به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «جایگاه زنان» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
اندوهی تمدنی برای روحهای به یغما رفته
هیچ دردی برای یک متفکر الهی، جانسوزتر از دیدن مسخ هویتی انسانها نیست. وقتی نظام سلطه با ابزارهای خوشرنگولعاب، تلاش میکند تا فطرت پاک زنانه را به ابزاری برای کامجویی و چرخاندن چرخدندههای اقتصاد بیمار خود تبدیل کند، یک هشدار تاریخی ضرورت مییابد. دغدغه رهبر شهید در این عرصه، برخاسته از یک رنج عمیق جامعهشناختی بود. ایشان بهخوبی میدیدند که چگونه موریانه فرهنگ وارداتی، به جان ریشههای خانواده و اصالت زن مسلمان افتاده است.
ایشان با قلبی آکنده از دغدغه برای نسلهای آینده، رسالت عظیم روشنگری را بر دوش نخبگان گذاشته و فرمودهاند: «به نظر من، آن چیزی که امروز مجموعه شما… برعهده دارند، این است که باور غلطی را که فرهنگ غربی و اروپایی در این دهها سال اخیر در ذهن زن ایرانی وارد کرده است، بزداید… با ورود فرهنگ اروپایی، این مدگرایی و نوگرایی در مصرف، به شکل عجیبی تشدید شد. این، محاسبهشده و پیشبینیشده بود… اگر این کار بشود، ریشهی این مشکلاتی که گاهی اوقات مطرح میشود - بدحجابی و رواج فساد و فحشا و این چیزها - به خودی خود کنده خواهد شد».
این اندوه محدود به جغرافیای خودی نبود و نقدی بُرنده بر جهانی بود که تنزل مقام زن را تحت عنوان دروغین «آزادی» تئوریزه میکرد. ایشان با نگاهی آسیبشناسانه، پرده از این فریب بزرگ قرن برمیدارند و نشان میدهند که چگونه غرب، با تهی کردن زن از شرافت درونیاش، او را به موجودی نمایشی تقلیل داده است:
«دنیای فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصیت زن را در روشهای غلط و انحرافی که همراه با تحقیر جنس زن است، به زور به ذهن دنیا فرو کنند: زن برای اینکه شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستی برای مردان چشمنواز باشد… این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟»

کالبدشکافی یک گوهر بیبدیل؛ اصالت زنانگی
برای التیام این زخم تاریخی، مکتب فکری این رهبر شهید، به جای تجویز نسخههای انفعالی، به بازتعریف بنیادین مفهوم «زن» دست میزند. در این نگاه توحیدی، زن برای اثبات ارزش و کارآمدی خود، نیازی ندارد که پا جای پای مردان بگذارد یا هویت خود را در آئینه الگوهای مردانه جستجو کند. «زنانگی» در ذات خود، یک ارزش مطلق و یک شاهکار مستقل الهی است که رسالتهای ویژه خود را در مهندسی خلقت بر عهده دارد.
رهبر شهید با نفی قاطعانه الگوهای فمینیستی غرب که کمال زن را در شبیهشدن به مردان میدانند، یک نگاه جامع و انسانساز را اینگونه ترسیم میکنند و میفرمایند: «ما باید در مورد مسئله زن نگاه جامع داشته باشیم و این نگاه جامع در اسلام هست. مسئله ارزشگذاری به اصالت زن، زن بودن، برای زن یک ارزش والاست؛ یک اصل است. به هیچ وجه تشبّه به مردان برای زن ارزش به حساب نمیآید؛ همچنان که برای مردها تشبه به زنان ارزش به حساب نمیآید. هر کدام نقشی دارند، هر کدام جایی دارند، جایگاهی دارند و طبیعتی دارند و مقصودی از وضعیت خاص آنها در آفرینش حکیمانه الهی مورد نظر بوده که این مقصود باید برآورده شود؛ این مسئله مهم است».
این جملات، مانیفست شرافت زنانه است. مقصود حکیمانهای که ایشان از آن یاد میکنند، همان نقش بیبدیلی است که در هیچ کارخانه صنعتی و هیچ نهاد مدنی انسانسازی نمیتوان برای آن جایگزینی یافت.
از معراج معنوی تا میدان بیعت سیاسی
یکی از شکوهمندترین بخشهای اندیشه رهبر شهید، استناد مداوم ایشان به آیات نورانی قرآن برای اثبات همترازی معنوی و اجتماعی زن و مرد است. در مکتبی که ایشان مفسر آن بودند، درهای آسمان به روی زنان باز است و آنان در بسیاری از عرصههای سلوک، پیشگام و راهبرند. خط بطلان کشیدن بر تفکرات جاهلی دیروز و امروز، نیازمند یادآوری همین مبانی مستحکم قرآنی است: «در زمینه مسائل معنوی، زنان جزو پیشگامان حرکت معنوی انسان به سوی پیشرفتها هستند… آنجایی که بحث ایمان و اسلام و صبر و صدق و مجاهدت در راه به دست آوردن ارزشهای انسانی و اسلامی و معنوی است، میفرماید: «إنَّ الْمُسْلمینَ وَالْمُسْلمَات…». در این آیه 10 عنوان برای ارزشهای معنوی ذکر میشود… زن و مرد در این میدان، دوش به دوش حرکت میکنند و پیش میروند… این بت مردگرایی را که در جاهلیتها همیشه به وسیلهی مردان و حتی به وسیلهی زنان پرسیده میشد، اسلام در این آیات میشکند».
اما این پیشگامی، صرفاً در خلوتگاه عبادت خلاصه نمیشود. اسلام، عاملیت سیاسی زن را در عصری به رسمیت شناخت که در امپراتوریهای بزرگ آن روزگار، زن حتی حق حیات نداشت. مقایسه حق رأی سیاسی زنان در صدر اسلام با دموکراسیهای پرادعای غربی، یکی از آن سیلیهای محکم استدلالی است که ایشان بر صورت تحریفگران تاریخ مینوازند و میفرمایند: «در اسلام بیعت زن، مالکیّت زن، حضور زن در این عرصههای اساسی سیاسی و اجتماعی، تثبیت شده است: «إذَا جَائَکَ الْمُؤْمنَاتُ یُبَایعْنَکَ…» زنها میآمدند و با پیغمبر بیعت میکردند. پیغمبر اسلام نفرمود که مردها بیایند بیعت کنند و به تبع آنها… زنها هم مجبور باشند قبول کنند؛ نه. گفتند زنها هم بیعت میکنند… غربیها هزار و سیصد سال در این زمینه از اسلام عقبند و این ادعاها را میکنند».
تلاقی حریم امن خانه و میدانداری اجتماع
یکی از ظریفترین گرهگشاییهای فکری در بیانات این عالم شهید، حل معمای ساختگی «تقابل مادری و فعالیت اجتماعی» است. دنیای مدرن همواره تلاش کرده تا به زنان القا کند که برای رسیدن به قلههای پیشرفت، باید از موهبت خانواده و آرامش مادری عبور کنند. اما در منطق اصیل اسلامی، خانواده نه یک زندان که مهمترین قرارگاه تربیت نسل و حیاتیترین سلول جامعه است.
ایشان با استناد به کلام نورانی پیامبر اعظم(ص)، جایگاه مدیریتی و عاطفی زن را در کانون خانواده تثبیت کرده و همزمان مسیر رشد اجتماعی او را نیز هموار میسازند: «نظر اسلام در باب خانواده و جایگاه زن در خانواده، نظر خیلی روشنی است. «المرأة سیّدة بیتها»؛ بزرگ خانه، زن خانه است؛ این از پیغمبر اکرم است».
«علت اینکه اسلام این قدر به نقش زن در داخل خانواده اهمیت می دهد، همین است که زن اگر به خانواده پایبند شد… نسلها در آن جامعه، بالنده و رشید خواهند شد. این هنر زن است و منافاتی هم با درس خواندن و درس گفتن و کار کردن و ورود در سیاست و امثال اینها ندارد».
در کنار این نقش محوری، مبارزه با خوانشهای استبدادی از مفهوم «قوامیت مرد»، از دیگر شاهبیتهای اندیشه ایشان است. این رهبر شهید با نگاهی عادلانه و مهربانانه، زندگی مشترک را میدان رفاقت و گذشت متقابل معرفی میکنند، نه عرصه فرمانروایی یکطرفه و متذکر میشوند: «این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند؛ نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. «اَلرجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النسَاء» معنایش این نیست که زن بایستی در همه امور تابع شوهر باشد. نه!.. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید… تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید».

ثمرات شجره طیبه اسلام در احیای حقوق زنان
هنگامی که این نگاه مترقی و الهی در بستر جامعه پیاده شود، میوههای شیرین استقلال، کرامت و پیشرفت به بار مینشیند. رهبر شهید انقلاب، با اشراف کامل بر دستاوردهای نظام اسلامی و مقایسه آن با عقبماندگیهای تاریخی غرب در اعطای حقوق اولیه به زنان، بر سه محور اساسی تأکید میورزند:
نخست: استقلال بیقیدوشرط اقتصادی
در حالی که غرب به تازگی و آن هم با اهداف سودجویانه حق مالکیت را برای زنان به رسمیت شناخته، اسلام قرنهاست که این حق خدادادی را تضمین کرده است: «در اسلام، زن مالک ثروت خود است. شوهرش راضی باشد، یا راضی نباشد؛ پدرش راضی باشد، یا راضی نباشد… او میتواند ثروت و مال و اندوخته خود را مصرف کند… در حمایت از استقلال اقتصادی زنان، دنیا سیزده قرن است که از اسلام عقب است… در اروپا تازه چهل سال، پنجاه سال… است که تازه شروع کردهاند به زن اجازه دهند که در مال و ملک خود، دخل و تصرف کند».
دوم: شراکت در هندسه مدیریت جامعه
مسئولیتپذیری اجتماعی در قبال سرنوشت امت، تکلیفی جنسیتی نیست و رسالتی ایمانی است که زن و مرد را در یک سنگر قرار میدهد: «اسلام وقتی که میگوید: «وَالْمُؤْمنُونَ وَالْمُؤْمنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلیَاءُ بَعْضٍ…» یعنی مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعه نظام اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده… مسئولیت ادارهی جامعهی اسلامی و پیشرفت جامعهی اسلامی بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد.»
سوم: جهش علمی و فتح قلههای دانایی
حضور پررنگ بانوان در عالیترین سطوح علمی و دانشگاهی، خط بطلانی است بر تمام سیاهنماییهایی که دین را مانع رشد زن معرفی میکنند. این بالندگی، مایه مباهات اندیشهی اسلامی است: «خانمهای باسواد مسلمان مؤمن درسخوانی که یا مشغول تحصیلند و یا در دانشگاهها، بهترین علوم را در بالاترین مدارج تدریس میکنند، زیادند و این برای نظام اسلامی مایه افتخار است… امروز بحمدالله دختران جوانی که در آینده نه چندان دور به مقامات عالی علمی، فقهی و فلسفی میرسند، بسیارند. اینها افتخار نظام اسلامی هستند؛ و پیشرفت زن یعنی این».
تاریکخانه غرب و ماشین بیرحم استثمار
برای شناخت نور، باید ظلمت را بهخوبی شناخت. یکی از رسالتهای تحلیلی رهبر شهید، تاباندن نور حقیقت بر زوایای پنهان و تاریک تاریخ مدرنیته بود. سرمایهداری غربی همواره تلاش کرده تا چهره خشن و استثمارگر خود را در پشت نقاب دفاع از حقوق زنان پنهان کند. اما واقعیت تاریخی چیست؟ چرا غرب ناگهان تصمیم گرفت به زنان حق مالکیت و کار بدهد؟ پاسخ این معمای تاریخی در کلام روشنگرانه ایشان، پرده از یک پروژهی کثیف اقتصادی برمیدارد؛ آنجا که فرمودند: «نکته مهم این است که حتی وقتی در اروپا برای زن حق مالکیت معین شد… به خاطر این بود که کارخانهها… احتیاج به کارگر داشتند؛ اما کارگر کم بود… لذا برای این که زنان را به کارخانجات بکشانند و از نیروی کارشان استفاده کنند - که البته مزد کمتری هم همیشه به زنان میدادند - اعلان شد که زن دارای حق مالکیت است!.. این، آن نگرش افراطی و غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب و در اروپاست».
همین نگاه ابزاری مبتنی بر سود، جامعه جهانی را به سمتی سوق داد که در آن، زن از مقام انسان بودن تنزل یافت و به یک کالای مصرفی و تجاری مبدل شد. نظام سلطه برای پیشبرد این هدف شوم، عفاف و حجاب زن مسلمان را بزرگترین مانع خود دید و نوک پیکان حملاتش را به سمت آن نشانه رفت. ایشان با هشداری بیدارباش، این توطئه فرهنگی را چنین تشریح میکنند: «من به خانمهای مسلمان، به خانمهای جوان و به خانمهای خانهدار عرض میکنم: سراغ این مصرفگرایی که غرب مثل خوره به جان جوامع دنیا… انداخته است، نروید. مصرف باید در حد لازم باشد، نه در حد اسراف».
«آنها با چه چیز زن مسلمان، بیشتر دشمنند؟ باحجاب او… آنها میخواهند زن به سبک اروپایى - که عبارت است از سبک مُد و مصرف و آرایش در انظار عموم - و ملعبه قرار دادن مسائل جنسى بین دو جنس و این چیزها را در جامعه بهوسیله زنان رواج بدهند».
نتیجهی این رویکرد شوم در دنیای غرب، خلق فجایع انسانی بیسابقهای است که وجدان هر انسان آزادهای را به درد میآورد: «امروز در دنیا طبق گزارشی که داده شده است… سریعالرشدترین تجارتهای دنیا، تجارت زنان و قاچاق زنان است. بدترین کشورها هم در این زمینه، چند کشورند؛ از جمله رژیم صهیونیستی است. زنان و دختران را… میبرند آنها را در شرائط بسیار سختی تحویل مراکزی میدهند که انسان از تصور آنها و نام آنها تنش میلرزد».

واقعیتهای تلخ در پس نقابهای بَزَکشده
ماشین پروپاگاندای غرب، با هیاهو و جنجال تلاش میکند تا خود را منجی حقوق زنان معرفی کند و همزمان، قوانین نجاتبخش اسلام را زیر سؤال ببرد. این وارونهنمایی سیستماتیک، نیازمند یک کالبدشکافی از حقایق پنهان جوامع غربی است. رهبر شهید انقلاب، با استناد به آمارهای رسمی و تکاندهنده خود غربیها، طبل رسوایی مدعیان دروغین حقوق بشر را به صدا درمیآوردند.
ایشان با اشاره به پیشینه تاریک اروپا در نگاه تحقیرآمیز به زن، میفرمایند: «کسانی که با ادبیات اروپایی… آشنا هستند، میدانند که در چشم فرهنگ اروپایی، از دوران قرون وسطی و بعد از آن تا اواسط قرن فعلی، زن موجود درجه دوم بوده است! هر چه بر خلاف این ادعا کنند، خلاف میگویند».
در ادامه، با بیانی که آکنده از تأسف و تأثر عمیق انسانی است، پرده از خشونتی برمیدارند که در زیر پوست شهرهای پرنور غرب جریان دارد: «آمار مال یک هفته قبل است… که یک سوم زنهای دنیا از دست مردها کتک میخورند! به نظر من اشک انسان در میآید؛ این گریهآور است و این بیشتر در کشورهای صنعتی است؛ در کشورهای فرنگی است… آن وقت راجع به زن بحث میکنند: شما حجاب را اجباری کردید… این هوچیگریهای غرب است».
رسالت امروز ما در خط مقدم جنگ روایتها
در روزگاری که مرز میان حقیقت و دروغ به باریکی یک تار مو رسیده است، در دورانی که شبکههای اجتماعی هر لحظه در حال تولید روایتهای فیک، برشخورده و دستکاریشده از حقوق زنان هستند، پناه بردن به این منظومه فکری، دیگر یک انتخاب فانتزی برای اوقات فراغت نیست؛ که ضرورتی قطعی و حیاتی برای بقای فکری و تمدنی ماست.
خوانش تحلیلی جایگاه زن در مکتب فکری شهید آیتالله خامنهای، به ما میآموزد که در برابر هیمنه پوشالی ابرقدرتها مرعوب نشویم و از موضع انفعال خارج گردیم. این نگاه به ما میآموزد که فریب لبخندهای دیپلماتیک و شعارهای حقوق بشری دشمن را نخوریم، زیرا تجربه تاریخی نشان داده است که دستهای چدنی استثمار، همواره زیر دستکشهای مخملی دفاع از حقوق زن پنهان شدهاند. در مکتب این پیشوای شهید، دفاع از زن، نیازمند یک هجوم همهجانبه به ارکان فکری غرب است:
«چرا باید کسانی در زمینه زن، یا در زمینه حقوق بشر، طوری حرف بزنند که گویی ما باید بکوشیم خودمان را با نقطهنظرهای غربیها نزدیک و آشنا کنیم؟ آنها اشتباه میکنند. آنها باید نقطهنظرهای خود را به ما نزدیک کنند».
«روحیه تهاجم در مقابله با زورگویان بینالمللی… نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمی و با حالت طلبکاری، گفته و بیان بشود… در قضیه زن مدعی هستیم؛ در قضیه حقوق بشر مدعی هستیم… ما مدعی اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویی نیستیم».
باید کتاب اندیشههای آن عزیز سفر کرده را بگشاییم، گرد و غبار فراموشی را از آن بزداییم، جایگاه فعلی خود را در رویارویی حق و باطل پیدا کنیم و با تکیه بر این «درسها»، آیندهای روشنتر برای زنان ایران اسلامی رقم بزنیم. همانگونه که آن شهید بزرگوار با خون خود بر حقانیت این مسیر مهر تأیید زد، امروز ماییم که باید در مزرعه تاریخ، بذر آگاهی بکاریم تا فردا، طوفانهای تحریف نتوانند ریشههای عفاف، کرامت و استقلال این ملت را بلرزانند. جهان غرب امروز متهم ردیف اول در دادگاه تاریخ است: «امروز جهان غرب است که باید به لحاظ نظری و عملی در این موضوعات به چالش کشیده شود و در برابر افکار عمومی جهان پاسخگو باشد. جهان غرب باید… درباره حقوق زن و حفظ کرامت او… پاسخگو باشد».
انتهای پیام