انقلاب اسلامی، برخلاف بسیاری از تحولات مشابه قرن بیستم که عمدتاً بر مبانی اقتصادی (مارکسیسم) یا لیبرال-دموکراسی غربی استوار بودند، چارچوبی نوظهور را ارائه داد که بر سه پایه اساسی بنا شده است: اسلامیت، جمهوریت و نفی سلطه (نه شرقی، نه غربی). سهیلا چگینی، دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی(ره) در این نوشتار نکاتی کوتاه درباره «جایگاه انقلاب اسلامی ایران در افق تمدنی» بیان کرده که در ادامه میخوانیم.
پیروزی
انقلاب اسلامی و پایان سلطه غرب بر منابع کشور ما، سبب مقابله آنها با ایران شد. استکبار جهانی، در دو حوزه با ایران درگیر شدند، یکی حوزه جنگ سخت و نظامی که هشت سال با کمک دهها کشور متحد خود به ایران حمله کردند و پس از شکست، به حوزه جنگ نرم وارد شدند؛ ولی در جنگ نرم به دلیل مدیریت و برنامهریزی هدفمند و پرتلاش آنها، آسیبپذیر بودهایم.
آنها میدانند ایران مانند همه کشورها، انرژی هستهای را برای امور پزشکی، علمی و انرژی نیاز دارد؛ ولی با جنگ نرم برای جهانیان اینگونه ترسیم کردند که نیروی اتمیِ ایران، تهدیدی برای صلح جهانی است، در نتیجه، اعلام کردند که باید با ایران مذاکره و ایران را مهار کنند.
غرب و اسرائیل، تحریمها را علیه ایران برقرار و داعش را برای جنگ با ایران ایجاد کردند، برچسب عقبماندگی ایران را در صدر اخبارشان قرار دادند و با این روند سبب احساس حقارت و یأس در جوانان آیندهساز ایران شدند، کودتاهای متعددی ترتیب دادهاند که آخرین آن کشتهسازی و تخریب کشور در دی ماه 1404بود. علت برخورد متفاوت آنها با ما، شجاعت و غیرت ایرانیان است که جرأت کردهاند تحت اسارت و تجزیه قرار نگیرند.
اگر ایران همان توان لجستیکی و نظامی را در حوزه
جنگ نرم داشت، برنده میدان مبارزه با رژیم صهیونیستی میشد و برای پیروزی، هزینه کمتری میداد. هالیوود یا چوب مقدس، که منظور عصای موسی است یکی از ابزارهای جنگ نرمِ اسرائیل برای مطلوب جلوه دادن وجهه سلطهگر با هدف آشتی دادن انسان با شیطان است، در مقابلِ سینمای دینی که میخواهد انسان را با خدا آشتی دهد. بنابراین، در حوزه جنگ نرم باید سرمایهگذاری جدّیتری در فضای مجازی داشته باشیم.
اکنون که
اسرائیل در ماجرای غزه رسوا شده و افکار عمومی جهان علیه آن است، محور اصلی باید افشاگری اهداف تجزیهطلبانه اسرائیل، میان نخبگان و مردم کشورهای اروپا و آمریکا باشد، زیرا ریشه اسرائیل در این دو منطقه است و شاخ و برگهایش در مناطق دیگر جهان. اسرائیلی که فرهنگ و ارزشهای جوامع را در یک بازی حذفی برای به بردگی کشاندن آنها نشانه گرفته است. اسرائیل با تسلط بر بانک جهانی، صندوق جهانی پول، کشورهای امریکا، اروپا و دیگر کشورهای تابع خود در امارات و آذربایجان و ... ، مانع اجرای طرحهای اقتصادی دولت ایران میشود. زیرا تمام ظرفیتهای غرب در این زمینه را در اختیار دارد. بنابراین، تنها با یک اسرائیل در منطقه روبهرو نیستیم؛ بلکه پدیدهای با وسعت ظرفیتهای علمی، دانشگاهی، رسانهای، سیاسی، مالی و اداری با ما مواجه شده و راهبرد جنگ نرم خود را بر اقتصاد، خانواده و انقلاب جنسی بنا گذاشته است، تا به سیطره موردنظر خود بر جهان دست یابد و ایران را به دلیل مقابله با این بردگی، مهمترین مانع خود میبیند.
مردم ایران مصداق آیه 72 سوره احزاب هستند که می فرماید: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ ... ما بر آسمانها و زمین و کوههای عالم، عرض امانت کردیم (به آنها نور طاعت و محبّت کامل حق، ولایت، امامت و مقام جانشینی خدا را ارائه دادیم) همه از تحمل آن امتناع ورزیدند؛ اما انسان، حمل این بار امانتِ انسانیّت، دین و اخلاق را در مسیر حق مطلق برای بشر و آینده تاریخ، در مقابل باطل مطلق پذیرفت.
اسرائیل بر این است که در ایران اختلاف میان مردم با نظام ایجاد کند. از اینرو، دینداری، آگاهی و بصیرت آحاد مردم، مهمترین مانع برای سلطه بر کشور ما و تجزیه آن است. در این شرایط، سنگرهای آموزشی، فرهنگی و سیاسی باید پیشگام بوده و محتوای مطالب خود را بر اساس اهداف کلان و استراتژیک نظام در ابعاد بینالمللی اجرا و نهادینه کنند.
انتهای پیام