کد خبر: 4334750
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۶
در همایش «وفاق برای ایران ماهر» مطرح شد

مهارت‌آموزی؛ ضرورت بقای اقتصادی و توسعه پایدار

در پنل همایش ملی «وفاق برای ایران ماهر» با محوریت سیاست‌های کلان اشتغال و گذار به سمت حکمرانی مشارکتی، جمعی از مسئولان و کارشناسان بر ضرورت راهبردی مهارت‌آموزی به عنوان کلید توسعه پایدار و پاسخگویی به چالش جمعیتی کشور تأکید کردند.

تتتبه گزارش خبرنگار ایکنا محمود اولیایی، رئیس کمیسیون تخصصی مسئولیت اجتماعی  و حاکمیت شرکتی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران دوشنبه ۲۷ بهمن ماه در پنل نخست از همایش ملی «وفاق برای ایران ماهر با محوریت سیاست‌های کلان اشتغال و گذار به سمت حکمرانی مشارکتی» گفت: با توجه به نرخ رشد جمعیت کشور و وضعیت نه‌چندان مطلوب فرزندآوری، به نظر می‌رسد که در دهه کنونی با آخرین فرصت‌های استفاده از نیروی کار موجود مواجه هستیم. ازاین‌رو، به‌کارگیری نیروی کار ماهر ایرانی برای دستیابی به توسعه پایدار، اهمیتی راهبردی یافته است.

وی افزود: وقتی از مسئولیت اجتماعی بنگاهی سخن می‌گوییم، شاید بسیاری تصور کنند صرفاً به اقدامات خیرخواهانه از محل سودآوری بنگاه‌ها اشاره داریم؛ در حالی که در دو سه دهه اخیر، این مفهوم در کنار سایر راهبرد‌های اقتصادی، به‌عنوان ضرورتی برای پایداری اقتصادی مطرح شده است. طبیعی است بنگاهی که از منابع محلی، ملی و بین‌المللی بهره می‌برد، باید تولیدی مسئولانه داشته و به توسعه پایدار بیندیشد. امروزه سازمانی که به موضوع پایداری توجه نداشته باشد، محکوم به زوال است؛ قوانین و مقررات جهانی نیز روزبه‌روز بر این الزام می‌افزایند.

اولیایی ادامه داد: پرسش اساسی این نشست آن است که چرا در میان موضوعات گوناگونی همچون مدیریت حامل‌های انرژی یا محیط زیست، باید به مقوله «مهارت» پرداخت؟ رویکرد‌های سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دو سال اخیر، تحولی چشمگیر در زمینه مهارت‌آموزی یافته است. نشست امروز نیز با تأکید بر نقش مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها و مشارکت آنان در این عرصه، یکی از نقاط قوت این نگاه نوین محسوب می‌شود. در کشوری با مسائل و چالش‌های گوناگون، کمتر مدل علمی فراگیری در حوزه مدیریت مشاهده کرده‌ام که بتواند پاسخ مشخصی ارائه دهد. اینجا شاید تنها جایی است که چنین مدلی به شکل علمی طراحی و معرفی شده است. 

صالح رحیمی، معاون برنامه‌ریزی راهبری شستا گفت: شرکت‌ها و سازمان‌ها صرفاً تولیدکننده محصول یا ارائه‌دهنده خدمت نیستند؛ آنها نقشی کلیدی در فضای اقتصادی و اجتماعی تمام کشور‌ها ایفا می‌کنند و عملاً به مثابه دانشگاهی پس از دانشگاه عمل می‌کنند. یعنی علاوه بر خلق ارزش اقتصادی، بستری برای انتقال تجربه، مهارت و فرهنگ کاری فراهم می‌آورند. اما براساس داده‌های موجود، به نظر می‌رسد ناترازی جدیدی به ناترازی‌های پیشین اضافه شده و آن، شکاف میان عرضه و تقاضای مهارت است. طی سه، چهار سال گذشته اعلام شده که «جذب و نگهداشت نیروی انسانی» سومین دغدغه مدیران عامل کشور، پس از تحریم، تورم و بی‌ثباتی است. یعنی تأمین نیروی ماهر و حفظ او، به یک دغدغه اصلی تبدیل شده است. افزون بر این، شکل و فرم مهارت‌ها نیز مدام در حال تغییر است و به نظر می‌رسد این موضوع از یک الزام مسئولیت‌اجتماعی، به ضرورتی برای بقا و رقابت‌پذیری تبدیل شده است.

وی افزود: تمرکز اصلی بر مهارت‌های سخت است، در حالی که شرکت‌ها براساس داده‌های منابع انسانی، معمولاً بر مبنای مهارت‌های سخت استخدام می‌کنند، اما به دلیل فقدان مهارت‌های نرم، نیروی انسانی را از دست می‌دهند. منظور از مهارت‌های نرم، توانایی‌هایی همچون حل مسئله، مدیریت تعارض و کار تیمی است. این مهارت‌ها نه در مدرسه و نه در دانشگاه به‌طور جدی آموزش داده می‌شوند و اگر در فعالیت‌های سازمان‌ها نیز مورد غفلت قرار گیرند، پدیده «توهم مهارت» شکل می‌گیرد که یکی از دلایل آن می‌تواند نبود همین مهارت‌های نرم باشد. در مجموعه شستا، براساس سیاست درست وزارتخانه، ۶۰ درصد از مسئولیت اجتماعی به مهارت‌آموزی اختصاص یافته که تمرکز اصلی آن بر سازمان فنی‌حرفه‌ای و تا حدی بر آموزش‌وپرورش است. ۴۰ درصد باقی‌مانده نیز به مسائل زیست‌محیطی و محلی اختصاص دارد که آن هم با حمایت همین نهاد‌ها در حال پیگیری است.

مهارت، اصل اساسی و ضرورتی برای بقاست

رحیمی تأکید کرد: مهارت، اصل اساسی و ضرورتی برای بقاست؛ از این رو برای پیشرفت بیشتر و حفظ و نگهداشت نیروی انسانی، باید گذار پارادایمی از تمرکز صرف بر مهارت‌های سخت به سمت تلفیق آن با مهارت‌های نرم داشته باشیم که این موضوع نیازمند تأمل و برنامه‌ریزی جدی است. 

سعید ترکمان، رئیس انجمن پلیمر ایران نیز در ادامه بیان کرد: تجربه زیسته ما در حدود یک سال همکاری با سازمان فنی‌وحرفه‌ای در دوره مدیریت جدید، نشان می‌دهد که توانسته‌ایم تا حدی به بازبینی در رویکرد‌ها دست بزنیم. مراکز فنی و حرفه‌ای پیوند خود با صنعت را تا حد زیادی از دست داده بودند. گرچه برخی مراکز، از جمله در استان تهران، همچنان چالش‌هایی دارند، اما در سایر استان‌ها توانستیم این فرآیند را عملیاتی کنیم.

وی افزود: محور فعالیت ما بر نیاز واقعی صنعت و ایفای مسئولیت اجتماعی به‌گونه‌ای قرار گرفت که هم صنعت و هم جوانان این مرز و بوم بتواند منفعت ببرد. نتیجه این شد که امروز شاهد فعالیت مطلوب چند مرکز هیئت‌امنایی هستیم و ارتباط مؤثری با طرح «همنوا» (همکاری با آموزش‌وپرورش و هنرستان‌ها) برقرار شده است. در حال حاضر در جستجوی الگویی مناسب، تجربه ترکیه را بررسی کردیم. در آنجا، انجمن ملی در یک هنرستان مستقر است و دفتر فنی‌وحرفه‌ای در طبقه بالای همان ساختمان قرار دارد و کارگاه‌ها در طبقات پایین هستند. احساس کردیم این الگو برای صنعت پلیمر ما نیز قابل پیاده‌سازی است.

ترکمان با اشاره به تأکید رئیس جمهور بر فعال‌سازی محله‌ها تأکید کرد: باید ابتدا تشکل‌ها و فعالان حوزه مهارت را فعال کنیم؛ آنگاه خود مهارت مسیرش را پیدا خواهد کرد. در این راستا دو نکته حل‌نشده نیز وجود دارد؛ مراکز فنی‌وحرفه‌ای که به‌صورت هیئت‌امنایی اداره می‌شوند، همچنان با مشکلاتی مواجه‌اند. اعضای هیئت‌امنا از حساب شخصی هزینه می‌کنند و نگران مسائل اداری و شفافیت هستند. همچنین از حدود 50 رشته‌ای که در حال توسعه است، صنعت پلیمر حداقل به ۱۵ رشته آن نیاز دارد، جدای از مهارت‌های نرم که باید در آینده به آموزش‌ها افزوده شود.

پیام باقری، نایب رئیس اتاق ایران نیز در ادامه گفت: شعار این همایش «وفاق برای ایران ماهر» انتخاب شده که به‌نظر می‌رسد وجه تصویری مناسبی است. امروز در شرایط فعلی کشور، بیش از هر زمان به وفاق نیاز داریم. موضوع رفاه نیز از منظر‌های مختلف حائز اهمیت است، اما در بحث اقتصاد، ایران ماهر را در اختیار داریم و باید بر «همرسانی» تأکید کنیم.

چالش اصلی بازار

وی افزود: براساس مطالعات و گزارش‌های موجود، چالش اصلی بازار کار نه کمبود فرصت‌های شغلی و نه کمبود ظرفیت‌های آموزشی است، بلکه نارسایی در پیوند میان این دو است. به‌بیان‌دیگر، مسئله اصلی «همرسانی» بین طرف عرضه(نیروی کار) و طرف تقاضا(بازار کار) است. از یک سو، جویندگان کار به دنبال فرصت شغلی هستند و از سوی دیگر، فعالان اقتصادی از کمبود نیروی کار ماهر گلایه دارند و این شکاف ارتباطی باید پر شود.

باقری در پاسخ به اینکه آیا ظرفیت‌های آموزشی باید توسعه یابند، گفت: قطعاً، پاسخ مثبت است، اما آنچه در اولویت نخست قرار دارد، «انطباق نهادی» و ایجاد بستری برای این همرسانی است. در مطالعات جدید توسعه مهارت، آموزش و مهارت‌آموزی دیگر به‌عنوان خدمتی عمومی، منفصل و پراکنده دیده نمی‌شود، بلکه جزئی از زنجیره ارزش تولید محسوب می‌شود. مهارت‌آموزی، فعالیتی صرفاً کلاسی یا آکادمیک نیست، بلکه محصول نگاهی مدبرانه و مدیریتی برای قرارگرفتن در جریان تولید، به‌عنوان جزئی از فرآیند اشتغال‌آفرینی است. این نگاه، مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی(CSR) را معنایی تازه می‌بخشد. تعبیر رایج از مسئولیت اجتماعی، بیشتر معطوف به امور خیریه و حمایتی است که البته ارزشمند است، اما اثربخش‌ترین نوع مسئولیت اجتماعی امروز، «مولدسازی سرمایه‌های انسانی» و ورود آنها به بازار اشتغال از طریق سفارشی‌سازی مهارت‌ها براساس نیاز واقعی صنعت است. این یعنی قرار گرفتن مهارت در زنجیره ارزش تولید.

وی در ادامه بیان کرد: بنگاه‌هایی که به این موضوع توجه می‌کنند، دستاورد‌های مهمی کسب می‌کنند؛ از جمله پایدارسازی زنجیره تأمین نیروی انسانی، کاهش شکاف مهارتی و مهم‌تر از همه، افزایش بهره‌وری در سطح بنگاه و در سطح ملی. بنابراین، مهارت‌آموزی با رویکرد مسئولیت اجتماعی بنگاهی، نگاهی تصویری و تشریفاتی نیست، بلکه خلق ارزش مشترک برای تولید است و هم منافع ملی و هم سودآوری بنگاه را تأمین می‌کند.

باقری اضافه کرد: در اتاق بازرگانی ایران نیز این ضرورت را احساس کردیم و برای پاسخ به آن، تعامل نهادی با سازمان آموزش فنی‌وحرفه‌ای شکل گرفت. مسئولیت اجتماعی شرکتی با رویکرد مهارتی، در یک سه‌ضلعی متبلور می‌شود؛ بنگاه اقتصادی، بخش آموزش و زیرساخت‌های آن، و نهاد تنظیم‌گر و همرسان که حلقه مفقوده این جریان است. حاصل این تعامل، تأسیس «مرکز ملی توسعه مهارت» با دبیرخانه مستقر در اتاق بازرگانی است و مأموریت‌های این مرکز عبارت از راهبری سیاستی برای نزدیک‌سازی انتظارات دو طرف عرضه و تقاضا، تقویت تعاملات نهادی در سراسر کشور و ایجاد سه‌ضلعی مذکور در تمام استان‌ها و توسعه زیرساخت‌ها با نگاه به رشته‌های اولویت‌دار است.

بابک دارابی، مدیر نظارت بر طرح‌های عمرانی مناطق نفت‌خیز جنوب در ادامه داد: ایجاد ساختارها، ابنیه و زیرساخت‌ها بدون حضور افراد دارای مهارت‌های ویژه و تخصصی در مناطق مورد نیاز، بی‌نتیجه خواهد ماند. خوشبختانه امروز این جایگاه مغفول‌مانده، مورد توجه قرار گرفته و امیدوارم این مسیر با قدرت ادامه یابد.

وی افزود: در رابطه با مسئولیت اجتماعی، وزارت نفت همواره پرچمدار این حوزه بوده است. با وجود نوسانات سازمانی در ادوار مختلف، رویکرد مسئولین وزارتخانه بر این اصل استوار است که علاوه بر نقش‌آفرینی به‌عنوان صنعت پیشران اقتصاد کشور، تعامل با مناطق و جوامع پیرامونی و استفاده از ظرفیت جوانان در این مناطق، به‌مثابه توسعه‌ای پایدار و منظم مورد توجه جدی قرار گیرد. اینجانب که سال‌ها در صنعت فعالیت داشته‌ام، خاطرات تلخی از دوران فراخوان‌ها برای جذب نیرو‌های بومی دارم. در خوزستان، طرحی فناورانه داشتیم و جوانی با مدرک فوق‌لیسانس برق مراجعه کرد. ساعتی با او گفت‌و‌گو کردم و دریافتیم که دلیل عدم موفقیتش، نه کم‌تخصصی، بلکه نبود اعتمادبه‌نفس و ترس از ابراز ناتوانی در مهارت عملی بود. او فقط آموزش تئوریک دیده بود و توان عملی نداشت و این صحنه برای من بسیار تأثربرانگیز بود.

دارابی تأکید کرد: در راستای ایفای مسئولیت اجتماعی، «نظام‌نامه مسئولیت اجتماعی» را به‌گونه‌ای تدوین کردیم که از ظرفیت‌های درون‌سازمانی برای توانمندسازی جامعه پیرامونی بهره بگیریم. رویکرد ما در این زمینه دو محور داشت؛ نخست، همکاری با آموزش‌وپرورش که با رویکردی جدید، تفاهمی با ادارات کل آموزش‌وپرورش استان‌ها منعقد شد که نتیجه آن، توانمندسازی بیش از ۱۰۰ هزار معلم و دبیر، از جمله نیرو‌های تازه‌استخدام بود و دوم، توانمندسازی جامعه پیرامونی با همکاری سازمان فنی‌وحرفه‌ای است که اخیراً تفاهمی متفاوت و نیازمحور با این سازمان منعقد شد. اکنون با وجود فارغ‌التحصیلان متعدد در مقاطع مختلف، خلأ مهارت عملی همچنان مشهود است. در این تفاهم جدید، مقرر شد از تمام ظرفیت‌های موجود شامل زیرساخت‌های سازمان فنی‌وحرفه‌ای، هنرستان‌ها، آموزش‌های صنعتی و ورکشاپ‌های خود صنعت نفت، با تأمین اعتبار لازم استفاده شود. هدف آن است که زیرساخت‌هایی که پیشتر فقط ۵ ساعت در روز استفاده می‌شدند، تا ۱۲ ساعت در اختیار جامعه قرار گیرند.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha