
به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی؛ استاد دانشگاه مفید، شامگاه چهارم اسفندماه در نشست علمی «
مبارزه با فساد از منظر امام علی (ع)» که به مناسبت ماه مبارک رمضان در
مؤسسه فهیم در قم برگزار شد به عواقب فساد و مهمترین نقش آن در جلوگیری از
توسعه پرداخت. متن سخنان این استاد دانشگاه در بخش اول این نشست به شرح زیر است:
حکمرانی خوب از سال ۱۹۹۵ در دنیا مطرح شد و پیش از آن چنین مفهومی به این صورت مطرح نبود. سیاستهایی توسط سازمانهای بینالمللی توصیه شد که آخرین آنها سیاست تعدیل ساختاری بود. در عمل مشاهده شد که این سیاست نهتنها وضعیت کشورها را بهبود نبخشید، بلکه مشکلات دیگری را نیز به همراه داشت.
پس از تأملاتی که انجام شد، به این نتیجه رسیدند که تا زمانی که کشورها به حکمرانی خوب دست پیدا نکنند، سیاستهای اقتصادی موفق نخواهد بود. بر این اساس، همه کشورها باید ساختار سیاسی خود را اصلاح کنند. بانی این تفکر معاون بانک جهانی در آن زمان بود که برنده جایزه نوبل شد. بانک جهانی اعلام کرد اگر بخواهیم شاخصی برای تشخیص برخورداری کشورها از حکمرانی خوب تعریف کنیم، این شاخص دارای چند مؤلفه است.
نخستین شاخص، حق اظهار نظر و پاسخگویی است؛ به این معنا که شهروندان بتوانند دولتهای خود را انتخاب کنند و به صورت مسالمتآمیز آنها را کنار بگذارند، از رسانههای آزاد برخوردار باشند، سخنان خود را آزادانه بیان کنند و بابت آن پیامدی متوجه آنان نشود.
دومین شاخص، ثبات سیاسی و عدم خشونت است؛ یعنی تعامل میان دولت و ملت به گونهای باشد که ثبات سیاسی دچار خدشه نشود. سومین ویژگی، اثربخشی دولت است؛ به این معنا که خدمات دولت به بهترین شکل به مردم ارائه شود. برای مثال، اگر فردی به دادگاه مراجعه کرد، بدون نیاز به رشوه و معطلی بیش از حد، مشکل او برطرف شود.
شاخص دیگر، استقلال قواست؛ بهگونهای که نهادی نتواند اراده خود را بر قوه قضائیه یا سایر قوا تحمیل کند. شاخص بعدی، کیفیت قوانین در کمک به توسعه کشور و اقتصاد است؛ قوانینی که بتواند بخش خصوصی را توانمند سازد، بیکاری را کاهش دهد و سطح زندگی مردم را بهبود بخشد.
ویژگی دیگر، حاکمیت قانون است؛ یعنی میزان جریان و اجرای قوانین در کشور. شاخصه دیگر نیز کنترل فساد است؛ بدین معنا که نظام تا چه اندازه در جلوگیری از فساد موفق عمل میکند که بنده در بخش اول پیرامون این شاخص توضیحاتی ارائه خواهم داد.
نحوه مواجهه با فاسد؛ مهمتر از ایجاد فساد
فساد به معنای سوءاستفاده از قدرت برای منافع شخصی، خانوادگی، منطقهای یا شهری است؛ یعنی حتی اگر نمایندهای طرحی را اجرا کند که مطابق منطق خودش هم نباشد، مرتکب فساد شده است. بر این اساس، حتی مقدسترین حکومتها تا حدودی دچار فساد هستند و نکتهی اصلی، نحوه مواجهه با فساد است.
بحث فساد قدرت شبیه این است که کسی عسل را در دهانش بگذارد اما مزه آن را نچشد؛ همه حکومتها در معرض فساد هستند و فرقی ندارد حکومت پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع) باشد یا هر حکومت دیگری. آنچه اهمیت دارد، اندیشیدن تدابیر برای مهار این فساد است. معمولاً مردم تصور میکنند راه مقابله با فساد، اعدام مفسدان و مصادره اموال آنها و برخورد شدید با آنان است، اما این آخرین مرحله است. پیش از آن باید دید چرا فساد در کشور ایجاد میشود و زمینههای تولید آن را شناسایی و حذف کرد و سیستمی طراحی کرد که حداقل فساد از دل آن بیرون بیاید؛ زیرا فساد بهطور کامل از بین نمیرود.
در گذشته گفته میشد انسانها در معرض وسوسههای شیطانی هستند و چون ظرفیت استفاده صحیح از قدرت را ندارند، دچار فساد میشوند؛ بنابراین باید از کودکی تربیت شوند تا حلال و حرام را بشناسند و گرفتار فساد نشوند. اما در قرن بیستم مشخص شد که برخی سیستمها خود فسادزا هستند و فرد، حتی اگر تربیت شده باشد، وقتی در معرض چنین سیستمی قرار بگیرد، ممکن است یکبار هم دچار لغزش شود. در یکی از کنفرانسهای جهانی مرتبط با این موضوع گفته شد که مهمترین مانع توسعه کشورها فساد است و اگر نتوانند بر آن غلبه کنند، هرگز رنگ توسعه را نخواهند دید.
بنابراین تمرکز بر طراحی سیستم و کنترل فساد اهمیت دارد. حکومت پیامبر(ص) با ایمان ایشان شکل گرفت، اما وقتی ایشان از دنیا رفتند، هنوز دو دهه نگذشته بود که حکومتی سراسر فساد به نام خلیفه رسول خدا ایجاد شد. چه میزان فساد توسط عثمان صورت گرفت، تاریخنگاران مانند یعقوبی و طبری آن را ثبت کردهاند و حتی به نام خلیفه رسول خدا توجیه شده است.
امروز نیز وقتی به وضعیت کشور خود نگاه میکنیم، میبینیم رژیم گذشته فساد گستردهای داشت. کسانی که از مقامات آن زمان بودند، خود به فساد گسترده آن رژیم اعتراف کردهاند. بهعلاوه، دیکتاتوری هم وجود داشت و انقلاب رخ داد، با نیت پاک تحقق حکومت دینی و علوی و نبوی. وقتی مجلس خبرگان قانون اساسی تشکیل شد، مرحوم طالقانی فرمودند: «من روی این صندلیها نمینشینم، زیرا افراد فاسدی روی آنها نشستهاند.»
از کجا به کجا رسیدیم
در مجلس اول که تشکیل شد، گفته شد باید به نمایندگان حقوق پرداخت شود، زیرا کار رایگان امکانپذیر نیست. برخی نمایندگان این موضوع را توهین به خود دانستند و گفتند ما برای خدا اینجا هستیم. برای اولین بار در سال دوم دور دوم مجلس، پیشنهاد شد به نمایندگان یک سکه بهار آزادی به عنوان عیدی داده شود و باز هم برخی نمایندگان معترض شدند. این روند ادامه یافت تا به جایی رسید که اکنون نامزدهای نمایندگی مجلس میلیاردها تومان هزینه میکنند تا به نماینده شدن برسند.
به عنوان نمونه، در زمان شاه دارایی کارخانجات ۶۰ میلیون تومان برآورد شد، در حالی که بدهی بانکی آنها ۸۷ میلیون تومان بود؛ یعنی بیش از دارایی، بدهی داشتند و یکی از دلایل مصادره اموالشان همین بود. در مجلس چهارم، وقتی برنامه اول خصوصیسازی بررسی شد، گفته شد بیتالمال تاراج شده است و دعوا بر سر جهتگیری برنامه دوم بود که آیا توجه به فقر دارد یا خیر. بعدها گفته شد بحث اصلی این نبود؛ بلکه گروهی میگفت منابع باید به سرمایهداری تجاری برسد و برخی دیگر معتقد بودند باید سرمایهداری صنعتی باشد؛ در واقع بحث بر سر منافع گروهی و شخصی بود.
بنابراین وقتی درباره فساد سخن میگوییم، یعنی همه حکومتها در معرض آن هستند و فرقی ندارد حکومت با نیتمقدس شکل گرفته باشد یا نیت نادرست. نکته اول این است که برای مبارزه با فساد، دولتمردان باید قبول کنند فساد گسترده وجود دارد و برای مقابله با آن اقدام کنند. اگر حکومت به این باور نرسد، راه مبارزه هم وجود ندارد.
امیرمؤمنان(ع) در خطبه ۱۶۴ فرمودهاند که مردم از مدینه، کوفه، مصر و سایر مناطق به عثمان معترض شدهاند و حضرت واسطه شدند. خطاب به عثمان فرمودند: «مردم پشت در و دیوار هستند و مرا واسطه کردهاند. آیا چیزی هست که من بدانم و تو ندانی؟» منظور حضرت اتلاف منابع، فساد و حراج بیتالمال به نفع اطرافیان عثمان بود. حضرت افزودند: «تو بهتر از من میدانی، زیرا تو خلیفهای و از همه فسادها خبر داری؛ اما من شهروند عادی هستم.» سپس فرمودند: «تو خود را حداقل با عمر و ابوبکر مقایسه کن؛ حتی با آنها هم فاصله زیادی داری. تو داماد پیامبر هستی و باید مانند ما از رسول خدا دیده باشی، پس این فسادها چیست؟»
عثمان کارهایش را توجیه میکرد و میگفت کار زشتی نکرده است؛ زیرا صله رحم کرده است. به عنوان مثال، خراج آفریقا را به مروان، فامیل خود، داده یا فیء مدینه را در انحصار اقوامش قرار داده است. گاهی هم برخی اقوام نیاز شدید داشتهاند و او مدعی بود باید نیازشان را برطرف کند. سعد بن ابیوقاص نیز پول بیتالمال را برمیداشت و با آن تجارت میکرد، سپس اصل آن را به بیتالمال برمیگرداند، که با اعتراض ابن مسعود مواجه شد. در نهایت عثمان ابن مسعود را تنبیه کرد.
تا وقتی حکومت به این جمعبندی نرسد که فساد گسترده سرطان کشور است، مبارزه نیز اتفاق نمیافتد. عثمان مهلت خواست تا فسادها را بررسی کند، اما حضرت فرمودند مهلت نیاز نیست و اگر قصد اصلاح داری، همین الان منافع فامیلهایت را قطع کن و به حاکمان شهرهای دور نامه بده تا اصلاحات انجام شود. عثمان حتی وقتی مهلت گرفت، به جای اصلاح، پول بیتالمال را به اسلحه تبدیل کرد و فرمان داد مروان آفریقاییها را بیاورد تا به معترضان حمله کنند. نامه او به حاکم مصر لو رفت و معترضان فهمیدند حکومت قصد قتل دارد، بنابراین عثمان سرنگون شد.
او فساد خانمانسوز را نمیدید و نام آن را صله رحم میگذاشت؛ طبیعی است که چنین مشکلاتی ایجاد شود.
فساد خوره به جان کشور است
فساد به تعبیر سازمان ملل مانند خورهای است که به جان کشورها میافتد. وقتی فساد گسترده شود، نابرابری و بیعدالتی در جامعه شدت مییابد. آمار سال ۲۰۲۴ برای ایران نشان میدهد که یک درصد از جامعه، ۲۹ درصد ثروت کشور و ده درصد، ۶۳ درصد سرمایه کشور را در اختیار دارند.
موضوع دیگر فقر است؛ در حال حاضر حدود ۳۵ درصد مردم زیر خط فقر قرار دارند که این موضوع نارضایتی عمومی را به همراه دارد. بر اساس تحقیقات برخی پژوهشگران، مهمترین عامل بسیاری از انقلابهای دنیا فساد است، زیرا فساد باعث نارضایتی عمومی میشود و این نارضایتی زمینه بروز انقلاب را فراهم میکند.
انتهای پیام