در دهههای اخیر تغییرات محسوس در نحوه ارائه محتوای مذهبی و فرهنگی در جامعه باعث شده تا تجربه مردم از حضور در مساجد و مشارکت در مراسم دینی دستخوش تحول شود. اگرچه پیش از این روضهها و مراسم مذهبی محدود به ایام خاص و مناسبتهای ویژه بود و مردم با شور و اشتیاق خاصی در آن شرکت میکردند، اما اکنون با استمرار مداوم برنامهها، تکرار روزمره روضهها، مداحیها و برگزاری متعدد مراسم در طول یک روز یا دهههای پی در پی عنصر تازگی و انتظار در تجربه مذهبی کاهش یافته است. این شرایط نه تنها موجب دلزدگی و کاهش انگیزه مخاطبان شده، بلکه بر شور و نشاط اجتماعی جامعه نیز تأثیرگذار است.
امروز رسانههای مختلف از تلویزیون تا شبکههای متعدد و حتی فعالیتهای حضوری در مساجد نقش مشابهی را در ارائه محتوای دینی ایفا میکنند و این همپوشانی گاه باعث تکراری شدن تجربه برای مخاطبان میشود. در این میان، توجه به نیازهای فردی، ایجاد تنوع در زمان، قالب و نحوه ارائه محتوا و همچنین فعال کردن مخاطب در فرآیند یادگیری از ضروریات حفظ شور، اشتیاق و نشاط اجتماعی در جامعه است.
ایکنا در گفتوگو با حجتالاسلام سیدعلی حسینیزاده، استاد حوزه و دانشگاه به بررسی ابعاد مختلف تکرار و یکنواختی در برنامههای مذهبی و فرهنگی و ارائه راهکارهایی برای مدیریت هوشمندانه آنها پرداخته است تا دریابیم چگونه میتوان ضمن حفظ ارزشهای معنوی و محتوای دینی، نشاط اجتماعی و مشارکت فعال مردم را در مساجد و دیگر فضاهای فرهنگی تقویت کرد. در ادامه مشروح این گفتوگو را با هم میخوانیم.
هر چیزی که به صورت مداوم ارائه شود، دلزدگی ایجاد میکند. این سخن در واقع ناظر بر یک اصل مهم در عرصه فعالیتهای فرهنگی و آموزشی است؛ اصلی که تأکید میکند تکرار بیش از اندازه و ارائه مداوم و بیوقفه یک نوع محتوا هرچند ارزشمند و مفید باشد، میتواند به مرور زمان موجب کاهش جذابیت و ایجاد نوعی خستگی و زدگی در مخاطب شود. بر همین اساس گوینده تصریح میکند که اگر ارائهها بدون تنوع، خلاقیت و مشارکت فعال مخاطب انجام گیرد، به احتمال زیاد نتیجه معکوس خواهد داشت و اثرگذاری مطلوب را از دست میدهد.
گاه باید به جای ارائه آماده محتوا، مخاطب را به فعالیت وادار کنیم تا خود زحمت بکشد و به دست آورد. این بخش بر یک رویکرد تربیتی و آموزشی فعالیت متربی تأکید دارد؛ اصلی که در آن مخاطب صرفاً دریافتکننده منفعل نیست، بلکه به کنشگری فعال تبدیل میشود. به بیان دیگر، به جای آنکه همه مطالب به صورت آماده و بستهبندیشده در اختیار مخاطب قرار گیرد، باید شرایطی فراهم شود که او خود به جستوجو بپردازد، تلاش کند، پرسش طرح کند و با صرف زمان و اندیشه، به نتیجه برسد. چنین فرآیندی علاوه بر افزایش عمق یادگیری، حس کشف و دستیابی شخصی را نیز در او تقویت میکند.
در همین چارچوب مثال زده میشود که به عنوان نمونه کتاب یا حدیث یا آیهای را معرفی کنیم تا مخاطب خود به دنبال مطالعه، فهم یا تفسیر آن برود و بیابد که در کنار این یافتن هم حرکت و فعالیت را میآموزد و هم مطالب بسیار دیگری را میآموزد. این پیشنهاد به روشنی نشان میدهد که معرفی هدفمند یک کتاب یا حدیث یا آیه بدون ارائه کامل شرح و بسط آن میتواند انگیزهای برای مطالعه و تحقیق شخصی ایجاد کند. مخاطب در مسیر مطالعه، فهم یا تفسیر نه تنها به محتوای مورد نظر دست مییابد، بلکه مهارتهایی همچون تحقیق، تحلیل، دقت در متن و حتی مقایسه دیدگاهها را نیز فرا میگیرد. به بیان دیگر، فرآیند یافتن به اندازه خود یافته اهمیت پیدا میکند و در کنار انتقال محتوا، نوعی تربیت فکری و عملی نیز شکل میگیرد.
گاه باید به جای شعائر زیاد به متن سخن معصومان و روایتخوانی بپردازیم؛ چنان که خود فرمودهاند محاسن کلام ما را به آنها (مردم) بگویید. در اینجا تأکید بر آن است که تمرکز صرف بر شعائر، اگر با پرداخت عمیق به متن سخن معصومان همراه نباشد، ممکن است از غنای محتوایی بکاهد. بنابراین، پیشنهاد میشود به جای بسنده کردن به ظواهر و تکرار برخی قالبهای رایج، به متن سخن معصومان توجه بیشتری شود و زیباییها و محاسن کلام آنان برای مخاطبان بازگو شود؛ همانگونه که خود فرمودهاند: «محاسن کلام ما را به آنها (مردم) بگویید». این رویکرد میتواند زمینه آشنایی عمیقتر با معارف، اندیشهها و آموزههای آنان را فراهم آورد.
البته باید سعی کنیم که مطالب و محتوای ارائه شده، خیلی تکراری نباشد. احادیث بسیاری در زمینههای مختلف فقهی، اخلاقی، تربیتی و اجتماعی وجود دارد که مبلغان باید از همه آنها به صورت متناوب استفاده کنند نه چند حدیث تکراری. این بخش بر ضرورت تنوع در استفاده از منابع تأکید دارد. معصومان احادیث بسیاری در زمینههای مختلف فقهی، اخلاقی، تربیتی و اجتماعی دارند و محدود شدن به چند حدیث تکراری هرچند مشهور و پرکاربرد باشد، میتواند موجب یکنواختی و کاهش اثرگذاری شود. بنابراین، پیشنهاد میشود مبلغان از مجموعه گسترده این احادیث به صورت متناوب و متنوع بهره گیرند تا هم دامنه موضوعات گسترش یابد و هم مخاطب با ابعاد مختلف معارف آشنا شود.
همچنین، گاه میتوان نمایشهایی از رفتار معصومان توسط کودکان و نوجوانان اجرا کرد، گاه میتوان بخشی از فیلمهای مربوط به آنها را ارائه کرد، گاه مناظرهای از مناظرات آنها و گاه دعایی از دعاهای ایشان را ارائه کرد. این پیشنهادها نشاندهنده تأکید بر بهرهگیری از قالبهای متنوع و خلاقانه در انتقال مفاهیم است. اجرای نمایشهایی از رفتار معصومان توسط کودکان و نوجوانان میتواند علاوه بر جذابیت هنری، موجب درونی شدن رفتارها و آموزهها شود. ارائه قطعه فیلمی از فیلمهای مربوط به آنها نیز میتواند به عنوان ابزاری تصویری و تأثیرگذار، پیام را ملموستر کند.
همچنین، طرح مناظرهای از مناظرات معصومین(ع) یا خواندن دعایی از دعاهای ایشان هر یک میتواند دریچهای تازه برای آشنایی با ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه آنان بگشاید. تنوع در قالب ارائه به ویژه برای نسلهای جدید عاملی مهم در حفظ توجه و افزایش اثربخشی است. البته آن قدر هم از تکرار نباید نگران بود؛ زیرا ما کارهای تکراری در زندگی به صورت روزمره هم کم نداریم و اشکالی هم ایجاد نمیکند. به هر حال همه سلیقهها یکسان نیست. این نکته یادآور نوعی تعادل در نگاه به مسئله تکرار است. هرچند زیادهروی در تکرار میتواند موجب دلزدگی شود، اما اصل تکرار در حد متعارف امری طبیعی و حتی ضروری است. افزون بر این، باید پذیرفت که همه سلیقهها یکسان نیست و آنچه برای برخی تکراری و خستهکننده به نظر میرسد، ممکن است برای گروهی دیگر همچنان جذاب و الهامبخش باشد. افزون بر این مجالس بیشتر نوعی موعظه و تذکر است که با تکرار هم سازگار است ولی باید تکرار همیشگی نباشد، بلکه گهگاه باشد.
در مجموع، این دیدگاه بر ضرورت پرهیز از یکنواختی، تقویت مشارکت فعال مخاطب، بهرهگیری از تنوع در منابع و قالبها و در عین حال حفظ تعادل در مسئله تکرار تأکید دارد؛ رویکردی که میتواند در برنامههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی به افزایش اثرگذاری و پویایی بینجامد.
یکی از مشکلات کشور ما این است که تلویزیون کار مساجد را انجام میدهد؛ به این معنا که رسانهای مانند تلویزیون که دارای گستره وسیع مخاطبان و امکانات گسترده تولید و پخش است، وارد حوزهای شده که به طور سنتی و تاریخی از جمله وظایف و کارکردهای اصلی مساجد به شمار میرفته است. مساجد همواره به عنوان مراکزی برای انتقال مفاهیم دینی، فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی نقش مهمی در تربیت فکری و معنوی جامعه ایفا کردهاند. با این حال، هنگامی که تلویزیون با دهها شبکه مختلف به تولید و پخش برنامههایی با همان مضامین و همان قالبها میپردازد، عملا بخشی از همان کارکردها را بر عهده میگیرد و این موجب تکرار بیشتر میشود. به نظر میرسد که رسانهها چنان که امام خمینی(ره) فرمودند: «دانشگاه هستند و باید کار علمی و اقناعی انجام دهند نه صرفا تبلیغی تا موجب تکرار بیش از حد نباشد».
تعدد شبکهها و در عین حال تکراری بودن محتوا موضوع مهمی است. به بیان دیگر، با وجود افزایش کمی شبکهها و گسترش بسترهای پخش از نظر کیفی و محتوایی تنوع کافی وجود ندارد و در بسیاری موارد مخاطبان با برنامههایی مواجه میشوند که از نظر موضوع، شیوه ارائه و ساختار شباهت زیادی به یکدیگر دارند. این تکرار به مرور زمان میتواند موجب کاهش جذابیت، کاهش انگیزه مخاطبان برای پیگیری محتوا و حتی نوعی بیتفاوتی نسبت به پیامهای ارائهشده شود. این وضعیت پیامد دیگری نیز به همراه دارد. تأثیر مستقیم این همپوشانی و تکرار بر تجربه مخاطبان در مساجد نیز باید در نظر گفته شود. هنگامی که افراد در تلویزیون به طور مداوم با برنامههایی با مضامین و قالبهای مشخص مواجه میشوند و سپس، هنگام حضور در مساجد نیز با همان نوع برنامهها، همان شیوههای ارائه و همان محتوای تکراری روبهرو میشوند، احساس تازگی، انگیزه و اشتیاق کمتری برای مشارکت فعال در این فضاها خواهند داشت.
در واقع، فقدان تفاوت و تمایز میان تجربه رسانهای و تجربه حضوری در مسجد میتواند از جذابیت و کارکرد تربیتی و اجتماعی مساجد بکاهد. از منظر اجتماعی و فرهنگی این موضوع میتواند به نوعی کاهش پویایی در فضاهای حضوری منجر شود؛ زیرا یکی از عوامل مهم در جذب مخاطبان به مراکز فرهنگی، ارائه تجربهای متفاوت، زنده و تعاملی است. اگر مخاطب احساس کند آنچه در مسجد ارائه میشود، تفاوت چندانی با آنچه پیشتر بارها در تلویزیون دیده ندارد، ممکن است انگیزه کمتری برای حضور مستمر داشته باشد. در حالی که مساجد علاوه بر انتقال محتوا، بستری برای تعامل اجتماعی، شکلگیری ارتباطات انسانی، تقویت حس تعلق اجتماعی و تجربه جمعی محسوب میشوند.
در مجموع، این دیدگاه بر این نکته تأکید دارد که انجام کار مساجد توسط تلویزیون آن هم به دهها شبکه که کار تکراری می کنند و مشاهده همان کارهای تکراری هنگام حضور در مساجد میتواند به ایجاد نوعی یکنواختی در تجربه مخاطبان منجر شود. این مسئله ضرورت بازنگری در نحوه تقسیم کار میان رسانهها و نهادهای فرهنگی و همچنین، توجه بیشتر به تنوع، خلاقیت و تمایز در شیوههای ارائه محتوا را برجسته میکند، تا هر یک از این نهادها بتوانند نقش ویژه و اثرگذار خود را در تقویت حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایفا کنند.
در گذشته مردم تنها در دهه محرم روضه میشنیدند و مشتاق بودند ولی اکنون در هر روز و هر لحظه روضه و مداحی میشنوند. در گذشته، روضهخوانی و مراسم مذهبی در دهه محرم محدود و خاص بود؛ همین محدودیت باعث میشد که مردم با اشتیاق فراوان در این مراسم شرکت کنند و هر جلسه برای آنان دارای تازگی و جذابیت ویژهای باشد. اما در شرایط فعلی با تداوم برگزاری روضهها و مداحیها در طول سال و حتی روزمره شدن آنها عنصر تازگی و انتظار از بین رفته و به جای افزایش علاقه، نوعی کسالت در مخاطبان ایجاد شده است.
روحانیون در گذشته در ایام عادی تنها سلامی میدادند یا چند کلمه روضه میخواندند ولی اکنون هم مداحان و هم روحانیون دائم روضه مفصل میخوانند. زمانی که در ایام عادی مراسم مختصر و محدود برگزار میشد، برای مردم حالت نو و ویژه داشت و از نظر روحی تأثیر عمیقتری ایجاد میکرد. اما اکنون با برگزاری مداوم و مفصل روضهها حتی در روزهای عادی مخاطب با حجم بالایی از محتوا مواجه میشود که هم برای گروههای مختلف قابل هضم نیست و هم باعث ایجاد نوعی خستگی روحی و دلزدگی میشود. این تغییر میتواند دوری ایجاد کند و برای همه مردم مناسب نیست و باید به حال افراد توجه کرد.
لذا باید به ضرورت رعایت تفاوتهای فردی و وضعیت روانی و اجتماعی مخاطبان توجه داشت. یعنی یک مدل ارائه محتوای مذهبی ممکن است برای برخی جذاب و اثرگذار باشد، اما برای گروههای دیگر خستهکننده باشد. توجه به حال افراد و تنوع در شیوه و میزان ارائه محتوا یک اصل کلیدی برای حفظ ارتباط مؤثر و ایجاد تجربه مثبت در مراسم مذهبی محسوب میشود. از منظر فرهنگی و اجتماعی این مسئله نیاز به تعادل میان استمرار فعالیتهای مذهبی و ایجاد فرصت برای انتظار، هیجان و اشتیاق طبیعی مخاطبان اشاره دارد. همانطور که در گذشته محدودیت زمانی و مکانی باعث ارزشمندتر شدن هر روضه میشد، در شرایط کنونی نیز مدیریت هوشمندانه زمان، حجم و شیوه ارائه محتوا میتواند از دلزدگی جلوگیری و علاقه و نشاط اجتماعی را در جامعه تقویت کند
به طور کلی، استمرار بیوقفه و حجم بالای روضه و مداحی، بدون توجه به نیاز و حال مخاطبان میتواند اثرات منفی بر انگیزه و مشارکت مردم داشته باشد. بنابراین، ایجاد تنوع در ارائه، محدود کردن حجم محتوا و رعایت حساسیتهای فردی نه تنها موجب حفظ جذابیت مراسم مذهبی میشود، بلکه به تقویت نشاط اجتماعی و علاقه واقعی مردم نسبت به حضور در این فضاها کمک میکند.
در تحلیل رفتارهای فرهنگی و مذهبی در مساجد باید اذعان کرد که یکی دیگر از مواردی که در بسیاری مساجد رسم شده، برپایی دهههای زیاد و نیز برگزاری همزمان شب شهادت، شام شهادت و حتی ظهر شهادت است که باز بر تکرارها میافزاید. این الگو از برنامهریزی مراسم مذهبی به مرور زمان باعث افزایش تکرار و یکنواختی در فعالیتهای مساجد شده است. به طور مشخص در گذشته مراسم مذهبی و عزاداری بیشتر محدود به دهههای مشخصی از ماههای مذهبی بود و هر ایام خاص دارای زمان و قالب مشخصی برای برگزاری مراسم بود. این محدودیت زمانی باعث میشد که هر مراسم برای مردم تازگی و جذابیت داشته باشد و حس انتظار و شور بیشتری ایجاد کند. اما اکنون در بسیاری از مساجد رسم شده است که مراسم مربوط به شهادت ائمه(ع) تنها محدود به زمان خاصی نیست؛ بلکه در چند نوبت از روز و حتی در شام، ظهر و شب شهادت برگزار میشود.
این روند، همانگونه که اشاره شد بر تکرارها میافزاید، یعنی هم از نظر تعداد مراسم و هم از نظر تنوع زمانی میزان تکرار در ارائه محتوای مذهبی افزایش یافته است. چنین وضعیتی میتواند اثرات متعددی داشته باشد. از یک سو، مخاطب با مواجهه مکرر با مراسم مشابه امکان تجربه تازگی و شور اولیه را از دست میدهد و انگیزه حضور در مراسم کاهش مییابد. از سوی دیگر، حجم زیاد و تکراری فعالیتها میتواند به دلزدگی و کاهش اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی این برنامهها منجر شود. از منظر تربیتی و اجتماعی این موضوع اهمیت توجه به تعادل در برنامهریزی مراسم مذهبی را نشان میدهد.
به عبارت دیگر، تنوع در زمان، قالب و نحوه ارائه مراسم و رعایت فاصله زمانی میان آنها میتواند به حفظ جذابیت، شور و انگیزه مخاطبان کمک کند. همچنین، ایجاد فاصله و محدودیت زمانی نه تنها ارزش و اهمیت هر مراسم را بیشتر میکند، بلکه تجربه حضور در آن را ویژه و دلنشینتر میسازد و به نوعی نشاط اجتماعی و مشارکت واقعی مردم را تقویت میکند. به طور خلاصه، این دیدگاه بر ضرورت توجه به حجم، زمان و تکرار مراسم مذهبی در مساجد تأکید دارد و نشان میدهد که استمرار مداوم و تکراری مراسم بدون در نظر گرفتن نیاز و حالت مخاطبان ممکن است بر جذابیت فرهنگی، اجتماعی و تربیتی اثر منفی داشته باشد. مدیریت هوشمندانه زمانبندی و فاصلهگذاری میان مراسم میتواند ضمن حفظ ارزش محتوای دینی، نشاط اجتماعی و انگیزه حضور مردم در مساجد را افزایش دهد.
انتهای پیام