
به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین محمدهادی مفتح؛ عضو هیئت علمی دانشگاه قم، 17 اسفندماه در نشست علمی «
استراتژی روابط بینالملل و مسئله دفاع پیش دستانه» که از سوی مؤسسه فهیم قم برگزار شد به تشریح ادوار تاریخ از منظر قرآن و برخی نظریهپردازان پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:
تا قبل از شروع این جنگ تحمیلی ظالمانه علیه ملت و کشور ما بحث دفاع پیشدستانه با توجه به وقوع جنگ 12 روزه بحث روز و داغی بود. این بحث که آیا کشوری میتواند قبل از آن که مورد حمله قرار گیرد حلمه پیشدستانه داشته باشد زیرا این خطر وجود دارد که تجهیزات دفاعی را نابود کنند و عملا امکانی برای دفاع باقی نماند.
در چند سال اخیر این موضوع مطرح بوده است که البته مخالف ماده 51 منشور ملل متحد است زیرا این ماده میگوید هر کشوری حق دارد وقتی به او حمله صورت گرفت دفاع کند. زورمندان عالم و در راس آن آمریکا حمله پیشدستانه را با زورشان در قوانین بینالمللی گنجاندند اما حمله پیشگیرانه را نتوانستند، لذا حمله به ایران را با عنوان دفاع پیشگیرانه میخواهند به خورد جهان بدهند و میگویند اگر ما حمله نمیکردیم ایران در شرف حمله به ما بود.
با جنگی که به کشور ما تحمیل شد طرح این بحث که آیا راهبرد رابط بینالملل براساس صلح است یا جنگ و آیا دفاع پیشدستانه جواز فقهی و شرعی دارد یا خیر؟ تناسب با زمان کنونی ندارد، لذا مقداری در مورد صلح و جنگ ادوار تاریخ از منظر قرآن میپردازم.
اسلام، ذاتش صلحطلبی است و در آیات و روایات و سیره پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) منعکس است، از جمله پیامبر(ص) قبل از نبرد بدر یک رزمایشی به تعبیر امروزی برگزار کردند ولی در حین این کار به ایشان خبر دادند که دشمنان آماده حمله هستند پیامبر(ص) صحابه را جمع کرده و با ایشان مشورت کردند؛ مقداد و برخی افراد دیگر در حمایت از پیامبر(ص) سخنرانی کردند اما پیامبر(ص) دنبال حمایت انصار بودند، زیرا آنها در پیمانشان با پیامبر(ص) بر حمایت از مدینه تأکيد داشتند نه بیرون از مدینه و همین مشورت نشان میدهد که پیامبر(ص) از ابتدا به قصد جنگ لشکرکشی نکرده بودند. البته انصار هم در این نبرد به حمایت از پیامبر(ص) پرداختند. باز در تاریخ داریم وقتی لشکر اسلام در برابر جمعیت انبوه مشرکین قرار گرفتند و خوف کردند و در اینجا آیه شریفه نازل شد که اگر به شما پیشنهاد صلح دادند بپذیرید.
پیامبر(ص) فردی را نزد مشرکین فرستاد و فرمود به مشرکین بگو شما هیچ کسی را در عرب پیدا نمیکنید که از من بیشتر نسبت به جنگ تنفر داشته باشد و مرا با قوم قریش تنها بگذارید و اگر در من صداقت ببینند قبول خواهند کرد. عتبه سوار شتری شد و در بین مشرکان چرخید و گفت جنگ را شروع نکنید ولی به سخنان او گوش ندادند؛ بنابراین اسلام طرفدار صلح است اما اگر مسلمین در معرض تجاوز دشمن قر ار بگیرند بسیار شدید برخورد کرده است از جمله فرموده است: ای پیامبر مسلمین را به جنگ ترغیب و تشویق کن و اگر بیست نفر باشید بر 200 نفر و اگر صد نفر باشید بر هزار نفر پیروز خواهید شد. پیامبری که ابتدا پیام میدهد تا جنگ نشود ولی وقتی جنگ شد مردانه میایستد و مقاومت میکند و این جنگ قهرمانانه و دلاورانه با صلحطلبی منافاتی ندارد.
پیچ تاریخی
ما اکنون در شرایط تاریخی ویژه هستیم و اگر سخن تحلیلگران را ببینید میگویند بعد از این جنگ شرایط دنیا و منطقه و روابط کشورها دچار دگرگونی خواهد شد. تاریخ رودخانه در حال گذر است و گاهی دو سه قرن تغییر چندانی در زندگی و سبک زندگی و فرهنگ و رسوم مردم رخ نمیدهد اما گاهی رودخانه تاریخ در یک کوه حرکت میکند و سرعت تغییر شدید است و امروز ما در این موقعیت هستیم.
بعد از فروپاشی شوروی و بعد از نظریات مختلف از جمله مارکس که در قرون قبلی انجام شد نظریات دیگری مانند پایان تاریخ فوکویاما مطرح شد؛ او کتابش را در سال 1992 میلادی نوشت و گفت با از بین رفتن مارکسیسم تاریخ پایان یافته است زیرا رقیبی برای سیستم لیبرال دموکراسی وجود ندارد و طبیعتا جنگی نیست که بخواهد تاریخی وجود داشته باشد؛ در مقابل هانتینگتون در رد نظریه فوکویا به نبرد تمدنها اشاره کرد و گفت که درست است که ایدئولوژیها از بین رفته است اما باز نبردهای تمدنی رخ خواهد داد.
ما قصد داریم که تحلیلی از قرآن در مورد ادوار تاریخی بیان کنیم؛ قرآن کریم فرموده است که مردم(الناس)
امت واحده بودند چیزی که مارکس قرنها بعد اعلام کرد یعنی انسانها ابتدا همه برابر بودند و اختلافی بین آنان نبود؛ علامه طباطبایی هم نظرات مشابهی با مارکس تا اینجا دارد. در دو جای قرآن سخن از امت واحده داریم از جمله در سوره یونس که فرمود مردم امت واحده بودند و بعدا اختلاف پیدا کردند. در سوره بقره هم فرموده است مردم امت واحده بودند اما خداوند پیامبران را بهعنوان مبشر و منذر فرستاد و برخی تبعیت نکردند و موجب اختلاف در امتها شدند.
بعثت انبیاء و تشریع الهی با حضرت نوح شروع شد و اینکه فاصله بین آدم و نوح چقدر بوده است در قرآن چیزی بیان نشده است گرچه ابن عباس آن را ده هزار سال برشمرده است. از منظر قرآن دین همه انبیاء اسلام بوده است گرچه به تدریج به تکامل رفته است تا اینکه با دین نبی خاتم به کمال خود رسید؛ لذا تعبیر مسلم بودن را برای نوح و حضرت موسی و عیسی و سایر انبیاء داریم و دین همه آنان اسلام با شرایع مختلف بود. بنابراین دوره دوم تاریخ با بعثت انبیاء قرین است.
نقطه عطف تاریخ در نگاه قرآن
دوره سوم دوره پیامبر اکرم(ص) است؛ امیرمؤمنان(ع) فرمودند با مرگ رسول الله چیزی قطع شد که با مرگ هیچ کسی قطع نشده بود و بعد از پیامبر(ص) و با انحراف سقیفه بشر در برهوت عالم رها شد. اگر انحراف سقیفه نبود تا قرن چهارم ائمه(ع) زندگی طبیعی خود را داشتند و با امامت امام زمان(عج) تمام میشد و بشر بعد از او باید با همان تعالیم انبیاء زندگی خود را ادامه میدادند.
اشکالی که بر این نظریه ادوار تاریخی از منظر قرآن وجود دارد بحث هابیل و قابیل است زیرا براساس این نظر از زمان آدم تا نوح مردم امت واحده بودند و اختلافی بین آنان نبود. در مورد هابیل و قابیل هم علامه طباطبایی نظر یکی از مفسران را بدون ذکر نام آورده است که آن دو فرزندان آدم نبودند بلکه مردی از بنی اسرائیل دو فرزند داشت که یکی دیگری را کشت. رشید رضا این تفسیر را به حسن بصری نسبت داده است و شیخ طوسی زجاج و دیگران را هم رأی با بصری دانسته است و ابن عباس و قتاده و ... را ضد رأی آنان دانسته است و اینکه این دو نفر همان فرزندان آدم و حوا بودند.
داستان هابیل و قابیل در تورات و اشکالات آن
مرحوم علامه طباطبایی و رشید رضا تفسیری که آن دو فرد فرزندان آدم نبودند را ضعیف میدانند. رشید رضا میگوید این تفسیر عینا در سفر پیدایش، پیدایش 4 آیه یک تا هشت در تورات آمده است. این داستان تورات ارکانی دارد؛ اول اینکه قاتل و مقتول، فرزندان آدم و حوا بودند؛ دوم قابیل، کشاورز و هابیل دامدار بود؛ سوم علت عدم قبول قربانی قابیل گناهکار بودن او بود؛ چهارم اینکه قابیل و هابیل با هم نزاع کردند و هابیل کشته شد.
اما اشکالی که به این داستان وارد است این است که بشر قرنها بعد از خلق شدن فهمید که میتواند کشاورزی و محصول تولید کند. مرحوم شریعتی داستان هابیل و قابیل را افسانه میداند چون قابل پذیرش نیست که در آن زمان ابتدایی یکی دامدار باشد و دیگری کشاورز.
بنده بررسی در مورد زمان حضور انسان بر روی زمین تا اینکه بتواند کشاورزی و دامداری کنند کردم و تاریخ از ده هزار سال تا دو نیم میلیون سال را ذکر کردهاند. رکن دوم داستان با سوم هم سازگار نیست، زیرا قرآن فرموده است خدا از متقین قربانی را قبول میکند، یعنی این ماجرا بعد از ارسال رسل است نه قبل از آن، زیرا تقوا قبل از آمدن شریعت و واجب و حرام معنا ندارد. قرآن تأکيد دارد که قابیل چون شریعت را زیرپا گذاشت خدا قربانی او را نپذیرفت پس بیشتر ماجرا به نظر حسن بصری و ... نزدیک است و قابیل و هابیل فرزندان آدم نبودند.
ادوار تاریخ در قرآن
بنابراین قرآن کریم ادوار تاریخی را سه مقطع برشمرده و در نهایت فرموده است که پیروزی نهایی با خداوند و پیامبران و جبهه حق است؛ در حال حاضر اکثریت مردم دنیا دیندار هستند با همه دشمنی که با دین و خداپرستی و انبیاء در تاریخ رخ داد، بنابراین غلبه طبق آیه قرآن با خدا و پیامبر(ص) است گرچه بسیاری از انبیاء مصیبتهای مختلف کشیدند و به قتل رسیدند اما در نهایت پیروزی با آنان بود. در کربلا هم در نهایت پیروزی با اباعبدالله الحسین(ع) بود.
بنابراین پیروزی با جبهه حق است ولو اینکه در ظاهر در مقاطعی جبهه حق مانند حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) و سایر ائمه(ع) پیروز نشوند. این نظریه ادوار تاریخی از منظر قرآن است و خدا در نهایت، حکومت زمین را به بندگان شایسته خود عطا خواهد کرد. طرف درست تاریخ ایستادن در کنار جبهه حق است. مبرد حق و باطل در تاریخ بوده و هست و خواهد بود. اگر انسان طرف حق ایستاد طرف درست تاریخ ایستاده است، زیرا پیروزی نهایی با جبهه حق است.
انتهای پیام