
محسن اردستانیرستمی، کارگردان مستند «روزگار احمد» در گفتوگو با
ایکنا با بیان اینکه رویدادهایی که هر کشور در مسیر تاریخی خود تجربه میکند، ردپایی عمیق و ماندگار در حافظه جمعی جامعه بر جای میگذارد، اظهار کرد: یکی از مهمترین عرصههایی که میتواند این تجربهها را ثبت و روایت کند، سینمای مستند است. در واقع مستند، آیینهای است که تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک ملت را به تصویر میکشد و کمک میکند آنچه در زمان وقوع رخ داده، برای نسلهای آینده قابل درک و تحلیل باشد. ما در سالهای اخیر با رخدادهایی مواجه شدهایم که شاید در یک قرن گذشته نمونههای مشابهی در کشور نداشته است؛ رخدادهایی که هم از نظر ابعاد اجتماعی و هم از نظر تأثیرگذاری بر زندگی مردم، بسیار مهم و سرنوشتساز بودهاند. طبیعی است که چنین رویدادهایی باید در آثار مستند بازتاب پیدا کنند، چراکه مستندسازی یکی از دقیقترین و ماندگارترین شیوههای ثبت واقعیت است.
وی ادامه داد: وقتی درباره رویدادهای مهم و بزرگ صحبت میکنیم، باید توجه داشته باشیم که نحوه روایت این رویدادها نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. برای مثال، اگر بخواهیم شرایط امروز را با دوران
دفاع مقدس یا حتی با سالهای جنگ در دوره مدافعان حرم مقایسه کنیم، باید بدانیم که فضای رسانهای امروز با آن دوران تفاوتهای جدی دارد. در آن زمان سرعت انتقال اطلاعات بسیار پایینتر بود و رسانهها ساختارهای محدودتری داشتند؛ اما امروز با گسترش فضای مجازی، شبکههای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی، سرعت گردش اطلاعات به شکل چشمگیری افزایش یافته است. همین موضوع باعث شده است که مخاطبان انتظار داشته باشند روایت رویدادها سریعتر، دقیقتر و در قالبهای متنوعتری ارائه شود.
این مستندساز گفت: در شرایط کنونی ما به چند نوع تولید رسانهای نیاز داریم. نخست، آثاری که بتوانند در کوتاهترین زمان ممکن به ثبت و انتشار رویدادها بپردازند. این آثار شاید از نظر عمق تحلیلی به اندازه مستندهای بلند و پژوهشمحور نباشند، اما نقش مهمی در ثبت لحظههای تاریخی دارند. نوع دوم آثاری هستند که با حوصله و زمان بیشتری ساخته میشوند و امکان پرداخت عمیقتری به موضوع دارند. این دسته از آثار معمولاً برای جشنوارهها، آرشیوهای فرهنگی و پژوهشهای تاریخی اهمیت زیادی پیدا میکنند. در واقع میتوان گفت همانطور که در حوزه مکتوب، ما با قالبهایی مانند روزنامه، مجله و کتاب مواجه هستیم، در عرصه مستند نیز باید چنین تنوعی وجود داشته باشد.
این مستندساز تصریح کرد: همانطور که روزنامهها وظیفه دارند اخبار روز را سریع منتشر کنند، برخی مستندها نیز باید کارکردی مشابه داشته باشند. در مقابل، مجلهها و کتابها فرصت بیشتری برای تحلیل و بررسی عمیق دارند و در سینمای مستند نیز چنین آثاری لازم است. بنابراین اگر بخواهیم روایت درستی از تحولات امروز ارائه دهیم، باید هر دو گونه را جدی بگیریم؛ هم آثار زودبازده و سریع و هم آثار پژوهشمحور و عمیق.
وی درباره تجربههای خود در این حوزه توضیح داد: در حال حاضر ما نیز مشغول تولید مجموعهای هستیم که تا حدی در همین چارچوب تعریف میشود. شرایط امروز و بهویژه وضعیت جنگی باعث شده است که فرم کار ما نیز متفاوت باشد. در این مجموعه که با عنوان «کارزار» از شبکه دو و شبکه شش پخش میشود، تلاش کردهایم نوعی روایت سیار از فضای اجتماعی و سیاسی کشور ارائه دهیم. لوکیشن اصلی ضبط برنامه داخل خودرو است و در سطح شهر حرکت میکنیم و با افراد مختلف گفتوگو میکنیم. این شیوه برای ما تجربه تازهای نیست. پیش از این نیز در لبنان و در جریان جنگ پس از عملیات طوفانالاقصی، تجربهای مشابه داشتیم. آن زمان همراه با علی سعدی مشغول تولید اثری بودیم که در فضای جنگی شکل میگرفت. اکنون نیز تلاش کردهایم همان تجربه را در شرایط امروز ایران به کار گیریم.
همانطور که روزنامهها وظیفه دارند اخبار روز را سریع منتشر کنند، برخی مستندها نیز باید کارکردی مشابه داشته باشند
وی افزود: مهمانان برنامه طیفهای متنوعی از جامعه هستند؛ از هنرمندان و خبرنگاران گرفته تا فعالان سیاسی، اعضای گروههای جهادی، مداحان و افرادی که در عرصههای مختلف اجتماعی حضور دارند. موضوع گفتوگوها نیز پیرامون جنگ، حاشیههای آن، تجربههای شخصی افراد و تحلیل آنچه در جامعه در حال وقوع است، شکل میگیرد. نکته مهم این است که ما صرفاً در یک استودیو ثابت ننشستهایم، بلکه در دل شهر حرکت میکنیم و در همان فضایی که مردم زندگی میکنند، به ثبت روایتها میپردازیم. در بسیاری از مواقع حتی در حین ضبط برنامه، صداهای انفجار در اطراف ما شنیده میشود. چنین اتفاقاتی بارها رخ داده است. برای مثال در یکی از قسمتهای ابتدایی این مجموعه، در حال گفتوگو بودیم که در نزدیکی محل ضبط، حادثهای رخ داد. همان زمان ضبط ادامه پیدا کرد و این تجربه واقعی نیز به بخشی از روایت برنامه تبدیل شد. در واقع ما تلاش میکنیم آنچه در شهر در حال رخ دادن است، به شکل زنده و بدون واسطه در برنامه منعکس شود.
اردستانیرستمی با اشاره به نقش فرهنگ مقاومت در تولیدات مستند اظهار کرد:
فرهنگ مقاومت یکی از مهمترین عناصر هویت اجتماعی در جامعه ماست؛ اما نکته مهم این است که این فرهنگ تنها در شعارها و بیانیهها خلاصه نمیشود، بلکه در رفتار و زیست روزمره مردم نمود پیدا میکند. به همین دلیل اگر بخواهیم این فرهنگ را در آثار مستند به تصویر بکشیم، باید به زندگی مردم نزدیک شویم و ببینیم چگونه در شرایط دشوار، همچنان به فعالیتهای روزمره خود ادامه میدهند.
در جنگ اخیر که از آن به عنوان جنگ 12روزه یاد میشود، یکی از مهمترین نکاتی که به چشم میآمد، حضور پررنگ مردم در صحنه بود. شاید در ابتدا تصور میشد که با وقوع انفجارها و تهدیدهای امنیتی، شهرها خلوت شوند و زندگی عادی مردم دچار وقفه شود؛ اما واقعیت این بود که مردم با وجود همه این شرایط، همچنان در صحنه حضور داشتند و زندگی جریان داشت.
این مستندساز گفت: اگر بخواهیم مقایسهای انجام دهیم، میتوانیم بگوییم که در طول آن جنگ 12 روزه، صدها انفجار در نقاط مختلف کشور رخ داد؛ اما در عین حال مردم همچنان در خیابانها حضور داشتند، کار میکردند و زندگی روزمره خود را ادامه میدادند. حتی اکنون در جنگ با آمریکا که مدت زمانی از آن روزها گذشته است، مشاهده میکنیم که سطح حضور اجتماعی مردم نه تنها کاهش نیافته بلکه در برخی موارد بیشتر هم شده است. این مسئله نشان میدهد که زیست مردم با مفهوم جنگ و مقاومت پیوند خورده است. مردم به نوعی با شرایط کنار آمدهاند و تلاش میکنند در عین حفظ آرامش و زندگی عادی، در برابر تهدیدها نیز ایستادگی کنند. این همان جلوهای از مقاومت است که شاید در نگاه اول کمتر دیده شود، اما در واقع بسیار مهم و تأثیرگذار است. یکی از وظایف مهم مستندسازان و فعالان رسانهای این است که این جلوههای کمتر دیدهشده از مقاومت را به تصویر بکشند. گاهی ما فقط به تصاویر انفجارها، تخریبها و صحنههای دراماتیک توجه میکنیم، در حالی که زندگی روزمره مردم نیز بخشی از واقعیت جنگ است. اگر بتوانیم این زندگی را به درستی روایت کنیم، در واقع تصویری واقعیتر و عمیقتر از مقاومت ارائه دادهایم.
در طول آن جنگ دوازدهروزه، صدها انفجار در نقاط مختلف کشور رخ داد. اما در عین حال مردم همچنان در خیابانها حضور داشتند، کار میکردند و زندگی روزمره خود را ادامه میدادند
وی درباره ویژگیهای یک اثر مستند تأثیرگذار در این حوزه توضیح داد: به طور کلی هر اثر مستند برای آنکه بتواند بر مخاطب اثر بگذارد، به دو عنصر مهم نیاز دارد؛ محتوا و فرم. خوشبختانه در جامعه ما از نظر محتوایی کمبودی وجود ندارد. رویدادهای مهم، شخصیتهای تأثیرگذار و تجربههای انسانی عمیق فراوانی وجود دارند که میتوانند موضوع آثار مستند باشند. اما نکته مهم این است که برای انتقال این محتوا باید فرم مناسبی نیز انتخاب شود. گاهی ممکن است یک موضوع بسیار مهم داشته باشیم، اما اگر فرم روایت آن مناسب نباشد، مخاطب نمیتواند با آن ارتباط برقرار کند. به همین دلیل مستندساز باید تلاش کند برای هر موضوع، قالب و شیوه بیان متناسبی پیدا کند. حتی ممکن است لازم باشد فرمهای جدیدی در روایت مستند تجربه شوند تا بتوانند پیام اثر را بهتر منتقل کنند.
اردستانیرستمی گفت: وقتی حادثهای در شهری رخ میدهد، ممکن است گروهی از مستندسازان به محل حادثه بروند و تصاویر انفجار یا تخریب را ثبت کنند. این کار بسیار ارزشمند است و در ثبت واقعیت اهمیت دارد. اما اگر بخواهیم به لایههای عمیقتر آن حادثه برسیم، باید به سراغ آدمهایی برویم که در دل آن اتفاق حضور داشتهاند. در واقع روایت اجتماعی جنگ از دل زندگی انسانها شکل میگیرد. شاید نشان دادن یک انفجار برای مخاطب جذاب باشد، اما آنچه بیش از همه بر ذهن و احساس مخاطب اثر میگذارد، داستان انسانهایی است که در آن شرایط زندگی کردهاند. برای مثال مادری که فرزند خود را در یک حادثه از دست داده، یا داوطلبانی که در قالب گروههای جهادی برای کمک به مردم به صحنه آمدهاند، هر کدام روایتهایی دارند که میتواند بسیار تأثیرگذار باشد. بنابراین اگر بتوانیم از نمای کلی و دور به سمت روایتهای نزدیکتر حرکت کنیم، در واقع به عمق بیشتری در روایت دست پیدا کردهایم. به عبارت دیگر، به جای آنکه فقط جمعیتها یا صحنههای بزرگ را نشان دهیم، باید به چهرهها، احساسات و تجربههای فردی نیز توجه کنیم. این همان جایی است که مستند میتواند تبدیل به یک روایت انسانی و ماندگار شود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش افراد مختلف جامعه در شرایط جنگی اشاره کرد و گفت: یکی از نکاتی که در روزهای ابتدایی پس از برخی حوادث بزرگ مشاهده کردم، نوعی بهت و حیرت در میان برخی افراد بود. حتی کسانی که علاقه و دلبستگی عمیقی به آرمانهای انقلاب و نظام داشتند، در ابتدا دچار نوعی شوک شده بودند. این حالت طبیعی است، زیرا وقتی یک حادثه بزرگ رخ میدهد، مدتی طول میکشد تا افراد بتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. اما نکته مهم این است که پس از گذشت این مرحله، هر فرد باید تلاش کند سهم خود را در کمک به جامعه ایفا کند. همه افراد لزوماً مستندساز یا خبرنگار نیستند، اما هر کس میتواند در حد توان خود کاری انجام دهد. ممکن است فردی با تلفن همراه خود از یک رویداد فیلم بگیرد، فرد دیگری در فعالیتهای اجتماعی مشارکت کند و شخص دیگری در قالب گروههای جهادی به مردم کمک کند.
این مستندساز تصریح کرد: در واقع جامعه در شرایط بحرانی به یک حرکت جمعی نیاز دارد. هر کسی باید ببیند در چه حوزهای میتواند مؤثر باشد و همان کار را انجام دهد. شاید از نظر ظاهری کارهای کوچک چندان به چشم نیاید، اما در مجموع همین فعالیتهای کوچک است که یک حرکت بزرگ اجتماعی را شکل میدهد. بارها دیدهام که گروههای جهادی در شرایط دشوار چگونه وارد میدان میشوند و کارهای متنوعی انجام میدهند. از فعالیتهای خدماتی گرفته تا کمکهای فرهنگی و حتی برگزاری برنامههایی برای کودکان، همه اینها بخشی از همان روحیه مقاومت است. در واقع این فعالیتها نشان میدهد که جامعه در برابر مشکلات منفعل نمیماند و تلاش میکند با همدلی و همکاری از بحران عبور کند.
اردستانیرستمی در پایان گفت: مهمترین میراثی که از رهبران و بزرگان این مسیر به ما رسیده، همین روحیه مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی است. هر کسی در هر جایگاهی که قرار دارد، میتواند نقشی در این مسیر ایفا کند. شاید یک نفر با ساخت یک فیلم مستند به ثبت حقیقت کمک کند و فرد دیگری با انجام یک کار ساده خدماتی، به بهبود شرایط جامعه کمک کند. مهم این است که هیچکس خود را بیتأثیر نداند و همه احساس کنند که میتوانند در این مسیر سهمی داشته باشند. اگر چنین نگاهی در جامعه تقویت شود، بدون تردید میتوان امیدوار بود که در برابر هر چالشی، با همبستگی و مقاومت از آن عبور خواهیم کرد.
انتهای پیام