوسته است، این پرسش را پیش میکشد که فلسفه امروز از تصویر چه میطلبد و تصویرهای نوین بهویژه در بستر دیجیتال چه چیزی به فلسفه تحمیل یا پیشنهاد میکنند. کتاب از این فرض آغاز میکند که چارچوبهای مفهومی که طی قرن بیستم برای فهم سینمای آنالوگ، بازنمایی، حرکت و زمان شکل گرفته بودند، دیگر کفایت نمیکنند.
تحولات فناوری، گسترش رسانهها و دگرگونی شیوههای تولید و مصرف تصویر متحرک، وضعیتی پدید آوردهاند که در آن خود مفهوم «سینما» نیز دچار تزلزل شده است. رادوویک نشان میدهد چگونه هنر معاصر تصویر متحرک بهویژه در آثار فیلمسازان و هنرمندانی چون کن جیکوبز، هارون فاروکی، ارنی گیر و ویکتور برگین با بهرهگیری از تصاویر آرشیوی، گسستهای زمانی و ساختارهای ناپیوسته، هم به گذشتهی سینما ارجاع میدهد و هم از عبور از آن خبر میدهد.
یکی از مفاهیم محوری کتاب «حافظه سینما» است: وضعیتی که در آن تصویرهای معاصر، خاطره سینمای کلاسیک را در دل خود حمل میکنند، اما دیگر به منطق روایی، زمانی و ادراکی آن وفادار نیستند.
این تصاویر، نه بازنمایی ساده جهان، بلکه صورتهایی اندیشندهاند که تاریخ، زمان و حرکت را به شیوهای تازه تجربهپذیر میکنند. از نظر رادوویک، فلسفه اگر بخواهد نسبت خود را با این تصاویر حفظ کند، باید از جایگاه ناظر بیرونی فاصله بگیرد و وارد گفتوگویی مفهومی با آنها شود. در همین راستا، رادوویک از «بحران نامگذاری» سخن میگوید: دشواری بهکاربردن مفاهیم تثبیتشده برای نامیدن و فهم صورتهای نوین تصویر. این بحران به معنای فقدان معنا یا سردرگمی صرف نیست، بلکه نشانه لحظهای زایا در تاریخ اندیشه است؛ لحظهای که فلسفه ناچار میشود مفاهیم خود را بازسازی کند و زبان تازهای برای توصیف تجربههای ادراکی نو بیافریند.
بهاینترتیب، تصویر نه فقط موضوع تحلیل فلسفی، بلکه محرک و منبع تولید مفهوم میشود. از نظر روشی، هر فصل کتاب نوعی آزمایش فلسفی است. رادوویک بهجای ارائه نظریهای بسته، از تحلیلهای موردی بهعنوان میدانهایی برای اندیشیدن استفاده میکند. جزئیات فرمال آثار-ریتم، مونتاژ، ایستایی یا حرکت تصویر به عناصری تبدیل میشوند که پرسشهای فلسفی را برمیانگیزند: زمان چگونه تجربه میشود؟ تاریخ چگونه در تصویر رسوب میکند؟ نسبت میان حافظه، تکنولوژی و ادراک چیست؟
در میان نقاط قوت کتاب، میتوان به غنای میانرشتهای آن اشاره کرد: پیوند دقیق میان فلسفه، نظریهی فیلم و هنر معاصر، چشماندازی چندلایه از فرهنگ بصری امروز فراهم میکند. رادوویک نشان میدهد که فلسفه، اگر بخواهد زنده و مرتبط بماند، باید از تجربههای زیباییشناختی و ادراکی تصویرهای معاصر بیاموزد و خود را مفهومی از نو سامان دهد.
کتاب «گزارشی کوتاه از سینمای ایران و ظهور موج نو تا سال 57»

«گزارشی کوتاه از سینمای ایران و ظهور موج نو تا سال ۵۷» نوشته علیرضا فشاهی اثری پژوهشی و تحلیلی است که از انتشارات ثالث به دست علاقهمندان این حوزه رسیده است. این کتاب با نگاهی تاریخی و دقیق، مسیر تحول سینمای ایران را از نخستین فیلمهای ناطق تا اوج جنبش موسوم به «موج نو» بررسی میکند. کتاب در چهار بخش تنطیم شده است. در بخش اول تاریخچهای کوتاه از ورود سینما به ایران و سیر تحول آن تا سال 57 آمده است که حکم مقدمه کتاب را دارد.
در بخش دوم به چگونگی تحول سینمای ایران از زمان ورود آن و پیدایش موج نو در سینما پرداخته شده است. سینمای پولساز یا سینمای حرفهای پیشرو از مطالب مورد بحث در این بخش است. نویسنده در این بخش از سال 56 به عنوان سال بحران در سینمای ایران نام میبرد. «آثار موج نو سینمای ایران تا سال 57» و «آثار و زندگینامه هجده کارگردان موثر در پدید آمدن موج نو سینمای ایران» عناوین بخشهای سوم و چهارم کتاب هستند. نویسنده در این کتاب، صرفا روایتگر تاریخ سینمای ایران نیست، بلکه ناظری است بر دگرگونی هنر سینما؛ از سینمای سرگرمکننده تجاری تا سینمایی متفکر و اجتماعی که در دههی ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به بلوغ رسید.
نویسنده به معرفی فیلمها، کارگردانان و جریانهای تأثیرگذار این دوران میپردازد؛ از فیلمفارسی و سینمای عامهپسند تا آثار پیشگامانی چون ابراهیم گلستان، فریدون رهنما، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، سهراب شهیدثالث و بهرام بیضایی. او در کنار مرور آثار شاخص، به زمینههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن دوران نیز میپردازد و نشان میدهد که چگونه تغییرات جامعه ایران، زبان و نگاه سینماگران را دگرگون کرد. نویسنده «موج نو» را نه بهعنوان سبکی واحد، بلکه بهمثابه جنبشی از آگاهی، تجربهگری و اعتراض معرفی میکند.
نویسنده کتاب معتقد است که ظهور و پیدایش موج نو سینمای ایران آغازی بود بر پایان تبهکاری هنری، اما متاسفأنه و بعد از ۴۶ سال دوباره شاهد بازگشت فیلمفارسیهای جدید با عناوین مختلف و استفاده از نام حیوانات در عنوان فیلمها، سفرهای بیدلیل و مسخره، رقص و آوازهای آقایان و... به بهانه شاد کردن مردم، هستیم. تولیدکنندگان فیلمفارسیها که فقط به دنبال درآمد بیشتر و سودجویی خود از سوی مخاطبان بودند، به ارتقا، سطح معلومات و آگاهی و دانش عمومی وقعی نمیگذاشتند و با کپیبرداری از یکدیگر و گاهی فیلمهای خارجی به راه خود ادامه میدادند.
به همین دلیل سینماگران متفکر و اندیشمند دوربینها را از کافهها و نمایش رقص و آوازهای بیدلیل و گهگاه آزاردهنده به زندگی واقعی مردم و به خانه و محل کار و اجتماع واقعی و حقیقی مردم بردند. نویسنده با نگاهی تحلیلی، پیوند میان فیلم و جامعه را برجسته میکند و نقش هنرمندان را در بازتاب و نقد زمانهشان میکاود.
کتاب «پشت پرده داستان؛ تاثیر قدرتمند منحنی تحول شخصیت»

در سالهای اخیر کتابهای متعددی در حوزه نویسندگی خلاق، داستاننویسی و فیلمنامهنویسی منتشر شدهاند که هر یک از زاویهای خاص به آموزش ساختار روایت و درام پرداختهاند. اگرچه رویکردهای نظری نویسندگان و مدرسان این حوزه متفاوت است، اما عناصر بنیادین داستان و روایت، همچون شخصیت، کنش، تعارض و ساختار، شاکلهای مشترک دارند که اساس هر روایت داستانی را شکل میدهد. در این میان، آنچه کمتر بهصورت مستقل و عمیق مورد توجه قرار گرفته، بررسی سیر تحول درونی شخصیتها و نقش آن در پیشبرد روایت است؛ خلأیی که کتاب «پشت پرده داستان: تأثیر قدرتمند منحنی تحول شخصیت» نوشته دارا مارکس تلاش کرده آن را پوشش دهد.
این اثر با تمرکز بر «قوس تحول شخصیت»، نگاهی فراتر از الگوهای کلاسیک پیرنگ ارائه میدهد و روایت داستانی را نهتنها محصول چیدمان رویدادها، بلکه حاصل دگرگونی تدریجی شخصیتها میداند. دارا مارکس، نویسنده این کتاب، از استادان شناختهشده فیلمنامهنویسی در سطح بینالمللی است. او دارای مدرک دکترای اسطورهشناسی از دانشگاه پاسیفیکا بوده و در دو دهه گذشته بهطور تخصصی در حوزه تحلیل فیلمنامه مدرن فعالیت کرده است. نظریه محوری مارکس در این کتاب بر این اصل استوار است که تمایز یک داستان عمیق و ماندگار از آثار سطحی، در میزان و کیفیت تحولی است که شخصیتها در طول روایت تجربه میکنند.
به باور او، همانگونه که پیرنگ داستان نیازمند طراحی دقیق است، مسیر تحول درونی شخصیت نیز باید آگاهانه و هدفمند شکل بگیرد تا روایت به صدایی منحصربهفرد دست یابد. از این منظر، شخصیت نه عنصری تابع داستان، بلکه موتور اصلی معنا در روایت است.
کتاب «پشت پرده داستان» امروزه بهعنوان یکی از منابع آموزشی اصلی فیلمنامهنویسی در بسیاری از دانشگاهها و مراکز آموزشی مورد استفاده قرار میگیرد و در کنار آثار کلاسیک این حوزه، ابزاری کارآمد برای نویسندگان و فیلمنامهنویسان به شمار میآید.
برخی کارشناسان، دارا مارکس را پس از چهرههایی چون سید فیلد و رابرت مککی، از نظریهپردازان نسل جدید فیلمنامهنویسی در جهان معرفی کردهاند. این کتاب میتواند برای علاقهمندان به داستاننویسی، فیلمنامهنویسی و مطالعات روایت، دریچهای تازه به فهم عمیقتر رابطه میان شخصیت، معنا و ساختار داستانی بگشاید.
کتاب «زبان زنانه در سینما؛ پژوهشی با رویکرد مطالعات فرهنگی»

کتاب «زبان زنانه در سینما؛ پژوهشی با رویکرد مطالعات فرهنگی» نوشته شیما بحرینی، که از انتشارت کرگدن منتشر و به بررسی زبان سینمایی از منظر جنسیت میپردازد، میکوشد نسبت میان زبان، قدرت و بازنمایی زنان در سینما را بهصورت انتقادی واکاوی کند. این اثر با تکیه بر نظریههای معاصر فرهنگی و فمینیستی، سینما را نه صرفاً یک رسانه تصویری، بلکه عرصهای گفتمانی برای تولید و بازتولید معنا میداند. این کتاب در سه فصل تدوین شده که هر یک به جنبهای از مسئله زبان و جنسیت در سینما میپردازد.
در فصل نخست، نویسنده با تمرکز بر «مطالعات فرهنگی و زبان»، به معرفی جریان مطالعات فرهنگی میپردازد و نشان میدهد چگونه زبان بهعنوان بازنماییکننده فرهنگ، معناهای خود را در بستری پویا، تاریخی و متغیر شکل میدهد. در این نگاه، زبان امری ثابت و خنثی نیست، بلکه همواره در معرض بازخوانی و تفسیرهای تازه قرار دارد.
فصل دوم کتاب به «زبان زنان در سینما» اختصاص یافته است. در این بخش، دیدگاههای مختلف درباره زبان زنانه در رسانه سینما بررسی و نقد میشود و نویسنده به این پرسش میپردازد که زبان زنان چگونه در ساختارهای سینمایی شکل میگیرد و چه نسبتهایی با کلیشهها، نقشهای جنسیتی و الگوهای مسلط روایت دارد. تمرکز این فصل بر تحلیل چگونگی بازنمایی زنان و شیوههای گفتاری و تصویری مرتبط با آنان در سینماست.
در فصل سوم، بحرینی با نقد رویکرد روانکاوی در تحلیل آثار سینمایی، به ناکارآمدی این نظریه در تبیین کامل نقش و جایگاه زنان اشاره میکند. سپس با بهرهگیری از رویکرد مطالعات فرهنگی استوارت هال، چارچوبی نوین و فمینیستی برای تحلیل گفتمانهای سینمایی ارائه میدهد؛ چارچوبی که بازنمایی را در پیوند با قدرت، هویت و زمینههای فرهنگی بررسی میکند و ساختارهای سلطه و الگوهای مسلط جنسیتی را به چالش میکشد.
انتهای پیام