
به گزارش ایکنا، اسماعیل شفیعی سروستانی در نخستین قسمت از گزارش ویژه «موعود» گفت: از منظرهای چند گانه به این رویارویی میتوان نگریست . پیش از آنکه با نوعی ساده اندیشی بخواهیم این نبرد را تقلیل داده و به منازعهای میان دو گروه اجتماعی و یا حتی دو کشور بر سر منافع مادی و جغرافیای سرزمینی تعبیر کنیم باید از سطحی پایین دیدگاه خود را بر کشیده و به دلایل پوشیده اما بسیار مهم این واقعه پی ببریم.
این امر تنها برای کسانی ممکن است که به درستی ایران، اسلام و موقعیت خاص و منحصر به فرد این وطن چند هزار ساله را در جغرافیای زمین و شرق بزرگ شناخته باشند و خود را با منازعات پست، کوچه و بازاری مشغول نکرده باشند .
جنگ ژئوپولتیک تنها یک وجه از این نبرد سرنوشت ساز را برملا می سازد. سعی ما بر این است تا با زبانی ساده وجه ژئوپولتیک این جنگ را بزنمایی کنیم.
1- جنگ ژئوپولتیک و اهمیت آن
ژئوپولتیک به بررسی تأثیر عوامل جغرافیایی بر سیاستهای بینالمللی و روابط قدرت میان کشورها میپردازد. این دانش، نقش موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی، جمعیت، اقلیم و زیرساختها را در شکلگیری سیاست خارجی و امنیت ملی کشورها تحلیل میکند.
از اهمیت آن میتوان به تعیین جایگاه کشورها در نظام بینالملل، تأثیرگذاری بر تصمیمات راهبردی و امنیتی، شکلدهی به ائتلافها و رقابتهای منطقهای و جهانی وهدایت سیاستهای انرژی، حملونقل و تجارت جهانی اشاره کرد.
ژئوپولتیک خاورمیانه: موقعیت، سوابق و تحولات
خاورمیانه به دلیل موقعیت استراتژیک بین آسیا، اروپا و آفریقا، و همچنین منابع عظیم انرژی، همواره در مرکز توجه قدرتهای جهانی بوده است.
از ویژگیهای ژئوپولتیکی خاورمیانه میتوان به وجود منابع نفت و گاز در خلیج فارس، گذرگاههای حیاتی مانند تنگه هرمز و بابالمندب، تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی و حضور بازیگران منطقهای قدرتمند مانند ایران، ترکیه، عربستان و اسرائیل اشاره کرد.
سوابق تاریخی:
پس از جنگ جهانی اول، با فروپاشی امپراتوری عثمانی، مرزهای جدیدی توسط قدرتهای غربی ترسیم شد. در دوران جنگ سرد، خاورمیانه صحنه رقابت آمریکا و شوروی بود. انقلاب اسلامی ایران، جنگهای عراق، بحران سوریه و بهار عربی، همگی تحولات ژئوپولتیکی مهمی را رقم زدند.
دیدگاههایی درباره تلاش غرب و اسرائیل برای تغییر ژئوپولتیک منطقه
برخی تحلیلگران معتقدند که قدرتهای غربی و اسرائیل در تلاشاند تا با تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه، نفوذ خود را تثبیت کرده و تهدیدات بالقوه را کاهش دهند.
نظریههای مطرحشده:
طرح «خاورمیانه جدید» توسط دولت بوش و نظریهپردازانی مانند برنارد لوئیس، که تجزیه کشورهای بزرگ منطقه را پیشنهاد میداد.
حمایت از شورشهای داخلی و گروههای مسلح برای تضعیف دولتهای مستقل مانند سوریه و عراق و همچنین تلاش برای ایجاد کشور مستقل کردستان از بخشهایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه و پروژه «ایرانهراسی» و معرفی ایران بهعنوان تهدید منطقهای برای مشروعیتبخشی به اقدامات اسرائیل و متحدانش بخشی از این نظریات مطرح شده است.
اهداف احتمالی این سیاستها:
تضعیف محور مقاومت و کشورهای مستقل، تضمین امنیت اسرائیل، کنترل منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن و جلوگیری از ظهور قدرتهای منطقهای رقیب است.
طرح تجزیه خاورمیانه توسط برنارد لوئیس چه بود؟
طرح تجزیه خاورمیانه که به «نقشه برنارد لوئیس» معروف شده، یکی از جنجالیترین نظریههای ژئوپلتیکی قرن اخیر است که توسط مورخ و شرقشناس یهودیتبار آمریکایی- انگلیسی، برنارد لوئیس، مطرح شد. این طرح نهتنها در محافل دانشگاهی بلکه در سیاستگذاریهای غربی نیز بازتابهایی داشته است.
برنارد لوئیس معتقد بود کشورهای خاورمیانه به دلیل تنوع قومی، مذهبی و زبانی، ساختارهای شکنندهای دارند و برای جلوگیری از تهدیدهای منطقهای علیه منافع غرب، باید به واحدهای کوچکتر تقسیم شوند.
از اهداف اصلی طرح او جلوگیری از ظهور قدرتهای منطقهای مستقل)، تضمین امنیت اسرائیل، تسهیل کنترل منابع انرژی توسط غرب و ایجاد موازنه داخلی از طریق رقابت قومی و مذهبی است.
براساس طرح تجزیه، کشورهای بزرگ منطقه مانند ایران، عراق، سوریه، ترکیه، عربستان و پاکستان باید به کشورهای کوچکتر تقسیم شوند.
انتهای پیام